استعفای عبدی و بحران مدیریت در فوتبال ایران/فرار از پاسخگویی؛ واقعیتی تلخ فوتبال ما
ورزشی رکنا: استعفای حسین عبدی، سرمربی تیم ملی امید ایران، پس از ناکامی در رقابتهای ناگویا، بار دیگر پرده از زخمهای عمیق فوتبال ایران برداشت.
به گزارش رکنا: این استعفا نه تنها پایان یک ماجرای تلخ، بلکه آغاز پرسشهای بیپاسخ درباره نحوه مدیریت، انتخابهای اشتباه و آینده مبهم فوتبال کشور است. در این مقاله، به بررسی ریشههای این ناکامی، مسئولیت فدراسیون فوتبال و تاثیرات این بحران بر لیگ برتر و تیم ملی بزرگسالان میپردازیم.
مشکل اصلی در این ماجرا، تفکر رایج در مدیریت فوتبال کشور است که بدون توجه به سوابق و شایستگی، به افراد بیتجربه فرصت میدهد. درست در فاصله ۳۴ ساعت دو شکست تلخ برای فوتبال ما رقم خورد؛ از شکست تیم امید مقابل کره شمالی تا باخت ۳-۱ تیم ملی بزرگسالان برابر ازبکستان در یک بازی دوستانه.
این دو اتفاق نشان میدهد که مشکل در تمام ردههای فوتبال کشور ریشه دارد و فقط با استعفای یک سرمربی حل نمیشود. فدراسیون باید پاسخگو باشد که چرا در تمام این سالها، نتوانسته ساختار پایه فوتبال را تقویت کند و مربیان باتجربه را در کادر فنی تیمهای ملی قرار دهد.
ناکامی تیم امید؛ از شکست مقابل کره شمالی تا استعفای عبدی
تیم ملی امید ایران، با وجود حضور ستارههای لیگ برتر، در رقابتهای ناگویا عملکردی فاجعهبار داشت. شکست ۴-۱ مقابل کره شمالی، تیمی که در قعر جدول بود، و باخت ۳-۱ تیم ملی بزرگسالان برابر ازبکستان در یک بازی دوستانه، نه تنها هواداران را شوکه کرد، بلکه نشاندهنده بحرانی عمیقتر در ساختار فنی و مدیریتی بود. حسین عبدی، که پس از این ناکامیها استعفا داد، به نمادی از مشکلات سیستم تبدیل شد. اما آیا او تنها مقصر بود؟
استعفای عبدی، اگرچه اقدامی مسئولانه به نظر میرسد، اما پرسشهایی را درباره چگونگی انتخاب او به عنوان سرمربی تیم امید مطرح میکند. عبدی، که سابقه مربیگری در هیچ تیمی نداشت و حتی در ردههای نوجوانان و جوانان نیز موفق نبود، چگونه به هدایت تیم امید رسید؟ این پرسش، بیشتر از آنکه درباره صلاحیت عبدی باشد، درباره معیارهای فدراسیون فوتبال در انتخاب کادر فنی است.
فدراسیون فوتبال؛ پاسخگویی یا فرار رو به جلو؟
فدراسیون فوتبال ایران، به عنوان متولی اصلی فوتبال کشور، در قبال این ناکامیها مسئولیت مستقیم دارد. انتخاب مربیان بیتجربه، نادیده گرفتن مربیان کاربلد و عدم شفافیت در تصمیمگیریها، از جمله انتقادات اصلی به این نهاد است. اینکه چگونه حسین عبدی، با سابقهای پر از ناکامی، به عنوان سرمربی تیم امید انتخاب شد، خود داستان غمانگیزی است.
علاوه بر این، ردپای اشتباهات عبدی در تیم ملی جوانان، از جمله معرفی ۶۵ بازیکن به کنفدراسیون فوتبال آسیا، باعث شده تا قاسم حدادیفر، سرمربی فعلی تیم جوانان، نتواند بازیکنان جدید و مورد نظر خود را اضافه کند. این اشتباهات، نه تنها بر تیم امید، بلکه بر آینده فوتبال ایران تاثیر منفی گذاشته است.
فدراسیون فوتبال باید پاسخگو باشد؛ بر چه اساسی و با چه معیاری کادر فنی تیم امید را انتخاب کرد؟ چرا از کنار مربیان کاربلد گذشت و به مربیان بیتجربه اعتماد کرد؟ آیا این روند اشتباه در آینده نیز تکرار خواهد شد؟ هواداران فوتبال حق دارند بدانند که آیا فدراسیون قصد دارد از اشتباهات خود درس بگیرد یا نه!؟
ترفیع به جای تنبیه؛ پارادوکس فوتبال ایران
یکی از نکات تلخ این ماجرا، این است که حسین عبدی، با وجود ناکامیهای مکرر، احتمالاً از فدراسیون فوتبال ترفیع خواهد گرفت (!) این پارادوکس، نشاندهنده سیستم معیوب مدیریت در فوتبال ایران است. در کشوری که موفقیتها نادیده گرفته میشوند و ناکامیها با ترفیع پاداش داده میشوند، چگونه میتوان انتظار پیشرفت داشت؟
این روند، نه تنها انگیزهای برای مربیان کاربلد باقی نمیگذارد، بلکه باعث میشود افراد بیتجربه و ناکارآمد در پستهای کلیدی قرار گیرند. فوتبال ایران، به جای اینکه بر اساس شایستهسالاری اداره شود، در چرخهای از اشتباهات و توجیهات گیر کرده است.
تاثیر تعطیلی لیگ برتر؛ ضرر دوگانه برای تیمها و هواداران
تعطیلی لیگ برتر به دلیل ناکامی تیم امید، نه تنها به ضرر تیمهای لیگ برتری شد، بلکه هواداران را نیز ناامید کرد. لیگ بیستوششم، که تازه جذابیت خود را یافته بود، با این تعطیلی، ریتم خود را از دست داد. تیمها مجبور شدند دوباره به بدنسازی و بازیهای تدارکاتی بپردازند، گویی همه تلاشهای پیشین هدر رفته است.
این تعطیلی، علاوه بر ضرر مالی برای باشگاهها، باعث شد تا انگیزه بازیکنان و هواداران کاهش یابد. فوتبال، به عنوان یک صنعت، نیاز به ثبات و برنامهریزی دارد. اما در ایران، این ثبات قربانی اشتباهات مدیریتی میشود.
آینده فوتبال ایران؛ آیا تغییری در کار است؟
اگر فوتبال ایران بخواهد از این بحران خارج شود، باید تغییرات اساسی در ساختار مدیریتی و فنی ایجاد شود. اولویت نخست، انتخاب کادر فنی کاربلد و باتجربه برای تیم امید است. همچنین، فدراسیون فوتبال باید شفافیت را در تصمیمگیریها افزایش دهد و پاسخگوی اشتباهات خود باشد.
علاوه بر این، باید به مربیان جوان و مستعد فرصت داده شود، اما نه به قیمت آینده تیمهای ملی. فوتبال ایران نیاز به برنامهریزی بلندمدت، سرمایهگذاری بر روی آکادمیها و استفاده از تجربیات بینالمللی دارد.
نتیجهگیری؛ فوتبال ایران در تقاطع سرنوشتساز
استعفای حسین عبدی، اگرچه پایان یک فصل تلخ بود، اما آغاز پرسشهایی است که باید پاسخ داده شوند. فوتبال ایران در تقاطع سرنوشتسازی قرار دارد: یا با اصلاح ساختار و تغییر رویکرد، راه پیشرفت را در پیش میگیرد، یا در چرخه اشتباهات و ناکامیها فرو میرود.
هواداران فوتبال حق دارند بدانند که آیا فدراسیون فوتبال قصد دارد از اشتباهات خود درس بگیرد یا نه. آیا باز هم شاهد انتخابهای اشتباه و ترفیع ناکامان خواهیم بود؟ یا اینکه فوتبال ایران سرانجام راه شایستهسالاری و حرفهایگری را در پیش خواهد گرفت؟
پاسخ به این پرسشها، نه تنها آینده تیمهای ملی، بلکه آینده فوتبال ایران را رقم خواهد زد.
مجید روانستان
-
فیلم / نگاهی به تیپ و استایل شیک بازیگران در اکران فیلم «هرچی توبگی»/ درخشش سپیده مظاهری و نعیمه نظامدوست در کنار بازیگران نوستالژی، رضا بابک و محمد فیلی
ارسال نظر