ترامپ به جای حل مشکل، قفل بزرگتر به آن می زند / جنگ نفتی در جریان است نه فقط یک جنگ نظامی
تبلیغات

به گزارش رکنا به نقل از ایرنا،  احسان جنابی با اشاره به واکنش بازارهای جهانی به تصمیم تازه ترامپ رئیس جمهور آمریکا مبنی بر محاصره دریایی ایران و مقابله با کشتی ها و نفتکش هایی که مجوز عبور از تنگه هرمز را دریافت می کنند، اظهار داشت: آنچه شاهد آن هستیم، نتیجه زیاده‌خواهی‌های دولت آمریکا، به‌ویژه ترامپ و آرزوهای او برای دستیابی به منابع نفتی کشورهای مهم دارای ذخایر نفتی است.

وی افزود: این موضوع بیش از هر چیز رنگ و بوی اقتصادی دارد و به دسترسی به منافع حاصل از منابع نفتی این کشورها مربوط می‌شود؛ بنابراین مواردی که به‌عنوان مسائل نظامی یا سایر موضوعات مطرح می‌شوند، در حاشیه قرار دارند.

وی با یادآوری اینکه در سپتامبر سال گذشته میلادی پیش بینی می شد عرضه نفت جهانی به حدود ۱۰۶ میلیون و ۶۰۰ هزار بشکه در روز برسد، اظهار داشت: با وجود این چشم انداز، اکنون شاهد آن هستیم که به دلیل تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک ایران، بازار با کمبود عرضه جدی مواجه شده است.

جنابی با بیان اینکه بارها گفته شده که حدود ۲۰ درصد از جریان عبور نفت و LNG جهان از طریق تنگه هرمز انجام می‌شود، اذعان داشت: آنچه رخ داده این است که پس از کاهش صادرات کشورهای منطقه خلیج فارس، که می‌توان آن را حدود ۱۰ میلیون بشکه در روز برآورد کرد و از سوی دیگر زیرساخت‌ها در این کشورها آسیب دیده و این مساله باعث اختلال در روند صادرات شده است.

فشار کمبود عرضه بر بازارهای جهانی جدی است

این تحلیلگر بین المللی بازار نفت و انرژی اظهار داشت: در نتیجه این اقدامات، امروز بازارهای انرژی جهان با کمبود و دشواری در دسترسی به منابع انرژی روبه‌رو شده‌اند.

جنابی افزود: تحلیلگران پیش‌بینی کرده بودند که در سال ۲۰۲۶ تقاضا به‌طور میانگین حدود ۷۵۰ هزار بشکه در روز از میزان عرضه پیشی بگیرد. این در حالی است که در سپتامبر ۲۰۲۵ پیش‌بینی شده بود بازار نفت با مازاد عرضه‌ای در حدود یک میلیون و ۶۳۰ هزار بشکه در روز مواجه خواهد بود. نکته مهم این است که آن پیش‌بینی مربوط به سپتامبر ۲۰۲۵ بود. اکنون که در ماه آوریل قرار داریم، بسیاری از تحلیلگران می‌گویند حدود ۹ میلیون بشکه از عرضه روزانه نفت خام در جهان کاسته شده و آخرین رقم قابل دسترسی برای عرضه جهانی در ماه ژانویه همان ۱۰۶ میلیون و ۶۰۰ هزار بشکه در روز بوده است.

به عقیده وی انتظار می‌رود شرایط فعلی و شوک‌هایی که به بازار وارد شده‌اند، همچنان تولید روزانه نفت را با کاهش حدود ۲ میلیون و ۱۵۰ هزار بشکه مواجه کنند.

ترامپ به جای حل مشکل، قفل بزرگتر به آن می زند

افزایش ۳۰ درصدی قیمت نفت نسبت به پیش بینی ها

جنابی افزود: در زمینه قیمت نیز بهای نفت برنت امروز حدود ۱۰۲.۲۸۷ دلار به ازای هر بشکه است. پیش‌بینی‌ قیمت نفت برنت برای سال ۲۰۲۶ نسبت به پیش‌بینی‌های قبلی حدود ۳۰ درصد افزایش یافته و به سطح فعلی رسیده و همچنین طی حدود ۴۵ روز گذشته قیمت نفت برنت نزدیک به ۵۰ درصد افزایش داشته است.

این تحلیلگر بین‌المللی بازار نفت و انرژی اظهارداشت: پیش‌بینی می‌شود حتی پس از پایان جنگ نیز تا حدود یک میلیون بشکه در روز از عرضه جهانی نفت کاسته شود. آژانس بین‌المللی انرژی به ۳۲ کشور عضو توصیه کرده است برای مهار افزایش قیمت‌ها از ذخایر استراتژیک خود استفاده کنند.

وی خاطر نشان کرد: بر اساس آماری که روز جمعه گذشته منتشر شد، آمریکا در مجموع ۸ میلیون و ۴۸۰ هزار بشکه از ذخایر خود برداشت کرده است.

جنابی گفت: ایالات متحده اعلام کرده قصد دارد در مجموع ۱۷۲ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک خود برداشت کند. با این حال، آنچه تاکنون برای مهار قیمت‌ها از طریق آزادسازی ذخایر انجام شده نشان می‌دهد که تا ماه مارس ۲۰۲۶ فقط حدود ۴۵ میلیون و ۲۰۰ هزار بشکه وارد بازار شده است.

جنابی ادامه داد: اگر به میزان ذخایر استراتژیک نگاه کنیم، متوجه می‌شویم سطح فعلی آن شاید پایین‌ترین سطح از اواسط دهه ۱۹۸۰ تاکنون باشد. این ذخایر همواره به‌عنوان ابزاری مهم برای کنترل و مهار قیمت‌ها مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

این تحلیلگر خاطرنشان کرد: پیش از آغاز جنگ ایران- آمریکا قیمت نفت در محدوده ۷۲ تا ۷۵ دلار نیز ثبت شده بود، اما پس از شروع جنگ قیمت‌ها تقریباً تا سطح ۱۲۰ دلار افزایش یافت. البته در این مدت نوسانات قیمتی در محدوده بالای ۹۰ دلار نیز مشاهده شد، اما بیشترین سطح ثبت‌شده همان ۱۲۰ دلار بود.

انسداد کامل در تنگه هرمز رخ نداده است

وی در خصوص وضعیت تنگه هرمز تاکید کرد: در مورد وضعیت تنگه هرمز نیز گفته می‌شود که ایران اعلام کرده به‌صورت انتخابی اجازه عبور شناورهای غیرنظامی را می‌دهد. حتی امروز سه نفتکش با پرچم ایران از تنگه عبور کردند. این موضوع نشان می‌دهد که در عین کنترل کامل تنگه، انسداد کامل آن رخ نداده است.

جنابی معتقد است که در این شرایط از نظر تبعات اقتصادی جهانی نیز طبیعی است کشورهایی که ذخایر نفت و گاز ندارند، برای تأمین نیازهای خود، به‌ویژه برای صنایع، با یکدیگر رقابت کنند. در برخی کشورها قیمت بنزین به‌شدت افزایش یافته و حتی تا حدود ۳۰ درصد رشد داشته است. برخی کشورها نیز با نگرانی مواجه شده‌اند؛ برای مثال در سریلانکا که دولت وحشت‌زده بود، هند با ارسال فرآورده‌های نفتی تلاش کرده تا حدودی تنش بازار را کاهش دهد، هرچند توان چنین اقداماتی محدود است.

این تحلیلگر اعلام کرد: در مورد پیامدهای اقتصادی افزایش قیمت بنزین نیز باید گفت یکی از شاخص‌های مهم ارزیابی میزان رضایت مردم ایالات متحده از دولت‌ها، قیمت بنزین در پمپ‌بنزین‌هاست و این مساله می‌تواند در انتخابات آینده کنگره نیز تأثیرگذار باشد.

۲ سناریوی محتمل برای آینده بازار

وی با طرح ۲ سناریو تداوم یا پایان جنگ برای روزهای پیش‌رو گفت: در سناریوی تداوم جنگ، عوامل روانی بازار نقش مهمی ایفا می‌کنند. هر زمان یک کشور تولیدکننده و صادرکننده نفت وارد جنگ شود، طبیعی است که خریداران نسبت به تداوم جریان صادرات دچار نگرانی شوند. یکی از مهم‌ترین محدودیت‌های عرضه نیز شرایط موجود در تنگه هرمز است که می‌تواند به کاهش ساختاری عرضه منجر شود.

جنابی اضافه کرد: در بازار LNG نیز آسیبی که به تأسیسات قطر وارد شده بسیار تعیین‌کننده است و می‌تواند آثار ماندگاری بر بازار جهانی LNG داشته باشد. حتی اگر قطر تصمیم به تعمیر این تأسیسات بگیرد، بسته به میزان خسارت ممکن است سال‌ها زمان لازم باشد.

به گفته این تحلیلگر، برخی کشورها مانند ژاپن نیز اعلام کرده‌اند که خواهان رسیدگی سریع به اختلافات موجود هستند، زیرا این مساله اقتصاد آن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بسیاری از کارشناسان معتقدند در صورت تداوم شرایط فعلی، قیمت نفت می‌تواند در بازه ۱۰۰ تا ۱۲۰ دلار یا حتی بالاتر باقی بماند که نتیجه آن افزایش تورم جهانی خواهد بود.

وی ادامه داد: در سناریوی پایان جنگ انتظار می‌رود بلافاصله قیمت‌ها کاهش یابد، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند حتی در صورت کاهش نیز قیمت‌ها به سطوح پیش از جنگ باز نخواهند گشت. برخی بر این باورند که محدوده قیمتی ۹۰ تا ۱۰۰ دلار ممکن است دوباره شکل بگیرد و در نهایت احتمال بازگشت قیمت‌ها به بازه ۷۵ تا ۸۵ دلار وجود دارد.

آمریکا به فکر منافع خود است نه مصرف کنندگان انرژی

جنابی با طرح این پرسش که آیا ترامپ با ایده محاصره دریایی واقعاً به دنبال باز کردن تنگه هرمز است یا قصد دارد به ایران فشار سیاسی و اقتصادی وارد کند، گفت: با توجه به وجود ذخایر نفتی در ایالات مختلف آمریکا و تولید شیل اویل، این کشور نگرانی چندانی از نظر تأمین نیاز داخلی ندارد و در این میان، کشورهایی آسیب می‌بینند که ذخایر نفتی ندارند و کاملاً به واردات وابسته هستند. از این منظر می‌توان گفت هدف اصلی ممکن است وارد کردن فشار اقتصادی باشد، نه فقط باز کردن تنگه هرمز.

این تحلیلگر بازار نفت و انرژی با یادآوری اینکه بخش بزرگی از سهم قطر از LNG را آمریکا در اختیار گرفته است، گفت: آمریکا بارها به کشورهای اروپایی پیام داده که خودشان برای باز کردن تنگه هرمز اقدام کنند که البته توان این کار را نیز ندارند و حتی ترامپ گفته که در صورت ناتوانی در حل مشکل، می‌توانند انرژی مورد نیاز خود را از آمریکا تأمین کنند.

جنابی تاکید کرد: با توجه به این اقدامات و مواضع آمریکا، می توان ادعا کرد که بسته بودن تنگه هرمز، با وجود پیامدهای سیاسی و نظامی، می‌تواند منافع اقتصادی قابل توجهی برای آمریکا داشته باشد.

جنگ نفتی در جریان است نه فقط یک جنگ نظامی

این تحلیلگر بین‌المللی بازار انرژی در مورد قیمت نفت خاطرنشان کرد: تولید شیل اویل در یک بازه قیمتی خاص توجیه اقتصادی دارد و این بازه به‌طور مستقیم به قیمت نفت متعارف وابسته است. برای مثال اگر قیمت نفتی مانند برنت به حدود ۵۵ تا ۶۰ دلار برسد، تولید شیل اویل توجیه اقتصادی خود را از دست می‌دهد. به همین دلیل برخی معتقدند آنچه در جریان است فقط یک جنگ نظامی نیست، بلکه نوعی جنگ نفتی است که درآمدهای نفتی را هدف قرار داده است.

جنابی با یادآوری اینکه ۲ عامل اصلی در تعیین هزینه تولید شیل اویل نقش دارند، توضیح داد: عامل نخست CAPEX یا هزینه سرمایه‌ای و عامل دوم OPEX یا هزینه عملیاتی است که با در نظر گرفتن این ۲ عامل می‌توان گفت بالا بودن قیمت نفت متعارف خبر مثبتی برای تولیدکنندگان شیل اویل در آمریکا است، زیرا امکان ادامه فعالیت آن‌ها را فراهم می‌کند.

وی در عین حال تاکید کرد: اگر مجموع هزینه‌های تولید از قیمت نفت متعارف بیشتر شود، ادامه تولید توجیه اقتصادی نخواهد داشت.

جنابی همچنین گفت: در این میان، کشورهایی که متحد آمریکا هستند و تا حدی از سیاست‌های آن حمایت می‌کنند نیز ممکن است آسیب ببینند، زیرا تمرکز اصلی ترامپ در تصمیم‌گیری‌ها، بر منافع داخلی آمریکا قرار دارد. تصمیماتی که درباره محاصره دریایی ایران مطرح شده نیز نشان می‌دهد که به‌جای حل مسئله، ممکن است به پیچیده‌تر شدن شرایط منجر و فشار اصلی بر کشورهای مصرف‌کننده وارد شود.

 

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات