معرفی مدل هوش استراتژیک به عنوان الگوی توانمندساز شایستگی مدیران در کلاس جهانی
تبلیغات

به گزارش رکنا، در این کنفرانس محمدرضا مرادی مقاله " مدل هوش استراتژیک به عنوان الگوی توانمند ساز شایستگی مدیران در کلاس جهانی " را در بخش ویژگی‌ها و شایستگی‌های مدیران و رهبران کلاس جهانی ارائه کردند.

مسئله اصلی در این مقاله، ارائه مدل هوش استراتژیک براساس متغیرهای عملیاتی با هدف توانمندسازی قابلیت‌های مدیران امروزی در سطح کلاس جهانی است. لذا اساس کار برای پیاده‌سازی این مدل ارائه یک الگوی اجرایی توانمندساز با زیرساخت تفکر استراتژیک است که در آن فرایند ابتدا پتانسیل‌های مدیران براساس مؤلفه‌های هوش هیجانی بررسی می‌گردد و سپس میزان شناخت آنان در مؤلفه‌های هوش کسب و کار از منظر مدیریتی و مدیریت دانش از منظر توانایی آنان در ایجاد چرخه تولید و بهره‌برداری دانش و تعامل بینش آنان شناسایی می‌گردد، سپس با تمرینات و حل مسائل اجرایی روز در محیط کسب‌وکار شبیه‌ساز شده، با هدایت مربیان براساس سازگاری با شرایط متغیر و تعامل متقابل رفتاری و توانایی حل مسئله، پتانسیل‌های آنان به بالفعل تبدیل شده و برای تصمیمات آنی و حل مسائل توانمند می‌گردند. کارگاه‌های عملیاتی که تاکنون با این روش و مدل در جهت توسعه فردی و سازمانی انجام شده است به طور محسوسی خلق ارزش افزوده در زنجیره توانایی شایستگی بعضی از مدیران ایجاد کرده است.

مقاله کامل به شرح زیر است:

معرفی مدل هوش استراتژیک به عنوان الگوی توانمندساز شایستگی مدیران در کلاس جهانی

Introducing Strategic Intelligence Model as an Enabling Model of Managers’ Competency in the World Class

نویسنده : محمدرضا مرادی

گروه هوش استراتژیک  dr.moradi@strategicis.ir           

چکیده:

از آنجا که هوش استراتژیک توانایی سازگاری با محیط کسب و کار امروزی در شرایط کاملا ناهموار و متغییر است، مسئله اصلی در این مقاله ارائه مدل هوش استراتژیک براساس متغییرهای عملیاتی با هدف توانمدسازی قابلیت های مدیران امروزی در سطح کلاس جهانی می باشد. لذا اساس کار برای پیاده سازی این مدل ارائه یک الگوی اجرایی توانمندساز با زیرساخت تفکر استراتژیک است که در آن فرایند ابتدا پتانسیل های مدیران براساس موئلفه های هوش هیجانی بررسی می گردد و سپس میزان شناخت آنان در موئلفه های هوش کسب و کار از منظر مدیریتی و مدیریت دانش از منظر توانایی آنان در ایجاد چرخه تولید و بهره برداری دانش و تعامل بینش انان شناسایی می گردد ، سپس با تمرینات و حل مسائل اجرایی روز در محیط کسب و کار شبیه ساز شده ،با هدایت مربیان برای سازگاری با شرایط متغییر و تعامل متقابل رفتاری و توانایی حل مسئله، پتانسیل های آنان به بالفعل تبدیل شده و برای تصمیمات آنی و حل مسائل توانمند می گردند. کارگاه های عملیاتی که تاکنون با این روش و مدل در جهت توسعه فردی و سازمانی انجام شده است بطور محسوسی خلق ارزش افزوده در زنجیره توانایی شایستگی بعضی از مدیران ایجاد کرده است .

کلمات کلیدی:

هوش استراتژیک ، تفکر استراتژیک ، توسعه سازمانی ، توانمندسازی مدیران ، حل مسئله

بیان مسئله:

هوش استراتژیک به مفهوم خاص آن از ابتدا در مشاغل نظامی بکار گرفته شده است و از این منظر هوش استراتژیک توانایی مورد نیاز برای برنامه ریزی ، خط مشی و فعالیت های استراتژیک نظامی در سطح ملی و بین المللی تعریف شده است. سپس مفهوم جدید هوش استراتژیک از حدود چهل سال پیش با عجین شدن موضوع کسب و کار در عرصه جهانی مطرح گردید. تحقیقات گسترده ای در این زمینه سالیان متمادی درحال اجرا است ولی هنوز بین محققین و تحلیلگران سازمانی اختلاف نظر درخصوص چگونگی بهره برداری از موئلفه های هوش استراتژیک در سطح بین المللی وجود دارد. اغلب مفهوم هوش استراتزیک مترادف با واژه های نظیر هوش رقابتی، هوش کسب و کار، هوش مشتری ، مدیریت دانش و غیره در نظر گرفته شده است.

 Jhon R Wells استاد تمرینات استراتژیک هاروارد، هوش استراتژیک را در محیط کسب و کار اینگونه تفسیر می کند که: “هوش استراتژیک” توانایی سازگار پذیری با شرایط دائماً متغیر امروزی می باشد که با گام برداشتن در یک مسیر ثابت و هموار مغایرت دارد. زیرا تمامی سیگنال ها و نشانه های رقابتی امروزی، ما را به سازگاری با شرایط متغیر فرا می خوانند. هنگامی که من با دقت بیش تری به دلیل ورشکستگی شرکت ها پرداختم، متوجه شدم که اکثر آن ها وجود مشکل را دریافته بودند، اما نتوانسته اند استراتژی حل مسئله را تشخیص دهند. اغلب آن ها حاضر به تغییر در راستای شرایط جدید نبوده اند، زیرا پیش از آن سرمایه های انسانی و مالی زیادی را برای ایجاد ساختار خود هزینه نموده و تغییر این جبر ساختاری برایشان امر دشواری محسوب شده است. و در نهایت، کارمندان یک شرکت یا سازمان هستند که تحت اثرات استراتژی توسعه یافته و مناسب قرار می گیرند.

از این رو، در این مقاله  “هوش استراتژیک” را قابلیتی در نظر گرفته ایم  که از طریق آن و با توجه به رفتارهای فردی و اجتماعی خود می توانیم روش صحیح سازگارپذیری با شرایط جدید را بیاموزیم.

به دنبال این توصیف کلی بسیاری از محققین و تحلیلگران محیط کسب و کار به اجرای هوش استراتژیک در قالب حل مسئله و سازگاری سریع با تغییرات این محیط پرداخته اند.

لذا در هوش استراتژیک با توجه به شرایط ویژه اقتصادی و محیط رقابتی کسب و کار و نیاز به ماندگاری، خلق ارزش افزوده، رشد سهم بازار در محصولات جدید، توانایی درک وارتباط با جوامع بین المللی ، به روزآوری تغییرات حاصل از فن آوری اطلاعات و آموزش مهارت هایی که بتواند تفکر استراتژیک را تقویت نماید تا دست اندرکاران و رهبران کسب و کار هرچه بیشتر خود را به شرایط توانمندی در حل مسائل سازمانی و قدرت تصمیم سازی و تصمیم گیری برسانند، توانسته ایم طی چندین سال با مدلی ترکیبی و روشی کاربردی و با یک تعامل متقابل رفتاری به توانمندسازی کارشناسان، روساء ، مدیران و رهبران سازمان ها و شرکت ها کمک نمائیم.

تعاریف عملیاتی:

    تفکر استراتژیک به عنوان یک فرآیند ذهنی تعریف می‌شود که توسط برخی افراد مانند رهبران و مدیران یک سازمان برای دستیابی به اهداف آن مجموعه به کار گرفته می‌شود. تفکر راهبردی همچنین به عنوان یک فعالیت شناختی در نظر گرفته می‌شود که باعث پرورش افکار استراتژیک کارآمد و سودآور در ذهن افراد می‌شود.

    هنری مینتزبرگ تفکر استراتژیک را یک نمای یکپارچه از کسب و کار در ذهن می داند .

    گری هامل آن را معماری هنرمندانه استراتژی  بر مبنای خلاقیت و فهم کسب و کار توصیف می کند .

    رالف استیسی آن را طرحریزی بر مبنای یادگیری می شناسد .

    از دیدگاه ماهوی تفکر استراتژیک یک بصیرت و فهم است این بصیرت کمک می کند تا در شرایط پیچیده کسب و کار:

     1- واقعیتهای بازار و قواعد آن به درستی شناخته شود .

    2- ویژگیهای جدید بازار زودتر از دیگران کشف گردد.

    3- جهشهای (ناپیوستگیهای ) کسب و کار درک شود .

    4- برای پاسخگویی به این شرایط راهکارهای بدیع و ارزش آفرینی خلق شود.

    اکثر افراد وقتی با کلمه توسعه فردی روبرو می شوند اولین ذهنیت انان دستیابی به پیشرفت در کسب و کار و کسب درامد بالا می باشد که این فکر هم مهم و هم درست است. تصور کنید که بعنوان کارمند در شرکتی مشغول فعالیت هستید آیا شما حاضرید که در کل سی سال خدمت کاری در یک جایگاه شغلی فعالیت نماید؟ یا به فکر توسعه جایگاه شغلی خود هستید. برنامه توسعه فردی (Individual Development Plan) سرمایه گذاری در یک راه وروش فردی است که هر شخص می تواند با توجه به اهداف، آرمان ها و توقعات خودش از زندگی شخصی و شغلی به شناسایی استعدادها ، مهارت هاو توانائی های ناشناخته خودش پی ببرد و به آنها با یک برنامه منظم و راهبردی به صورت پایدار و مستمر دست پیدا کند.

توسعه فردی در سه زمینه جسمی، ذهنی و روحی –روانی کسب می گردد. کسب مهارت های ورزشی ، رعایت تغذیه و خواب مناسب از جمله فعالیت هایی است که در جنبه توسعه جسمی هر فرد قرار می گیرد تقویت مهارت های یادگیری از جمله تمرکر، حل مسئله، مهارت های دیجیتال و ارتباطی و همچنین مباحث مربوط به بالا بردن اعتماد به نفس ، مدیریت استرس و ایجاد تفکرات مثبت و افزایش انگیزش و ارتباطات از جمله مهارت های توسعه فردی در زمینه ذهنی می باشد. حال برای اینکه توسعه فردی منجر به توسعه سازمانی گردد بایستی با به کارگیری سیستماتیک از دانش علوم رفتاری برای توسعه یک برنامه ریزی استراتژیک در سازمان و با تمرکز بر ساختار، فرایندها و استراتژی های سازمان که در نهایت منجر به اثربخشی بالا در سازمان گردد به توسعه سازمانی برسیم.

    پرورش و توانمندسازی مدیران و رهبران سازمانی.یک از ابزارها و مهارتهای لازم برای توسعه سازمان می باشد . بهره گیری از توان بالقوه و بهینه سازی مهارت های فردی رهبران سازمان های همواره یکی از برنامه های توسعه فردی و سازمانی و در نهایت یکی از فرایندهای اصلی هوش استراتژیک در سازمان های یادگیرنده می باشد.لذا توانمندسازی یعنی قدرت بخشیدن به مهارت های پنهان و آشکار مدیران که بتوانند با افزایش مهارتهای فردی و سازمانی خود که بعنوان شایستپی از آن ها یاد می شود سازمان و کارکنان را به هوشمندی استراتژیک برسانند.

    توانایی شناخت مشکلات و فرصت ها و به کارگیری قدرت تجربه و تحلیل، خلق راهکار و مقایسه ی آنها با راهکار های دیگر برای ه دست آوردن راهکار نهایی، مهارت حل مسئله نام دارد

    یکی از الزامات هوش استراتژیک، توانایی هوش هیجانی فرد می باشد. هوش هیجانی (عاطفی)، یک نوع مهارت اجتماعی است، همراهی با مردم، مدیریت عواطف و احساسات در روابط و توانایی ترغیب و رهبری دیگران است.لذا  تحلیل رفتار متقابل یکی از ابزارها و تکنیک های رفتاری  درخصوص شناسایی پتانسیل های فردی و در نتیجه دستیابی به تغییرات رفتاری مثبت و افزایش هوش هیجانی می باشد. شناخت احساسات فردی برای هر شخص یکی از الزامات شخصیتی هر فرد محسوب می گردد. اریک برن می گوید: درون هر فرد یک کودک انطباق یافته و یک کودک طبیعی فعال است. کودک انطباق یافته بخشی از وجود هر فردی است  که آن را از والدین یا جانشینان آنها آموخته است وهرکسی در هر سنی آن را با خود دارد.کودک طبیعی ، آن بخش از شخصیت درونی هر فرد است که دارای جنبه های خلاق، آزاد، شاد، عاشق تفریح و حتی خودخواه و پرخاشگر می تواند باشد که با شناخت از احساسات درونی خودمان می توانیم آن کودک درون کان را فعال کنیم و به یک رفتار طبیعی تبدیل نمائیم.

بنابراین برای افزایش توانایی خود در هوش هیجانی، با تکنیک تحلیل رفتار متقابل، می توانیم سطح هوشمندی استراتژیک خود را در امور جاری زندگی شخصی و شغلی ارتقاء بخشیم. در این راه فقط کافی است با تکنیک رفتار متقابل هر فرد احساسات سه گانه ( احساسات خوب، مشروط و ناخوشایند) درون خودش را ابتدا شناسایی کند و سپس در جهت رشد و تعالی احساسات برگزیده برای شخصیت فردی خودش به تمرین و ممارست بپردازد تا بتواند نسبت به تاثیرگذاری و هوشمند سازی رفتار فردی اش در زندگی شخص و شغلی موفق عمل نماید

    مدیریت دانش، مدیریت صریح و سیستماتیک دانش حیاتی و فرایندهای به‌هم پیوسته‌ی آن یعنی تولید، سازماندهی، پخش، استفاده و بهره‌برداری از دانش با پیشروی در اهداف کسب‌وکار است. لازم به ذکر است که دانش، هم دربرگیرنده‌ی دانش ضمنی (در ذهن افراد) و هم دانش صریح (کدگذاری‌شده و بیان‌شده‌ مثل اطلاعات در پایگاه‌های داده، اسناد و غیره) است. یک برنامه‌ی دانشی خوب به فرایندهای توسعه‌ی دانش توجه می‌کند و هر دو شکل پایه‌‌ای دانش را منتقل می‌کند. زمانی که مدیریت دانش در عرصه‌ی مدیریت جریان اصلی در سال ۱۹۹۵ پدیدار شد،‌ پیمایشی در آن زمان نشان داد که ۷۰ درصد از دانش به‌عنوان محرک اولیه‌ی رشد درآمد دیده می‌شود. نتیجه‌ی تحقیقات ایکوجیرو نوناکا (Ikujiro Nonaka) که از پیشگامان دانش است مشخص کرد که:شرکت‌های موفق شرکت‌هایی هستند که دائما دانش جدید خلق می‌کنند،‌ آن را به شکل گسترده در سراسر سازمان منتشر می‌کنند و به‌سرعت در فناوری‌ها و محصولات جدید به‌کار می‌برند. بنابر این در این فرایند توانمندسازی ما مدیریت دانش را از منظر توانایی رهبران در ایجاد چرخه تولید و بهره برداری دانش و تعامل بینش انان شناسایی می کنیم و به کار می گیریم.

روش اجرایی :

مدل هوش استراتژیک:

مدل سه ضلعی هوش استراتژیک شامل هوش هیجانی، هوش کسب و کار و مدیریت دانش می باشد. این مدل برای ایجاد زنجیره ارزش در توانمندسازی متخصصین بویژه مدیران و رهبران سازمانی با توجه به متغییرهای عملیاتی که در تعریف هوش استراتژیک امده است ترسیم شده است. متغییر های عملیاتی هوش استراتژیک شامل : سازگاری با شرایط کاملا متغیر، تعامل متقابل رفتاری و توانایی حل مسئله است. البته مولفه هوش رقابتی در این مدل در مجموعه عملیات هوش کسب و کار بررسی می گردد.

روش توانمندسازی:

ما نمی توانیم ساخت فرمول استراتژی را از اجرای آن جدا کنیم. ما نمی توانیم درباره تغییر استراتژی خود صحبت کنیم، مگر اینکه آگاه باشیم چه عواملی موجب ایستادگی ما در برابر تغییرپذیری و نقش ما در سازگارپذیری بیشتر در یک سازمان می گردد. افرادیکه در لایه های برنامه ریزی ، تفکری و تصمیم گیری یک سازمان قرار دارند، اغلب زودتر از بقیه متوجه ضرورت ایجاد یک تغییر می شوند.

بنابر این روش اجرایی ما در کارگاه توانمندسازی هوش استراتژیک ، شبیه به خط تولید یک کارخانه است. در این کارخانه توانمندسازی، ماده خام اولیه تفکر استراتژیک است که کارشناسان ، روساء مدیران و رهبران سازمانها بایستی به آن مجهز باشند. ایفای نقش، حل مسئله، روش های تصمیم سازی و تصمیم گیری ، کار تیمی، انتقال تجربه و ایجاد تفکر سیستمی از جمله روش های اجرایی در پیاده سازی این مدل توانمندسازی هستند . درنتیجه محصول نهایی این کارگاه ، توانمندشدن متخصصین سازمان ها در هوش استراتژیک می باشد.

نتایج قابل انتظار:

رهبران برای ورود به کلاس جهانی بایستی دارای شایستگی ها و توانمندی های استراتژیک باشند

۱- نهادینه شدن تفکر استراتژیک بعنوان اصلی ترین شایستگی رهبران کلاس جهانی

۲- شناسایی و بهبود توانایی های بالقوه رهبران و متخصصان ( هوش هیجانی) برای توسعه فردی در کلاس جهانی

۳- بهبود و یادگیری چرخه بهره گیری از دانش و انتقال تجربه  در سازمان

۴- توانمندی در جهت حل مسائل روز سازمانی و جهانی برای رهبران و متخصصان کلاس جهانی

در نهایت با اجرای این مدل مفهومی و روش کاربردی و ممارست های اجرایی به توانمندسازی رهبران در تصمیم سازی و تصمیم گیری در شرایط کاملا بحرانی خواهیم رسید که باعث افزایش شایسگی مدیران و رهبران برای ورود به کلاس جهانی خواهد بود.

منابع:

    ال ویلن ، توماس..، هانگر، جی دیوید ( مولف) سید محمد اعرابی،هاشم آقازاده( مترجم)،1396، مدیریت استراتژیک و سیاست کسب و کار جلد اول و دوم ، انتشارات دفتر پژوهش های فرهنگی

    Wells, John R., 2012, Strategic IQ, publisher Jossey – Bass.

    Maccoby, Michael., Scudder, Tim., 2011, paper: Strategic intelligence: A conceptual system of leadership for change, performance Improvement.

    Pierre Kruger, Jean., 2010, A study of strategic intelligence as strategic management tool in the long – term insurance industry in south Africa, Master of commerce in the subject of business management at the university of south Africa.

 

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات