فیلم / بهرام افشاری: تا بازیگر بشم خیلی بی پول بودم / حتی واسه عقد قرارداد پایتخت با موتور رفتم دیدم همه ماشین مدل بالا پارکه، سر و وضعم داغون
تبلیغات

روایت جذاب از مسیر پرفراز و نشیب بهرام افشاری به جهانی شدن در تلویزیون/ اعتراف جالب "بهتاش" پایتخت!

بهرام افشاری، بازیگر جوان و موفق ایرانی، یکی از ستاره های بی بدیل عرصه کمدی در تلویزیون و سینما، ماجرای اولین تجربه اش برای حضور در سریال پایتخت را به طرز جالب و احساسی تعریف کرد. این ماجرا نشان می دهد که چگونه پشتکار و تلاش می تواند هر مانعی را از سر راه بردارد.

از تبریز تا نقش آفرینی در پایتخت؛ افشاری چگونه به "بهتاش" تبدیل شد؟

بهرام افشاری زاده 6 خرداد 1366، راه هنری خود را با تلاش و پشتکار آغاز کرد. او ابتدا به عنوان بازیگر مهمان در فصل دوم سریال محبوب پایتخت حضور یافت، اما در فصل های پنجم و ششم توانست بدرخشد و به یکی از چهره های اصلی این مجموعه تبدیل شود. این موفقیت برای او جوایز متعددی از جمله جایزه حافظ بهترین بازیگر کمدی را به همراه داشت. علاوه بر این، نقش آفرینی های تحسین برانگیز او در فیلم هایی مانند "لانتوری"، "کارگر ساده نیازمندیم"، "رحمان 1400"، "سگ بند" و "فسیل" نیز تأثیری عمیق بر محبوبیت و اعتبار هنری او گذاشت.

گفتگوی رامبد جوان با بهرام افشاری درباره آغاز ماجرا

در یکی از برنامه های خندوانه، رامبد جوان از افشاری خواست درباره چگونگی انتخاب او برای بازی در سریال "پایتخت" صحبت کند. پاسخ های بهرام افشاری، روایتی دوست داشتنی و جذاب از پشت پرده ورود او به این سریال بودند.

واکنش بهرام افشاری به تماس با احمد مهران فر

افشاری در شروع صحبت هایش گفت: «یکی از دوستام بهم گفت احمد مهران فر دنبال شماره ات می گرده. من خودم از طرفداران پایتخت 1 بودم و همیشه ادای ارسطو رو درمی آوردم. به آقای مهران فر زنگ زدم و خودمو معرفی کردم. ایشون گفتن: می تونی بیای دفتر؟»

او ادامه داد: «یه کم کلاس گذاشتم و گفتم درگیرم، اما 1 ساعت دیگه می تونم بیام. سریع سوار موتورسیکلت شدم و راه افتادم. وسط راه یه دفعه یه تگرگ شدید از آسمان شروع به باریدن کرد. وقتی به دفتر رسیدم، دیدم همه جا پر از ماشین های مدل بالا بود. من که با موتور اومده بودم، اونو توی یه کوچه بالاتر پارک کردم و رفتم تو.»

اولین برخورد بهتاش با محسن تنابنده

افشاری در پایان داستانش اشاره کرد: «وقتی آقای تنابنده منو دید، پرسید مازندرانی بلدی؟ گفتم نه. ایشون گفت برو یاد بگیر. همین جمله اول راه منو باز کرد!»

نتیجه ای که نشان داد تقدیر برای قهرمانان صبور آماده است

داستان طولانی و پرتلاش بهرام افشاری، نشان می دهد که چطور سختی های مسیر می توانند به موفقیت هایی بزرگ ختم شوند. او نه تنها با انرژی و علاقه اش، بلکه با حق طلبی و قدم های جسورانه خودش به جایی رسید که خیلی از افراد آن را یک رویا قلمداد می کنند.

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات