فریدون مجلسی:
هرمز در آستانه یک تصمیم بزرگ/ چه بازیگری ضامن امنیت آبراهه ترانزیت انرژی در جهان خواهد بود؟
رکنا سیاسی : یک دیپلمات با سابقه ایرانی معتقد است: مسقط برخلاف بسیاری از بازیگران منطقهای، در سالهای گذشته توانسته رابطه خود را با ایران حفظ کند و همزمان کانال ارتباطی خود با آمریکا و کشورهای عربی را نیز باز نگه دارد. همین ویژگی باعث شده عمان نه به عنوان طرف منازعه، بلکه به عنوان میانجی و طراح یک راهحل عملیاتی وارد ماجرا شود. ایران و عمان پیش از این درباره مدیریت تردد در هرمز و حتی ایجاد یک سازوکار موقت برای عبور کشتیها مذاکره کرده بودند.بنابراین نباید نشست دوشنبه را با یک «بازگشایی کامل هرمز» یکی دانست.
به گزارش رکنا به نقل از فرارو ، تنگه هرمز در روزهای پیشِ رو میتواند کانون یکی از سرنوشتسازترین مذاکرات امنیتی سالهای اخیر در منطقه خاورمیانه باشد؛ گفتوگوهایی که گرچه در ظاهر بر محوریت تردد ایمن خطوط کشتیرانی تجاری شکل گرفته است، اما در بطن خود، بنیادیترین گره مناقشه میان ایران، ایالات متحده و دولتهای حاشیه خلیج فارس را هدف قرار میدهد:
چه بازیگری ضامن امنیت آبراهه ترانزیت انرژی در جهان خواهد بود؟
بر اساس برنامهریزیهای دیپلماتیک انجامشده، قرار است روز دوشنبه ۲۳ شهریور، وزیران امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و ۶ کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس در شهر صلاله عمان گردهم آیند تا سازوکاری مشترک را پیرامون مدیریت ناوبری دریایی در تنگه هرمز مورد رایزنی قرار دهند.
این رویداد چندجانبه، برآیند مستقیم رایزنیهای فشرده و محرمانهای است که طی ماههای گذشته میان تهران و مسقط بهصورت دوجانبه به پیش رفته و اکنون در آستانه ارتقا به یک الگوی امنیت دستهجمعی منطقهای قرار گرفته است.
فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین و تحلیلگر ارشد مسائل بینالملل، ابعاد، فرصتها و چالشهای این نشست را به بوته نقد و تحلیل گذاشته است:
هرمز دیگر فقط مسئله ایران و آمریکا نیست
فریدون مجلسی در خصوص ضرورت و ابعاد استراتژیک نشست عمان اظهار داشت: «اهمیت بنیادین این نشست دقیقاً از نقطهای آغاز میشود که تنگه هرمز دیگر صرفاً متغیری در منازعه دوجانبه میان ایران و آمریکا تعریف نمیشود. هرگونه ایجاد محدودیت، اختلال یا تحدید تردد در این گذرگاه بینالمللی، شریان حیاتی و ثبات اقتصادی عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت، قطر، بحرین و عراق را مستقیماً هدف قرار میدهد و به موازات آن، نظم و تعادل بازار جهانی نفت و گاز را با تکانههای شدید مواجه میسازد. »
وی در ادامه افزود: « برآوردها پیش از جنگ نشان میداد حدود یکپنجم نفت و گاز جهان از مسیر هرمز عبور میکند و اکنون جریان نفت از این آبراه به حدود ۷۵ درصد سطح پیش از جنگ رسیده است. در چنین اتمسفری، پایتختهای عربی خلیج فارس فراتر از اتخاذ مواضع سیاسی یا تقابل با تهران، با یک دغدغه فوری امنیتی و اقتصادی دستبهگریباناند: چگونه میتوان بدون کشانده شدن به ورطه درگیری نظامی مستقیم، امنیت و پیشبینیپذیری صادرات نفت را احیا کرد؟»
این کارشناس سیاست خارجی با اشاره به جایگاه ویژه میانجیگر سنتی منطقه یادآور شد: «در این هندسه سیاسی، نقش سلطاننشین عمان اهمیتی مضاعف مییابد. مسقط بر خلاف بسیاری از همپیمانان منطقهای خود، توانسته است در سالهای متمادی رابطه سازنده و تعادلی خود را با جمهوری اسلامی ایران صیانت کند و همزمان، مجاری دیپلماتیک با واشنگتن و پایتختهای عربی را فعال نگه دارد. این موقعیت ژئوپلیتیک بیبدیل، عمان را نه در جایگاه یک طرف دعوا، بلکه در نقش یک میانجی و طراح راهحلهای ملموس عملیاتی تثبیت کرده است. »
مجلسی تصریح کرد: «ایران و عمان پیش از این پیرامون نحوه انتظام ترددها در هرمز و طراحی فرمولی موقت جهت عبور شناورها به گفتوگو نشسته بودند؛ از این رو نباید خروجی نشست دوشنبه را مترادف با یک "گشایش تام و تمام" تلقی کرد. آنچه در گام نخست روی میز مذاکرات قرار دارد، احتمالاً دستیابی به یک چارچوب موقت، قانونمند و هماهنگشده برای گذر کشتیهای تجاری است؛ سازوکاری نظیر یک کریدور مدیریتشده دریایی که در آن مسیر دریانوردی، زمانبندی تردد، کلاس شناورها و تدابیر حفاظتی و پایشهای امنیتی با وضوح تدوین شده باشد. »
این دیپلمات باسابقه خاطرنشان ساخت: «این تمایز از آن جهت حیاتی است که تهران مقوله امنیت هرمز را منفک از کلانپازل مناقشه و موازنه قوا با ایالات متحده ارزیابی نمیکند. همانگونه که مقامات کشور نیز تأکید داشتهاند، تا هنگامی که فشارهای همهجانبه، سیاستهای تحریمی و اقدامات تهدیدآمیز آمریکا پابرجا باشد، تحقق یک امنیت جامع و بدون تنش در کشتیرانی امری دور از انتظار خواهد بود. »
فرصت ایران؛ تبدیل هرمز به اهرم دیپلماتیک
این تحلیلگر سیاست خارجی با تشریح فرصتهای بالقوه دستگاه دیپلماسی در این رویکرد بیان کرد: «همین توافق مرحلهای و محدود نیز میتواند به عنوان یک کارت برنده و ابتکارعمل دیپلماتیک در اختیار دستگاه سیاست خارجی ایران قرار گیرد. تهران در این چارچوب قادر است این پیام روشن را مخابره کند که استقرار ثبات در هرمز، نه از مسیر واگذاری نظم به ناوگانهای فرامنطقهای، بلکه منحصراً از مجرای همگرایی کشورهای حوزه خلیج فارس میگذرد. »
وی تصریح کرد: «این راهبرد واجد ارزش سیاسی هنگفتی است؛ چراکه عمدهترین پیامد استقرار و مانور نظامی ارتش آمریکا در منطقه، کشاندن امنیت بومی خلیج فارس به سمت نظامیگری و فرامنطقهایسازی بوده است. اگر تهران توفیق یابد دولتهای عربی را به این نقطه اشتراک برساند که امنیت هرمز بدون تکیه بر نیروهای خارجی نیز قابلیت مدیریت دارد، یک فتح دیپلماتیک برجسته ثبت خواهد شد. »
مجلسی پیرامون چالشها و مخاطرات این مدل هشدار داد: «با وجود این فرصت، یک کانون آسیبپذیری و ریسک جدی نیز در متن ماجرا نهفته است. چنانچه خروجی رایزنیها صرفاً به بازگشایی یک آبراه عبوری تقلیل یابد، اما ریشههای اصلی تنش شامل تحریمهای بانکی و نفتی، محاصره بنادر ایران و سطح اصطکاک نظامی میان ایران و آمریکا بلاتکلیف بماند، نظم حاصله بسیار ژلاتینی و آسیبپذیر خواهد بود. »
او ادامه داد: «واقعیت میدانی این است که حتی در صورت اجماع دوجانبه میان ایران و شورای همکاری، رخدادهایی نظیر شلیکهای احتمالی، توقیفهای متقابل، حملات پراکنده به پایگاهها یا تأسیسات پالایشگاهی، یا دگرگونی در آرایش نظامی آمریکا میتواند ظرف چند ساعت تمامی این ترتیبات را فرو بریزد. دولتهای جنوب خلیج فارس از یکسو تشنه ثبات در زنجیره تأمین انرژی هستند، اما از سوی دیگر حاضر نیستند پیمانی را امضا کنند که آنها را در تقابل امنیتی با کاخ سفید قرار دهد. »
بابالمندب؛ متغیری که معادله هرمز را پیچیدهتر میکند
این فعال و صاحبنظر مسائل بینالملل با عطف توجه به تحولات دریای سرخ عنوان کرد: «در این معادله، نباید از یک متغیر بههمپیوسته راهبردی غافل شد: ژئوپلیتیک بابالمندب. همگام با مساعی دیپلماتیک پیرامون هرمز، تسلط کامل حوثیها بر جزیره میون در دهانه بابالمندب و حملات گسترده به شریانهای نفتی، بر مسیرهای آلترناتیو صادرات سوخت عربستان فشار فزایندهای تحمیل کرده است. »
وی تأکید کرد: «این پیوستگی ساختاری آشکار میسازد که مقوله امنیت ناوبری از مرزهای هرمز فراتر رفته و خلیج فارس، دریای سرخ و تنگه بابالمندب اکنون به یک کریدور امنیتی یکپارچه تبدیل شدهاند. دقیقاً از همین زاویه است که کشورهای حاشیه خلیج فارس انگیزه مضاعفی برای رسیدن به توافق مرضیالطرفین با ایران احساس میکنند؛ چراکه گزینههای موازی و جایگزین زمینی و دریایی آنان نیز با تهدید بیثباتی مواجه است.»
فریدون مجلسی خاطرنشان کرد: «حقیقت این است که تنگه هرمز برای جمهوری اسلامی ایران فراتر از یک گذرگاه طبیعی دریایی، یک اهرم بنیادین در دکترین امنیت ملی و بازدارندگی سیاست خارجی به شمار میرود. البته وزن و کارکرد استراتژیک این اهرم زمانی به حداکثر خواهد رسید که بتوان از آن در راستای پیریزی یک نظم پایدار و امتیازگیری دیپلماتیک بهره جست، نه صرفاً برای تحمیل هزینه به طرفهای مقابل.»
وی در پایان یادآور شد: «ارزش واقعی اجلاس صلاله در عمان دقیقاً در این نقطه محک خواهد خورد: اگر تهران بتواند شورای همکاری را مجاب سازد که امنیت منطقه امری درونزا و تفکیکپذیر از طرحهای مداخلهجویانه واشنگتن است، این گردهمایی میتواند نقطه عزیمت یک معماری امنیتی نوین در حوزه خلیج فارس لقب گیرد؛ اما چنانچه واگرایی پیرامون نقش آمریکا، تضامین حقوقی متقابل و دامنهدار بودن تحریمها مانع انعقاد توافق شود، نشست پیشِرو چیزی بیش از یک آتشبس تاکتیکی کوتاهمدت در بطن یک بحران فرسایشی نخواهد بود. »
-
فیلم خلاصه بازی منچستریونایتد 0 - منچسترسیتی 1
ارسال نظر