حمله موشکی به خانه یوزپلنگ آسیایی، گورخر ایرانی  و برخی پرندگان شکاری / ۴۰ روز جنگ، ۲۱ زیستگاه زخمی؛ چرا مدافعان جهانی طبیعت سکوت کرده‌اند؟
تبلیغات

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا،  باد هنوز بوی دود می‌دهد. در برخی مناطق حفاظت‌شده، خاک هنوز گرم است و سکوت سنگینی روی تپه‌ها و دره‌ها افتاده؛ سکوتی که بیشتر از صدای انفجارها آزاردهنده است. جنگی که از نهم اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد و تا نوزدهم فروردین ۱۴۰۵ ادامه یافت، فقط شهرها و زیرساخت‌ها را هدف نگرفت. طبیعت نیز در این میان بی‌دفاع ایستاد؛ بی‌پناه‌تر از همیشه.

در این ۴۰ روز، بنا بر اعلام مدیرکل دفتر زیستگاه‌های سازمان حفاظت محیط‌زیست، دست‌کم ۲۱ منطقه از مناطق چهارگانه محیط زیستی در ۹ استان ایران در اثر حملات نظامی آسیب دیدند. مناطقی که برخی از آنها سال‌ها طول کشیده بود تا به تعادل شکننده اکولوژیک برسند؛ تعادلی که اکنون با چند موج انفجار، آتش‌سوزی و آلودگی شیمیایی در معرض فروپاشی قرار گرفته است.اما آنچه این فاجعه را سنگین‌تر می‌کند، فقط تخریب نیست؛ سکوتی است که پس از آن حاکم شد.

زیستگاه‌هایی که خاموش نابود می‌شوند

مناطق چهارگانه محیط زیستی ،پارک‌های ملی، آثار طبیعی ملی، پناهگاه‌های حیات‌وحش و مناطق حفاظت‌شده ، ستون‌های اصلی حفاظت از تنوع زیستی ایران هستند. این مناطق آخرین پناهگاه بسیاری از گونه‌های نادر و در خطر انقراض به شمار می‌روند.

حملات نظامی به چنین مناطقی پیامدهایی دارد که در آمارهای فوری دیده نمی‌شود اما سال‌ها باقی می‌ماند،آتش‌سوزی‌های گسترده که پوشش گیاهی را نابود می‌کند و چرخه‌های طبیعی را مختل می‌سازد.مرگ مستقیم حیات‌وحش بر اثر انفجار، موج صوتی و پراکندگی ترکش‌ها. آلودگی خاک و آب با فلزات سنگین، سوخت‌ها و مواد منفجره.فرار و پراکندگی گونه‌ها که موجب فروپاشی جمعیت‌های کوچک و آسیب‌پذیر می‌شود. اختلال در مسیرهای مهاجرتی پرندگان و پستانداران.

در بسیاری از این مناطق، حتی یک انفجار می‌تواند دهه‌ها تلاش حفاظتی را از بین ببرد. انفجارها نه تنها زیستگاه‌ها را می‌سوزانند، بلکه ریتم طبیعی اکوسیستم‌ها را از هم می‌پاشند؛ ریتمی که بازسازی آن گاه ده‌ها سال طول می‌کشد.

قوانین بین‌المللی چه می‌گویند؟تعهداتی که روی کاغذ مانده‌اند

آنچه در این مناطق رخ داده صرفاً یک «خسارت طبیعی» یا پیامد ناگزیر جنگ نیست؛ در حقوق بین‌الملل برای چنین تخریب‌هایی مرز و ممنوعیت تعریف شده است. پروتکل الحاقی اول کنوانسیون‌های ژنو مصوب ۱۹۷۷ در مواد ۳۵ و ۵۵ صراحت دارد که به‌کارگیری روش‌ها و ابزارهای جنگی که موجب آسیب گسترده، طولانی‌مدت و شدید به محیط زیست طبیعی شود ممنوع است. پیش از آن نیز کنوانسیون ENMOD در سال ۱۹۷۶ استفاده از هرگونه دستکاری عمدی در محیط زیست با آثار مخرب در جنگ‌ها را منع کرده بود. اصول حقوق بین‌الملل بشردوستانه نیز دولت‌ها را موظف می‌کند در عملیات نظامی از محیط طبیعی حفاظت کنند و ملاحظات زیست‌محیطی را در تصمیم‌های جنگی لحاظ کنند. افزون بر این، کنوانسیون تنوع زیستی کشورها را متعهد کرده است که از زیستگاه‌ها و گونه‌ها حفاظت کنند و از اقداماتی که به تخریب گسترده تنوع زیستی می‌انجامد جلوگیری کنند. با این همه، فاصله میان این اسناد و واقعیت میدان جنگ تکان‌دهنده است؛ قوانین نوشته شده‌اند، اما در لحظه‌ای که بمب‌ها بر زیستگاه‌ها فرود می‌آیند، هیچ سازوکار مؤثر و فوری برای توقف یا حتی پاسخگویی به این تخریب‌ها فعال نمی‌شود.

سکوت پرهزینه نهادهای جهانی،وقتی اجلاس‌ها پرهزینه‌اند اما واکنش‌ها کم‌صدا

هر سال ده‌ها اجلاس جهانی درباره تغییرات اقلیم، تنوع زیستی و حفاظت از طبیعت برگزار می‌شود؛ نشست‌هایی پرزرق‌وبرق با بودجه‌های چندصد میلیون دلاری، سالن‌های مملو از سخنرانی، بیانیه‌های طولانی و وعده‌های بزرگ برای نجات سیاره. اما کافی است جنگی آغاز شود و زیستگاه‌ها زیر آتش بروند تا صدای بسیاری از همین نهادها به‌طرزی معنادار فروکش کند. نهادهایی مانند برنامه محیط زیست سازمان ملل (UNEP)، اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت (IUCN)، دبیرخانه کنوانسیون تنوع زیستی و برنامه «انسان و کره مسکون» یونسکو که در اسناد مأموریتی خود موظف به پایش، مستندسازی و اعلام عمومی خسارت‌های زیست‌محیطی در بحران‌ها و درگیری‌های نظامی هستند. طبق مأموریت رسمی UNEP، در چنین شرایطی باید ارزیابی میدانی خسارت‌ها انجام شود، تیم‌های حقیقت‌یاب اعزام شوند، گزارش‌های مستقل بین‌المللی منتشر شود و برنامه‌های بازسازی اکولوژیک طراحی گردد؛ اما تجربه جنگ‌های مختلف نشان داده فاصله میان این وظایف و آنچه در عمل رخ می‌دهد عمیق است. وقتی گلوله‌ها بر زیستگاه‌ها فرود می‌آیند، بسیاری از این سازوکارها یا با تأخیری طولانی فعال می‌شوند یا اساساً در سکوت فرو می‌روند؛ سکوتی که هزینه آن را طبیعت می‌پردازد.

پیامدهایی که سال‌ها باقی می‌مانند، زخم‌هایی بر تن اکوسیستم ایران

تخریب مناطق حفاظت‌شده هرگز یک خسارت محدود و محلی نیست؛ این ضربه‌ای است که موج آن می‌تواند در مقیاس ملی و حتی منطقه‌ای گسترش یابد. وقتی پوشش گیاهی در اثر انفجار و آتش از بین می‌رود، نخستین پیامد آن فرسایش شتاب‌گرفته خاک است؛ خاکی که در مناطق کوهستانی و بیابانی به‌سرعت از دست می‌رود و بازسازی آن گاه دهه‌ها زمان می‌برد. نابودی همین پوشش گیاهی همچنین می‌تواند کانون‌های تازه گردوغبار ایجاد کند و طوفان‌هایی را شکل دهد که مرزهای جغرافیایی را هم به رسمیت نمی‌شناسند. در این میان، گونه‌های در آستانه انقراض بیش از همه آسیب‌پذیرند؛ جانورانی مانند یوزپلنگ آسیایی، گورخر ایرانی یا برخی پرندگان شکاری که در زیستگاه‌های محدود و شکننده زندگی می‌کنند و هر تخریب می‌تواند جمعیت‌های کوچک آنها را تا مرز فروپاشی پیش ببرد. همزمان با از بین رفتن پوشش گیاهی و ساختار خاک، چرخه‌های طبیعی آب نیز مختل می‌شود؛ نفوذ آب در زمین کاهش می‌یابد، رواناب‌ها افزایش پیدا می‌کنند و خشکسالی تشدید می‌شود. به بیان ساده، آنچه در چنین جنگ‌هایی رخ می‌دهد فقط تخریب امروز نیست؛ زخمی است که بر آینده اکولوژیک یک سرزمین می‌نشیند و ممکن است سال‌ها بعد خود را نشان دهد.

مسئولیت سازمان حفاظت از محیط زیست ایران؛ فراتر از اطلاع‌رسانی

در چنین شرایطی نقش سازمان حفاظت محیط زیست ایران نمی‌تواند به انتشار چند آمار و گزارش خبری محدود بماند؛ وقتی زیستگاه‌ها زیر آتش آسیب می‌بینند، مسئولیت این نهاد به‌مراتب فراتر از اطلاع‌رسانی است. نخستین گام، مستندسازی دقیق و علمی خسارت‌هاست؛ از تصاویر ماهواره‌ای و داده‌های میدانی گرفته تا نمونه‌برداری از خاک و منابع آب برای ثبت آلودگی‌ها و تخریب‌ها. این مستندات باید به‌صورت رسمی در پرونده‌هایی حقوقی به نهادهای بین‌المللی مانند برنامه محیط زیست سازمان ملل (UNEP)، یونسکو، اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت (IUCN) و دبیرخانه کنوانسیون تنوع زیستی ارسال شود تا تخریب زیستگاه‌ها در سطح جهانی ثبت و پیگیری شود. همزمان باید درخواست اعزام هیأت‌های ارزیاب مستقل بین‌المللی مطرح شود تا خسارت‌ها به‌صورت میدانی بررسی و گزارش‌های بی‌طرفانه منتشر شود. موضوع همچنین باید به مجامع حقوقی بین‌المللی از جمله شورای حقوق بشر و مجمع عمومی سازمان ملل برده شود تا تخریب محیط زیست در جریان جنگ به‌عنوان مسئله‌ای جهانی مورد رسیدگی قرار گیرد. در کنار این پیگیری‌ها، تدوین یک برنامه جدی برای بازسازی اکولوژیک نیز ضروری است؛ برنامه‌ای که احیای پوشش گیاهی، مدیریت آلودگی خاک و آب و حفاظت از جمعیت‌های آسیب‌دیده حیات‌وحش را در اولویت قرار دهد. در برابر چنین زخمی بر طبیعت، سکوت یا واکنش حداقلی نه تنها کافی نیست، بلکه به معنای رها کردن زیستگاه‌هایی است که بازسازی آنها ممکن است سال‌ها زمان ببرد.

طبیعت قربانی خاموش جنگ‌ها

جنگ‌ها همیشه قربانیان انسانی دارند؛ اما قربانیان دیگری نیز وجود دارند که نامشان در هیچ فهرستی ثبت نمی‌شود.درختانی که سوختند.رودخانه‌هایی که آلوده شدند و جانورانی که حتی فرصت فرار هم نداشتند.

در جهانی که هر سال درباره بحران اقلیم هشدار می‌دهد، سکوت در برابر تخریب محیط زیست در جنگ‌ها، تناقضی آشکار است.اگر حفاظت از طبیعت واقعاً یک دغدغه جهانی است، این پرسش همچنان باقی است:چرا وقتی زیستگاه‌ها زیر آتش می‌روند، صدای بسیاری از مدافعان جهانی محیط زیست به سختی شنیده می‌شود؟

 

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات