رکنا گزارش می دهد
عصر تکزیستی؛ ۱۸ میلیون ایرانی در سن ازدواج هنوز مجردند/ چرا تحصیلکردگان ایرانی ازدواج را تحریم کردهاند؟
اجتماعی رکنا، گزارشهای رسمی از وضعیت جوانان، تصویری عریان از یک شکست بزرگ ارائه میدهد. وقتی ۱۰ میلیون مرد و ۸ میلیون زن در سن ازدواج، راهی برای تشکیل خانواده نمییابند، باید به دنبال ریشههای عمیقتری در سیاستگذاریهای کلان گشت. ازدواجگریزی ۶۵ درصدی در میان تحصیلکردگان، فریاد خاموش نسلی است که به جای یافتن راهی برای زیست مشترک، انزوا و تکزیستی را به عنوان یک انتخاب عقلانی در برابر بنبستهای معیشتی و فرهنگی انتخاب کرده است.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، آمارهای اخیر ارائهشده از سوی بهمن عبدی، مدیرکل دفتر برنامهریزی وزارت ورزش و جوانان در برنامه «فردای ایران»، بار دیگر زنگ خطر را برای نهاد خانواده در ایران به صدا درآورده است. دادههای رسمی که جمعیت ۱۸ میلیونی جوانان مجرد (۱۰ میلیون مرد و ۸ میلیون زن) را نشان میدهد، در کنار آمار قابلتأمل «۶۵ درصدی ازدواجگریزی در میان تحصیلکردگان»، تنها یک عدد ساده نیست؛ بلکه نشاندهنده یک تغییر پارادایم در سبک زندگی و ارزشهای نسل جوان است که نیازمند آسیبشناسی دقیق و جامع است.
شکاف میان سطح سواد و نرخ ازدواج؛ چرا تحصیلکردگان عقبنشینی میکنند؟
نکته کلیدی و شاید تکاندهنده این گزارش، همبستگی میان افزایش سطح تحصیلات و کاهش میل به ازدواج است. در نگاه نخست، این پدیده ممکن است متناقض به نظر برسد؛ چرا که انتظار میرود با ارتقای دانش، توانمندی برای تشکیل زندگی نیز افزایش یابد. اما واقعیتهای میدانی تحلیل دیگری را پیش روی ما میگذارد.
نخستین عامل، «تغییر در انتظارات و معیارهای انتخاب» است. با افزایش سطح سواد، بهویژه در میان زنان، استقلال فردی و خودباوری تقویت شده است. در حالی که ساختارهای سنتی خانواده همچنان بر الگوهای دیرین خود ایستادهاند، نسل تحصیلکرده، ازدواج را نه یک ضرورت بیولوژیک یا اجتماعی، بلکه یک «انتخاب آگاهانه» میبیند که باید با استانداردهای کیفی زندگی او همخوانی داشته باشد.
دوم، فشارهای اقتصادی است که بر قشر تحصیلکرده سنگینی میکند. این گروه از جامعه برای دستیابی به جایگاه اجتماعی مناسب، سالهای طولانی را صرف آموزش کردهاند و اکنون با ورود به بازار کار، با واقعیتهای تلخ تورم و ناپایداری معیشتی روبرو هستند. برای این قشر، هزینههای سربارِ شروع زندگی مشترک به معنای سقوط از جایگاه اقتصادی است که با دشواری به دست آوردهاند.
آیندهپژوهی؛ جامعهای که به سمت تکزیستی میرود
اگر روند کنونی «ازدواجگریزی» بدون مداخلات هوشمندانه و تغییر در سیاستگذاریهای کلان ادامه یابد، میتوان پیشبینی کرد که ایران در سالهای پیش رو با چالشهای ساختاری عمیقی روبرو خواهد شد:
واضحترین پیامد، کاهش شدید موالید و شتاب گرفتن روند سالمندی جمعیت است که توان پویایی اقتصاد کشور را در آینده نزدیک بهشدت کاهش میدهد.
روند رو به رشدِ «تکزیستی» یا همان زندگی مجردی، الگوهای مسکن، مصرف و حتی تعاملات اجتماعی را تغییر خواهد داد. این پدیده به تدریج نهاد خانواده را از حالت «واحد اصلی جامعه» به یک «انتخاب حاشیهای» سوق میدهد.
ازدواجگریزیِ تحمیلی، نه از سرِ میل، بلکه از سرِ ضرورت یا ترس از شکست، میتواند منجر به افزایش نرخ افسردگی و انزوای اجتماعی در بلندمدت شود.
آسیبشناسی سیاستگذاری؛ حلقه مفقوده کجاست؟
به نظر میرسد سیاستگذاران حوزه جوانان تا امروز بیشتر بر «تشویقهای کلامی» یا «تسهیلات بانکی مقطعی» تمرکز کردهاند. در حالی که معضل ازدواجگریزی، ریشههایی عمیق در عدم امنیت اقتصادی، عدم توازن در بازار کار و تضاد میان ارزشهای نوین جوانان و ساختارهای سنتی ازدواج دارد.
برای مدیریت این وضعیت، نیازمند بازنگری اساسی هستیم. دولت باید به جای تمرکز صرف بر پرداخت وام، زیرساختهای اعتماد به آینده را بازسازی کند. کاهش نرخ تورم، ایجاد فرصتهای شغلی پایدار برای جوانان با تحصیلات عالی و مهمتر از همه، حمایت اجتماعی از نوپا زندگیهای مشترک (مانند تضمین امنیت شغلی و مسکن ارزانقیمت)، از جمله اقداماتی است که میتواند تمایل به تشکیل خانواده را به عنوان یک «گزینه منطقی» و نه یک «بار سنگین» بازگرداند.
ازدواجگریزی در ایران، یک آسیب اجتماعیِ تکبعدی نیست؛ بلکه معلولِ فشارهای چندلایه اقتصادی و تغییرات فرهنگی است. اگر وزارت ورزش و سایر نهادهای مسئول به جای تمرکز بر آمارهای کمی، به دنبال حل ریشهایِ مطالبات نسل جوان نباشند، شکاف میان این ۱۸ میلیون جوان مجرد و واقعیتهای خانوادگی در کشور، هر روز عمیقتر خواهد شد. این گزارش هشداری است برای آنکه دریابیم، ازدواج در ایران برای زنده ماندن، بیش از هر چیز به «امنیت» و «امید» نیاز دارد.
-
فیلم گفتگو / صدای غیرعادی قطار چه رازی را فاش می کند؟ / مردانی که درباره جان صدها مسافر تصمیم می گیرند
ارسال نظر