رسیدن گردشگری ایران به خانه فامیل‌ها / ۵۴ درصد خانوارها تابستان سفر نرفتند/ ۶۰ درصد سفرهای بومی با اقامت شبانه در خانه بستگان انجام می‌شود!

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، ایران با هزاران جاذبه تاریخی، طبیعی، فرهنگی و مذهبی، از جنگل‌های شمال و سواحل جنوب تا کویرهای مرکزی، شهرهای تاریخی و روستاهای بکر، ظرفیت آن را دارد که یکی از مقاصد مهم گردشگری منطقه باشد؛ اما آمارهای رسمی تصویری نگران‌کننده از وضعیت سفر در داخل کشور ترسیم می‌کند. در تابستان ۱۴۰۴ که هنوز تورم به این اوج خود نرسیده بود حدود ۵۴ درصد خانوارهای ایرانی حتی یک نفر مسافر هم نداشتند.این یعنی در فصل اوج سفر، بیش از نیمی از خانوارهای کشور از چرخه سفر خارج بوده‌اند؛ واقعیتی که نمی‌توان آن را صرفا به سلیقه مردم یا علاقه‌نداشتن به گردشگری نسبت داد.

مسئله اینجاست که در کشوری با این حجم از ظرفیت‌های گردشگری، چرا سفر برای بخش بزرگی از مردم به فعالیتی محدود، پرهزینه یا حتی غیرضروری تبدیل شده است؟ آیا صنعت گردشگری ایران با کمبود جاذبه روبه‌روست یا اقتصاد خانوارها، هزینه‌های سفر و ضعف زیرساخت‌ها، امکان بهره‌برداری از این ظرفیت را از بین برده‌اند؟

گردشگری که به خانه اقوام وابسته است

یکی از تکان‌دهنده‌ترین بخش‌های گزارش مرکز آمار ایران، ترکیب اقامتگاه‌های مورد استفاده در سفرهای داخلی است. بر اساس این گزارش، ۶۰ درصد سفرهای بومی با اقامت شبانه در خانه بستگان و آشنایان انجام شده است. در مقابل، تنها ۷ درصد از سفرها با اقامت در اقامتگاه‌های عمومی صورت گرفته است.

این ارقام به‌تنهایی ثابت نمی‌کنند که علت اصلی انتخاب خانه اقوام، در بیشتر مواقع گرانی است؛ اما پرسش مهمی را پیش روی سیاست‌گذاران قرار می‌دهند، چرا بخش بزرگی از سفرهای داخلی به شبکه خانوادگی و دوستان وابسته است و سهم اقامتگاه‌های عمومی تا این اندازه محدود باقی مانده است؟

وقتی مسافر برای کاهش هزینه‌های سفر ناچار است به خانه بستگان پناه ببرد، بخشی از ظرفیت اقتصادی گردشگری عملا به درآمد تبدیل نمی‌شود. هتل‌ها، اقامتگاه‌های بوم‌گردی، مهمان‌پذیرها، رستوران‌ها، راهنمایان محلی و کسب‌وکارهای وابسته، از بخشی از تقاضای بالقوه محروم می‌مانند.

در همین حال، ۱۶ درصد سفرها با اقامت در ویلا و آپارتمان شخصی و ۱۱ درصد با اقامت در ویلا و آپارتمان اجاره‌ای انجام شده است. مجموع این سه گروه، یعنی خانه اقوام، ملک شخصی و واحد اجاره‌ای، ۸۷ درصد اقامتگاه‌های اصلی سفرهای شبانه را تشکیل می‌دهد. سهم اقامتگاه‌های عمومی و سایر گزینه‌ها روی‌هم فقط ۱۳ درصد است.

این ترکیب، نشانه‌ای جدی از محدودبودن سهم اقامتگاه‌های عمومی در الگوی سفر خانوارهای ایرانی است؛ موضوعی که باید با بررسی قیمت‌ها، ظرفیت اقامتی، کیفیت خدمات و توزیع جغرافیایی امکانات گردشگری دقیق‌تر تحلیل شود.

۵۴ درصد خانوارها سفر نمی‌روند؛ بحران فقط در صنعت گردشگری نیست

وقتی ۵۴ درصد خانوارها در یک فصل هیچ سفری ندارند، مسئله از مرز عملکرد هتل‌ها و آژانس‌های مسافرتی فراتر می‌رود. سفر، علاوه بر تفریح، با سلامت روان، کیفیت زندگی، تعاملات اجتماعی و رونق اقتصادی شهرهای مقصد ارتباط دارد.

برای بخشی از خانوارها، هزینه حمل‌ونقل، اقامت، غذا و تفریح می‌تواند سفر را به تصمیمی دشوار تبدیل کند. در چنین شرایطی، طبیعی است که خانواده‌ها ابتدا هزینه‌های غیرضروری از نگاه خود را حذف کنند؛ اما پیامد این تصمیم تنها محرومیت مردم از تفریح نیست. کسب‌وکارهای محلی، مشاغل فصلی و اقتصاد شهرهایی که به ورود گردشگر وابسته‌اند نیز آسیب می‌بینند.

البته آمار منتشرشده به‌تنهایی مشخص نمی‌کند چه تعداد از خانوارهای بدون سفر، به دلیل مشکلات مالی سفر نکرده‌اند. بااین‌حال، در کنار بررسی قدرت خرید، تورم خدمات، هزینه حمل‌ونقل و قیمت اقامتگاه‌ها، این رقم باید به‌عنوان یک شاخص مهم در ارزیابی دسترسی اقتصادی مردم به گردشگری مورد توجه قرار گیرد.

صنعت گردشگری زمانی رونق می‌گیرد که مردم توان سفرکردن داشته باشند، نه فقط زمانی که کشور جاذبه‌های فراوانی دارد.

مقصدهای گردشگری مشخص‌اند؛ اما چرا همه ظرفیت‌ها فعال نیستند؟

طبق گزارش مرکز آمار، خراسان رضوی، مازندران، تهران، فارس، گیلان، اصفهان، همدان، کرمانشاه، اردبیل و کردستان در تابستان ۱۴۰۴ در میان ده مقصد نخست سفرهای بومی با اقامت شبانه قرار داشته‌اند.

این فهرست نشان می‌دهد که تقاضای سفر در ایران در مجموعه‌ای از استان‌های شناخته‌شده و برخوردار از جاذبه‌های تاریخی، طبیعی، مذهبی و شهری متمرکز شده است. حضور خراسان رضوی و مازندران در صدر این فهرست، در کنار تهران، فارس، گیلان و اصفهان، نشان‌دهنده نقش ترکیبی زیارت، طبیعت‌گردی، جاذبه‌های فرهنگی و سفرهای شهری در انتخاب مقصد است.

اما پرسش اساسی این است که  چرا ظرفیت گردشگری ایران به چند مقصد شناخته‌شده محدود می‌ماند و همه استان‌ها نمی‌توانند سهم بیشتری از اقتصاد سفر داشته باشند؟

استان‌های مختلف ایران از جنگل و کوهستان تا کویر، تالاب، آثار تاریخی، معماری بومی و فرهنگ‌های محلی برخوردارند. بااین‌حال، برخورداری از جاذبه به‌تنهایی برای تبدیل‌شدن به مقصد گردشگری کافی نیست. دسترسی مناسب، حمل‌ونقل، اقامتگاه استاندارد، تبلیغات هدفمند، خدمات قابل اعتماد، امنیت سفر و برنامه‌ریزی مستمر، حلقه‌هایی هستند که یک جاذبه را به محصول اقتصادی تبدیل می‌کنند.

از سوی دیگر، داده‌های منتشرشده صرفا رتبه استان‌ها را در مقصدبودن نشان می‌دهد و به‌تنهایی مشخص نمی‌کند که علت تمرکز سفرها، ضعف تبلیغات سایر استان‌هاست یا کمبود زیرساخت، تفاوت جمعیت، فاصله جغرافیایی و ترجیحات مسافران. برای پاسخ دقیق، باید سهم هر استان از تعداد سفرها، ظرفیت اقامتی، درآمد گردشگری و هزینه سفر نیز بررسی شود.

بااین‌حال، یک واقعیت روشن است، اگر گردشگری قرار است به موتور توسعه منطقه‌ای تبدیل شود، سیاست‌گذاری نباید صرفاً بر مقصدهای مشهور متمرکز بماند.

سفرهای ایرانیان بیشتر برای دیدار اقوام است تا تفریح

ترکیب هدف سفرها نیز نکته قابل‌توجهی دارد. مرکز آمار گزارش کرده است که از سفرهای بومی با اقامت شبانه، ۵۲ درصد با هدف دیدار دوستان و بستگان، ۲۵ درصد با هدف گردش و تفریح، ۱۲ درصد با هدف زیارت و ۸ درصد با هدف درمان انجام شده است.

به بیان دیگر، سهم سفرهایی که هدف اصلی آن‌ها گردش و تفریح بوده، تنها یک‌چهارم کل سفرهای شبانه گزارش شده است؛ درحالی‌که دیدار دوستان و بستگان بیش از دو برابر سفرهای تفریحی سهم داشته است.

این تفاوت لزوماً به معنای ضعف علاقه ایرانیان به تفریح نیست؛ زیرا هدف اصلی سفر با سایر فعالیت‌هایی که مسافر در طول سفر انجام می‌دهد تفاوت دارد. بااین‌حال، این ترکیب نشان می‌دهد که سفر در ایران تا اندازه زیادی با پیوندهای خانوادگی و اجتماعی گره خورده است و ظرفیت سفر تفریحیِ مستقل همچنان نیازمند بررسی جدی است.

اگر سهم سفرهای تفریحی پایین باشد، باید پرسید چه عواملی مانع تبدیل طبیعت، تاریخ و فرهنگ ایران به تجربه‌ای در دسترس برای خانوارها می‌شود. آیا قیمت خدمات گردشگری با درآمد مردم تناسب دارد؟ آیا مقصدها به‌اندازه کافی برای سفرهای کوتاه و کم‌هزینه آماده‌اند؟ آیا امکان استفاده از حمل‌ونقل عمومی و اقامتگاه‌های اقتصادی وجود دارد؟

پاسخ به این پرسش‌ها می‌تواند روشن کند که مشکل اصلی در سمت تقاضا، یعنی توان مالی و ترجیحات مردم، قرار دارد یا در سمت عرضه، یعنی کیفیت و قیمت خدمات گردشگری.

سفرهای بدون اقامت؛ گردشگری کوتاه و اقتصاد کم‌دوام

در سفرهای بدون اقامت شبانه نیز الگوی متفاوتی دیده می‌شود. بر اساس گزارش مرکز آمار، ۲۸ درصد این سفرها با هدف دیدار دوستان و بستگان، ۲۵ درصد با هدف گردش و تفریح، ۲۵ درصد با هدف درمان و ۱۴ درصد با هدف خرید انجام شده است.

سفرهای کوتاه می‌توانند فرصت مهمی برای رونق مقصدهای نزدیک، شهرهای کوچک، روستاها و مناطق طبیعی باشند. بااین‌حال، وقتی بخش مهمی از سفرها به رفت‌وآمدهای کوتاه اختصاص دارد، لازم است بررسی شود که چه میزان از این سفرها به خرید خدمات گردشگری، استفاده از راهنمایان محلی، اقامت، غذا و فعالیت‌های تفریحی منجر می‌شود.

همچنین سهم ۲۵ درصدی سفرهای بدون اقامت با هدف درمان، پرسش مهم دیگری ایجاد می‌کند: چه میزان از جابه‌جایی‌های داخلی مردم به دلیل تمرکز خدمات درمانی در برخی شهرهاست؟ البته این آمار به‌تنهایی نشان نمی‌دهد که همه این سفرها ناشی از نبود خدمات درمانی در محل زندگی مسافران بوده‌اند؛ اما بررسی پیوند میان سفرهای درمانی و توزیع خدمات سلامت می‌تواند برای برنامه‌ریزی منطقه‌ای مفید باشد.

گردشگری ایران؛ صنعتی با ظرفیت بالا و بازدهی نامعلوم

داده‌های تابستان ۱۴۰۴ تصویری از فاصله میان ظرفیت‌های بالقوه گردشگری ایران و الگوی واقعی سفر خانوارها ارائه می‌کنند؛ اما برای اندازه‌گیری دقیق ابعاد بحران، باید آمار تعداد سفرها، هزینه متوسط هر سفر، درآمد گردشگری داخلی، میزان اشتغال، ظرفیت بلااستفاده اقامتگاه‌ها و روند تغییرات سالانه نیز کنار هم قرار گیرند.

از این منظر، سه مسئله باید در اولویت سیاست‌گذاری قرار گیرد:

 توسعه گزینه‌های اقتصادی حمل‌ونقل و اقامت، متناسب با توان مالی خانوارها.

 حمایت از مقصدهای کمترشناخته‌شده و تکمیل زیرساخت‌های موردنیاز آن‌ها، به‌جای تمرکز صرف بر مقاصد پرتقاضا.

 ارائه آمار قابل مقایسه از هزینه سفر، درآمد مقصدها، ظرفیت اقامتی و سهم گردشگری در اشتغال و اقتصاد استان‌ها.

نکته مهم این است که نمی‌توان صرفا از روی آمار سفر خانوارها درباره سودآوری کل صنعت گردشگری حکم قطعی صادر کرد. بااین‌حال، وقتی بیش از نیمی از خانوارها در فصل تابستان سفر نمی‌کنند و بیشتر سفرهای شبانه نیز به خانه اقوام و آشنایان وابسته است، ضرورت بازنگری در سیاست‌های دسترسی مردم به سفر و توسعه بازار گردشگری داخلی جدی می‌شود.

 ایران جاذبه کم ندارد، اما آیا مردم توان گردشگری دارند؟

شاید مهم‌ترین تناقض گردشگری ایران همین باشد: کشوری با تنوع گسترده جاذبه‌های طبیعی، تاریخی و فرهنگی، اما در آمار تابستان ۱۴۰۴، ۵۴ درصد خانوارهای آن بدون سفر مانده‌اند و ۶۰ درصد سفرهای شبانه نیز در خانه بستگان و آشنایان انجام شده است.

این ارقام به‌تنهایی علت نهایی را مشخص نمی‌کنند، اما زنگ خطری برای سیاست‌گذاران هستند. گردشگری تنها با معرفی جاذبه‌ها، برگزاری جشنواره‌ها و تبلیغات رسانه‌ای رونق نمی‌گیرد. این صنعت به مردمی نیاز دارد که توان سفر داشته باشند، کسب‌وکارهایی که امکان سرمایه‌گذاری و فعالیت پایدار پیدا کنند و شهرهایی که از زیرساخت و خدمات مناسب برخوردار باشند.

فاجعه احتمالی گردشگری ایران، کمبود جاذبه نیست؛ خطر آن است که جاذبه‌ها وجود داشته باشند، اما سفر برای بخش بزرگی از مردم دست‌نیافتنی بماند و ظرفیت اقتصادی آن‌ها نیز به فرصت شغلی و درآمد پایدار تبدیل نشود.

اگر قرار است هر استان ایران به قطب گردشگری تبدیل شود، نقطه شروع نه شعار «ایران‌گردی» بلکه پاسخ به دو پرسش است: چرا بیش از نیمی از خانوارها سفر نمی‌کنند و چه موانعی اجازه نمی‌دهد سفر داخلی به تجربه‌ای در دسترس، باکیفیت و اقتصادی برای مردم تبدیل شود؟

این پرسش‌ها باید به محور سیاست‌گذاری گردشگری تبدیل شوند؛ پیش از آنکه ظرفیت‌های طبیعی و تاریخی کشور، زیر سایه مشکلات اقتصادی خانوارها و ضعف بهره‌برداری از امکانات، همچنان بلااستفاده بمانند.

 

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1257170
  • فیلم/ رئیس انجمن روانپزشکی کودک و نوجوان: در جریان بحران های اخیر ترک تحصیل و اقدام به مرگ خودخواسته کودکان و نوجوانان بیشتر شده است