ارزان ترین خانه جنوب تهران، پنج میلیارد تومان/ ۴۱ ماه حقوق بدون هیچ خرجی برای ورود به مسکن ملی/۱۷ سال نخوردن و نپوشیدن برای خرید ارزان‌ترین خانه در پایتخت/ این بازار مسکن برای کیست؟

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، قیمت ارزان‌ترین آپارتمان‌ها در مناطق جنوبی و حاشیه‌ای تهران به نقطه بی‌بازگشتی رسیده است. بر اساس بررسی‌های میدانی، کف قیمت مسکن در مناطق جنوبی شهر از ۵ میلیارد تومان عبور کرده است. این در حالی است که شکاف میان درآمد حداقلی یک کارگر متاهل و قیمت مسکن، به قدری عمیق شده که خرید خانه را از یک برنامه بلندمدت، به یک رؤیای غیرممکن تبدیل کرده است. این گزارش با اتکا به اعداد، پاسخ می‌دهد که با این سطح درآمد، چه سرنوشتی در انتظار بازار مسکن کارگری است.

 سقف قیمت کف بازار

بررسی نرخ مسکن در مناطق ۱۵ تا ۲۱ تهران، به ویژه در محلات حاشیه‌ای، نشان می‌دهد که قیمت هر مترمربع آپارتمان در مناطقی مانند «سیزده آبان» در منطقه ۲۰ به حدود ۷۲ میلیون تومان رسیده است. با این محاسبه، یک واحد مسکونی ۷۰ متری در این منطقه، ۵ میلیارد و ۴۰ میلیون تومان قیمت‌گذاری می‌شود.

نکته قابل تأمل اینجاست که این ارقام مربوط به مناطق میانی و پایین‌شهر است. با حرکت به سمت مناطقی مانند تهرانسر، قیمت هر مترمربع به ۱۸۰ تا ۱۹۰ میلیون تومان جهش می‌کند که به معنای بهای ۱۴ میلیارد تومانی برای یک واحد ۷۷ متری است؛ رقمی که فاصله معناداری با توان مالی طبقه کارگر دارد.

بازار+مسکن

درآمد سالانه در برابر قیمت مسکن

دولت حداقل حقوق کارگر را در سال جاری ۱۶ میلیون تومان تعیین کرده است. یک کارگر متأهل با یک فرزند، با احتساب مزایا، در بهترین حالت ماهانه ۲۴ میلیون تومان دریافتی دارد. درآمد سالانه این سرپرست خانوار ۲۸۸ میلیون تومان است. حال این پرسش مطرح می‌شود که با این درآمد، خرید خانه چقدر زمان می‌برد؟

 ریاضیات ناممکنِ پس‌انداز

فرض کنیم کارگر مذکور تمام درآمد خود را برای خرید مسکن ذخیره کند؛ بدون آنکه ریالی صرف خوراک، پوشاک، درمان، اجاره‌بها یا آموزش فرزند شود. در این سناریوی خوش‌بینانه و غیرواقعی، او باید ۱۷ سال و نیم پس‌انداز کند تا بتواند ارزان‌ترین واحد ۷۰ متری در منطقه سیزده‌آبان را بخرد.

اگر هدف او خرید همان آپارتمان ۱۴ میلیارد تومانی در تهرانسر باشد، این دوره زمانی به ۴۸ سال افزایش می‌یابد؛ یعنی عملاً کل دوران اشتغال یک نیروی کار.

چنبره اجاره بر درآمد

واقعیت تلخ بازار مسکن این است که محاسبات بالا بدون در نظر گرفتن هزینه‌های جاری زندگی انجام شده است. طبق استانداردهای زیستی، بخش عمده درآمد یک کارگر مستأجر صرف اجاره‌بها می‌شود. با کسر حداقل ۱۲ میلیون تومان بابت اجاره ماهانه، سالانه ۱۴۴ میلیون تومان از دستمزد کارگر مستقیم به جیب صاحبخانه می‌رود. این پول نه تنها هیچ سرمایه‌ای برای کارگر ایجاد نمی‌کند، بلکه عملاً توان پس‌انداز او را به صفر می‌رساند. در این چرخه، کارگرِ مستأجر نه تنها به خانه نزدیک نمی‌شود، بلکه ماهانه عقب‌تر می‌افتد.

 بن‌بست مسکن ملی

حتی طرح‌های دولتی برای تأمین مسکن کم‌درآمدها نیز از توان مالی کارگر خارج شده است. در سال ۱۴۰۵، آورده اولیه موردنیاز متقاضیان نهضت ملی مسکن در تهران به یک میلیارد تومان و در برخی موارد تا یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان رسیده است.

یک کارگر با درآمد ماهانه ۲۴ میلیون تومان، برای تأمین یک میلیارد تومان آورده اولیه، باید بیش از ۴۱ ماه (حدود ۳.۵ سال) تمام حقوق خود را بدون کسر یک ریال برای هزینه‌های زندگی، پس‌انداز کند. اگر رقم آورده به یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان برسد، این دوره انتظار به ۵۰ ماه یعنی بیش از ۴ سال افزایش می‌یابد.

این محاسبات نشان می‌دهد که مسکن ملی نیز نه تنها راهی برای خانه‌دار شدن کارگران نیست، بلکه خود به مانعی برای معیشت روزمره تبدیل شده است. اقساط وام و هزینه‌های ساخت نیز که به این مبالغ افزوده شوند، طرح را برای طبقه کارگر به طور کامل غیرقابل دسترس می‌کنند.

 آماری که حقیقت را می‌گوید

بازار مسکن، چه در بخش آزاد و چه در قالب طرح‌های دولتی، دیگر با معادلات درآمدی طبقه کارگر همخوانی ندارد. نتایج این گزارش کوتاه است،

 خرید ارزان‌ترین خانه در بازار آزاد، نیازمند ۱۷.۵ سال پس‌اندازِ مطلق (بدون کوچکترین هزینه زندگی) است که عملاً غیرممکن است.

 اجاره‌بها به عنوان بزرگترین سدِ انباشت سرمایه، تمام توان مالی کارگر را می‌بلعد.

 طرح مسکن ملی با ارقام آورده نقدی فعلی، از دسترس نیروی کارِ کم‌درآمد خارج شده است.

در نهایت، اعداد نشان می‌دهند که با این سطوح قیمتی، خانه نه «سقف» که «رویای» طبقه کارگر شده است. این خانه‌ها، با این قیمت‌ها، نه برای کارگران، بلکه برای گروه‌هایی با درآمدهای بسیار بالاتر ساخته و معامله می‌شوند.

 

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1247394
  • تیرامیسو رو مدل کافی شاپی درست کن! + فیلم