جنگ بعدی، جنگ تغییر محاسبات است نه فتح سرزمین / هشدار دیپلمات پیشین درباره درگیری بیاعلان
سیاسی رکنا: فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین، معتقد است جنگ بعدی ایران و آمریکا الزاماً تکرار جنگ قبلی نخواهد بود و ممکن است کوتاهتر اما خطرناکتر باشد.
به گزارش رکنا، فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین و تحلیلگر ارشد سیاست خارجی، در گفتوگویی درباره احتمال وقوع جنگ دیگری میان ایران و آمریکا گفت: طرح این پرسش که «جنگ بعدی چه زمانی رخ میدهد؟» کمی گمراهکننده است؛ جنگ را نمیتوان مثل یک قطار در جدول زمانی گذاشت.
وی افزود: آنچه اهمیت دارد این است که ببینیم از جنگ فعلی چه چیزی باقی میماند و آیا دو طرف میتوانند برای مسائل اصلی اختلاف خود یک چارچوب سیاسی پیدا کنند یا خیر.
مجلسی با اشاره به پیشنهاد ایران در نیویورک گفت: ایران پیشنهاد داده در صورت رفع محاصره دریایی بنادر، کاهش فشار نظامی و برخی امتیازات اقتصادی، ظرف هفت روز تنگه هرمز را بازگشایی و مذاکرات هستهای را از سر بگیرد. این پیشنهاد از طریق میانجیها به آمریکا منتقل شده، اما تا امروز پاسخ رسمی واشنگتن منتشر نشده و گزارشهایی درباره مخالفت ترامپ با این طرح منتشر شده است.
به گفته وی، نقطه تعیینکننده پایان جنگ نیست؛ نحوه پایان جنگ است. اگر پایان جنگ با یک توافق سیاسی همراه شود، زمینه برای درگیری بعدی کاهش پیدا میکند، اما اگر فقط شلیک متوقف شود و مسائل اصلی باقی بمانند، آنچه «پایان جنگ» نامیده میشود، ممکن است فاصلهای میان دو مرحله از یک منازعه طولانی باشد.
این دیپلمات پیشین درباره شکل جنگ احتمالی بعدی گفت: جنگ بعدی ممکن است به جای یک رویارویی گسترده، جنگی محدود اما بسیار دقیق و پرهزینه باشد. هدف الزاماً نابودی گسترده زیرساختها یا ورود به جنگ فرسایشی نیست؛ بلکه هر طرف تلاش میکند با وارد کردن ضربهای مشخص، طرف مقابل را وادار به تغییر محاسبات خود کند.
وی افزود: در چنین جنگی، بنادر و تأسیسات انرژی، مراکز فرماندهی، سامانههای موشکی و پدافندی، ارتباطات و مسیرهای کشتیرانی میتوانند اهمیت بیشتری از میدانهای کلاسیک جنگ پیدا کنند. جنگ سایبری نیز میتواند در کنار عملیات نظامی قرار بگیرد؛ به این معنا که پیش از شلیک موشک، ممکن است شبکهای مختل یا زیرساختی از کار بیفتد.
مجلسی تصریح کرد: جنگ بعدی احتمالاً از نظر جغرافیایی کوچکتر و از نظر سیاسی بزرگتر خواهد بود. ممکن است حمله نظامی فقط در چند نقطه محدود اتفاق بیفتد، اما پیامد آن بلافاصله به خلیج فارس، بازار انرژی، اسرائیل، عراق، یمن و حتی اروپا و شرق آسیا سرایت کند. از این منظر، جنگ بعدی ممکن است کوتاهتر از جنگ قبلی باشد، اما لزوماً کمخطرتر نیست.
وی مهمترین نقطهای که میتواند دوباره ایران و آمریکا را وارد جنگ کند، تنگه هرمز دانست و گفت: هرمز برای ایران یک مسئله امنیت ملی و برای آمریکا یک مسئله امنیت بینالمللی است. همین تفاوت، اهمیت آن را چند برابر میکند. در شرایط کنونی، تهران بازگشایی هرمز را به مجموعهای از شروط سیاسی و اقتصادی پیوند زده و واشنگتن نیز بر آزادی کشتیرانی و فشار بر ایران تأکید دارد. بنابراین هرمز دیگر فقط یک آبراه نیست؛ به بخشی از معادله سیاسی جنگ تبدیل شده است.
این تحلیلگر سیاست خارجی درباره پرونده هستهای گفت: پرونده هستهای مهم است، اما نباید همه اختلاف ایران و آمریکا را به آن تقلیل داد. اگر مسئله فقط هستهای بود، حل آن میتوانست بخش بزرگی از اختلافات را از میان ببرد، در حالی که اختلافات دو کشور بسیار گستردهتر شده است. آمریکا درباره توان موشکی ایران، نقش منطقهای تهران و امنیت اسرائیل نگرانی دارد و ایران نیز حضور نظامی آمریکا در منطقه و حمایت واشنگتن از اسرائیل را بخشی از تهدید علیه امنیت خود میداند. ممکن است پرونده هستهای حل شود، اما مسئله ایران و آمریکا حل نشود.
وی نقش اسرائیل در احتمال جنگ بعدی را بسیار مهم دانست و افزود: نمیتوان روابط ایران و آمریکا را بدون در نظر گرفتن اسرائیل تحلیل کرد. برای واشنگتن، امنیت اسرائیل یک موضوع راهبردی است و برای تهران نیز اسرائیل یکی از اصلیترین محورهای تهدید امنیتی محسوب میشود. حتی اگر تهران و واشنگتن به تفاهم برسند، امکان دارد یک بحران میان ایران و اسرائیل بار دیگر روابط ایران و آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد.
مجلسی درباره نقش کشورهای منطقه و چین گفت: آنها میتوانند نقش مهمی داشته باشند، اما نمیتوانند به جای ایران و آمریکا تصمیم بگیرند. کشورهای عربی خلیج فارس بیش از هر کشور دیگری از جنگ ایران و آمریکا آسیب میبینند؛ اقتصاد آنها به ثبات منطقه و صادرات انرژی وابسته است. چین نیز به امنیت انرژی و مسیرهای تجاری منطقه نیاز دارد و اروپا هم از بحران انرژی و بیثباتی منطقه متأثر میشود. اما میانجیگری زمانی موفق است که دو طرف اصلی مناقشه نیز به این نتیجه رسیده باشند که ادامه تقابل، بیش از مصالحه برایشان هزینه دارد.
وی در پایان گفت: جنگ بعدی را نمیتوان امروز در تقویم علامت زد، اما میتوان نشانههایش را شناخت: آتشبس بدون توافق، بازدارندگی بدون گفتوگو، هرمز بدون ترتیبات روشن، پرونده هستهای بدون چارچوب و منطقهای که هر بازیگر آن یک ماشه در دست دارد. در چنین شرایطی، فاصله میان جنگ و صلح بسیار باریک میشود و شاید بزرگترین اشتباه این باشد که تصور کنیم چون امروز موشکی شلیک نمیشود، پس صلح برقرار است. صلح زمانی آغاز میشود که طرفین دیگر برای جنگ بعدی آماده نشوند.
منبع:فرارو
-
فیلم حمله موشکی به جزیره کیش همزمان با ضبط برنامه توسط علی اوجی و غیاثی / موشک ها را یکی یکی شمردند
ارسال نظر