عدد بزرگ اقتصاد، خرید کوچک مردم/ اقتصاد ایران برای هر نفر ماهی ۲۲ میلیون تومان درآمد می سازد؛ اثر تورم آن را به زیر ۵ میلیون می رساند

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا،  در سال ۱۴۰۴ عددی روی کاغذ می نشیند که وسوسه می کند باورش کنیم. سهم اسمی هر ایرانی از درآمد ملی، ماهانه حدود ۲۲ میلیون و ۱۲۰ هزار تومان. عددی که در نگاه اول می تواند شبیه خبر خوب باشد، چون بزرگ است و به ظاهر با گذشته فاصله دارد. اما زندگی، با بزرگی عدد قانع نمی شود. زندگی با چیزی قانع می شود که بتوان با آن خرید، درمان کرد، اجاره داد، و آخر ماه هنوز چیزی از نفس باقی مانده باشد.

چهل و پنج درصد بیشتر، دو برابر گران تر  

آدم ها ممکن است امسال دستمزد بالاتری گرفته باشند و حتی روی فیش حقوقی شان رشد دیده شود. اما اگر قیمت ها با سرعتی نزدیک به دو برابر شدن بالا رفته باشند، آن رشد تبدیل به یک حرکت نمایشی می شود. اینجا همان نقطه ای است که جامعه وارد سوء تفاهم جمعی می شود. پول بیشتر شده، اما پولدارتر شدن اتفاق نیفتاده. فاصله میان این دو جمله، همان فاصله میان آرامش و اضطراب است.

 بیست و سه هزار و نود و سه هزار میلیارد، صفر هایی که به خانه ها نمی رسند  

درآمد ملی جاری کشور در سال ۱۴۰۴ حدود ۲۳ هزار و ۹۳ هزار میلیارد تومان گزارش شده است. این عدد وقتی بین ۸۷ میلیون نفر تقسیم می شود، همان سهم سرانه سالانه حدود ۲۶۵ میلیون تومان را می سازد و در ماه می شود ۲۲ میلیون و ۱۲۰ هزار تومان. اما همین جا باید مکث کرد. درآمد ملی سرانه، حقوق ماهانه یک فرد نیست. کل درآمدی است که اقتصاد تولید می کند؛ از نفت و کارخانه و مغازه تا دولت و بخش های دیگر. و مهم تر از آن، همه این درآمد مستقیم در جیب خانوار نمی نشیند. بخشی در دولت می ماند، بخشی در شرکت ها، بخشی تبدیل به سرمایه و بدهی و بودجه می شود. جامعه با عددی روبه رو است که به نام همه نوشته می شود، اما به شکل مساوی در زندگی همه دیده نمی شود.

چهار میلیون و هفتصد و هشتاد و هشت هزار، عددی که درد را واقعی می کند  

مشکل اصلی، تورم است. با تورم نمی شود عدد های امروز را با عدد های دیروز مقایسه کرد. برای همین بانک مرکزی یک روایت دیگر می دهد؛ روایت درآمد سرانه به قیمت ثابت، یعنی عددی که اثر رشد قیمت ها از آن حذف شده تا بتوان قدرت واقعی را دید. بر اساس داده های ارائه شده، درآمد ملی به قیمت ثابت در سال ۱۴۰۴ معادل ۴ هزار و ۹۹۷ میلیارد تومان بوده است. وقتی همین را بر ۸۷ میلیون نفر تقسیم کنیم، درآمد سرانه واقعی سالانه حدود ۵۷ میلیون تومان به قیمت های سال ۱۴۰۰ می شود؛ یعنی ماهانه حدود ۴ میلیون و ۷۸۸ هزار تومان به قیمت سال ۱۴۰۰.  

اینجا است که شوک اتفاق می افتد. آن ۲۲ میلیون، وقتی به زبان قدرت خرید ترجمه می شود، به چیزی شبیه ۴ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان در سال ۱۴۰۰ برمی گردد. یعنی بخش بزرگی از آنچه روی کاغذ شبیه رشد است، در بازار واقعی دود می شود. این همان جایی است که مردم می گویند چرا با اینکه بیشتر می گیرم، کمتر زندگی می کنم.

 شصت درصد کمتر از ۱۳۵۵، چهل درصد پایین تر از ۱۳۹۰  

وقتی درآمد سرانه واقعی در طول زمان کنار هم گذاشته می شود، تصویر از سطح فردی بیرون می آید و به یک آسیب اجتماعی تبدیل می شود. داده های تاریخی نشان می دهد بالاترین سطح درآمد سرانه واقعی به سال ۱۳۵۵ برمی گردد. بعد هم سال هایی مثل ۱۳۸۶ و ۱۳۹۰ با بالا رفتن درآمد های نفتی، سطح بهتری ساخته اند. اما جنگ و تحریم معمولا این شاخص را پایین کشیده اند. اکنون در سال ۱۴۰۴ درآمد سرانه واقعی نسبت به سال ۱۳۵۵ حدود ۶۰ درصد کمتر و نسبت به سال ۱۳۹۰ حدود ۴۰ درصد پایین تر گزارش شده است.  

این اعداد یعنی اقتصاد، به ازای هر ایرانی، کمتر تولید می کند. یعنی سهم هر نفر از کیک اقتصاد کوچک تر شده. و وقتی سهم کوچک می شود، فقر فقط یک طبقه را نمی زند، به آرامی به عادت روزانه تبدیل می شود و طبقه متوسط را هم از درون خالی می کند.

دو دهه عقب تر، یک نسل مضطرب تر  

پایین آمدن درآمد سرانه واقعی فقط یک خبر اقتصادی نیست. ترجمه اجتماعی اش این است که خانواده ها بیشتر حذف می کنند. حذف گوشت و میوه با کیفیت، حذف آموزش های مکمل برای بچه ها، حذف تفریح، حذف درمان به موقع، حذف پس انداز. حذف ها اول آرام اند، بعد به سبک زندگی تبدیل می شوند. این فرسایش، خودش را در دعوا های کوچک خانه، در اضطراب مزمن، در تصمیم های به تعویق افتاده مثل ازدواج و فرزندآوری، و در حس بی آینده گی نشان می دهد. وقتی اقتصاد برای هر نفر کمتر می سازد، جامعه برای هر نفر کمتر امید تولید می کند.

 ۱۴۰۵، وقتی تورم بماند و تولید نماند  

برای سال ۱۴۰۵ هنوز عدد قطعی در دست نیست، اما مسیر قابل حدس است. اگر تورم بالا بماند و تولید و درآمد واقعی زیر فشار جنگ و تحریم آسیب ببیند، امکان دارد سطح رفاه خانوار باز هم پایین تر برود و رکورد تازه ای ثبت شود. در چنین وضعی، حتی اگر عدد های اسمی باز هم بزرگ تر شوند، جامعه دوباره همان جمله را تکرار می کند. پول بیشتر شده، اما زندگی نه.

روایت ۱۴۰۴ را نمی شود با ۲۲ میلیون تمام کرد. باید آن را به قیمت ثابت ترجمه کرد تا معنای واقعی اش دیده شود. آن وقت جامعه با عددی روبه رو می شود که تکان می دهد. ماهانه حدود ۴ میلیون و ۷۸۸ هزار تومان به قیمت سال ۱۴۰۰. این ترجمه، توضیح می دهد چرا مردم با وجود رشد های اسمی، احساس عقب رفتن دارند. مسئله فقط تورم نیست، مسئله کوچک شدن سهم واقعی هر ایرانی از درآمدی است که اقتصاد تولید می کند. و این کوچک شدن، وقتی طولانی شود، از اقتصاد عبور می کند و به زخم اجتماعی تبدیل می شود.

 

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1249702
  • فیلم/ اتفاق باورنکردنی در مراسم عروسی خواهرزاده منوچهر هادی/ وقتی پای آتش‌نشانان به بهترین شب زندگی این زوج باز شد