از زبان سیمین : خواستگارم فقط صیغه را قبول داشت، نه ازدواج دائم /  روایت دختر دامپزشک از عشق به جوان مقیم آمریکا + نظر کارشناسی
تبلیغات

به گزارش رکنا،

من «سیمین» هستم؛ ۳۰ سال دارم و تحصیلاتم در رشته دامپزشکی را به پایان رسانده‌ام و اکنون نیز دوره تخصصی را می‌گذرانم. با وجود همه سال‌هایی که برای درس و آینده‌ام تلاش کردم، هنوز نتوانسته‌ام درباره مهم‌ترین تصمیم زندگی‌ام، یعنی ازدواج، به خواسته خودم برسم. پدر و مادرم تقریباً با همه خواستگارانم مخالفت کرده‌اند و حالا هم اجازه نمی‌دهند برای ازدواج با مردی که دوستش دارم، راهی آمریکا شوم.

پدر و مادرم هر دو بازنشسته آموزش‌وپرورش هستند و همیشه نسبت به انتخاب همسر فرزندانشان حساسیت زیادی داشته‌اند. همه خواهران و برادرانم مطابق نظر خانواده ازدواج کرده‌اند و زندگی آرامی دارند. من اما به دلیل علاقه به تحصیل، سال‌ها درس را در اولویت قرار دادم. البته انتخاب رشته دامپزشکی هم به پیشنهاد خانواده بود، اما به مرور به این رشته علاقه‌مند شدم.

در تمام این سال‌ها، پدرم درباره خواستگارانم سخت‌گیری زیادی داشت. حتی یکی از همکلاسی‌هایم که به خواستگاری‌ام آمد، فقط به این دلیل که اهل روستا بود، از سوی پدرم رد شد؛ در حالی که من به او علاقه داشتم.

مدتی بعد یکی از دوستان مادرم، مردی ایرانی و مقیم آمریکا به نام «فرید» را به من معرفی کرد. او فقط سالی دو بار به ایران می‌آمد. بعد از آشنایی، برای خواستگاری اقدام کرد و در ابتدا هم خانواده‌ام مخالفتی نداشتند، اما وقتی قرار شد درباره ازدواج تصمیم بگیریم، پدرم شرط کرد که باید یک واحد مسکونی به نام من سند بزند. همین موضوع باعث ناراحتی او شد و به آمریکا بازگشت.

فرید حتی پیشنهاد داد هزینه سفر پدر و مادرم به عراق را پرداخت کند تا مراسم عقدمان در یکی از مکان‌های مذهبی برگزار شود، اما باز هم پدرم مخالفت کرد. حالا احساس می‌کنم دیگر راهی برای رسیدن به خواسته‌ام باقی نمانده و تصمیم گرفته‌ام به تنهایی راهی آمریکا شوم.

اما وقتی در جلسه مشاوره، پدرم درباره علت مخالفتش صحبت کرد، دلیل دیگری را مطرح کرد؛ دلیلی که پیش از آن به این شکل نشنیده بودم.

او گفت شرط انتقال سند خانه فقط برای سنجش توان مالی و میزان مسئولیت‌پذیری خواستگارم بوده و حتی بعداً از این شرط هم صرف‌نظر کرده است. به گفته پدرم، دلیل اصلی مخالفت این بود که فرید اصرار داشت ابتدا مدتی بدون ازدواج دائمی و رسمی با من زندگی کند و اگر پس از چند سال به تفاهم رسیدیم، آن زمان ازدواج رسمی انجام شود.

پدرم می‌گفت نگران بوده اگر این رابطه در کشوری غریب به پایان برسد، آینده من با مشکلات جدی روبه‌رو شود. او همچنین تأکید کرد که خانواده فرید هیچ‌گاه برای خواستگاری حضور پیدا نکردند و امکان تحقیق درباره وضعیت خانوادگی و اخلاقی او نیز برای خانواده‌ام وجود نداشت.

اختلاف‌ها میان ما آن‌قدر شدید شد که مدتی خانه را ترک کردم و نزد یکی از دوستانم در غرب کشور رفتم. حالا هم تصمیم دارم به تنهایی به آمریکا سفر کنم، اما خانواده‌ام همچنان با این تصمیم مخالف هستند و این اختلاف همچنان ادامه دارد.

ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

نظر کارشناس

کارشناسان حوزه خانواده معتقدند اختلاف میان والدین و فرزندان بر سر انتخاب همسر، زمانی به چالش جدی تبدیل می‌شود که گفت‌وگو و شفافیت جای خود را به بی‌اعتمادی و تصمیم‌های یک‌جانبه بدهد. از نگاه متخصصان، خانواده‌ها حق دارند درباره امنیت، شخصیت، پیشینه و آینده فردی که قرار است به عضویت خانواده درآید، پرس‌وجو و نگرانی‌های خود را مطرح کنند؛ به‌ویژه زمانی که ازدواج با فردی مقیم خارج از کشور یا با تفاوت‌های فرهنگی و حقوقی همراه باشد.

در مقابل، کارشناسان تأکید می‌کنند فرزندان نیز پس از رسیدن به سن قانونی و برخورداری از بلوغ فکری، نیاز دارند در فضایی آرام و به دور از تنش، دیدگاه‌ها و خواسته‌های خود را بیان کنند. به باور متخصصان، گفت‌وگوی صریح، انجام تحقیقات کامل درباره فرد مقابل، آشنایی دو خانواده و بهره‌گیری از مشاوره پیش از ازدواج، می‌تواند از بسیاری از سوءتفاهم‌ها و تصمیم‌های احساسی جلوگیری کند و زمینه انتخابی آگاهانه‌تر را فراهم سازد.

 

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1228971
  • ایده تعیین جنسیت با تزئین تخم مرغ + فیلم

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات