در گفت و گوی رکنا با دکتر حسین محمودی، استاد دانشگاه شهید بهشتی و پژوهشگر حوزه هورالعظیم مطرح شد
دست نگهدارید! مطالبه کارشناسان محیط زیست برای توقف فعالیت میدان نفتی سهراب در هورالعظیم تا بازنگری 40 صفحه مجوز
اجتماعی رکنا، چهل صفحه تعهدات زیستمحیطی، چقدر برای نجات تالاب هورالعظیم کافی است؟ این پرسشی است که پژوهشگران و کارشناسان محیط زیست با مشاهده روند فعلی توسعه میدان نفتی سهراب مطرح میکنند. آنها هشدار میدهند که شروط مندرج در مجوزها، بدون برنامه عملیاتی شفاف و سازوکارهای نظارتی قوی، تنها به متنی اداری بدل شده و تالاب را در برابر آسیبهای جبرانناپذیر حفاظت نمیکند. بر همین اساس، درخواست توقف عملیات تا زمان ارزیابی مجدد و حصول اطمینان از اجرای واقعی تعهدات، به یک مطالبه اصلی تبدیل شده است.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، صدور مجوز توسعه میدان نفتی سهراب در قلب تالاب هورالعظیم، موج تازهای از نگرانیها را درباره آینده زیستبوم خوزستان و جوامع محلی منطقه رقم زده است. اجرای این پروژه بدون پیوستهای اصولی و شفاف محیطزیستی، نه تنها تیر خلاص را به پیکر نیمهجان تالاب شلیک میکند، بلکه زنجیرهای از بحرانهای عمیق اجتماعی را در غرب کارون به دنبال خواهد داشت. خشکیدن پهنههای آبی و تخریب حریم کیفی هورالعظیم یعنی نابودی معیشت سنتی هزاران صیاد و دامدار در شهرهای رفیع، هویزه و سوسنگرد؛ پیامدی که جامعه بومی را از مرحله نارضایتی به مرز زوال زیستپذیری، تخلیه اجباری و حاشیهنشینی کشانده و ثبات اجتماعی را در این نوار مرزی با چالشهای بنیادین مواجه میسازد.
سندروم ناتور در دشت آزادگان؛ روایت یک پژوهش اجتماعی از زوال هورالعظیم
دکتر حسین محمودی، استاد دانشگاه شهید بهشتی و پژوهشگر حوزه هورالعظیم، در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی رکنا اظهار داشت: با موضوعی بسیار پیچیده مواجه هستیم؛ به این معنا که این مسئله دارای ابعاد اقتصادی، محیطزیستی و اجتماعی است. آنچه این روزها در محافل تخصصی و رسانهای تاکید فراوانی بر آن صورت میگیرد، مسائل محیطزیستی است که در جای خود سرشار از معما و ابهام است. اعطای یکباره مجوزها روندی نامشخص دارد و حداقل تاکنون سازوکار شفافی برای آن اعلام نشده است؛ ما هنوز بهطور دقیق پیشفرضهای مد نظر سازمان حفاظت محیط زیست را نمیدانیم. این مباحث در جای خود محفوظ است، اما مایلم تاکید کنم که توسعه و برداشت از منابع برای کشور در شرایط کنونی امری ضروری است و هیچکس در اصل آن تردیدی ندارد.
وی افزود: بیانات ما به عنوان محققانی است که سالها بهصورت میدانی بر روی هورالعظیم پژوهش کرده و مطالعات جامعی در حوزه اثرات اجتماعی فعالیتهای نفتی در غرب کارون و هورالعظیم انجام دادهایم؛ نه عنادی با مجموعه وزارت نفت داریم و نه خصومتی با سازمان حفاظت محیط زیست. ما صرفاً به عنوان کارشناس سخن میگوییم. من مقالاتی در این حوزه تدوین کردهام که یکی از آنها در رسانه شما و دیگری در مرجع دیگری منتشر شد و در آنها از زاویه محیطزیستی به بحران نگاه کردم. اما اکنون معتقدم باید ابعاد محیطزیستی را در مرتبه بعدی قرار دهیم و بررسی کنیم که چه سرنوشتی در انتظار جامعه محلی است؛ زیرا این متغیرها ارقام و معادلات را بهطور بنیادین دگرگون میکنند.
غفلت از پیوستهای اجتماعی و واقعیت اجرای شروط محیطزیستی
این پژوهشگر حوزه هورالعظیم ادامه داد: هرچند هنوز شروط مندرج در مجوز را مشاهده نکردهام، اما اطمینان دارم در شرایط تعیینشده از سوی دفتر ارزیابی سازمان محیط زیست—که متاسفانه فاقد رویکردی همهجانبهنگر است—الزامات اجتماعی لحاظ نشده است. اگر متولیان امر مراودهای با مردم شریف هویزه، سوسنگرد، بستان و رفَیّع داشتند، پای سخنان آنان مینشستند و ریشههای زیستی و تاریخی منطقه را میشناختند، با دقت و حساسیت به مراتب بیشتری عمل میکردند.
وی گفت: در خصوص شرکت مجری، قصد زیر سوال بردن حسننیتها را ندارم؛ شخص مدیرعامل شرکت متن، بارها بر توجه و تعهد به ملاحظات محیطزیستی تاکید کردهاند، اما این رویکردها صرفاً در مقام نظر باقی میماند و در عمل امکان تحقق کامل ندارند. اگر ادعا شود که پیششرطهای سختگیرانه سازمان محیط زیست از سوی بخش نفت بهطور کامل اجرا میشود، در خوشبینانهترین حالت ممکن تنها ۱۰ درصد آن محقق خواهد شد و ۹۰ درصد مابقی عملیاتی نیست؛ زیرا زیرساخت تحقق آن وجود ندارد. کمااینکه شروط هشتگانهای که در سال ۱۴۰۲ از سوی ادارهکل حفاظت محیط زیست خوزستان ابلاغ شد نیز به طور کامل اجرایی نشد و ظاهراً تنها یک یا دو بند آن محقق گردید و در حال حاضر هیچ برنامه مدونی برای احیا بر روی میز وجود ندارد.
چالشهای اکولوژیکی مخزن شماره دو و پیامدهای فنی پدها و چاهها
دکتر محمودی تصریح کرد: در جانمایی پروژهها، استقرار شش پد در مسیر جاده امام رضا و پنج پد دیگر در نوار مرزی پیشبینی شده است. آیا متولیان امر بررسی کردهاند که با استقرار پد در مسیر جاده امام رضا دقیقاً چه تبعاتی متوجه منطقه خواهد شد؟ مخزن شماره دو از این جهت حائز اهمیت حیاتی است که در صورت تخصیص حقابه از سوی سازمان آب و برق خوزستان، برای ایجاد تعادل اکولوژیکی و نجات هورالعظیم—که رمقهای پایانی خود را سپری میکند—به آن نیازمندیم؛ اما این مخزن تحت تاثیر پد مستقر در جاده امام رضا قرار خواهد گرفت. هنوز اسناد متقنی درباره شعاع مستقیم تاثیرات این اقدام در محیطهای آبی ارائه نشده و مباحث صرفاً پیرامون محیطهای خشکی مطرح بوده است.
وی خاطرنشان ساخت: حفر چاههای مورب نیز خود چالش فنی بزرگی است؛ آیا همه چاههای تعریفشده بهصورت مورب اجرا خواهند شد؟ تحقق این امر ناممکن به نظر میرسد و بدون شک آب مخزن شماره یک تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. دلیل عدم تحقق این شروط سختگیرانه آن است که از منظر اقتصادی، شرکتی پس از سه سال فعالیت و صرف هزینهها و امکانات، متحمل زیان شده و خواستار دریافت مجوز به هر قیمتی است؛ این مجموعه در شرایط تنگنا ممکن است هر تعهدی را بپذیرد. سازمان محیط زیست نیز با این تصور که یک سند ۴۰ صفحهای شروط ابلاغ کرده و ناظر تعیین میکند، مسئله را تمامشده میداند. در صورتی که اگر هماکنون با ادارهکل محیط زیست خوزستان تماس بگیرید، خواهید دید حتی برای اعزام کارشناس و نظارت با محدودیتهای اداری و لجستیکی مواجهاند و امکان نظارت مستمر و موثر وجود ندارد.
اشغال حریم کیفی تالاب با احداث کمپها و لزوم بازتعریف الگوها
استاد دانشگاه شهید بهشتی افزود: مسئله دیگر، اختصاص اراضی تالاب برای کمپها و تاسیسات پشتیبانی است. در شرایطی که شهر رفَیّع در مجاورت پروژه قرار دارد، چرا بخشهایی از حریم کیفی تالاب را به ساخت کمپ اختصاص دادهاند؟ چرا نباید الگوی سنتی رابطه نفت و جامعه بازتعریف شود تا این امکانات به بافت شهری منتقل شده یا یک صنعتشهر نوین تاسیس گردد؟ اسکان کارکنان در کمپهای مجزا علاوه بر ایجاد آسیبهای روحی و روانی برای نیروها، چالشهای زیستمحیطی فراوانی مانند دفع پساب در حریم کیفی به همراه دارد؛ در حالی که استقرار در جوار شهرها میتوانست منافع اقتصادی برای مردم بومی به همراه داشته باشد. همچنین هنوز گزارش مستقل و ارزیابی معتبری درباره کیفیت آبهای زیرزمینی و تبعات حفر ۲۰ یا ۱۵ چاه جدید توسعهای ارائه نشده است. ارزیابی اثرات تجمعی این اقدامات با افزایش تصاعدی چاهها نادیده گرفته شده است.
گذار جامعه محلی از مرحله تعارض به زوال زیستپذیری
دکتر محمودی با اشاره به تخصص خود در جامعهشناسی محیط زیست و ارزیابی اثرات اجتماعی تاکید کرد: بر اساس سه پژوهش اجتماعی معتبر انجامشده در منطقه، روند نگرانکنندهای مشهود است. مطالعه نخست در سال ۱۳۹۵ نشان داد که در میان ساکنان بومی پیرامون میادین نفتی غرب کارون، احساس بیگانگی، انزوا و بیقدرتی در مجاورت یک ثروت عظیم شکل گرفته است. مطالعه دوم در سال ۱۴۰۰ حاکی از آن بود که وضعیت وارد مرحله بحرانیتر و حادتری همراه با کنشهای اعتراضی خیابانی و بستن جادهها شده و سطح بحران از نارضایتی به تخاصم و تعارض رسیده است.
وی تصریح کرد: اما بر اساس مطالعه اینجانب که در سال ۱۴۰۴ به سرانجام رسید، وضعیت از مرحله تخاصم نیز عبور کرده و وارد فاز فروپاشی ساختاری و زوال زیستپذیری شده است. به این معنا که کفه اثرات منفی اجتماعی و محیطزیستی—از جمله نابودی منابع معیشتی پایدار و آسیبهای عمیق روانی—بر منافع ناچیز مثبت سنگینی کرده و رابطه جامعه محلی با پروژهها به بیاعتمادی شدید و بازگشتناپذیر بدل شده است. برای پایدارسازی توسعه، نیازمند توقف پروژههای توسعهای بهویژه در بخش شمالی هورالعظیم، اجرای فوری طرحهای اجتماعی و تمرکز بر احیای تالاب هستیم؛ در غیر این صورت، در آیندهای نزدیک—شاید کمتر از چهار ماه دیگر—با تنشها و ناآرامیهای خطرناکی در مناطق مرزی مواجه خواهیم شد.
تبعات سندروم ناتور و اشتغال حاشیهای بومیان
پژوهشگر حوزه هورالعظیم گفت: چند ماه پیش در پی ورود برخی تجهیزات حفاری، برخوردهایی رخ داد و ساکنان محلی نسبت به واگذاری اراضی آبا و اجدادی خود معترض بودند. جوانان منطقه در زمینهای خود صرفاً به مشاغل خدماتی و نگهبانی گمارده شدهاند که بنده نام آن را «سندروم ناتور» گذاشتهام؛ یعنی واگذاری مشاغل کممهارت جهت فرونشاندن موقت اعتراضات. این وضعیت نوعی اتلاف ظرفیت نیروی انسانی بومی است و به زودی تنشهایی میان ساکنان رفَیّع و نیروهای طرح توسعه سهراب پدید خواهد آورد.
وی در پاسخ به چرایی طرح این پروژه در شرایط کنونی اظهار داشت: هرچند عراق در آن سوی مرز مشغول برداشت از این میدان مشترک است، اما وضعیت کشور و وزارت نفت را نیز باید درک کرد؛ وزارت نفت برای تامین منابع مالی کشور تحت فشارهای خردکننده است. این وزارتخانه از نظر مدیریت ریسکهای فنی بسیار قدرتمند است، اما در ارزیابی و مهار ریسکهای اجتماعی و محیطزیستی عملکرد بسیار ضعیفی دارد. شاید در سطوح کلان بر اساس ریسکهای فنی تصمیم به توسعه این میادین گرفته شده باشد، اما مطالبه اصلی باید از سازمان حفاظت محیط زیست مطرح گردد که چرا پس از سالها ایستادگی—از جمله مواضع کارشناسی آقای دکتر سلاجقه—در این مقطع دست به چنین اقدامی زده است. سازمان محیط زیست پیش از صدور مجوز باید این پیششرطها را به شرکت متن و دانا انرژی اعلام و تعهدات لازم را اخذ میکرد. تداوم این روند از منظر اجتماعی فوقالعاده خطرساز است و صدور مجوز توسعه سهراب شبیه به جرقهای بر انبار باروت نارضایتیهای متراکم منطقه خواهد بود.
ضرورت توقف عملیات، شجاعت مدیریتی و ارزیابی اصولی اثرات اجتماعی
دکتر محمودی در پاسخ به اقداماتی که باید انجام شود گفت: در شرایط کنونی و با وجود صدور مجوز رسمی، عقلانیت حکم میکند که شرکتها و سازمان محیط زیست تا بررسی دقیقتر کارشناسی، عملیات اجرایی را متوقف کنند تا موضوع در سطوح عالی کارشناسی بازبینی شود. ایراد اساسی من به دفتر ارزیابی سازمان محیط زیست است؛ پروتکلهای ارزیابی اثرات زیستمحیطی (EIA) نیازمند بازنگری بنیادین است. در گزارشها، بخش ارزیابی اثرات اجتماعی را بسیار سطحی و در حد خلاصهای از آمارنامههای استانی تقلیل دادهاند، در حالی که ارزیابی اثرات اجتماعی (SIA) روششناسی تخصصی و استانداردهای خود را دارد. آیا الزام مشارکت اجتماعی و مشورت با جوامع آسیبپذیر و بزرگان منطقه رفَیّع رعایت شده است؟ خیر، تنها چند بند محیطزیستی محل مناقشه را درج کردهاند.
وی ادامه داد: برای آنکه شروط صرفاً روی کاغذ نماند، پیش از هر چیز نیازمند شجاعت مدیریتی در بدنه سازمان محیط زیست هستیم. اگر مدیران فعلی چنین توانی ندارند، ضرورت دارد تغییرات مدیریتی صورت گیرد و افرادی منصوب شوند که شجاعت پیگیری بند به بند این اسناد را داشته باشند؛ به گونهای که اجرای پروژه گامبهگام و منوط به راستیآزمایی مراحل قبلی باشد و در صورت بروز خسارات شدید و به شماره افتادن نفسهای تالاب، توان توقف کامل طرح را داشته باشند. در طرحهای گذشته نظیر طرح توسعه یاران نیز وعدههای مربوط به حفاظت و احیای هورالعظیم روی کاغذ ماند و هیچ پایش موثر و برنامه مدونی برای دوره بهرهبرداری پیگیری نشد.
دیدار کارشناسی در سازمان محیط زیست و هشدار نسبت به بحران هویت و امنیت
استاد دانشگاه شهید بهشتی در پایان با اشاره به جلسه امروز در سازمان حفاظت از محیط زیست اظهار داشت: در جلسه امروز قصد دارم ابعاد مغفولمانده اثرات اجتماعی و محیطزیستی را با صراحت تشریح کنم و دیدگاهها و دغدغههای مردم شریف غرب کارون را بازتاب دهم. متاسفانه نسخه کامل تعهدات هنوز در اختیار ما قرار نگرفته، اما اطمینان دارم واژه «اجتماعی» در آن یا درج نشده یا فاقد هرگونه دستورالعمل اجرایی است؛ زیرا دفتر ارزیابی سازمان فاقد تخصص در حوزه جامعهشناسی محیط زیست است.
وی در پایان تاکید کرد: هورالعظیم یک پهنه آبی ساده در گوشهای از نقشه نیست، بلکه بخش جداییناپذیر از تمدن و هویت ملی ماست. اگر این تالاب بهطور کامل بخشکد و کانون گردوغبار شود، امنیت و معیشت منطقه فرومیپاشد. بخش عمدهای از حاشیهنشینان اهواز همان بومیان دشت آزادگان و هویزهاند؛ دامداران، گاومیشداران و صیادانی که روزگاری ارکان اقتصاد بومی بودند و اکنون با تخریب زیستبوم دچار بحران معیشت شدهاند. فارغ از اینکه شخص خانم انصاری با توجه به دغدغههای بومی و محیطزیستیشان در جلسه امروز حضور یابند یا به دلیل مشغلههای ارشد امکان شرکت نداشته باشند، این وظیفه کارشناسی ماست که با شفافیت و شجاعت هشدارهای لازم را به گوش تصمیمگیران برسانیم.
-
فیلم نفسگیر مانور جنگنده سوخو ۳۴ / مشتری مرموز این جنگنده کیست؟
ارسال نظر