حجم ویدیو: 63.42M | مدت زمان ویدیو: 00:07:42

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، سید محمود غرضی ،مهندس برق و یک دولتمرد ایرانی است. او استاندار کردستان و خوزستان، نمایندهٔ اولین دوره مجلس شورای اسلامی از حوزهٔ انتخابیه اصفهان بوده است .

وزیر نفت در دولت مهدوی کنی و میر حسین موسوی و وزیر پست و تلگراف و تلفن، در دولت دوم موسوی و دولت اکبر هاشمی رفسنجانی بود.

او از زمان تأسیس تا ۱۳۸۹، در پنج دوره سه ساله، ریاست سازمان نظام مهندسی کشور را بر عهده داشت. بمدت یک سال عضو اولین دوره شورای اسلامی شهر تهران بود.

سید محمودغرضی با شعار دولت ضدتورم در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ نامزد شد .

سید محمود غرضی با حضور در پایگاه خبری رکنا ، با توجه به کارنامه حضور در جایگاه های وزارت ، استانداری ، نگاهی داشت بر عملکرد دولت ها در دوره های گذشته تا امروز و وضعیت اقتصادی فعلی جامعه ، راه های برون رفت و علت مشکلاتی که در حال حاضر فضای سیاسی و اجتماعی کشور را در بر گرفته است که در ادامه می خوانید:

طرح آبادانی مشاوران آمریکایی برای خوزستان

سال ها قبل ،استاندار خوزستان و کردستان بودید در حال حاضر این دو استان از کم برخوردار ترین استان های کشور هستند. درصدر اخبار فقر و کمبودها قرار دارند . اگر دوباره در همان جایگاه در استان خوزستان قرار بگیرید برای معیشت مردم و زیست محیطی و بخش فاضلاب استان چه برنامه ای اجرا می کردید؟

در همان هفته اول که استاندار خوزستان شدم، سیل آمد و ده هزار و چهارصد متر مکعب بر ثانیه آب از کارون وارد خوزستان شد. اقدامات گذشته را پیگیری کردم، به طرحی که مهندسین مشاور آمریکایی که سد دز را طراحی کرده بودند رسیدم. آنها در سال 1342 یک طرح آبادانی مفصلی برای خوزستان نوشته بودند. از دغاغله که محل ورود کارون به دشت خوزستان است تا بندر امام دویست کیلومتر فاصله زمینی است و شیب یک در هزار متر است؛ یعنی دغاغله دویست متر بالاتر از بندر امام است و دویست کیلومتر زمین صاف و مسطح است. آنها در مطالعات خود به این نتیجه رسیده بودند که باید کل یک میلیون هکتار زهکشی شود. این طرح تایید، اما در مرحله اجرا متوقف شده بود. زمینی که سه یا چهار بار در سال محصول می دهد می تواند تغذیه هشتاد میلیون جمعیت را تامین کند.

اگر با بنده مشورت شود، می گویم امروزه ابزار مهندسی ما نسبت به سال های دهه سی و چهل خیلی رشد کرده است و می توان ظرف مدت یکی دو سال قوی و محکم تر اقدامات را در پیش گرفت. زمین زهکشی شده ده ها برابر ارزشمندتر از زمین زهکشی نشده است و تا وقتی که این نعمت الهی به محصول نرسد نه اشتغال ایجاد می شود، نه ثروت تولید می شود، رضایت مردم نیز حاصل نمی‌شود. این که دولت نفت استخراج و پتروشیمی را آباد کند، تعداد کمی از تخصص ها و تعداد بیشتری از نیروی کار را جذب می کند و این رویه گرفتاری ایجاد می کند.

مردم به جای دولت استاندار انتخاب کنند

در سال 1392 پس از سی سال به شوشتر رفتم و وضعیت شوشتر و هندیجان بدتر از سی سال قبل شده بود. البته در جاهایی که دولت سرمایه گذاری کرده است، رونق مصنوعی وجود دارد ولی به محض این که اراده دولت در رساندن خدمات ضعیف شود آن هم از رونق می افتد. در حالی که تولید متعلق به زمین، متخصص، انسان فرهیخته و تکنوکرات است. ضمن آن که پیشنهاد می کردم مردم به جای دولت استاندار را انتخاب کنند. در دوره هایی که کاندید ریاست جمهوری بودم در این زمینه مفصل صحبت کردم و کسی نتوانست این پیشنهاد را نقض حکومتی کند. وقتی مردم استاندار را انتخاب کنند، استاندار پاسخگوی مردم خواهد بود و مردم در امور به استاندار پاسخگو کمک و مشارکت خواهند کرد.

استاندارانی که بر سر کار هستند همگی پاسخگوی دولت، وزارت کشور و رئیس جمهوری هستند و پاسخی به مردم نمی دهند. استان های کشور به لحاظ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی گرفتار شده اند چرا که مردم هیچ پاسخگویی در سیستم اداری پیدا نمی کنند و اگر شکایت کنند و به آن رسیدگی نشود باید به نزد وزیر یا رئیس جمهوری بروند و این غیر ممکن است.

بیست و پنج میلیارد دلار قاچاق در کشور رایج است

خوزستان یکی از استان هایی است که آمار بیکاری و فقر در آن بالاست؛ این در حالی است که زمین های زراعی نیز در آنجا وسیع است ،راهکار برون رفت از این شرایط چیست؟

در استان خوزستان حوادث فیزیکی مثل سیل، بدی آب و هوا و ورود ریزگردها زیاد است ولی از کل کشور جدا نیست. ایران دو رشته کوه زاگرس و البرز دارد. گسستگی بین زمین و مردم در همه کشور یک نماد است؛ یعنی مردم دائم به جای این که فعالیت های فیزیکی مثمرثمر داشته باشند به فعالیت های اداری، خرید و فروش و قاچاق روی آورده اند.

علت اصلی این است که دولت ها ظرف صد سال گذشته دائم ارزش پولی را مورد تهاجم قرار داده اند و به جای این که تولید و نیروی کار را ارتقاء دهند، روابط بروکراتیک را در کشور حاکم کرده اند.  بنابراین هیچ فرقی بین خوزستان، سیستان و بلوچستان، همدان و... نیست. این گسستگی باعث می شود دائم سیستم های رباخواری، سیستم های تورمی و سیستم های بند و بست های اقتصادی سیاسی بر تولید مسلط شوند. تولید در کشورهای دیگر مثل ترکیه، هند، پاکستان، پرتغال و... هزینه سرمایه حداکثر بین چهار تا پنج درصد است؛ یعنی فرد به عنوان سرمایه گذار از بانک وام با چهار، پنج درصد می گیرید و تولیدی راه اندازی می کند و در نهایت هفت، هشت یا ده درصد می شود. درحالی که هزینه سرمایه گذاری در ایران بیش از بیست و گاه تا سی درصد است.

فیزیک برخورد با قاچاق فقط  آن را گران تر می کند

بنابراین تولید در داخل کشور قربانی تورم و هزینه سرمایه است و هیچ تولیدی شکل نمی گیرد و در عوض هرچه هست قاچاق است زیرا در کشورهای همسایه و در خلیج فارس پر از کشتی هایی است که همه نیازهای کشور را دارند و می دانند کشور تولید ندارد و به محض این که اتفاق اشتباهی رخ دهد، آنها را از طریق قانونی یا قاچاق وارد کشور می کنند که الان موضوع ده، بیست، حتی بیست و پنج میلیارد دلار قاچاق در کشور مطرح شده است. فیزیک برخورد با قاچاق فقط آن را گران تر می کند و هیچ اتفاقی نمی افتد. در مورد این که کشورهای همسایه مردم را جذب می کنند باید بگویم ممکن است نخبگان و نیروهای سیاسی را جذب کنند ولی نمی توانند عامه مردم را جذب کنند. خوزستان مردم مقاومی دارد و در آنجا هشت سال جنگ بوده است و همین مردم اجازه ندادند صدام با لشگر متوالیش بیش از هفتاد کیلومتر وارد خاک کشور شود. آن موقع مردم جلوی صدام ایستادگی کردند، حصر آبادان شکسته شد، خرمشهر آزاد شد و بعد سیستم های نظامی، ارتش و سپاه وارد عرصه شدند. ایران یک مجموعه پیوسته و مداوم است.

قاچاق تبدیل به شغل شده است

استان کردستان هم بوده اید . این استان  کارخانجات و کارگاه های زیادی داشت که اکثریت آنها اکنون بسته هستند و بسیاری  از  مردم از پیر و جوان کولبری می کنند که از سرنوشت این کولبرها اخبار مختلفی داریم. به نظر شما با توجه به وضعیت اقتصادی کشور برای پاک شدن منطقه کردستان از قاچاق و کولبری چه باید کرد تا کارخانجات و کارگاه هایشان دوباره راه بیفتد؟

تولید در کل کشور متوقف است. در دولت مرحوم هاشمی رفسنجانی گزارش شد وزیر صنعت سی هزار سوله معطل مانده در کشور وجود دارد. این سوله ها کارخانه و کارگاه های تعطیل شده بودند. چرا تولید در کردستان راه نمی افتد؟ این مثل گزارشی است که عنوان کرده؛ «پنجاه درصد شهرک های صنعتی تعطیل است.» بنابراین بین کردستان و سایر مناطق کشور فرقی وجود ندارد. کردستان چون موقعیت کولبری دارد مردم از آن استفاده می کنند ولی در جاهای دیگر کولبری به شکل متفاوتی وجود دارد.

ایران توانایی این را دارد که ثروتمندترین کشور دنیا باشد

در سال 1366 پانصد تراکتور ساخت ایران در پاکستان به مزایده گذاشته شده بود، چون بین نرخ دولتی و بازار تفاوت وجود داشت و عده ای اینها را برده و به چند برابر قیمت فروخته بودند. در همان سال ها هزار و پانصد تن شیر خشک متعلق به ایران در پاکستان به مزایده گذاشته شده بود؛ پیداست شیر خشک دست به دست شده و از دولت به بخش خصوصی رفته و از آنجا به صورت قاچاق به پاکستان رفته است. قاچاق دو طرفه است؛ هم جنس ارزان از ایران به خارج و هم جنس ارزان از خارج به داخل قاچاق می شود و به یک شغل تبدیل شده است. چندین سال پیش شخصی که در کار واردات و صادرات بود گفت جنس را در هر جای دنیا که باشد می فروشم و در تهران تحویل می دهم. یک کلمه اقتصادی بیشتر نیست که عبارت از این است تا ضوابط تولیدی که بشریت در ظرف مدت چند هزار سال پذیرفته نشود این پدیده بر آنها تحمیل می شود. کشوری که توانایی این را دارد  که بتواند ثروتمندترین کشور دنیا باشد به این تبدیل شده که ناشی از سیاست های اقتصادی دولت ها، وصل و بندها، رانت ها و گرفتاری های چپ و راست است که به کشور تحمیل شده است.

تقصیر آمریکایی هاست که انقلابی شدم

شما می فرمایید عدم پیشرفت کشور به دعواهای چپ و راست و سیاسی بر می گردد؛ عوام می گویند اگر انقلاب نمی شد وضعیت کشور بهتر بود و رونق اقتصادی داشت و از جهان سومی خارج می شد. شما این مطالب را چگونه تجزیه و تحلیل می کنید؟

من 10 سال فراری و جزو گروه های زد و خوردی بودم. انقلاب خواست ملت در آن دوره بود. علت اصلی این که چرا سرباز انقلاب شدم را پرسیدند! گفتم: تقصیر آمریکایی هاست. آنها کودتای 28 مرداد را انجام دادند . در آن زمان من 12 سالم بود و 30تیر و 28 مرداد را طی کردم. در دهه سی مردم به طور کامل به حکومت پشت کردند، در دهه چهل وارد مبارزه شدند و در دهه پنجاه مبارزات شان به نتیجه رسیدند.

این که مردم می گویند اگر انقلاب نشده بود امروز به مراتب وضعمان بهتر بود، مردم در آن زمان هم می گفتند اگر کودتا نشده بود وضعمان بهتر بود. قبل از کودتا دولتی سر کار بود که مردم قبولش داشتند و حرفش را گوش می دادند و اگر کودتا نبود انقلاب اسلامی رخ نمی داد. غیرت مردم مبنی بر این که حرف زور را نمی شنوند جزو مشخصات مردم ایران است. وقتی ایران که کشوری درجه اول و جهانی بود و اعتبار داشت از روسیه شکست خورد، دولت هایی که به سر کار آمدند استقلال سیاسی نداشتند و گرفتار روس یا انگلیس بودند که مردم تحمل نکردند و مشروطه را برپا کردند.

غیرت مردم در استقلال طلبی و مبارزه با بیگانه نمی شود. وقتی این اتفاق افتاد که کشور توسط روسیه و انگلیس اشغال شده بود و روس ها تا زنجان و انگلیسی ها تا اصفهان آمده بودند. ناصرالدین شاه در خاطراتش نوشته است اگر به تبریز بروم می گویند روسی شده و اگر به اصفهان بروم می گویند انگلیسی شده است. در همین زمینه مردم مشروطه را به پا کردند و وقتی روس ها التیماتوم دادند مرحوم مدرس در مجلس ایستاد و التیماتوم را رد کرد. در حالی که احمد شاه داشت به سمت اصفهان می رفت. در دهه بیست (که انگلیس و روس مجدد به ایران آمدند) مردم نفت را ملی کردند. این انقلاب از انقلاب مشروطه کمتر نیست.

وقتی کودتا شد مردم مقاومت کردند و این دوام پیدا کرد؛ یعنی مردم دائم به دولت هایی پشت کردند که سر کار می آمدند. بعد از انقلاب مردم در دوره دوم ریاست جمهوری به موسوی، خاتمی، احمدی نژاد و روحانی پشت کردند. چون احساس کردند به جای این که حقوق عامه را رعایت کنند حقوق خاصه را رعایت کردند.

تمام دوران جوانیم در دوره نخست وزیری هویدا بوده و آنها هم همین طور بودند و دو حزب چپ و راست داشتند. دهه سی، دهه رضا شاه و دهه بعد از مشروطه هم همین گونه است؛ یعنی دولت ها دائم حقوق خاصه را بر حقوق عامه ترجیح دادند. مثل همین بنزین؛ آدم باید خیلی نابینا باشد که فکر کند این دو هزار تومان مابه التفاوت هزار تا سه هزار تومان را از مردم می گیرند و خرج دولت می‌کند. دیدید که مردم قبول نکردند و دو روز بعد از این اتفاق آقای روحانی گفت هرچه پول گرفتم به مردم می دهم. اکثریت قریب به اتفاق مردم بعد از این که ارز ده، دوازده هزار تومان شد مخالفت نکردند ولی  با قیمت بنزین مخالف بودند برای این که همه چیز به هم می خورد. وقتی این اتفاق افتاد، تعدادی از مردم اعتراض کردند و گرفتاری به وجود آمد و سوءاستفاده های ضد انقلابی هم شد.

علت ناکارآمدی دولت ها

کشور دچار بحران ناکارامدی است، این بحران ایجاد ناامیدی در مردم می کند و ناامیدی مردم نکته است که باید از دید سیاستمداران دور نماند زیرا زنگ خط بسیاری از مباحث را در فضای سیاسی و اجتماعی ایجاد می کند از این بحران چگونه می توان کاست؟

در این که ناکارآمدی هر روز افزون شده هم عقیده هستیم؛ یعنی دهه های ده، بیست، سی، چهل و... این ناکارآمدی وجود داشته است. در سال 1304 مردم با طلا و نقره معامله می کردند و نرخ ارز در دست مردم بود و معامله انجام می شد. در سال 1304 پدیده بانک و نشر اسکناس مطرح شد. مردم قبول نکردند و رضا شاه برای این که هزینه های خود را دربیاورد نشر اسکناس را اجباری کرد و اعلام کرد باید تومان و ریال به جای مسکوک باشد و هر کسی تومان را قبول نمی کرد به زندان می رفت.

رضا شاه که در سال 1299 به روی کار آمد یک دلار سه ریال بود و پس از هجده سال حکومت وقتی رفت پانزده ریال شد. هر سال اسکناس چاپ و تزریق می کرد و دولت به وجود می آورد. دولت هزینه دارد که برای این کار باید حقوق عامه را تضعیف کند و حقوق خاصه را ترفیع دهد. لذا ناکارآمدی دولت از این است که اصل اصیل حقوق عامه مردم که بر حقوق خاصه ترجیح دارد و هزاران سال در کشور رعایت می شد از بین رفته است. مثلا اگر یک کار اداری داشته باشید تا وقتی دستگاه های بروکرات و دولتی تمام شیره کار را نکشند، کار راه نمی افتد.

مثلا بخواهید وام بگیرید سودش بیست درصد و در بازار چهل درصد است. کسی که در بانک است می داند نرخ بیست درصد به جیب خودش می رود و تا حقوق خاصه خود را نگیرد کاری انجام نمی دهد. شخص وام گیرنده پول را می گیرد و به جای این که یک صنعت راه بیندازد در بازار هزینه می کند و زمین می خرد و می فروشد. برای این که ناکارامدی دولت از بین برود باید حقوق مردم به خودشان برگردد.

نفت ملی شد ولی در حقیقت دولتی شد

نفت ملی شد ولی در حقیقت دولتی شد و منابع عظیم نفت و گاز در اختیار دولت است و دولت احساس مالکیت می کند؛ اول هزینه های خود را برمی دارد و بقیه را در دولت هزینه می کند. در حقیقت نفت دولتی شده است نه ملی.

ایران هشتاد میلیون جمعیت دارد و روزانه معادل ده میلیون بشکه نفت، گاز و... استخراج می شود که رقم بزرگی است ولی دولت همه را می گیرد و حاکمیت را بر مردم تحمیل می کند. آب، برق، گاز، نفت و... به دولت منتقل شده است. بنده اصلا دولت ها را به رأسشان نمی شناسم و آنها را به بدنه شان می شناسم. بدنه دولت به قدری امتیاز طلب است که هر کس پشت میزی بنشیند احساس مالکیت می کند و می داند آنجا یک امتیاز دارد که متعلق به امضای اوست و دولت بروکرات، ناکارآمد و عدم توانمند می شود. از مشروطه تا کنون نود نخست وزیر و رئیس جمهوری داشتیم ولی هیچ کدام خوش نام نشدند و به پاسخگویی و رضایتمندی مردم توانمند نشدند؛ چون این رؤسای دولت، نیازهای مردم و دولت را نمی شناسند و در مدتی که بر سر کار هستند تماما امور مردم را گره می زنند.

دولت روحانی سیصد میلیارد دلار درآمد داشته است

بنده در سال 1376 از دولت رفتم و گفتم کاری بکنم که خدا را خوش بیاید و یک کارگاه احداث کردم. بیست سال بعد تمام سرمایه و کارگاه از بین رفت. کارگاه پنج سال معاف از مالیات بود ولی کارشناسان مالیات تحت عناوین مختلف می آمدند و مالیات می گرفتند. اگر کسی نمی توانست مالیات خود را بپردازد ممنوع الخروج و حساب ها بسته می شد. تماما ضد تولید و ضد تحرک مردم بود.

این که فکر کنید اگر انقلاب نشده بود وضعمان خوب بود باید بگویم دولت های قبلی هم مانند همین دولت ها بودند. باید حقوق عامه به رسمیت شناخته شود و دولت حق ندارد ارز را به هر قیمت افزایش دهد و دست در جیب فقرا کند. شاید ده ها سال با مسئولین کشور دعوا کردم و به همین دلیل از حکومت فاصله گرفتم. دولت هایی که با نرخ ارز بازی می کنند فقرا را علیه حکومت می شورانند.

سی میلیون از جمعیت هشتاد میلیونی ایران هیچ نان آوری ندارند و به اصطلاح خوش نشین هستند؛ یعنی نه درآمد و نه بیمه دارند و پنجاه میلیون هم به دستگاه های بیمه و بازنشستگی وصل هستند و اصطلاحا آب باریکه ای دارند و یک میلیون تومان دریافت می کنند. درست است که یک میلیون تومان زیر خط فقر است اما بالاخره نانی دارند که بخورند اما 30میلیون همان نان را هم ندارند.

کجای دنیا چنین است که ارز هزار تومانی می شود سه هزار تومان و بعد از آن ده دوازده هزار تومان می شود؟ در دوره نهم و دهم پانصد، ششصد میلیارد دلار درآمدش است و روحانی هم سیصد، چهارصد میلیارد دلار درآمد داشته است. ما هم کشور را با بیست میلیارد دلار بسیار خوب اداره کردیم. وقتی بنده مسئول بودم سه میلیارد دلار برای مواد غذایی می دادیم و امروزه جمعیت دو برابر شده و قیمت مواد غذایی در دنیا ثابت است پس شش میلیارد دلار نیاز است؛ ولی دولت روحانی می گوید چهارده میلیارد دلار برای مواد غذایی صرف می شود.

کشور ده ها برابر دهه شصت ثروتمند است

 مدیران در سطوح مختلف می گویند ما مدیران مردمی هستیم و مدیریت را بلد هستیم؛ ولی از برون مرز نمی گذارند تا بتوانیم به مردم برسیم و ما را در حصار تحریم قرار داده اند. به نظر شما تحریم چقدر باعث این وضعیت معیشتی مردم است؟

تحریم درآمد کشور را از صد میلیارد دلار به پنجاه میلیارد دلار کاهش داده است. خرج کشور پنجاه میلیارد دلار نیست. پنجاه میلیارد دلار اضافی همگی توسط این مدیران هدر رفته است. ملت توانمندند و در این شرایط بسیار بد به زندگی ادامه می دهند. این چه حرفی است که مدیر می گوید از خارج نمی گذارند. کشور این هزینه ندارد. بنده شصد سال است که مهندس هستم و عدد و رقم را متوجه می شوم و کار کردم. ما در دهه شصت بزرگ ترین زیربناها را راه انداختیم. در حال حاضر کشور ده ها برابر دهه شصت ثروتمند است. اگر از بنده بپرسید چرا کشور به این روز افتاده است؟ می گویم قدرت سیاسی توان ارتباط با قدرت اجتماعی مردم را ندارد.

بنزین یک تومانی را سه تومان کردم

شهید رجایی جمله ای دارد و می گوید بنده نخست وزیر خیابان مطهری به پایین هستم. در اتفاقاتی که پس از گرانی بنزین رخ داد شاهد گسستی میان ملت و دولت بودیم. ت برای ترمیم این گسست نظام باید چه اقداماتی انجام دهد؟

بسیار ساده است؛ ملت فهیم، توانمند و مقتدر است. رفتار شما  به نفع مردم باشد  به سرعت می فهمند؛ ولی با گفتن سرشان کلاه نمی رود. این هزار تومان سه هزار تومان شد؛ من هم بنزین یک تومانی را سه تومان کردم؛ بنده وزیر نفت بودم. مرحوم رجایی گفت: توجیح است؟ گفتم: این دو تومان را به پیرمردهای روستایی که بالای شصت سال سن دارند می دهیم. آب از آب تکان نخورد و حساب و کتاب داشتیم. در جنگ و گرفتاری بنزین، گازوئیل و نفت سفید آزاد شد. چون مردم خداپرستند بسیار دقیق می فهمند که آیا سیاستمدار مردمی یا امتیاز طلب است.

فراموش نکنید آقای روحانی دو روز بعد از این که اعتراضات مردم به افزایش نرخ بنزین انجام گرفت ،گفت این پول را برمی گردانم ولی از اول به  حتم قصدش  این نبود؛ چون قول ها و بقیه اعمالی که این دولت داده اشتباه است.

به ترامپ گفتند آقازاده ها از ایران سرمایه آورده اند

بسیار باعث سرافکندگی است که  هزار نفر از فرزندان مدیران کشور بین پنجاه میلیون دلار تا یک میلیارد دلار به آمریکا برده اند. آقای ترامپ خواست آقازاده ها را از آمریکا خارج کند. به او گزارش کردند که اینها از ایران سرمایه آورده اند و او هم حرفش را عوض کرد و دیگر به ایرانی های مقیم امریکا گیر نداد.

از دوره قاجار تا کنون بین سه تا چهار هزار میلیارد دلار نفت در کشور فروخته شده که تمامش به صورت قاچاق، رانت و معاملات مختلف از کشور خارج شده است.

مثلا اتومبیل سازی علنا می گوید صد و بیست و پنج میلیارد دلار بدهید تا یک میلیون اتومبیل به بازار آید. در حالی که کشور در این کار توانمند است تا بتواند خود را حفظ کند. اصلا کشور نیازی به هیچ جنس خارجی ندارد و دلار هم نمی خواهد و خودش می چرخد. پیداست دولت هایی تشکیل شدند که حقوق خاصه را بر حقوق عامه ترجیح می دهند. راه حل کشور این است که اصل فقهی معتبر هزار ساله کشور را مورد استقبال قرار گیرد و آن این که حقوق عامه را بر حقوق خاصه ترجیح دهند.

دولت ثروت را به دست رانتخواران داده است

این که درآمد کشور بر اثر تحریم ها و اتفاقاتی که برای نفت افتاده از صد میلیارد دلار به پنجاه میلیارد دلار رسیده را می توانیم به صحبت های شما که گفتید مبالغی از درآمدهای کشور از مملکت خارج شده ربط دهیم؟

چه پنجاه میلیارد، چه صد میلیارد دلار داشته باشید همه اش به صورت رانتی از کشور خارج می شود. چه به صورت دولتی دلار چهار هزار و دویست تومانی که برای مواد غذایی می دهند و چه به صورت رانت های دیگر این پول از کشور خارج می شود. در حال حاضر بانک مرکزی بسیار توانمند شده برای این که بگوید نرخ ارز را در بازار نگهداری می کنم و نرخ ارز دولتی غیر از مربوط به مواد غذایی ندارم، پنجاه میلیارد دلار به کشور وارد می شود. جنس هفت یا ده هزار تومانی دلار در بازار به دلار بیست هزار تومان تبدیل می شود.

بسیار ساده است علیه همه عمل کرده و تناقض ایجاد کنیم. اینگونه حقوق ضعیفان از بین می رود و مثل چهل سال گذشته می شود. سیاستمدار باید بپذیرد و مقاومت کند تا رانت خواری از بین برود. روحانی می گوید چهارصد، پانصد هزار میلیارد تومان خرج دولت است که در آن مانده است اما  خانه صد میلیارد تومانی فراوان است. این صد میلیارد یا هفتصد میلیارد تومانی مربوط به دوره روحانی است و مربوط به دولت های قبل نیست. از دلارهای چهار هزار و دویست تومان که به بیست هزار تومان تبدیل شده آمده و به اینجا رفته است. خودت ثروت کشور را به دست رانت خواران داده است. عقل ساده بیان می کند که باید ثروت خودت را خودت حفظ کنی. اگر ثروت خود را به کسی دیگر بدهی تا به مردم خدمت کند، او به جای این کار رانت خوار می شود.

شاه چهار میلیارد دلار  با خود برد

ادعاهایی مطرح است که  شاه یک مشت خاک از ایران برداشت و رفت و هیچ چیزی نبرد . شما در روزهای اول انقلاب در جریان چگونه خروج شاه و میزان اموال برده شده بودید چه برآوردی از  میزان اموالی که خانواده پهلوی از ایران با خود بردند دارید؟

آنچه گزارش شده می گوید چهار میلیارد دلار برده است و می گویند متعلق به خودمان بوده است و از خزانه برنداشتیم. اما فرح در فرانسه زندگی و ریخت و پاش می کند.

جواب سیاسی دولت به جریان اجتماعی مردم

پس از گران شدن بنزین دولت اعلام کرد می خواهد این پول را به مردم بدهد و شصت میلیون نفر کمک هزینه معیشتی گرفتند. طبق شاخصه هایی که دولت در نظر گرفت تا این کمک هزینه به دست مردم برسد می شود گفت در کشور شصت میلیون فقیر داریم؟

آقای روحانی بعد از دو روز که این اتفاق افتاد با یک جریان اجتماعی مواجه شد که از عهده آن برنمی آمد به همین خاطر شصت میلیون را گفت تا مردم به خانه هایشان بروند. این شصت میلیون جواب سیاسی بود نه تعیین حد فقر.

هیچ کجا راهم نمی دهند

این روزها مشغول به چه فعالیت اقتصادی، سیاسی هستید؟

ده پانزده سال است بازنشسته هستم و کاری انجام نمی دهم و اصلا مرا راه نمی دهند.بنده روز بعد از انتخابات سال 1392 در یک شرکت کار می کردم و روز بعد رفتم حراست مرا راه نداد.

در مورد این که چه کاری می کنم باید بگویم بنده بیشتر  هشتاد سال عمرم را  صرف  ارتقاء جامعه، کار سیاسی و انقلابی کردم و در حال حاضر نیز همین طور که ملاحظه می فرمایید به عنوان سرباز انقلاب و کسی که آسیب به جامعه و ارتقاء آن را دیده در ارتقاء اجتماعی به شدت پر تحرک و فعال هستم و هیچ کاری هم نگذارند انجام دهم می توانم از مشکلات بگویم و با گفتنش امید داشته باشم که حل شوند.

برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

 

آیا این خبر مفید بود؟