«همهش تقصیر شریعتییه»! موسیخان غنینژاد چه میگوید؟
نقد موسی غنینژاد به علی شریعتی با استفاده از لفظ "شیاد"، جنجالبرانگیز شد؛ او شریعتی را به انتساب اشعار به شخصیت ساختگی "شاندل" متهم کرده است.
نارضایتی عمومی از شرایط و اتفاقات گاهی باعث میشود افراد در پی یافتن عوامل مسئول یا مقصر بگردند. یکی از اهداف این نوع انتقادات، گاهی چهرههای شناختهشده مانند دکتر علی شریعتی هستند. اخیراً موسی غنینژاد پا را فراتر گذاشته و شریعتی را با لفظ «شیاد» خطاب کرده است. دلیل این انتقاد، انتساب برخی جملات شاعرانه توسط شریعتی به شخصیتی وهمی به نام «شاندل» بوده؛ شخصیتی که وجود خارجی ندارد. اما در واقع، «شاندل» برگرفته از واژه «شمع» و به اختصار از نام خود شریعتی بوده است.
دههها از کشف شاندل میگذرد
این موضوع تازه کشف نشده و ماجرای شخصیتی به نام «شاندل» و معنای پشت آن سالها پیش برای همگان روشن شده بود. حال غنینژاد در دهه هفتم زندگی خود به این موضوع پرداخته، در حالی که دههها قبل در محافل علمی و ادبی درباره آن گفتوگو شده بود.
آیا انتساب آثار به شخصیتهای خیالی، غیرمعمول است؟
با این استدلال که شریعتی به یک شخصیت خیالی جملات خود را نسبت داده، باید این پرسش مطرح شود: آیا مولوی نیز با انتساب آثار خود به شمس تبریزی «شیاد» بوده است؟ همین طور فردریش نیچه یا الوین یالوم که در آثارشان از شخصیتهای دیگر الهام گرفتهاند. این رفتار امری رایج در جهان ادبیات است و شریعتی نیز از این رویکرد بهره گرفته است.
نقش تاریخی شریعتی
شریعتی همواره فردی بوده که با رویکرد خاص خود به موضوعات جامعه شناسی و دینی پرداخته است. او در سالهای پیش از انقلاب، تأثیر عملی مستقیمی در این اتفاقات نداشت و بیشتر به نقد مشکلات اجتماعی و ترویج «اسلام منهای روحانیت» پرداخته بود. بنابراین دیدگاههایی که تلاش دارند شریعتی را عامل وضعیت حال حاضر قلمداد کنند، بیپایه هستند.
انتقاد از گذشته و حمله به مردگان
برخی افراد به دلیل هزینههای نقد قدرت، ترجیح میدهند به انتقاد از چهرههای تاریخی بپردازند؛ کسانی که دیگر قادر به دفاع از خود نیستند. این روش برای جلب توجه و همراهی گروهی از مخاطبان در فضای مجازی به کار گرفته میشود.
غنینژاد و گفتمان سلطنتطلبی
شریعتی و مصدق گاه مورد هجمه کسانی قرار میگیرند که از بیان واضح حمایت خود از بازگشت سلطنت طفره میروند. در این میان، چهرههایی مانند غنینژاد به جای نقد صریح تاریخی، به انتقاد از این افراد میپردازند تا توجه عموم بویژه در فضای مجازی را جلب کنند، بدون آنکه زیر ذرهبین مسئولیتپذیری قرار گیرند.
توجه به اقتصاد آزاد و واکنش به افکار عمومی
بهنظر میرسد غنینژاد به اهمیت فضای مجازی و اقتصاد توجه آگاه شده است. بسیاری از کسانی که اکنون از او حمایت میکنند، پیشتر به مقالات اقتصادی او توجهی نکرده بودند و به استدلالهای او در زمینه اقتصاد آزاد و گرانی بنزین توجهی نمیکردند.
آیا شریعتی چپی بود؟
شریعتی را نمیتوان به سادگی مروج چپگرایی دانست. در دهههای گذشته، حتی خود شاه نیز به رویکردهای چپگرایانه گرایش داشت و با اصلاحات ارضی و سهام کارگران این نگاه را پیش میبرد. رقابت میان چپگرایان و مدافعان واقعی سلطنت شاهدی بر این ادعا است. از این منظر، انتساب اندیشههای چپی به شریعتی یک شبهه تاریخی است که باید بازنگری شود.
مهمترین نقد بر انتقادهای قبلی
بهترین نقدها بر شریعتی سالها پیش، مثلاً در دهه ۷۰، توسط کسانی چون دکتر سروش مطرح شده بود و حتی از منظر دینی و مذهبی مورد بررسی قرار گرفته بود. انتقادهای جدید نه تنها موضوع تازهای مطرح نکردهاند، بلکه تکرار بحثهای قدیمی هستند.
سخن پایانی
شریعتی در نهایت از شرایط قدرت بهرهای نبرد بلکه با زندان، خانهنشینی و مهاجرت روبهرو شد. انتقادهای پراکنده علیه او بیش از آنکه جنبه علمی داشته باشد، گاهی بهنظر میرسد هدفی جز جلب توجه عمومی ندارد.
-
این فیلم داستان سرایی متهم را لو داد ! / هیچ انتقامی در کار نبود + فیلم گفتگو