از زبان من مینا: شوهرم بعد از طلاق دوباره برگشت، اما حالا خودش را از من پنهان می‌کند هنوز دوسش دارم
تبلیغات

عکس ساخته هوش مصنوعی است

به گزارش گروه حوادث رکنا، «هنوز بیشتر از یک ماه از طلاقم نگذشته بود که جواد دوباره سراغم آمد و از من خواست گذشته را فراموش کنم و زندگی مشترکمان را از نو بسازیم. با وجود تمام سختی‌هایی که کشیده بودم، دلم نمی‌خواست زندگی‌ام به جدایی ختم شود و تصور کردم این بار همه چیز فرق می‌کند، اما اشتباه می‌کردم.»

این‌ها بخشی از روایت مینا، زن ۲۱ ساله‌ای است که در گفت‌وگو با مشاور پلیس، از فراز و نشیب‌های زندگی مشترکش سخن گفت.

سه سال قبل، درست پس از پایان دوران دبیرستان، «جواد» به خواستگاری‌ام آمد. چند ماهی بود که از طریق رفت‌وآمدهایم با او آشنا شده بودم. جواد که ۹ سال از من بزرگ‌تر بود، با خودروی پراید در یک شرکت تاکسی تلفنی کار می‌کرد و هر زمان به تاکسی نیاز داشتم، او مرا به مقصد می‌رساند. همین آشنایی کم‌کم به علاقه و تصمیم برای ازدواج رسید.

اما وقتی خانواده او برای خواستگاری آمدند، تازه فهمیدم مادرش و برخی دیگر از اعضای خانواده به شدت با این ازدواج مخالف هستند. دلیل مخالفتشان را هیچ‌وقت نفهمیدم، اما مادر جواد آشکارا مخالفت می‌کرد. با وجود این، من و جواد بر تصمیممان اصرار داشتیم و سرانجام ازدواج کردیم.

از همان ابتدا رفتار خانواده همسرم برایم عجیب بود. نه مراسمی برای عقد برگزار کردند و نه رسم و رسوم معمول را انجام دادند. حتی مادرشوهرم با این جمله که «ما رسم نداریم»، از انجام کوچک‌ترین خرید یا هدیه‌ای هم خودداری کرد و بیشتر هزینه‌ها را مادرم با درآمد اندکش پرداخت.

حدود دو سال دوران نامزدی ما گذشت، اما رفتار همسرم هر روز سردتر می‌شد. او بیش از هر چیز تحت تأثیر مادرش بود و توجه چندانی به من نداشت. بارها وقتی به خانه خانواده‌اش می‌رفتم، از همان پشت در می‌گفتند جواد خانه نیست؛ در حالی که مطمئن بودم داخل منزل حضور دارد.

در همین مدت، همسرم خودروی خود را فروخت و گفت می‌خواهد با پول آن وسایل زندگی مشترک را تهیه کند، اما نه جهیزیه‌ای خرید و نه پولی به من داد. بعد از آن هم بیکار شد و خانواده‌اش او را از من پنهان می‌کردند. هر بار تماس می‌گرفتم، مادرش پاسخ می‌داد و می‌گفت جواد به تهران، شمال یا شهر دیگری رفته و فعلاً برنمی‌گردد.

وقتی دیگر راهی برای پیگیری نداشتم، به دلیل پرداخت نکردن نفقه از او شکایت کردم. آن زمان فقط یک جمله می‌شنیدم؛ «جدایی». بعد از ماه‌ها رفت‌وآمد، سرانجام طلاق گرفتیم.

اما هنوز یک ماه از جدایی نگذشته بود که جواد دوباره به سراغم آمد. می‌گفت از گذشته پشیمان شده و می‌خواهد زندگی را از نو شروع کنیم. من هم که هنوز دوستش داشتم، پیشنهادش را پذیرفتم و این بار بدون حضور دیگران دوباره با او ازدواج کردم. حتی مهریه‌ام را از ۱۱۴ سکه به ۱۴ سکه کاهش دادم تا زندگی‌مان راحت‌تر ادامه پیدا کند.

با این حال، او همچنان بیکار بود و مادرم هزینه‌های زندگی ما را پرداخت می‌کرد. بعدها نیز با کمک خیران، برایمان جهیزیه تهیه شد و با وجود مخالفت خانواده همسرم، زندگی مشترکمان را آغاز کردیم.

اگرچه همسرم گاهی کارگری می‌کرد، اما همچنان همان بی‌تفاوتی گذشته را داشت. بیشتر وقتش یا سر کار بود یا به بهانه خستگی از خانه بیرون نمی‌آمد. حتی در شرایطی که برای پرداخت اجاره خانه با مشکل روبه‌رو بودیم، مسئولیت چندانی در قبال زندگی احساس نمی‌کرد.

مادرم که نگران آینده من بود، یک دستگاه پراید اقساطی برای همسرم خرید تا بتواند کار کند و درآمد ثابتی داشته باشد، اما این تصمیم هم تغییری در شرایط ایجاد نکرد. اختلاف‌های ما بیشتر شد و او حتی به مادرم و برادرانم توهین می‌کرد.

در تمام مدت زندگی مشترک، حتی یک بار هم برای تفریح یا گذراندن وقت کنار هم از خانه خارج نشدیم. او بیشتر به حرف‌های مادرش توجه می‌کرد تا خواسته‌های من.

مدت زیادی از وقتش را نیز در شبکه‌های اجتماعی می‌گذراند و همیشه سرگرم تلفن همراهش بود. یک روز در اوج مشاجره به او گفتم اگر همچنان هزینه‌های زندگی را نپردازی و مسئولیتی قبول نکنی، دوباره از راه قانونی اقدام می‌کنم.

همان لحظه گفت: «پس بهتر است از هم جدا شویم.» بعد هم به خانه مادرش رفت و مرا تنها گذاشت.

حالا هر بار با او تماس می‌گیرم، می‌گوید در مشهد نیست و اگر قصد جدایی دارم، از راه قانونی اقدام کنم. او همچنان خودش را از من پنهان می‌کند و حاضر نیست تکلیف زندگی مشترکمان را روشن کند.

با وجود همه این اتفاقات، هنوز دلم نمی‌خواهد دوباره طلاق بگیرم، اما آینده‌ام در هاله‌ای از ابهام قرار گرفته و نمی‌دانم چه سرنوشتی در انتظارم است.

پرونده این زن برای بررسی بیشتر و ارائه خدمات مشاوره‌ای و اجتماعی، در پلیس مورد رسیدگی قرار گرفت.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1228661
  • حرف‌های متفاوت علی صادقی درباره گذر عمر؛ اعترافی که مخاطبان را تحت تأثیر قرار داد + فیلم

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات