رازگشایی از مرگ مشکوک مرد تهرانی / پای مرد غریبه ای در میان بود
حوادث رکنا: نقشه یک زن جوان برای تنبیه شوهرش با همدستی مردی غریبه، به قتل ختم شد؛ ماجرایی که در آن قربانی پس از ربوده شدن و شکنجه، در حین فرار با ضربات چاقو جان باخت و جسدش در جادههای شمال رها شد.
به گزارش رکنا، زنی جوان که با همکاری مردی غریبه قصد داشت همسرش را ادب کند، باعث به دام افتادن او و کشته شدنش شد. به گزارش روزنامه ایران، ماجرای این پرونده از زمانی آغاز شد که مردی جوان به کلانتری مراجعه کرد و از ناپدید شدن برادرش به نام محسن خبر داد.
برادر محسن در اظهارات اولیه خود به پلیس گفت: برادرم محسن از دیشب ناپدید شده است. همسر برادرم، مهوش، مدعی است که محسن شب گذشته برای مهمانی به خانه یکی از دوستانش رفته و دیگر برنگشته است. هم چنین تلفن همراه او خاموش است و به محل کارش هم مراجعه نکرده است. ما احتمال می دهیم برای محسن حادثه ای رخ داده است.
پس از ثبت این شکایت، تحقیقات پلیسی آغاز شد. در مرحله اول، تیم تحقیق به سراغ مهوش رفت که او همان اظهارات برادر شوهرش را تکرار کرد. در گام بعدی، ماموران به سراغ دوست محسن رفتند اما وی گفت: قرار بود محسن برای مهمانی به خانه من بیاید، اما هرگز نیامد و به تماس های تلفنی من هم جواب نداد.
اختلاف خانوادگی
در ادامه تحقیقات، کارآگاهان جنایی متوجه شدند که میان مهوش و همسرش اختلافاتی وجود داشته و این احتمال مطرح شد که زن جوان واقعیت را پنهان می کند و در ناپدید شدن همسرش نقش دارد. این فرضیه زمانی پررنگ شد که تیم تحقیق فهمید زن جوان با مردی به نام احمد رابطه پنهانی دارد. بنابراین بازپرس جنایی دستور بازداشت احمد و مهوش را صادر کرد. مرد میانسال که دید دستش رو شده است، به قتل محسن اعتراف کرد.
جنایت هنگام فرار
مرد جوان در بازجویی ها گفت: مدتی قبل مهوش را به عنوان مسافر سوار خودروی خود کردم و با هم آشنا شدیم. او برایم تعریف کرد که همسرش مدام او را کتک می زند و از دست رفتارش ناراحت است. سپس از من خواست اگر می توانم شوهرش را تنبیه و گوشمالی دهم.
احمد ادامه داد: طبق نقشه شب حادثه قرار بود محسن به مهمانی برود، مهوش خانه را ترک کند و در ورودی را باز گذارد. من به همراه دو نفر از دوستانم وارد خانه شدیم، دست و پای او را بستیم و با زور داخل صندوق عقب خودرو انداختیم و به خانه خودم بردیم و او را شکنجه دادیم. اما محسن از فرصت استفاده کرد و تصمیم گرفت فرار کند. من هم برای این که جلوی فرار او را بگیرم با چاقو به او حمله کردم. ضرباتی که من وارد کردم مرگ محسن را رقم زد. من ترسیده بودم، قصدم کشتن نبود و ناخواسته قاتل شده بودم. جسد را داخل خودرویم گذاشتم و به سمت شمال کشور حرکت کردیم. هوا تاریک بود و جسد را در جاده رها کردیم اما دقیقا نمی دانم کجا جنازه را انداختیم.
با اظهارات مرد جوان، تحقیقات از مهوش نیز ادامه یافت اما زن جوان منکر شد و گفت در این ماجرا نقشی نداشته و احمد بدون هماهنگی با او جنایت را رقم زده است. به دستور بازپرس جنایی تحقیقات برای دستگیری دو همدست احمد و کشف جسد ادامه دارد و متهمان نیز در اختیار اداره آگاهی قرار گرفته اند.
سوالات متداول درباره این پرونده قضایی:
۱. انگیزه اولیه احمد و همدستانش برای ورود به خانه محسن چه بود؟ آن ها قصد داشتند محسن را بربایند و شکنجه دهند تا او را تنبیه کنند، چون مهوش از شوهرش شکایت داشت و از احمد خواسته بود او را گوشمالی دهد.
۲. چرا پلیس به مهوش، همسر مقتول، شک کرد و او را بازداشت کرد؟ پلیس متوجه شد که میان مهوش و همسرش اختلاف شدید وجود دارد و این زن با مردی به نام احمد رابطه پنهانی دارد و ممکن است در داستان ناپدید شدن همسرش صادق نیست.
۳. طبق اعتراف احمد، لحظه قتل چگونه رخ داد؟ احمد گفت پس از اینکه محسن را به خانه اش برده و شکنجه کرده بود، محسن سعی کرد فرار کند. احمد برای جلوگیری از فرار او، با چاقو به محسن حمله کرد که منجر به مرگ او شد.
۴. سرنوشت جسد محسن پس از قتل چه شد؟ احمد جسد را داخل ماشین گذاشت و به سمت جاده های شمال حرکت کرد و در تاریکی شب، جسد را در کنار یکی از جاده ها رها کرد اما محل دقیق را به یاد نمی آورد.
۵. موضع مهوش پس از اعترافات احمد چه بود؟ مهوش همچنان منکر هرگونه دخالت در این ماجرا شد و مدعی شد که احمد این جنایت را بدون هماهنگی با او و به تنهایی انجام داده است.
ارسال نظر