رکنا گزارش می دهد
آیفون ۱۸؛ تازهترین آرزویی که از دسترس جوانان دور میشود/ ۶۴۰ میلیون تومان برای یک گوشی؛ جوانان کجای این بازار ایستادهاند؟
اجتماعی رکنا: آیفون ۱۸ هنوز به ویترین مغازههای ایران نرسیده، اما قیمت فرضی ۶۴۰ میلیون تومانی آن یک واقعیت تلخ را پیش چشم جوانان گذاشته است: خرید یک گوشی پرچمدار میتواند به بیش از سه سال دستمزد کامل نیاز داشته باشد؛ آن هم در شرایطی که خانه و خودرو پیشتر از دسترس بخش بزرگی از نسل جوان خارج شدهاند.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، هنوز پای آیفون ۱۸ به ویترین مغازههای ایران نرسیده و پرچمدار جدید اپل تنها در آن سوی مرزها رونمایی شده است، اما بازار غیررسمی، فضای مجازی و دلالان پیش از ورود فیزیکی دستگاه، بازی قیمتگذاری را آغاز کردهاند. اعدادی نجومی که این روزها دست به دست میشوند، تنها پیشدرآمدی از یک شوک قیمتی جدید هستند؛ چرا که تجربه نشان داده هزینه رجیستری، تعرفههای متغیر گمرکی، سود واسطهها و عطش بازار برای نوبرانهها، قیمت نهایی را در بدو ورود به مراتب بالاتر از این پیشبینیها خواهد برد.
اگر عدد فرضی و حداقلی ۶۴۰ میلیون تومان برای آیفون ۱۸ پرو مکس ملاک قرار گیرد، عمق شکاف اقتصادی پیش رو تکاندهنده است. از سال ۱۳۹۵ تا امروز، قیمت ریالی این ابزار حدود ۱۴۷ برابر شده، یعنی سرعت افزایش قیمت پرچمداران تکنولوژی بیش از هفت برابر شتاب دستمزدها بوده است. یک نیروی کار حتی اگر تمام دستمزد خود را بدون ریالی خرج کردن کنار بگذارد، باید بیش از سه سال کار کند تا بتواند این گوشی را بخرد. این محاسبات البته با فرض محال ثبات قیمتها تا زمان ورود و پس از آن است؛ حال آنکه واقعیت بازار با حباب نوبرانهها اعدادی بسیار سنگینتر را رقم خواهد زد.
حباب روانی و بازاری که مصرفکننده را جا میگذارد
این قیمتگذاریهای فرضی پیش از ورود رسمی، کارکردی فراتر از عدد و رقم ساده دارند؛ آنها مرزهای روانی جامعه را جابهجا میکنند و بازار سایر تلفنهای همراه را نیز تحت تاثیر قرار میدهند. تا چند سال پیش، یک گوشی میانرده وسیلهای در دسترس برای عموم مردم و طبقه متوسط بود، اما امروز تهیه همان دستگاههای معمولی نیز نیازمند چندین ماه دستمزد دستنخورده است.
گوشی هوشمند در دنیای امروز صرفا کالایی مصرفی یا ابزار تفریح نیست. این وسیله به دفتر کار، بستر آموزش، شعبه بانکی و تنها پل ارتباطی نسل جدید با جهان تبدیل شده است. وقتی حتی پیش از ورود یک محصول، دستیابی به آن برای اکثریت قاطع ناممکن جلوه میکند، طبقه متوسط ناچار میشود به جای ارتقای ابزار کار و زندگی خود، گوشیهای فرسوده را بارها راهی تعمیرگاه کند. بدین ترتیب، حق دسترسی به دنیای مدرن گام به گام به یک امتیاز طبقاتی ویژه تبدیل میشود؛ ساختاری نابرابر که حضور موثر افراد کمدرآمد را در زیست دیجیتال امروز عملا به چالش میکشد.
انتظار تلخ پشت شیشههای بازار
در پاساژهای موبایل خیابان جمهوری، حتی بدون حضور فیزیکی مدلهای جدید، زمزمه ارقام نجومی خریداران را به عقب میراند. جوانانی که توان مالی آنها حتی برای مدلهای سالهای گذشته نیز ناکافی است، اکنون با ارقامی مواجه میشوند که حتی تصورش برای درآمد آنها ناممکن است. حضور در بازار برای بخش عمدهای از این نسل، تنها به لمس چند لحظهای نمونههای پشت ویترین و سنجش فاصله میان واقعیت زندگی با شتاب تکنولوژی خلاصه میشود؛ فاصلهای که هر روز با اعداد و ارقام جدید عمیقتر میشود.
توالی آرزوهای از دسترفته و زایش خشونت پنهان
نسل جوان جامعه با روندی متوالی از عقبنشینی روبهرو بوده است. ابتدا خرید مسکن به رویا تبدیل شد، سپس دسترسی به خودرو ناممکن شد و اکنون نوبت به ابزارهای الکترونیکی و ارتباطی رسیده است. کوچک شدن آرزوها در کنار بزرگ شدن بیوقفه قیمتها، بسترساز نوعی ناامیدی ساختاری است. وقتی یک جوان میبیند حاصل ماهها کار او کفاف خرید یک وسیله کاربردی مدرن را نمیدهد و همان وسیله پیش از ورود به کشور با قیمتهایی دستنیافتنی نشاندار میشود، انگیزهاش را برای مشارکت فعال و امید به آینده از دست میدهد.
محرومیت اجباری از تکنولوژی روز برای نسلی که هویت خود را در پیوند با ابزارهای دیجیتال تعریف کرده است، پیامدهایی فراتر از حسرتهای فردی دارد. این ناتوانی، ابتدا به احساس تحقیر و افسردگی خاموش بدل میشود و در ادامه، بستری مستعد برای خشم و پرخاشگری اجتماعی فراهم میآورد. جامعهای که ابزارهای مدرن در آن تا این حد غیرقابل دسترس و تبعیضآمیز قیمتگذاری شوند، با شکافهای عمیق روانی و اجتماعی روبهرو خواهد شد که مهار آن به مراتب دشوارتر از بحرانهای اقتصادی است.
-
5 شهروند در حادثه دودگرفتگی پاساژ معصومی گلستان نجات یافتند
ارسال نظر