محسن رضایی؛ فرماندهای که باید او را از نو خواند
رکنا: در آستانه هفته دفاع مقدس و فرارسیدن ۳۱ شهریور، سالروز آغاز رسمی تجاوز دشمن بعثی عراق به کشور عزیزمان ایران و جنگ تحمیلی هشتساله، شایسته است ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهیدان، رزمندگان و همه مجاهدان آن دوران پرافتخار، نگاهی نیز به شخصیت و نقش برخی از فرماندهانی داشته باشیم که در شکلگیری، هدایت و تداوم مقاومت و دفاع مقدس نقشی تعیینکننده ایفا کردند.
به گزارش رکنا، در میان فرماندهان دفاع مقدس، محسن رضایی جایگاه ویژهای دارد؛ فرماندهی که در سالهای حساس جنگ ایران و عراق، مسئولیت فرماندهی سپاه را بر عهده داشت و در شکلگیری و تحول سازمان رزم، طراحی و هدایت عملیاتهای بزرگ و همچنین رشد و تربیت نسل مهمی از فرماندهان دفاع مقدس نقش داشت. شناخت محسن رضایی اما نباید تنها به مرور مسئولیتها و کارنامه نظامی او محدود شود. اهمیت او را میتوان در نسبت میان فرماندهی، تجربهاندوزی، یادگیری و شکلگیری یک نسل از فرماندهان جستوجو کرد؛ فرماندهی که در کنار بهرهگیری از تجربه و توانایی دیگران، زمینهای را برای رشد استعدادها و ظرفیتهای فرماندهان جوان فراهم کرد.
از این منظر، بازخوانی محسن رضایی در هفته دفاع مقدس تنها یادآوری نام یک فرمانده متعلق به گذشته نیست؛ بلکه فرصتی برای مطالعه یک تجربه تاریخی است؛ تجربهای که میتواند در فهم مفهوم فرماندهی، تربیت فرماندهان و انتقال تجربه دفاع مقدس به نسلهای آینده اهمیت داشته باشد.
محسن رضایی را نمیتوان در یک تصویر ساده و ثابت خلاصه کرد. او در سالهای دفاع مقدس و در شرایطی که ساختارهای دفاعی جمهوری اسلامی ایران همچنان در حال شکلگیری و تحول بود، در جایگاه فرماندهی قرار گرفت و سالها مسئولیت فرماندهی سپاه را بر عهده داشت.
در همین دوره، فرماندهان بزرگی مانند حسن باقری، غلامعلی رشید، قاسم سلیمانی، احمد کاظمی، مهدی زینالدین، مهدی باکری، حسین خرازی، محمدابراهیم همت، احمد متوسلیان و دیگر فرماندهان در میدان جنگ رشد کردند و تجربه اندوختند. محسن رضایی در بخش مهمی از این سالها فرمانده عالی آنان بود و با بسیاری از این فرماندهان در موقعیتهای مختلف، از همکاری و گفتوگو گرفته تا اختلاف نظر و تصمیمگیریهای دشوار، تعامل داشت.
همین واقعیت باعث میشود مطالعه محسن رضایی از یک زندگینامه معمولی فراتر برود. پرسش فقط این نیست که او چه کرد یا چه تصمیمهایی گرفت؛ بلکه باید پرسید در چه شرایطی فرماندهی کرد، چگونه با فرماندهان آن نسل کار کرد و این تجربه مشترک چه تأثیری بر شکلگیری آنان و تجربه فرماندهی دفاع مقدس داشت.
البته در این بازخوانی، موضوع مورد توجه، محسن رضایی در مقام فرمانده و در بستر دفاع مقدس است؛ نه بررسی مسئولیتها و مواضع سیاسی او در سالهای پس از جنگ. این تفکیک اهمیت دارد، زیرا یک موضوع تاریخی را باید تا حد امکان در شرایط تاریخی خودش بررسی کرد و نباید موقعیتهای بعدی را بدون توجه به تفاوت زمان و شرایط، به گذشته تعمیم داد.
چرا روایتها درباره محسن رضایی متفاوت است؟
هنگام بررسی کارنامه محسن رضایی با روایتهای متفاوتی روبهرو میشویم. برخی او را فرماندهی توانمند و اثرگذار میدانند، برخی نسبت به بعضی تصمیمها و عملکردهای او انتقاد دارند و گروهی نیز ارزیابیهایی متفاوت از این دو نگاه ارائه میکنند.
در چنین شرایطی، نخستین پرسش ممکن است این باشد که کدام روایت درست و کدام روایت نادرست است؛ اما شاید پاسخ به این پرسش به این سادگی نباشد.
ممکن است دو نفر درباره یک واقعه تاریخی روایتهای متفاوتی داشته باشند، بدون آنکه الزاماً یکی از آنها دروغ گفته باشد. یکی ممکن است در میدان حضور داشته و دیگری در جلسه تصمیمگیری. یکی نتیجه یک تصمیم را دیده باشد و دیگری از اطلاعات و ملاحظاتی که پیش از تصمیم در اختیار فرماندهی قرار داشته، آگاه بوده باشد.
همچنین ممکن است فردی محسن رضایی را در سالهای نخست جنگ دیده باشد و فرد دیگری در سالهای پایانی. یکی ممکن است رابطهای نزدیک با او داشته و دیگری تجربهای همراه با اختلاف نظر. در چنین شرایطی، هر دو میتوانند صادقانه روایت خود را بیان کنند، اما هرکدام تنها بخشی از واقعیت را دیده باشند.
بنابراین، پیش از داوری درباره یک روایت، باید پرسید: راوی از کجا و با چه تجربهای محسن رضایی را دیده است؟
راوی از کدام زاویه سخن میگوید؟
برای ارزیابی روایتها، موقعیت راوی اهمیت زیادی دارد. باید دانست او چه میزان اطلاعات در اختیار داشته و آیا تنها نتیجه یک تصمیم را دیده یا به فرایند تصمیمگیری و دلایل پشت آن نیز دسترسی داشته است.
رزمندهای که در خط مقدم حضور داشته، تجربهای ارزشمند از پیامدهای یک تصمیم دارد؛ اما ممکن است از دلایل آن تصمیم بیخبر باشد. در مقابل، فرماندهی که در جلسات تصمیمگیری حضور داشته، ممکن است اطلاعات بیشتری از فرایند تصمیمگیری در اختیار داشته باشد، اما همه آنچه در میدان رخ داده را ندیده باشد.
بنابراین، «اطلاعات بیشتر» الزاماً به معنای «شناخت کاملتر» نیست؛ مهم این است که بدانیم اطلاعات فرد مربوط به کدام بخش از واقعیت است.
جایگاه سازمانی نیز در این میان اهمیت دارد. فرمانده لشکر، فرمانده قرارگاه، مسئول عملیات، اطلاعات، مهندسی یا تدارکات و حتی رزمندهای که در خط مقدم حضور داشته، هرکدام محسن رضایی را از پنجرهای متفاوت دیدهاند و طبیعتاً بخشی متفاوت از عملکرد او را تجربه کردهاند.
محسن رضایی در طول جنگ یک شخصیت ثابت نبود
زمان نیز یکی از عوامل مهم در ارزیابی روایتهاست. محسن رضایی در طول سالهای جنگ شخصیتی ثابت و بدون تغییر نبود. تجربه او افزایش پیدا کرد، سازمان رزم تغییر کرد، فرماندهان جوان رشد کردند و شرایط جنگ نیز دگرگون شد.
بنابراین، تصویری که یک فرمانده از محسن رضایی در سالهای ابتدایی جنگ دارد، الزاماً با تصویری که همان فرد یا فرماندهان دیگر در سالهای پایانی جنگ از او داشتهاند، یکسان نیست.
رابطه میان راوی و محسن رضایی نیز میتواند در شکلگیری روایت مؤثر باشد. این رابطه ممکن بود رابطه فرمانده و زیردست، همکار، دوست، منتقد، رقیب یا حتی رابطهای همراه با اختلاف جدی باشد.
حتی میتوان برای توصیف کیفیت این روابط از مفاهیمی مانند «ناساز»، «همساز» و «دمساز» استفاده کرد؛ نه به عنوان داوری ارزشی، بلکه برای فهم نوع تعامل میان افراد.
ممکن است فردی در مجموع با محسن رضایی اختلاف داشته، اما در مقطعی مشخص با او بسیار همساز عمل کرده باشد. برعکس، ممکن است فردی که عموماً از او حمایت میکرده، در یک تصمیم مشخص با او اختلاف نظر پیدا کرده باشد.
از همین رو، موافق یا مخالف بودن راوی به تنهایی برای ارزیابی روایت او کافی نیست. موافق بودن، همه سخنان فرد را درست نمیکند و مخالف بودن نیز همه گفتههای او را نادرست نمیسازد. آنچه اهمیت بیشتری دارد، تجربهای است که این موضع از دل آن شکل گرفته است.
حافظه و روایتهای چند دهه بعد
حافظه نیز باید در بازخوانی روایتهای تاریخی جدی گرفته شود. بسیاری از روایتهای مربوط به جنگ، سالها پس از وقوع حوادث بیان شدهاند. خاطره انسان مانند یک فیلم ضبطشده در ذهن باقی نمیماند و ممکن است در طول زمان بازسازی شود.
از همین رو باید میان دروغ، خطای حافظه و بازسازی طبیعی خاطرات تفاوت قائل شد.
همچنین باید پرسید راوی چرا در مقطع کنونی این روایت را بیان میکند. آیا هدف او ثبت تاریخ است؟ دفاع از خود؟ دفاع یا نقد محسن رضایی؟ پاسخ به روایت دیگری؟ یا انتقال تجربه به نسل جدید؟
فضای بیان نیز اهمیت دارد. سخنان یک فرمانده در گفتوگو با یک پژوهشگر، در خاطرات شخصی، در یک برنامه عمومی یا در جمع همرزمانش ممکن است با تأکیدهای متفاوتی بیان شود.
هر راوی درباره کدام بخش صلاحیت روایت دارد؟
نکته مهم دیگر، قلمرو صلاحیت روایی است. صرف ارتباط با محسن رضایی به این معنا نیست که یک فرد درباره همه ابعاد شخصیت و عملکرد او اطلاعات یکسانی دارد.
ممکن است فردی درباره توانایی عملیاتی محسن رضایی شاهدی مهم داشته باشد، اما درباره تصمیمهای پشت فرماندهی یا مناسبات سیاسی اطلاعات چندانی نداشته باشد.
بنابراین، هنگام بررسی هر روایت باید پرسید: این فرد دقیقاً درباره کدام بخش از عملکرد و شخصیت محسن رضایی صلاحیت بیشتری برای روایت دارد؟
در کنار این مسئله، باید میان گذشته و نگاه امروز نیز تفاوت گذاشت. کسی که امروز درباره جنگ سخن میگوید، حوادث گذشته را با تجربهها و اطلاعاتی نگاه میکند که شاید در زمان وقوع آن حوادث در اختیار نداشته است. تحولات بعدی نیز ممکن است در تفسیر او از گذشته تأثیر گذاشته باشد.
محسن رضایی در شرایط تاریخی خودش
خود محسن رضایی نیز باید در شرایط تاریخی زمانه خودش بررسی شود. او در دورهای فرمانده سپاه بود که هم ساختار سازمانی در حال شکلگیری و تحول بود و هم بسیاری از فرماندهان جوان در همان میدان جنگ در حال آموختن و رشد بودند.
بنابراین، ارزیابی عملکرد او باید با توجه به مسئولیت، اختیارات، اطلاعات، امکانات و محدودیتهایی انجام شود که در هر مقطع در اختیار داشته است.
این نگاه به معنای کاهش مسئولیت محسن رضایی نیست؛ بلکه اتفاقاً هدف آن تعیین دقیقتر مسئولیت واقعی اوست؛ نه بیشتر از آنچه بر عهده داشته و نه کمتر.
از این منظر، «از نو خواندن» محسن رضایی به معنای ساختن تصویری تازه برای دفاع از او نیست. همانطور که نقد او نیز نباید از پیش به معنای پذیرفتن هر روایت منفی درباره او باشد.
مسئله اصلی این است که روایتهای مختلف را در کنار شرایطی که این روایتها در آن شکل گرفتهاند قرار دهیم و ببینیم از مجموع آنها چه تصویری از محسن رضایی، تصمیمهای او و تجربه فرماندهیاش به دست میآید.
رابطه با نسل فرماندهان دفاع مقدس
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که به نسل فرماندهانی نگاه کنیم که در دوره فرماندهی محسن رضایی رشد کردند و به بالندگی رسیدند.
فرماندهان بزرگ دفاع مقدس هرکدام شخصیت، استعداد و مسیر مستقلی داشتند و نمیتوان رشد آنان را به یک فرد نسبت داد. با این حال، نمیتوان این واقعیت را نیز نادیده گرفت که بخشی از مسیر حرفهای و تجربه فرماندهی آنان در محیط مشترکی شکل گرفت که محسن رضایی در رأس ساختار فرماندهی آن قرار داشت.
بنابراین، مسئله نسبت دادن همه موفقیتها به یک فرد نیست؛ مسئله شناخت رابطهها و تجربه مشترک است.
یکی از پرسشهای مهم در بازخوانی محسن رضایی این است که در تعامل او با فرماندهان آن دوره چه اتفاقی افتاد؟ آنان چه چیزهایی از یکدیگر آموختند؟ چگونه اختلاف کردند؟ چگونه به یکدیگر اعتماد کردند؟ مسئولیتها چگونه تقسیم شد و تجربههای میدان جنگ چگونه به تجربه فرماندهی تبدیل شد؟
شناخت این روابط میتواند علاوه بر شناخت محسن رضایی، بخشی از فرایند شکلگیری نسل فرماندهی دفاع مقدس را نیز روشن کند.
در چنین نگاهی، حتی روایتهای متعارض نیز میتوانند ارزش پژوهشی داشته باشند. اختلاف روایتها لزوماً مشکلی نیست که باید با حذف یکی از آنها حل شود؛ بلکه خود این اختلاف میتواند نشانهای از پیچیدگی شخصیتها، روابط و شرایط تاریخی باشد.
شهادت غلامعلی رشید درباره محسن رضایی
اهمیت این موضوع را میتوان در سخنان شهید غلامعلی رشید، از فرماندهان برجسته دفاع مقدس، نیز مشاهده کرد.
رشید در توصیف جایگاه محسن رضایی در تجربه فرماندهی دفاع مقدس، از نقش او در تفکر راهبردی و فرماندهی، مدیریت بحران، بنبستشکنی و بسیج نیروها و امکانات سخن گفته و حتی پیشبینی کرده بود که اقدامات او میتواند در آینده به عنوان یک سبک و مکتب دفاعی مورد توجه قرار گیرد و فرماندهان آینده باید کارها را «محسنوار» انجام دهند.
او همچنین گفته بود بسیاری از مطالبی که درباره فرماندهان بزرگ و شهید سپاه نوشته و بیان کرده، در واقع ویژگیهایی بوده که در «آینه و سیمای آقا محسن» دیده و تفسیر کرده است.
البته این سخنان به خودی خود نمیتواند پایان بحث یا داوری نهایی درباره محسن رضایی باشد. اما از منظر پژوهش تاریخی، چنین شهادتی میتواند سندی مهم برای شناخت نوع رابطه و تجربه مشترک میان فرماندهان آن نسل و فرماندهی عالی آنان باشد.
ارزش این روایت در آن است که نشان میدهد یکی از فرماندهان مهم آن دوره، محسن رضایی و نقش او را چگونه تجربه و تفسیر کرده است.
نه قهرمانسازی، نه تخریب
از این منظر، «از نو خواندن» محسن رضایی نه به معنای دفاع از اوست و نه داوری علیه او. هدف، بخشی از یک مسئولیت علمی و تاریخی است؛ اینکه درباره یکی از شخصیتهای مؤثر تاریخ معاصر ایران، به جای بسنده کردن به تصویرهای آماده، امکان شناخت دقیقتر فراهم شود.
تعهد علمی و روشنفکرانه الزاماً به معنای ورود به منازعات سیاسی روز نیست؛ همانطور که در اینجا نیز به معنای جانبداری از یک شخصیت یا موضع سیاسی نیست.
مسئله، دفاع از حقیقت تاریخی در برابر روایتهای یکسویه و دفاع از حق جامعه برای شناخت دقیقتر شخصیتها و تجربههای مهم تاریخ معاصر است.
گاهی این مسئولیت اقتضا میکند در برابر یک موضوع تاریخی از سادهسازی، قهرمانسازی و تخریب فاصله بگیریم و تلاش کنیم تصویری دقیقتر، منصفانهتر و مبتنی بر شواهد ارائه کنیم.
پرسش اصلی چیست؟
در نهایت، شاید پرسش اصلی این نباشد که محسن رضایی را باید قبول کرد یا رد کرد؛ تمجید کرد یا نقد.
پرسش مهمتر این است که محسن رضایی در شکلگیری تجربه فرماندهی دفاع مقدس چه جایگاهی داشت و چگونه میتوان از خلال روایتهای متفاوت درباره او، شخصیت، عملکرد و روابطش با نسل فرماندهان آن دوره را بهتر شناخت؟
اگر این پرسش را جدی بگیریم، «از نو خواندن» محسن رضایی دیگر صرفاً بازخوانی زندگی یک فرمانده نخواهد بود؛ بلکه میتواند راهی برای فهم یک تجربه تاریخی و شناخت نسلی از فرماندهان باشد که محسن رضایی در بخش مهم و تعیینکنندهای از مسیر آنان، فرمانده عالی بود.
ارزش چنین بازخوانیای نیز شاید دقیقاً در همین باشد؛ اینکه از پیش به ما نگوید درباره محسن رضایی چه داوری کنیم، بلکه کمک کند بهتر بفهمیم درباره او، درباره نسل فرماندهان دفاع مقدس و درباره بخشی از تاریخ جنگ ایران و عراق، چگونه باید داوری کرد.
-
فیلم/ واکنش خداداد عزیزی به محرومیت سنگین در لیگ برتر
ارسال نظر