سرقت عجیب پرستار از پیرزن مشهدی / ده ها پیام برداشت از حساب را دیدم
حوادث رکنا: دختر جوانی با حضور در کلانتری سناباد اعلام به شکایت علیه پرستار مادرش کرد.
به گزارش رکنا، دختری جوان با ظاهری آراسته وارد کلانتری سناباد شد و گفت میخواهد از پرستار مادرش به اتهام دزدی شکایت کند. وقتی از این زن خواسته شد توضیحات بیشتری ارائه کند، گفت زنی را به عنوان پرستار برای مادرم استخدام کرده بودیم، اما او در سه روز کاری دهها میلیون تومان پول نقد، دهها گرم طلا و مقدار درخورتوجهی ظروف مسی گران قیمت از خانه سرقت کرده است.
شاکی خودش را معلم معرفی میکرد، اما در پایان اظهاراتش وقتی از او خواسته شد مشخصات بیشتری از پرستار مادرش ارائه کند، سرش را پایین انداخت و گفت متهم یک تبعه خارجی بود و ما به جز یک شماره تلفن و یک حساب کاربری که در سایت واسطه گر داشت، هیچ اطلاعاتی از او نداریم. خانم معلم مدرک بیشتری برای ارائه نداشت، اما سرهنگ رجبعلی صفایی، رئیس کلانتری سناباد، با صدور دستوراتی تخصصی، رئیس دایره تجسس این مرکز پلیس را مسئول رسیدگی فوری به این پرونده و شناسایی متهم کرد.
پس از صدور دستور، این معلم جوان به دایره تجسس رفت. کارآگاه جمال رحیمی، رئیس دایره تجسس این مرکز پلیس، در آغاز رسیدگی به این پرونده، از خانم معلم پرسید چطور زنی ناشناس را برای پرستاری از مادرش استخدام کرده است؛ سؤالی که خانم معلم برای پاسخ به آن توضیحات مفصلی داشت. او گفت: برادران و خواهرانم یکی پس از دیگری ازدواج کردند و رفتند. من که آخرین فرزند خانواده بودم، پس از فوت پدرم، تصمیم گرفتم در کنار تحصیل، از مادر سالمندم مراقبت کنم.
من خودم را وقف مادرم کردم، تا اینکه به عنوان آموزگار مشغول به کار شدم. مدتی پس از استخدام من، اوضاع مادرم رو به وخامت گذاشت و نیاز بیشتری به مراقبت پیدا کرد. برای همین، با حضور برادران و خواهرانم، جلسهای خانوادگی ترتیب دادم تا آنها را در مراقبت از مادرم شریک کنم. برخلاف تصور من، در این جلسه خانوادگی هیچ کدام از برادران و خواهرانم برای نگهداری از مادر اعلام آمادگی نکردند.
جست وجوی پرستار در سایت واسطه گر
معلم جوان ادامه داد: برادران و خواهرانم شبانه دست به گوشی شدند و همه در یکی از سایتهای واسطه گر، عبارت «پرستار سالمندان» را جستوجو کردند. آنها در بستر این پلتفرم با دهها آگهی پرستاری از مرد و زن مواجه شدند. برادر بزرگم با یکی از این آگهی دهندگان تماس گرفت. زنی جوان تماس را پاسخ داد و خودش را پرستاری توانمند، عاشق سالمندان و حرفهای معرفی کرد.
برادرم نشانی خانه را به این زن داد و او را به خانه دعوت کرد. صبح روز بعد، برادرم وارد خانه شد و با الهام تماس گرفت. حدود سی دقیقه بعد، این پرستار به خانه ما آمد. وقتی رسید، برادرم از او خواست کارت ملی اش را نشان دهد، اما الهام آنجا من را دید و موضوع را پیچاند.
برادرم چند دقیقه با او حرف زد و سفارش مادرم را کرد. پس از برادرم، نوبت به من رسید. از این زن خواستم مدارکش را به من نشان دهد، اما او پاسخ داد که از اتباع خارجی است و کارت ملی ندارد. من با شنیدن این موضوع، به او شک کردم، اما برادرم متوجه نشد و پرستار را با مادرمان روبه رو کرد و رفت.
شرطهای غریبه برای پرستاری از مادر
خانم معلم که میخواست به طور کامل درباره چگونگی استخدام یک غریبه برای پرستاری از مادرش توضیح دهد، گفت: این پرستار جوان با دیدن مادرم چنان رفتاری از خودش نشان داد که گویی خواهر دیگر من و دختر مادرم است. مادرم که زنی مهربان و گوشه گیر است نیز از الهام خوشش آمد و من هم که شاهد این رفتار صمیمی بین آنها بودم، دیگر با حضور الهام مخالفت نکردم. پس از مشورت تلفنی با برادرم، به این پرستار جوان گفتم که از فردا روزی پنج ساعت برای کار به اینجا بیاید.
البته تأکید کردم که حضورش به مدت یک هفته آزمایشی باشد. وقتی این حرف را زدم، الهام که خودش را پرستاری باسابقه معرفی کرده بود، گفت «خانم، من تاکنون از صدها سالمند پرستاری کردهام. بیشتر افرادی که میگویند یک هفته آزمایشی بیا، میخواهند مسافرت بروند و وقتی برگشتند، بهانهای برای اخراج پرستار پیدا میکنند.
برای همین، اگر قرار است آزمایشی بیایم، به علت وضعیت ضعیف اقتصادیام، از شما میخواهم مزد من را روزانه یا هفتگی بپردازید». من به او حق دادم و قبول کردم. الهام آن روز در خانه ما ماند، اما به طور رسمی کارش را از صبح روز بعد شروع کرد. این زن که حدود چهل سال داشت، علاوه بر رسیدگی به مادرم، پیوسته در همه نقاط خانه حضور داشت.
او هم زمان در آشپزخانه غذا میپخت، اتاقها را نظافت میکرد و خانه را جارو میزد. او آن قدر خوب کار کرد که در روز سوم، با اعتماد کامل او و مادرم را تنها گذاشتم. پس از پنج ساعت، وقتی برگشتم، ناهار آماده و خانه بسیار تمیز بود. در آشپزخانه یک آش روی گاز دیدم که عطرش کل خانه را فراگرفته بود. من که از کارش خیلی راضی بودم، برای سه روز کاری این زن، دو میلیون و پانصد هزار تومان به او مزد دادم.
کشف دزدی پرستار مهربان از پیرزن
خانم معلم که حالا خودش را زنی ساده لوح میدانست، درباره روز سوم گفت: پس از رفتن الهام، من و مادرم مشغول خوردن آش بودیم که صدای تلفن همراه مادرم را شنیدم. چون چشمان مادرم ضعیف شده است و دیگر نمیتواند ببیند، من از کنار سفره بلند شدم و وقتی گوشی او را در دست گرفتم، متوجه شدم بانک دهها پیامک برداشت برای مادرم ارسال کرده است.
بلافاصله به سراغ کیف پول مادرم رفتم و دیدم کارت بانکی اش نیست. کیف مادرم را زیرورو کردم، اما هیچ اثری از کارت بانکی او که روی جلدش رمز چهاررقمی کارت نوشته شده بود، پیدا نکردم. از مادرم درباره کارت بانکی اش پرسیدم و او گفت که نمیداند کارت کجاست. نمیخواستم باور کنم، اما پس از بررسی زمان اولین برداشت ها، متوجه شدم که اولین پیامک برداشت، دیروز حدود سی دقیقه پس از خروج الهام ارسال شده است. مجموع برداشتها را محاسبه کردم و دیدم از ۲۰ میلیون تومان عبور کرده است.
برای همین با عصبانیت زیادی با الهام تماس گرفتم. او گوشی را که برداشت، ابتدا منکر برداشتن کارت بانکی و دزدی شد. من با عصبانیت زیادی داشتم تهدیدش میکردم که گوشی را قطع و خط من را مسدود کرد. پس از قطع تماس، خانه را گشتم و متوجه جای خالی چهل گرم طلای مادرم و مقادیر درخورتوجهی از ظروف و قابلمههای مسی او شدم؛ اموالی که دست کم ارزش آنها بیش از ۸ میلیارد ریال است.
دستگیری پرستارنما و کشف اموال دزدیده شده
پس از تحقیقات گسترده پلیس، تیم تحقیق با استفاده از ردپای به جامانده متهم در این پرونده و استفاده از تجهیزات فنی پلیس، با ردزنی مخفیگاه متهم، او را با هماهنگی مقام قضایی دستگیر و به مقر پلیس منتقل کرد. متهم در بازجویی اولیه ابتدا منکر جرائم خود شد و حتی به کارفرمایش تهمت زد که او را به ناحق اخراج کرده است، اما پس از رویارویی با مستندات پلیس و شاکی، ضمن اعتراف به سرقت، یک مال خر را به عنوان همدستش معرفی کرد. تحقیقات پلیس درباره متهم و کشف جرائم احتمالی دیگرش ادامه دارد.
ارسال نظر