جایزه ونیز به چه قیمتی؟ سکوتی که به کام غرب تمام شد

سکوتی به کام غرب؛ برای جایزه ونیز، وطن چند؟

امام حسین علیه السلام در سخنی ماندگار می فرمایند: «اگر دین ندارید و از روز قیامت نمی ترسید، دست کم در دنیای خود آزاده باشید.» در فرهنگ عاشورا، آزادگی

این مفهوم را می توان در کنار تصویری قرار داد که از جشنواره ونیز در جهان منتشر شد؛ جایی که یک بازیگر زن ایرانی، در جایگاه نماینده ای از ایران، برای دریافت جایزه روی صحنه حاضر شد. این مراسم می توانست فرصتی برای سخن گفتن از مردم ایران باشد؛ مردمی که در روزهای جنگ، خانه ها، عزیزان و امنیت خود را از دست دادند. می شد از زنانی گفت که در حملات موشکی جان باختند، از مادرانی که داغ فرزندانشان را بر دل دارند و از کودکانی که دیگر به خانه بازنگشتند.

با این حال، پس از دریافت جایزه، سخنانی درباره آزادی زنان مطرح شد؛ سخنانی که منتقدان آن را بی توجه به رنج مردم ایران دانستند. آنان معتقدند در روزهایی که زنان و مردان، کودکان و سالمندان، آثار حملات و فشارهای دشمنان را با جان خود لمس کرده اند، تکیه بر تعریفی کلی و مطابق پسند محافل غربی از آزادی، نمی تواند بازتاب دهنده واقعیت جامعه ایران باشد.

فرصتی که می توانست صدای قربانیان باشد

منتقدان این سخنان می پرسند چگونه می توان از آزادی گفت، اما از زنانی که در حملات کشته شدند، مادرانی که فرزندان خود را از دست دادند و کودکانی که قربانی جنگ شدند، یاد نکرد؟ از نگاه آنان، اگر قرار بود این تریبون به طرح موضوع آزادی اختصاص پیدا کند، مناسب بود صدای خانواده هایی باشد که امکان حضور در چنین مراسمی و بیان رنج خود را ندارند.

در همین چارچوب، از مادران میناب و خانواده های داغدار، دختران مدرسه شجره طیبه و کودکانی یاد شده است که در حملات جان خود را از دست دادند یا پیکرشان هنوز به خانواده ها بازنگشته است. همچنین منتقدان خواستار یادآوری سرنوشت خانواده هایی هستند که پس از بمباران خانه هایشان، تنها بخشی از وسایل شخصی یا نشانه ای کوچک از عزیزانشان برای آنان باقی ماند.

در این روایت ها، از مادر امیرمحمد نیز نام برده شده است؛ مادری که پیکر بی جان فرزند چهار ساله خود را در آغوش گرفت. عروسی سیریک نیز به عنوان نمونه ای از آرزوهای بر باد رفته دختر جوانی مطرح شده است که قرار بود آغازگر زندگی مشترک باشد، اما جنگ آن را به خاطره ای تلخ تبدیل کرد. خانه هایی که می توانستند محل شروع زندگی باشند، به نشانه هایی از ویرانی و سوگ بدل شدند.

منتقدان تاکید دارند که استقلال و آزادی

از این منظر، جایزه ای که به زنان ایرانی تقدیم می شود، باید یادآور زنانی باشد که بهای سنگینی برای استقلال کشور پرداخته اند؛ زنانی که عزیزان خود را از دست داده اند، خانه هایشان ویران شده و همچنان با وجود داغ و دشواری ایستادگی می کنند. آزادی برای بسیاری از این زنان، نه تصویری در قاب جشنواره ها، بلکه حقی است که باید در میان خاکستر خانه ها و خاطرات جنگ جست و جو شود.

واکنش کاربران در فضای مجازی

واکنش ها به این سخنان تنها به فضای جشنواره محدود نماند. شماری از کاربران با یادآوری روزهای جنگ و رنج خانواده های ایرانی، نسبت به محتوای این سخنان انتقاد کردند. یکی از کاربران نوشت: «چرا درباره جنایت های اسرائیل علیه کودکان میناب و سربازان ایرانی حرفی زده نمی شود؟ اگر قرار بود از آزادی زنان گفته شود، بهتر بود ابتدا معنای آزادی نیز توضیح داده شود.»

سکوتی به کام غرب؛ برای جایزه ونیز، وطن چند؟

کاربر دیگری نیز با اشاره به فرصت ایجاد شده برای بازتاب مظلومیت مردم ایران نوشت: «وقتی امکان داری صدای مردم مظلوم ایران باشی، اما از کودکان میناب، عروسی سیریک، تحریم ها، محاصره و ویرانی ها سخن نمی گویی، این رفتار دیگر بی تفاوتی ساده نیست؛ مسئله به شرافت مربوط می شود.»

سکوتی به کام غرب؛ برای جایزه ونیز، وطن چند؟

شماری از کاربران زن نیز با ذکر نام خود اعلام کردند که سخنان مطرح شده از سوی این بازیگر را به عنوان موضعی درباره زنان ایران قبول ندارند و خود را از آن جدا می دانند.

سکوتی به کام غرب؛ برای جایزه ونیز، وطن چند؟

کاربر دیگری، آزادی واقعی را در دفاع از استقلال کشور و بیان رنج قربانیان دانست و نوشت: «می توانستید در ونیز از استقلال و آزادی سخن بگویید؛ از حمله بی رحمانه به کشور، زنان نخبه ای که جان باختند، مادران بارداری که قربانی شدند و کودکان مدرسه شجره طیبه که پس از هفت ماه هنوز پیکر پاکشان پیدا نشده است.»

سکوتی به کام غرب؛ برای جایزه ونیز، وطن چند؟

کاربر دیگری نیز با لحنی انتقادی و کنایه آمیز نوشت: «درست می گوید؛ زن ایرانی آزاد نیست. آزاد نیست درباره جنایت هایی که علیه زنان و کودکان رخ داده حرف بزند، از میناب و مادران داغدار بگوید یا سراغ همسران و مادران عزادار دنا و لامرد و عروسی دختر جنوب را بگیرد.»

سکوتی به کام غرب؛ برای جایزه ونیز، وطن چند؟

جواد قارایی نیز در واکنش به این موضوع، از یک فرصت از دست رفته سخن گفت و نوشت: «داشتن چنین فرصت ارزشمندی برای رساندن صدای مظلومیت ایران، اما سکوت درباره تکه تکه شدن کودکان میناب، هزاران تحریم، محاصره، نابودی پل ها و کارخانه ها، نشان می دهد که شرافت نادیده گرفته شده است.»

سکوتی به کام غرب؛ برای جایزه ونیز، وطن چند؟

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1248797
  • فیلم/ آرزوی قدیمی پژمان جمشیدی: خیلی وقته دلم میخواد زن بگیرم بچه دار شم