علیرضا افتخاری در این برنامه همراه با خانم‌ها خواند | رقص و حاشیه و شوخی‌های سخیف

 مرز میان شوخی و ابتذال کجاست؟ شاید پاسخ به این پرسش در هیچ رسانه‌ای به‌اندازه نمایش خانگی مهم نباشد؛ رسانه‌ای که در سال‌های اخیر با آزادی عمل بیشتر، امکان تجربه فرم‌های تازه و پرداختن به موضوعاتی را پیدا کرده است که تلویزیون کمتر به سراغ‌شان رفته است، اما آزادی، الزاماً به‌معنای بی‌مرزی نیست و تفاوت «طنز جسورانه» با «لودگی» دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود.

«شفرونی» حالا وارد فصل دوم شده است؛ برنامه‌ای که در فصل نخست نیز نشان داده بود بیش از آنکه به آشپزی، رقابت یا حتی خلق یک موقعیت تازه سرگرم‌کننده متکی باشد، روی چهره‌ها، شوخی‌های کلامی، حاشیه و لحظه‌هایی حساب باز کرده است که قابلیت بریده‌شدن و انتشار در شبکه‌های اجتماعی داشته باشند. فصل اول، البته مصداق‌هایی از این رویکرد را داشت؛ از حضور برخی مهمانان و شوخی‌های جنجالی تا موقعیت‌هایی که بیش از آنکه به خود برنامه کمک کنند، خوراک فضای مجازی شدند،

اما اگر قرار باشد فصل دوم را با فصل قبل مقایسه کنیم، به‌نظر می‌رسد «شفرونی» یک قدم جلوتر رفته؛ البته نه لزوماً در کیفیت، این‌بار انگار خودِ وایرال‌شدن تبدیل به یکی از عناصر اصلی طراحی برنامه شده است.

مشکل اصلی «شفرونی» فقط این نیست که فلان جمله گفته شده یا فلان شوخی از نظر بخشی از مخاطبان سخیف بوده است، مسئله مهم‌تر، الگویی است که پشت این اتفاقات دیده می‌شود، این‌که؛ برنامه به‌جای آنکه موقعیت کمدی خلق کند، گویی مدام در جست‌وجوی جمله، رفتار یا اتفاقی است که بتواند فردای پخش، در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شود.

نمونه تازه آن را می‌توان در شب اصفهان دید؛ جایی که صحبت‌های قدرت‌الله ایزدی، همان «رشید» شناخته‌شده، و بعضی عبارت‌های عجیب و غریب، از جمله آن واژه‌ای که حتی تکرارش نیز در شأن یک متن نقد نیست ــ [بوق] ــ به‌جای آنکه بخشی از یک موقعیت کمدی منسجم باشند، تبدیل به نقطه ثقل حاشیه و توجه می‌شوند.

اینجا باید میان «شوخی بزرگسالانه» و «شوخی سخیف» تفاوت گذاشت. طنز می‌تواند جسور باشد، می‌تواند حتی تابوها را لمس کند و مخاطب را غافلگیر کند؛ اما هر چیزی که قابلیت گفتن دارد، الزاماً قابلیت پخش ندارد و هر چیزی که مخاطب را به خنده وادار کند، الزاماً «طنز» نیست.

اگر تنها مزیت یک دیالوگ این باشد که مخاطب بعد از شنیدنش بگوید «دیدی چی گفت؟»، آن دیالوگ هنوز کمدی نشده است.

حضور قدرت‌الله ایزدی در چنین برنامه‌ای فی‌نفسه اتفاق جذابی است. او از آن دسته کمدین‌هایی است که سابقه و شخصیت نمایشی‌اش برای مخاطب ایرانی شناخته شده است، اما اتفاقاً همین سابقه باعث می‌شود انتظار از او بیشتر باشد، وقتی یک چهره باسابقه، به‌جای آنکه از تجربه و شخصیت کمدی خود برای ساختن یک موقعیت استفاده کند، وارد چرخه شوخی‌های دم‌دستی می‌شود، مسئله فقط یک دیالوگ یا یک قسمت نیست؛ مسئله اتلاف ظرفیت یک چهره است.

در «شفرونی» گاهی به‌نظر می‌رسد مهمان، مجری و حتی شخصیت‌های شناخته‌شده، به‌جای آنکه در خدمت یک طراحی کمدی باشند، خودشان تبدیل به ابزار تولید لحظه شده‌اند؛ لحظه‌ای که باید خنده بگیرد، باید کلیپ شود و باید در فضای مجازی بچرخد، این همان نقطه‌ای است که برنامه از «سرگرمی» فاصله می‌گیرد و به اقتصاد توجه نزدیک می‌شود.

در فصل گذشته، نمونه‌هایی مثل بازی «تیر تو دهن نیما» محل بحث بود؛ بخشی که در آن مهمانان باید با تفنگ به‌سمت تصویر نیما شعبان‌نژاد شلیک می‌کردند و توپ را داخل دهان تصویر او می‌انداختند. فارغ از نیت سازندگان، مسئله این بود؛ چرا برای خلق یک بازی سرگرم‌کننده، باید به چنین عنوان و طراحی‌ رسید؟ همین‌جا یک پرسش جدی شکل می‌گیرد؛ آیا واقعاً هیچ شکل دیگری برای شوخی وجود نداشت؟

وقتی یک برنامه مرتب از چنین مرزهایی عبور می‌کند، دیگر نمی‌توان همه چیز را به «شوخی بود» تقلیل داد، چون شوخی، زمانی موفق است که علاوه بر خنده، طراحی داشته باشد؛ موقعیت داشته باشد؛ ظرافت داشته باشد و چیزی به تجربه مخاطب اضافه کند، در فصل دوم اما این روند نه‌تنها متوقف نشده، بلکه در مواردی گل‌درشت‌تر شده است.

ماجرا فقط شوخی‌های کلامی نیست، اجرای موسیقی و حضور نوازندگان زن، همراه با نوع اجرا و فضای برنامه، نیز بخشی از تصویری است که «شفرونی» از جهان خود ارائه می‌دهد؛ تصویری که برای بخشی از مخاطبان، یادآور عبور تدریجی از خطوط قرمز و تغییر قاعده‌هایی است که سال‌ها در تولیدات رسمی داخل کشور وجود داشته است.

برای نمونه، وقتی گروهی در برنامه «بردی از یادم» را اجرا می‌کنند و زنان نوازنده نیز در قاب حضور دارند، پرسش اصلی دیگر صرفاً موسیقایی نیست، بحث بر سر مجموعه‌ای از نشانه‌هاست، این‌که؛ مرزهای سابق کجا قرار داشتند و حالا چرا و چگونه جابه‌جا شده‌اند؟

مسئله این نیست که هر تغییر الزاماً بد است، اتفاقاً رسانه اگر قرار باشد مخاطب امروز را جذب کند، باید با زمانه حرکت کند، اما تغییر قواعد باید حاصل یک نگاه فرهنگی و هنری باشد، نه نتیجه آزمون و خطا برای اینکه ببینیم «این یکی را هم مخاطب می‌پذیرد یا نه».

حتی طراحی بصری «شفرونی» در فصل دوم به این حس دامن می‌زند. استودیو، نور، میزانسن، نحوه حضور زنان و مردان، نوع اجرا و فضای کلی برنامه، گاهی چنان از الگوهای آشنای تولیدات رسمی فاصله گرفته است که مخاطب ممکن است احساس کند با برنامه‌ای روبه‌روست که در جغرافیایی دیگر تولید شده است.

این حس البته به خودی خود ایراد نیست، شبکه نمایش خانگی اساساً قرار است تجربه متفاوتی از تلویزیون ارائه دهد، مسئله از جایی آغاز می‌شود که تفاوت در فرم، جای خالی هویت محتوایی را پر کند.

اگر قرار است «شفرونی» متفاوت باشد، پرسش این است؛ این تفاوت دقیقاً در چیست؟ در آشپزی؟ چندان پررنگ نیست، در مسابقه؟ ساختار آن چندان تازه نیست، در کمدی؟ بسیاری از شوخی‌ها یادآور نمونه‌های قبلی‌اند، پس بخش مهمی از تفاوت برنامه در میزان جسارت، شوخی و عبور از مرزهایی تعریف می‌شود که پیش‌تر کمتر امکان عبور از آنها وجود داشت،

و اینجاست که خطر آغاز می‌شود: وقتی «بیشتر دیده‌شدن» با «بیشتر شکستن مرزها» یکی گرفته شود.

فصل اول «شفرونی» هم از این آسیب‌ها مصون نبود، حضور چهره‌هایی مانند نعیمه نظام‌دوست و برخی موقعیت‌های طراحی‌شده برای ایجاد حاشیه نشان می‌داد که برنامه علاقه زیادی به ساختن «لحظه» دارد، اما در فصل دوم، هنوز چند قسمت بیشتر نگذشته، نشانه‌ها پررنگ‌تر شده‌اند.

رقص و شوخی‌های سخیف بیشتر شده، شوخی‌های کلامی جسورانه‌تر شده‌اند، عبور از برخی خطوط قرمز آشکارتر به‌نظر می‌رسد و برنامه بیش از گذشته به این سمت رفته است که خودِ حاشیه بخشی از محصول باشد، این رویکرد شاید در کوتاه‌مدت جواب بدهد، کلیپ‌ها منتشر می‌شوند، کاربران درباره یک جمله بحث می‌کنند، رسانه‌ها درباره یک اتفاق می‌نویسند و برنامه برای چند ساعت یا چند روز در فضای مجازی موضوع گفت‌وگو می‌شود،

اما سؤال مهم این است: آیا وایرال‌شدن معادل موفقیت است؟ پاسخ الزاماً مثبت نیست، یک محتوای ضعیف هم می‌تواند وایرال شود، حتی یک جمله بسیار سخیف می‌تواند بیش از یک شوخی هوشمندانه دیده شود، اما تعداد بازدید، کیفیت اثر را تعیین نمی‌کند.

شفرونی

شفرونی

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1246592
  • فیلم / موجودی حساب همسر رهبر انقلاب در زمان شهادتش چقدر بود؟