رکنا گزارش می دهد
پایان جنگ40روزه در خلیج فارس؛ آتش بس دیپلماتیک و معادلات تازه قدرت
رکنا، جنگ چهلروزهای که از نهم اسفند با حملات گسترده آمریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز شد و در نوزدهم فروردین با توافق آتشبس پایان گرفت، به یکی از نقاط عطف معادلات امنیتی خاورمیانه تبدیل شده است. در این مسیر تهران در جریان مذاکرات پایان جنگ مجموعهای از شروط راهبردیاز تضمین عدم تجاوز و تداوم کنترل بر تنگه هرمز تا رفع کامل تحریمها و خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه را مطرح کرد؛ شروطی که به باور تحلیلگران میتواند نشانهای از تلاش برای بازتعریف توازن قدرت و معماری امنیتی جدید در خلیج فارس باشد.
به گزارش خبرنگار رکنا، جنگ چهلروزهای که از نهم اسفندماه با حملات گسترده آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد و در نوزدهم فروردینماه به آتشبس رسید، نقطه عطفی در معادلات امنیتی خاورمیانه محسوب میشود. این جنگ که از دل تنشهای فزاینده پیشین سر برآورد، بهسرعت ساختارهای بازدارندگی و توازن قدرت منطقه را در معرض آزمونی کمسابقه قرار داد.
آغاز عملیات با حمله به زیرساختهای حساس ایران، در ابتدا با هدف محدودسازی توان نظامی و هستهای تهران طراحی شده بود، اما واکنش سریع و دامنهدار ایران بهویژه در جبهههای فرامتنی باعث شد دامنه درگیری از سطح یک حمله محدود فراتر رفته و به بحرانی چندلایه تبدیل شود.
با شروع درگیریهای موشکی و هوایی و همراهی تحرکات منطقهای متحدان ایران، منطقه خلیج فارس بهویژه تنگه هرمز به کانون اصلی فشارهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی تبدیل شد؛ آبراهی که هرگونه اخلال در آن، مستقیماً امنیت انرژی جهان را تحت تأثیر قرار میدهد.
مسیر جنگ بهگونهای پیش رفت که هزینههای عملیات برای جهان بهسرعت افزایش یافت. بازارهای انرژی دچار نوسانهای شدید شد و بیم گسترش جنگ به کل منطقه اعتماد سرمایهگذاران بینالمللی را فروریخت.
همین فشارها، همراه با نگرانی قدرتهای جهانی از یک بحران کنترلناپذیر، زمینه را برای آغاز مذاکرات فشردهای فراهم کرد که در نهایت به توافق آتشبس انجامید.
در این فرایند، ایران مجموعه شروطی را طرح کرد که نه تنها پایان جنگ را تعیین میکرد، بلکه در عمل به دنبال تثبیت جایگاه راهبردی تهران در نظم امنیتی جدید منطقه بود.
مهمترین این شروط شامل تضمین عدم تجاوز، حق استمرار کنترل عملیاتی بر تنگه هرمز، پذیرش ادامه برنامه غنیسازی، لغو کامل تحریمهای اولیه و ثانویه، پایان یافتن قطعنامههای شورای امنیت و شورای حکام، پرداخت خسارت جنگی، خروج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه و توقف عملیات در سایر جبهههای مرتبط بود. هر یک از این شروط میتوانند فضای ژئوپلیتیکی تازهای شکل دهند.
تحلیلگران معتقدند که مهمترین پیامد چنین توافقی، بازتعریف نقش تنگه هرمز در راهبردهای امنیتی جهانی است. تثبیت کنترل یکجانبه ایران بر این گذرگاه میتواند یک تغییر بنیادین در الگوی توزیع قدرت دریایی در خلیج فارس ایجاد کند؛ تغییری که از دههها پیش آمریکا تلاش داشت مانع آن شود.
از سوی دیگر، پایان تحریمها و کنارهگیری تدریجی نیروهای رزمی آمریکا از منطقه، موازنه قدرت را در مسیر جدیدی قرار میدهد که در آن بازیگران منطقهای باید راهبردهای تازهای برای بقا و تعامل طراحی کنند.
همچنین توقف درگیریها در جبهههای همسو، بهویژه لبنان، ویژگی های دیگری را به این روند داد.
با وجود دستیابی به آتشبس، بحران هنوز پایان نیافته است. آتشبسهای پساجنگ در خاورمیانه معمولاً شکنندهاند و بیش از آنکه پایان درگیری باشند، مقدمهای برای مرحلهای جدید از چانهزنی قدرت محسوب میشوند. به همین دلیل، هرچند جنگ چهلروزه فروکش کرده، اما تبعات راهبردی آن،از تغییر نقش آمریکا تا تثبیت جایگاه منطقهای ایران و بازسازی جبهههای همسو برای سالها فضای سیاسی و امنیتی منطقه را تحتتأثیر قرار خواهد داد.
در مجموع، این روند بیشتر از بررسی جنگ درباره شکلگیری معماری تازهای از قدرت است؛ معماریای که هنوز در حال ساختهشدن است و آینده آن به رفتار بازیگران متعدد و متغیرهای پیشبینیناپذیر وابسته خواهد بود.
ارسال نظر