دردسر شرطبندی چند دختر و پسر نوجوان در بازی مافیا
رکنا: چند نوجوان زیر ۱۸ سال که در یک شرطبندی قول ۱۰ فقره موبایلقاپی را دادند، در همان سرقت اول دستگیر شدند.
چند نوجوان زیر ۱۸ سال که در یک شرطبندی قول ۱۰ فقره موبایلقاپی را دادند، در همان سرقت اول دستگیر شدند.
ماجرای دستگیری چهار نوجوان ۱۶ و ۱۷ساله پنجشنبهشب گذشته در یکی از خیابانهای خلوت شمال تهران رقم خورد؛ جایی که چهار پسر کمتجربه، به خاطر یک شرطبندی با دوستانشان و تحت تاثیر ماده مخدر «گل»، تصمیم گرفتند برای اولین بار در زندگیشان دست به جرم و سرقت بزنند و قرار شد با ۱۰ گوشی سرقتی برگردند اما حتی یک سرقت هم نتوانستند انجام دهند.
این چهار نفر پس از دستگیری گفتند همهچیز از بازی در یک کافه کوچک و معمولی در کوچه پسکوچههای شمال تهران آغاز شد؛ کافهای که آخر هفتهها به پاتوق ثابت آنها و دیگر نوجوانان و جوانان علاقهمند به بازی مافیا تبدیل شده بود.
وقتی نقشها پخش شد، هر چهار نفرشان «شهروند» شدند. پدرخوانده بازی که حالا بهوضوح تحت تاثیر مواد بود، با خندهای بلند شرطبندی خطرناکی گذاشت: «هرکس شهروند شده باید تا ۲۴ ساعت آینده ۱۰ گوشی دزدیدهشده از دست مردم را روی میز بگذارد. اگر جرات دارید، شروع کنید.»
پیشنهادی که در قالب شرط و هیجان مطرح شده بود حال به موبایلقاپی و پیشنهاد انجام جرم منجر شده بود. در حالت عادی شاید همه میخندیدند و تمام میشد، اما آن شب هیچکس عادی نبود. هنگامه، تهمینه، آیدین و مهرداد شرط را قبول کردند.
دقایقی بعد هر چهار نوجوان از کافه بیرون آمدند، آیدین که موتورسیکلت داشت یکی از دخترها را سوار کرد. اما اول پلاک موتور را با ماژیک مشکی و گِل مخدوش کردند تا اگر کسی فیلم و عکس گرفت بعداً قابل شناسایی نباشد. بعد هر چهار نوجوان با سرعت به سمت خیابانهای شلوغ شمال تهران حرکت کردند.
نخستین سرقت حدود ساعت ۱۱ شب اتفاق افتاد و طعمه آنها زنی بود که باعث دستگیریشان شد. متهمان در یکی از خیابانهای فرعی نزدیک تجریش، زنی جوان را دیدند که با آیفون ۱۷ کنار خیابان ایستاده و مشغول صحبت تلفنی بود. تهمینه با هیجان به بقیه پیشنهاد داد از او دزدی کنند.
وقتی تهمینه این را گفت آیدین سرعت موتور را کم کرد، یکی از چهار نوجوان دستش را دراز کرد تا گوشی را از دست زن بقاپد، اما زن که ظاهراً هوشیار بود، در یک لحظه مچ دست دختر نوجوان را محکم گرفت و جیغ کشید، آن موقع بود که کشوقوس شروع شد.
در همان لحظه کشمکش بود که آیدین تعادلش را از دست داد و نتوانست موتور را کنترل کند. موتور به پهلو خوابید و نوجوانان روی آسفالت پخش زمین شدند. زن جوان که حالا بهشدت عصبانی و ترسیده بود گوشی را محکم در دست نگه داشت، بعد مردم سر نوجوانان ریختند و همزمان هم یکی با پلیس ۱۱۰ تماس گرفت. چند دقیقه بعد، ماموران کلانتری در محل حاضر شدند و چهار نوجوان گیج و مضطرب را که حتی فرصت فرار هم نداشتند دستگیر کردند.
ارسال نظر