هرگونه انتقال آب بین حوضه ای در ایران مردود است / باید به طرف انتقال مجازی آب حرکت کنیم

سال هاست که منابع آبی کشور با انتقال آب مدیریت می شود. انتقال آب بین حوضه ای از جمله مهمترین راهکارهایی است که در سال های اخیر، مسئولان برای جبران کسری آب در مناطق کویری کشور آن را اجرایی کرده اند. یعنی مدیران بدون توجه به آثار سوء بلندمدت زیست محیطی و اجتماعی انتقال آب، به جای این که به سراغ افزایش بهره وری آب در مناطق مرکزی کشور بروند، به انتقال آب از مناطق پرآب به کویر خشک ایران و توسعه صنعت و کشاورزی در مرکز کشور بر مبنای انتقال آب بین حوضه ای پرداخته اند.

اگرچه بسیاری از استان های ایران با کم آبی شدید دست و پنجه نرم می کنند، اما بر اساس معیارهای یونسکو، هرگونه انتقال آب بین حوضه ای در ایران مردود است.

اساسا یونسکو پنج معیار اساسی برای مجاز شمردن انتقال آب دارد که به شرح ذیل است:

1. هیچ راهی به جز انتقال آب بین حوضه ای در حوضه مقصد برای رفع کم آبیِ موجود وجود نداشته باشد؛ یعنی تمام راهکارهای جایگزین انجام شده باشد.

2. در حوضه ی مبدا، به اندازه کافی آب وجود داشته باشد؛ توجه کنید که وقتی درباره موجودیت آب صحبت می کنیم، یعنی آب تجدیدپذیر منهای نیاز زیست محیطی؛ بنابراین تامین نیازهای زیست محیطی در حوضه مبدا باید اولویت باشد.

3. انتقال آب بین حوضه ای نباید باعث صدمات زیست محیطی جدید در حوضه های مبدا و مقصد شود.

4. انتقال آب بین حوضه ای نباید باعث صدمات اجتماعی - فرهنگی در حوضه های مبدا و مقصد شود؛ در این مساله، حتی صدمات روحی، روانی و مذهبی نیز باید مد نظر قرار گیرد.

5. هر دو حوضه مبدا و مقصد باید از منافع انتقال آب بین حوضه ای منتفع شوند.

حال اگر هریک از این پنج گزینه را در ایران بررسی کنیم، خواهیم دید که هرگونه انتقال آب بین حوضه ای در ایران مردود است.

اول آنکه بیش از 34 درصد از آبی در که در استان های ایران مصرف می شود، ناکارآمد است. این به آن معنا است که هنوز راهکارهای بسیار زیادی وجود دارند که با به کارگیری تکنولوژی و اصلاح الگوی تولید خود، می توانند مصرف آب را کاهش داده و کم آبی خود را پاسخ دهند.

به عنوان مثال، گیاهان زراعی و باغی ایران، در شرایط فعلی، حدود 45 میلیارد مترمکعب آب مصرف می کنند؛ دقت کنید که آب مصرفی با برداشتی فرق دارد. این در حالی است که اتخاذ تکنولوژی هایی مانند روش های آبیاری صرفه جو، رفع خلا عملکرد با مدیریت مصرف نهاده ها، مالچ پاشی و دیگر روش های مدیریتی، می تواند تا 15 میلیارد مترمکعب مصرف آب در کشور را کاهش دهد؛ این عدد حدود 10 برابر بیشتر از آبی است که سالانه به صورت انتقال آب بین حوضه ای بین استان های کشور منتقل می شود؛ بنابراین معیار اول یونسکو در این پروژه های انتقال آب در نظر گرفته نشده است.

دوم آن که اگر تامین نیازهای زیست محیطی اولویت باشد، آن گاه مقادیر محاسبه شده برای آب قابل استحصال نشان می دهد که تمام استان های ایران، حتی استان های شمالی کشور نیز در برخی از ماه های گرم سال دچار کم آبی هستند؛ بنابراین هیچ استانی نداریم که با احتساب نیازهای زیست محیطی، پرآب محسوب شود. حتی گیلان و مازندران نیز در بازه هایی از ماه های اردیبهشت تا اواسط شهریور، آب را به ازای تعدی به حریم محیط زیست مصرف می کند. بنابراین هیچ استانی نمی تواند مبدا مناسبی برای انتقال آب بین حوضه ای باشد!

حدود 35 میلیارد مترمکعب از آبی که سالانه در بخش کشاورزی مصرف می شود، در ازای تعدی به حریم محیط زیست بوده و باعث ناپایداری زیست بوم استان های ایران شده است. سهم استان های مختلف در این مجموع، متناسب با وضعیت اقلیمی و محیطی و مدیریتی شان متفاوت بوده و بین 0.6 تا 13 درصد متغیر است؛ اما آنچه مهم است این نکته است که سهم هیچ استانی در این ناپایداری صفر نیست؛ به عبارتی دیگر، هیچ استانی نداریم که الگوی فعلی مصرف آب در آن پایدار باشد و باعث تخریب محیط زیست نشود.

معیارهای سوم و چهارم که خود بر همگان واضح است؛ نگاه کنید به اثرات زیست محیطی که این انتقال های آب در استان هایی همچون چهارمحال و بختیاری و خوزستان به جای گذاشته است؛ به مناقشات اجتماعی و آسیب های روحی - روانی که به دلیل از بین رفتن معیشت کشاورزان به آنها وارد شده است؛ شرح این دو بند خود مثنوی هفتاد من است که در مقوله این یادداشت کوتاه نمی گنجد. فقط نگاهی بندازید به همین مطالبه گری های اخیر مردم در استان های درگیر انتقال آب بین حوضه ای مثل همین سه استان که مثال زدم.

و سوال من این است؛ آیا واقعا منافع حاصل از انتقال های آب بین حوضه ای در ایران، در این مدت، به هر دو حوضه مبدا و مقصد رسیده است؟ خیر. همواره حوضه مقصد منتفع بوده و حوضه مبدا ناراضی. همیشه این انتقال ها با صدمات زیست محیطی و اجتماعی - اقتصادی زیادی در مبدا همراه بوده که باعث نارضایتی ساکنان آن شده است.

ایران باید رویکرد خود را از انتقال فیزیکی آب، به انتقال مجازی آب تغییر دهد. تدوین استراتژی تجارت آب مجازی در برنامه توسعه هفتم و توسعه سیاست های حمایتی برای اجرای آن در عمل، یک ضرورت برای ایران است. در تجارت آب مجازی نیز نکاتی باید در نظر گرفته شود و آن این که اولا آب از مکانی با موجودیت بالاتر به مکانی با موجودیت پایین تر به صورت مجازی منتقل شود و دوم آن که همیشه مسیر تجارت، از مکانی با بهره وری بالاتر به مکانی با بهره وری پایین تر باشد. تجارت آب مجازی در مسیر مخالف نیز می تواند صدمات جبران ناپذیری را به همراه داشته باشد.

آیا این خبر مفید بود؟