ازدواج موفق، ترکیب دوکلمه آشنا که هم در زمینه های دینی، مشاوره خانواده و هم در زندگی روزمره در تمامی فرهنگ ها به چشم میخورد و آرزوی هر پدر و مادر و شخص است که قصد ازدواج دارد، اما شاید تا بحال کمتر کسی ازدواج موفق را تعریف کرده باشد که اصلا ببینیم آیا معیار هایی که طبق این تعریف ارائه میشود برای مد نظر ماست یا خیر. در این مقاله در پی تعریفی جامع از ازدواج موفق و معیارهای ازدواج آن خواهیم بود

ازدواج موفق به چه معناست؟

ازدواج موفق ازدواجی تلقی خواهد شد که نه تنها از لحاظ جسمی که از لحاظ روحی در آرامش باشید  و اوقات خوب و شادی را در کنار شریک خود بگذرانید. درباره موضوعات گوناگون بتوانید با یکدیگر صحبتِ بدون دعوا و فریاد داشته باشید. بتوانید با یکدیگر مشورت مفید داشته باشید. اگر به گذشته بازگردید بازم این ازدواج را بخواهید . به طوریکه نخواهید شانس خود را با شخصی دیگر امتحان کنید چون چیزهایی را که میخواهید دارید! اگر هم نقصی هست یا کمبودی، بتوانید آنرا با دیگر جنبه های خوب همسرتان پوشش دهید، توجه کنید منبع این ازدواج موفق، ویژگی های همسرتان است نه علاقه ای که در قلب شماست . اما پس جای علاقه کجاست؟ علاقه شما نیرو محرکه این ازدواج موفق است که به دنبال این جنبه ی پوشش دهنده در همسرتان بگردید.

در یک کلام زندگی مشترک تان را با وجود تمام مسایل بخواهید و دوست داشته باشید. این موضوع اساس یک ازدواج موفق است.

معیار های ازدواج موفق کدامند؟

  1. شباهت : طبق آخرین پژوهش ها زوج های خوشبخت بیشترین شباهت را از لحاظ ظاهر و نوع پوشش و درجه جذابیت دارند و در بین این زوج ها بیشترین میزان رضایت به چشم میخورد. اما چقدر شباهت لازمست؟ طبق تحقیقی که در سال 1870 در آمریکا انجام شد در بین زوج های هم نژاد با دین مشترک ، سن مشترک یا با اختلاف کم ، مذهب و تحصیلات ، طبقه اجتماعی – اقتصادی مشترک و شبیه به هم  ، ویژگی های روانشناختی نظیر : هوش، ویژگی های بدنی از قبیل بلندی قد ، نگرش ها در مورد رفتار جنسی و نقش های جنسیتی که بهم نزدیک و شبیه بودند، بیشترین رضایت به چشم می خورد .

به طور قطع یافتن کسی که عینا مانند ما فکرکند و پوشش و علایق شبیه و مدنظر ما را داشته باشد بسیار سخت است .

پس راهکار چیست ؟ به طور کلی اولویت های خودرا تعیین کنید . چه چیزهایی اگر متفاوت باشد میتوانید تحملشان کنید و چه چیزهایی را بطور قطع به یقین نمی توانید حتی با کمی تفاوت تحمل کنید . این موارد را در همسر خود بیابید و بسنجید .

2.روی زمان حال تمرکز کنید : به چیزهایی که درآینده در همسرتان تغییر خواهد کرد فکر نکنید . بطور مثال اگر شما تحصیلات بالایی دارید و همسرتان خیر، به این موضوع فکر نکنید که تحصیلاتش را ادامه میدهد ، یا اگر فقیر است پولدار خواهد شد و ..... شاید شرایط همسرتان هیچ گاه تغییر نکند . آیا می توانید همسرتان را به همین صورتیکه هست بپذیرید؟

3.خانواده ها در نظر بگیرید : این جمله را زیاد شنیده ایم که « من با خودش میخواهم ازدواج و زندگی کنم نه خانوادش ! » این موضوع خواه برای شما خوشایند باشد و یا نباشد امری بسیار مهم است . خانواده شما و همسرتان جایی است که در آن بزرگ شده اید ، رشد یافته و مراحل کودکی و نوجوانی و جوانی خودرا درآن طی کرده اید  ، شخصیت تان شکل گرفته و سال های زندگیتان را تا قبل از ازدواج  درآن می گذرانید پس بیشترین تاثیر را در نظرات و عقاید و شخصیت فرد دارد . خانواده شما شاهد تمام این مراحل و تغییرات درشما بوده اند پس بهتر از هرکسی شما را می شناسد و نقاط قوت و ضعف تان را می دانند . حتی پس از ازدواج با پیش آمدن هر موضوع خوشایند و ناخوشایندی بازم خانواده های شما و همسرتان درگیر خواهند شد . نظر خانواده ها شاید کل موضوع نباشد اما مشورت گرفتن و سنجیدن شرایط خانواده ها بخش مهمی چه در شروع چه در ادامه زندگی مشترک خواهد بود.

4.علاقه : نوع علاقه بین شما و همسرتان را مشخص کنید . این امر با انجام یک آزمون دقیق توسط یک روانشناس تعیین خواهد شد . مرکز مشاوره آویژه با متخصصان خود در حیطه مشاوره خانواده میتواند به شما یاری برساند. اگر چنین امکانی نیست از طریق مطالعه منابع درست ، عناصر قوی در رابطه  خود را بیابید . تحقیقات نشان می دهد غالب زوج های موفق و بادوام بر عنصر مشفقانه رابطه خود تاکید می ورزند و احساسات شدید که مشخص کننده عشق شهوانی است در طول زمان کمتر دوام دارند .

5.سن : با توجه به اینکه از لحاظ روانشناختی بلوغ ذهنی در خانم ها زودتر رخ می دهد برای همین توصیه میشود خانم ها  بین 3 تا 7 سال از همسر خود کوچکتر باشند . از طرفی خانم های جوانتر زیبایی و قدرت باروری بالاتری نیز خواهند داشت . اما گاهی این موضوع صادق نیست چه بسا گاهی خانم از همسرش سن بیشتری دارد اما سن عقلی همسرش بیشتر است یا خانم ریز جثه و کم سالتر از همسرش به چشم می آید که در این موارد اگر عدد داخل شناسنامه برای خودتان و همسرتان مهم نیست پس برای نادیده گرفتن معیار سن هیچ مشکلی نخواهد بود .

6.روراست باشید و تیزبین : لازم نیست خود را بهتر یا بدتر از آنچه هستید نشان دهید ، نه مهربان تر و خوش اخلاق تر از حالت معمولتان باشید نه خشن تر و بداخلاق تر ، چون شما قرار است باقی زندگی خود را با این شخص بگذرانید و آن شخص باید بداند اخلاق و سلیقه شما چطور است تا بتواند تصمیم مناسبی برای شروع زندگی با شما بگیرد . در مورد شریک خود نیز تیزبین باشید ویژگی های واقعی هر شخص را از رفتار های جزیی و کوچکش می توان متوجه شد . بطور مثال از شخصی که اکثر مواقع کفش هایش خاکی است انتظار شیک بودن و نظافت دایمی خود نداشته باشید .

7.سخت گیری نکنید : نه سفت و سخت بگیرید ونه شل و آسان ! یک قلم و کاغذ بردارید و روی آن تمام ویژگی های خوب و بد شخص مودنظرتان را بنویسید . اگر شخص مورد نظرتان 70٪-80٪  از کل خواسته های شما را برآورد کند ، برای شروع و ادامه یک زندگی خوب کافیست .

8.خوشناسی : مهم ترین اصل و مهم ترین نکته ! خودتان را بشناسید برونگرایید یا درونگرا ؟ افرادی را که تا بحال دوست داشته اید چه ویژگی هایی داشته اند که مورد علاقه شما واقع شده و برایتان جذاب بوده؟ علایق شما در چه زمینه هایی است؟ در چه زمینه هایی توانا هستید و چه مقدار از استعداد های خود را شناخته و به ظهور رسانده اید ؟ آیا توانایی فداکاری و از خودگذشتگی دارید ؟ می توانید بدون خانواده تان تصمیم درست بگیرید ؟ آیا می توانید قاطع باشید و پای انتخاب خود بایستید ؟ آیا میدانید از زندگی چه میخواهید و چقدر از خواسته هایتان را به دست آورده اید ؟ اصلا چرا میخواهید ازدواج کنید ؟ و..........

پیش از اینکه ازدواج کنید از بلوغ عقلیِ کافی خود مطمین شوید ، کمی زندگی با ثباتی از لحاظ احساسی و شخصیتی و شغلی و... را ایجاد کنید سپس گام در شروع رابطه ای بگذارید که به مانند آشیانه ای ،‌ ستون هایش شما و همسرتان خواهید بود.

آیا این خبر مفید بود؟