وقتی فهمید باردار هستم کتکم زد / او بی غیرت بود و با دوستش در خانه بود که..!
رکنا: دیپلمم را گرفته بودم و خودم را برای رفتن به دانشگاه آماده میکردم که برایم خواستگار آمد. پدر و مادرم دستپاچه شده بودند.
آنها که یک عمر آرزو داشتند پسردار شوند، با ذوق و شوق و بدون نظرخواهی از من جواب «بله» دادند. مجبور شدم تن به ازدواجی اجباری و البته بدون تحقیق بدهم.
پدرم میگفت برادرهای این پسر را میشناسد و آدمهای خوبی هستند. او راست میگفت. دو برادرشوهرم خیلی سربهراه و باشخصیت هستند اما شوهر من معتاد Addicted از آب درآمد.
موضوع را به خانوادهام اطلاع دادم. پدرم که از شنیدن کلمه «طلاق» به هم میریخت میگفت او را ترک میدهیم و کمکش میکنیم. متأسفانه شوهرم وقتی مواد مصرف میکرد و دچار توهم میشد دیگر نمیفهمید چهکار میکند. بداخلاقی میکرد و مرا به باد کتک میگرفت. خانوادهام با او دست به یقه شدند اما اجازه ندادند شکایت کنم. یک شب جروبحثمان بالا گرفت. میخواست خفهام کند. من که تازه فهمیده بودم باردار هستم و حالم اصلا خوب نبود به خانه پدرم رفتم. چند روز گذشت. وقتی میدیدم پدر و مادرم غصه میخورند و خودشان را به خاطر اجبار من به این ازدواج لعن و نفرین میکنند حالم بدتر میشد. کلافه شده بودم.
برای اینکه آنها را آرام کنم بهدروغ گفتم شوهرم زنگ زده و قول داده است ترک کند. مادرم مقداری پول دستم داد و دست از پا درازتر به خانهام برگشتم. او و یکی از دوستان بیسروپایش خواب بودند. بساط مواد مخدرشان هم کنارشان پهن بود. آرام داخل اتاق دیگر رفتم. غروب بود و در تاریکی شب نشستم و به بدبختیهایی که سرم آمده بود فکر میکردم که از خواب بیدار شدند.
شوهر بیغیرتم بدون سلام و احوالپرسی از من خواست برایشان چای درست کنم. بیتفاوتیاش اعصابم را خطخطی میکرد. از طرفی، از حضور دوستش در خانه نگران بودم. آرام و بیصدا از خانه بیرون زدم و تا ساعت ۱۱ شب در خیابان قدم میزدم.
دوست نداشتم به خانه پدرم بروم. سرگردان شده بودم. از طرفی، سرگیجه و حالت تهوع داشتم. با دیدن ماشین کلانتری، از پلیس Police تقاضای کمک کردم. نگرانی خانوادهام و ابراز پشیمانی آنها که خودشان را مقصر میدانند عذابم میدهد. اگر قبل از ازدواج تحقیق میکردیم یا به قول خانم کارشناس اجتماعی کلانتری به مشاوره قبل از ازدواج میرفتیم اینطوری نمیشد.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.
متین نیشابوری
-
«خفاش شب» چگونه شناسایی شد؟ / تشکیل اتاق بحران برای شکار قاتل سریالی
ارسال نظر