رکنا گزارش می دهد
کالبدشکافی خشم در خیابان های اروپا؛ چرا اعتراضات سال ۲۰۲۶ به خشونت و تخریب کشیده شد؟ / چرخه معیوب واکنش امنیتی و خشونت متقابل
سیاسی رکنا: موج جدید ناآرامیهای خیابانی که از فرانسه آغاز شد و شهرهای مختلف اروپا را درگیر کرد، تصویری از گسست عمیق میان شهروندان و ساختارهای اقتصادی ارائه میدهد؛ بحرانی که در غیاب کانالهای سنتی گفتوگو، با فرسایش معیشتی، ظهور جنبشهای بدون رهبری و ورود عناصر فرصتطلب به چرخهای از خشونت و تخریب تبدیل شده است.
به گزارش خبرنگار سیاسی رکنا، موج جدید اعتراضات خیابانی که در سال ۲۰۲۶ میلادی از فرانسه آغاز شد و به سرعت مرزهای ملی را درنوردید و شهرهای مختلف اروپا را درگیر ساخت، تصویری متفاوت از ناآرامیهای سنتی ارائه میدهد. خیابانهای قاره سبز که روزگاری نماد تجمعات مسالمتآمیز مدنی و مطالبات صنفی سازمانیافته بودند، این روزها صحنه درگیریهای شدید، تخریب گسترده اموال عمومی و غارت فروشگاههاست. این پدیده، فراتر از یک هیجان زودگذر، نشاندهنده گسست عمیق میان شهروندان و ساختارهای سیاسی و اقتصادی است.
فرسایش فزاینده اقتصادی و فروپاشی طبقه متوسط
بستر اصلی اعتراضات جاری در اروپا، بحران پایدار هزینه زندگی، تورم انباشته و نابودی تدریجی امنیت شغلی است. سال ۲۰۲۶ در حالی سپری میشود که سیاستهای انقباضی دولتها، افزایش بهای انرژی و فشار مالیاتی سنگین، فشار بیسابقهای را بر طبقات پایین و متوسط تحمیل کرده است. هنگامی که کانالهای سنتی گفتوگوی اجتماعی و نمایندگی سیاسی کارآمدی خود را از دست میدهند و شهروندان احساس میکنند صدای اعتراض مسالمتآمیز آنها شنیده نمیشود، سرخوردگی اقتصادی به خشم عریان در خیابان تبدیل میشود. تخریب زیرساختهای شهری در این منظومه، به زعم معترضان خشمگین، نش شانهروی مستقیم به سوی نمادهای ثروت و اقتدار دولتی است که به بحرانهای معیشتی بیاعتنا ماندهاند.
ظهور جنبشهای بیسر و رهبری گریزی
برخلاف اعتصابات و اعتراضات دهههای گذشته که دارای تشکلهای صنفی مشخص، رهبران شناختهشده و اهداف مذاکرهپذیر بودند، ناآرامیهای سال ۲۰۲۶ فاقد ساختار عمودی و متمرکز است. شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای دیجیتال نقش محرک و سازماندهنده لحظهای را ایفا میکنند. نبود رهبری مشخص به معنای نبود مکانیزمهای کنترل درونگروهی است. در غیاب رهبرانی که بتوانند صف معترضان مسالمتجو را از جریانهای تخریبگر جدا کنند، فضا به سرعت به تسخیر گروههای رادیکال و ساختارشکن درمیآید.
انگیزه های فرصت طلبانه و پدیده غارت تجاری
بخش نگرانکنندهای از خشونتهای اخیر در شهرهای اروپایی، با انگیزههای ایدئولوژیک یا سیاسی بیگانهاست. حضور گروههای سازماننیافته، باندهای بزهکار خرپا و افراد فرصتطلب در حاشیه تجمعها، اعتراضات مدنی را به سوی تخریب اموال عمومی و سرقت از فروشگاهها هدایت میکند. در شرایطی که حضور نیروهای امنیتی بر کنترل نقاط کلیدی متمرکز است، فضایی برای سودجویی اقتصادی فراهم میشود. این پدیده بازتابی از بحران هویت و اخلاق اجتماعی در جوامع مدرن است که در بحرانهای کلان، هنجارهای قانونی به حاشیه رانده میشوند.
چرخه معیوب واکنش امنیتی و خشونت متقابل
پاسخ دولتهای اروپایی به ناآرامیها، استقرار گسترده نیروهای ضد شورش و استفاده از ابزارهای بازدارنده شدید بوده است. با این حال، تجربه جامعهشناختی نشان میدهد که برخورد امنیتی صرف، چاره ریشههای ساختاری بحران نیست. رویکرد قهرآمیز پلیس، به جای ایجاد بازدارندگی پایدار، اغلب به تشدید حس مظلومیت، تحریک احساسات عمومی و چرخه معیوب خشونت متقابل منجر میشود؛ چرخهای که در آن هر کنش خیابانی با واکنش تندتر امنیتی پاسخ داده شده و فضا بیش از پیش قطبی میگردد.
چشم انداز پیش رو
ناآرامیهای سال ۲۰۲۶ در اروپا زنگ خطری جدی برای نظامهای دموکراتیک این قاره است. این اعتراضات اثبات کرد که پایداری اجتماعی به رفاه توزیعشده و کارآمدی نهادهای واسط وابسته است. تا زمانی که سیاستگذاران اروپایی به جای اصلاحات ساختاری در توزیع ثروت و بازسازی اعتماد عمومی، به راه حلهای موضعی و امنیتی اکتفا کنند، خیابانهای اروپا آبستن بحرانهای عمیقتر و آسیبرسانتر خواهد بود.
-
فیلم کشف جسد زن ۴۸ ساله در تالاب عینک رشت
ارسال نظر