رکنا گزارش می دهد
جهش اضطراب در نسل جدید؛ شناسایی ۱۸۶ هزار کودک مضطرب در میان ۹۰۰ هزار غربالشده
رکنا، در جریان غربالگری ملی اضطراب کودکان، از میان ۸۹۹ هزار و ۷۹۳ کودک ۵ تا ۶ ساله، بیش از ۱۸۶ هزار کودک با نشانههای اضطراب شناسایی شده و ۱۴۱ هزار و ۲۹۳ نفر—معادل ۷۶ درصد موارد مشکوک—به مراکز روانشناختی ارجاع داده شدهاند؛ آماری که در کنار وجود تنها ۹۱ مرکز تخصصی کودک و نوجوان در سراسر کشور، ابعاد یک بحران جدی در سلامت روان کودکان ایران را آشکار میکند.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، نتایج برنامه ملی غربالگری اضطراب کودکان تصویری نگرانکننده از وضعیت روانی نسل جدید در ایران ارائه میدهد. از میان ۸۹۹ هزار و ۷۹۳ کودک ۵ تا ۶ ساله غربالشده، ۱۸۶ هزار و ۷۷۲ کودک دارای نشانههای اضطراب تشخیص داده شدهاند و ۷۶ درصد آنان برای دریافت خدمات روانشناختی ارجاع شدهاند. این نسبت بالا نشاندهنده گستردگی یک مشکل است؛ مشکلی که بدون مداخله بهموقع، به اختلالات پایدار تبدیل خواهد شد.
نشانههایی که از بدن آغاز میشود
اضطراب در کودکان ایران امروز بیش از آنکه در کلام جلوه کند، در بدن بروز پیدا میکند، دلدرد و سردردهای مکرر، تهوع صبحگاهی، شبادراری، کابوس، ترس از جدایی و چسبندگی شدید به والدین. اگر این علائم بیش از چهار هفته ادامه یابد و زندگی روزمره را مختل کند، کودک نیازمند مداخله تخصصی است؛ مداخلهای که اغلب دیر آغاز میشود.
خانه؛ اولین منبع انتقال تنش
اگرچه پژوهش جامع ملی در این زمینه وجود ندارد، اما تجربه بالینی روانشناسان نشان میدهد اضطراب والدین مهمترین عامل انتقالدهنده اضطراب به کودک است. تعارضهای خانوادگی، فشار تحصیلی زودهنگام، استفاده افراطی از فضای مجازی و مواجهه با اخبار حادثهخیز نیز نقش تشدیدکننده دارند. محیط خانه امروز بیش از همیشه به آینه نگرانیهای بزرگسالان تبدیل شده و کودکان اولین قربانیان آن هستند.
زیرساخت ناکافی؛ ۹۱ مرکز تخصصی برای یک کشور
از بین ۲۹۰۳ مرکز مشاوره فعال کشور، تنها ۹۱ مرکز بهطور تخصصی در حوزه کودک و نوجوان فعالیت میکنند. این رقم ناچیز، ظرفیت پاسخگویی به موج ارجاعات را ندارد و عملاً بخش مهمی از کودکان یا در صفهای طولانی قرار میگیرند یا توسط مراکز عمومی با توان محدود درمان میشوند. کمبود نیروهای تخصصی کودک، این شکاف درمانی را عمیقتر کرده است.
سن طلاییِ مغز برای درمان
انتخاب گروه سنی ۵ تا ۸ سال برای مداخله اضطرابی مبتنی بر مبانی عصبروانشناختی است. در این سنین، مدارهای آمیگدال و قشر پیشپیشانی هنوز در حال شکلگیریاند و انعطافپذیری عصبی بالاست. این ویژگی درمانهای شناختی–رفتاری، بازیدرمانی و مداخلات والد–محور را در این دوره بهشدت اثربخش میکند. عبور از این سن طلایی، احتمال مزمنشدن اضطراب را بالا میبرد.
پیامدهای درماننشده؛ هزینهای که آینده میپردازد
اضطراب بدون درمان در دوران کودکی زمینهساز افسردگی نوجوانی، اختلالات شخصیت، سوءمصرف مواد، افت تحصیلی و کاهش مهارتهای اجتماعی میشود. این اختلال نه یک مشکل مقطعی، بلکه تعیینکننده مسیر سلامت روان نسل آینده است.
ارسال نظر