دبیر اجرایی خانه کارگر کرمان در گفتوگو با رکنا مطرح کرد
بسیاری از کودکان کهنوج و فاریاب برای مدرسه رفتن کفش ندارند/ روستاهایی در کرمان حتی یک جوان دیپلمه ندارند/ دانشآموزان روستایی تحصیل را رها میکنند تا جوشکاری و نگهبانی کنند
اجتماعی رکنا: دبیر اجرایی خانه کارگر کرمان با اشاره به وضعیت معیشتی خانوادههای کمبرخوردار در مناطق روستایی میگوید فقر و ناتوانی مالی، در مواردی مسیر تحصیل کودکان و نوجوانان را نیمهکاره گذاشته است؛ تا جایی که به گفته او، در یکی از روستاهایی که برای یافتن نیروی کار به آن مراجعه کرده، در میان جوانان حاضر حتی یک نفر نیز مدرک دیپلم نداشته است. کاربخش میگوید برخی از این جوانان ترجیح دادهاند به جای ادامه تحصیل، برای کمک به اقتصاد خانواده وارد مشاغلی مانند جوشکاری، آپاراتی یا نگهبانی شوند.
عباس کاربخش، دبیر اجرایی خانه کارگر کرمان در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی رکنا با تشریح وضعیت معیشتی کارگران و اقشار کمبرخوردار در استان کرمان، از تشدید مشکلات اقتصادی، کاهش قدرت خرید خانوارها، حذف تدریجی اقلام مختلف از سبد زندگی و گسترش محرومیت در مناطق روستایی خبر داد. او معتقد است مجموعهای از عوامل از جمله تحریمهای اقتصادی، جنگ، تورمهای پیدرپی و تصمیمات دولتهای مختلف طی سالهای گذشته، کارگران را به مرحلهای رسانده که دیگر امکان تأمین نیازهایی مانند درمان، آموزش و تفریح را ندارند و بخش قابل توجهی از خانوارهای کمدرآمد تنها قادر به تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی هستند.
کاربخش با اشاره به شرایط اقتصادی پس از انقلاب اسلامی میگوید هدف از انقلاب، ایجاد دگرگونی در وضعیت زندگی مردم و بهبود شرایط اقشار محروم بود و در سالهای ابتدایی پس از انقلاب، این روند تا حدودی قابل مشاهده بود. به گفته او، سالهای نخست انقلاب و حتی دوران جنگ هشتساله، با وجود دشواریهای اقتصادی و فشارهای ناشی از جنگ، از منظر معیشتی برای بسیاری از کارگران شرایطی قابل تحملتر نسبت به امروز داشت. اما در ادامه، تحریمهای اقتصادی متعدد و پیدرپی از یک سو و مسائل مربوط به مدیریت جامعه و سیاستهای دولتهای مختلف از سوی دیگر، موجب شد وضعیت کارگران به جای بهبود، بهتدریج دشوارتر شود.
تورم و کاهش قدرت خرید؛ فاصله درآمد کارگران با هزینههای زندگی
دبیر اجرایی خانه کارگر کرمان گفت: یکی از مهمترین عوامل تشدید مشکلات معیشتی کارگران تورمهای پیدرپی است. افزایش دستمزدها در سالهای مختلف نتوانسته با افزایش هزینههای زندگی همگام شود و باعث شده فاصله میان درآمد کارگران و هزینههای ضروری خانوار هر سال بیشتر شود. در شرایط فعلی ارقامی بیش از ۸۰ و حتی حدود ۱۰۰ میلیون تومان برای خط فقر مطرح میشود، در حالی که دریافتی حداقلبگیران کارگری حدود ۱۵ تا ۲۰ میلیون تومان است.
او در ادامه به وضعیت برخی مستمریبگیران اشاره میکند و میگوید: افرادی در پایینترین دهکهای درآمدی از سازمان تأمین اجتماعی تنها چهار یا پنج میلیون تومان دریافت میکنند؛ از جمله بازماندگان افرادی که تحت پوشش این سازمان بودهاند. مقایسه چنین درآمدهایی با هزینههای واقعی زندگی نشان میدهد که بخش قابل توجهی از جامعه کارگری عملاً از تأمین بسیاری از نیازهای اساسی خود ناتوان شدهاند.
کاربخش درباره تغییرات ایجادشده در سبد معیشت کارگران میگوید: تقریباً تمام مواردی که زمانی بخشی از یک زندگی حداقلی محسوب میشد، از سبد خانوار حذف شده است. درمان، آموزش، تفریح و دیگر نیازهای فرهنگی و اجتماعی، از جمله مواردی هستند که بسیاری از خانوادههای کارگری دیگر توان پرداخت هزینههایشان را ندارند و در نهایت کارگر تنها میتواند برای خانوادهاش «نان بخور و نمیر» فراهم کند.
روایت تلخ از زندگی کودکان در مناطق روستایی کرمان
دبیر اجرایی خانه کارگر کرمان به وضعیت خانوارهای دهکهای پایین درآمدی در مناطق روستایی اشاره میکند و میگوید: برای درک عمق محرومیت، باید به مناطق جنوبی و روستایی استان کرمان رفت و شرایط زندگی کودکان را از نزدیک دید. بسیاری از کودکانی که در مناطقی مانند کهنوج و فاریاب زندگی میکنند برای رفتن به مدرسه از حداقل امکانات پوشاک برخوردار نیستند و متاسفانه حتی کفش ندارند!
کاربخش میگوید: بچهها را ببینید؛ خیلی از آنها برای رفتن به مدرسه حتی پوشاک مناسب ندارند. برخی کودکان روستانشین با کمبود امکانات اولیه زندگی مواجهاند و شرایط آنقدر دشوار است که مشاهده زندگی آنها برای هر فردی بسیار تأثیرگذار و دردناک است. گاهی گروهها و افراد برای کمک به این خانوادهها وارد عمل میشوند و برای کودکان لوازمالتحریر و کفش و اقلام ضروری تهیه میکنند، اما این کمکها نمیتواند جایگزین نظام پایدار حمایت اجتماعی شود.
او وضعیت این خانوادهها را تنها ناشی از فقر درآمدی نمیداند و میگوید در بسیاری از موارد، پدر خانواده کارگر است یا خانواده فاقد سرپرست مؤثر است و مادر با مشکلات معیشتی دستوپنجه نرم میکند. کاربخش همچنین به بالا بودن تعداد فرزندان در برخی از این خانوادهها اشاره میکند و میگوید مجموعه این عوامل باعث شده است فشار اقتصادی بر خانوادههای محروم چند برابر شود.
خشکسالی کشاورزی را از بین برده است
کاربخش میگوید: کمآبیهای مستمر و کاهش منابع آب در سالهای متوالی، کشاورزی مناطق روستایی کرمان را با مشکلات جدی مواجه کرده و همین مسئله معیشت خانوادههایی را که به زمین و دام وابسته بودند، تحت تأثیر قرار داده است.
او با اشاره به ظرفیت کشاورزی استان کرمان و شهرت جیرفت به عنوان «هند کوچک» از نظر کشاورزی میگوید در کنار این ظرفیتها، اگر فرد به روستاهای دورافتاده برود، با شرایطی کاملاً متفاوت روبهرو میشود. به گفته کاربخش، در برخی از این مناطق، مردم از ابتداییترین امکانات زندگی محروم هستند و وضعیت مدارس، ساختمانهای مسکونی و امکانات عمومیبسیار نامناسب است.
او با اشاره به تصاویری که گاهی از مناطق دورافتاده در رسانهها و تلویزیون منتشر میشود، میگوید: برخی خانوادهها در خانههایی بسیار ساده و نامناسب زندگی میکنند و حتی در مواردی، ساختمان استانداردی برای زندگی یا مدرسه وجود ندارد و در کپرها مدرسهی موقتی آماده کردهاند. برای درک واقعی این شرایط، صرفاً دیدن آمار کافی نیست و باید به این مناطق رفت و از نزدیک شرایط زندگی مردم را مشاهده کرد.
«کارگر فردا»؛ گسترش اشتغال غیررسمی و نبود پوشش بیمهای
در پاسخ به این پرسش که با تضعیف کشاورزی، کارگران استان کرمان بیشتر در چه حوزههایی مشغول به کار هستند، کاربخش از گسترش اشتغالهای روزمزدی و غیررسمی سخن میگوید: بخشی از افراد کارفرمای مشخصی ندارند و به صورت روزانه یا پروژهای در مشاغلی مانند بنایی فعالیت میکنند و یا فعلگی میکنند و در میادین میایستند تا برای کار کردن فرا خوانده شوند. حتی کارهای ساختمانی در شهرستانها و روستاها به دلیل افزایش شدید هزینههای ساختوساز و کاهش توان اقتصادی مردم دشوارتر شده است.
کاربخش در ادامه به وضعیت پوشش بیمهای استان اشاره میکند و میگوید: استان کرمان بیش از سهونیم میلیون نفر جمعیت دارد و حدود ۴۵۰ هزار نفر بیمهشده اصلی تأمین اجتماعی هستند. جمعیت فعال استان حدود دو میلیون نفر هستند، اگر نیروهای بخشهای دولتی، نظامی و لشکری و کشوری نیز در نظر گرفته شوند، همچنان تعداد قابل توجهی از افراد شاغل تحت پوشش خدمات بیمهای مناسب قرار ندارند.
به گفته او، حتی در مواردی که افراد تحت پوشش بیمه سلامت قرار دارند، مسئله دسترسی به خدمات درمانی همچنان پابرجاست؛ زیرا برخورداری از بیمه بهتنهایی به معنای دسترسی واقعی به امکانات درمانی نیست و در بسیاری از روستاها و مناطق دورافتاده، امکانات درمانی کافی وجود ندارد و مردم برای دریافت خدمات مناسب ناچارند به مراکز استان یا شهرهای بزرگتر مراجعه کنند.
![]()
اشتغال از کودکی تا سالمندی؛ «دایره اشتغال همه را در برگرفته است»
کاربخش معتقد است مسئله اشتغال در جامعه امروز دیگر تنها به دوران جوانی و میانسالی محدود نمیشود و عملاً تمام مراحل زندگی افراد را دربرگرفته است. او زندگی افراد را به سه دوره آموزش، اشتغال و بازنشستگی یا ازکارافتادگی تقسیم میکند و میگوید مشکلات اقتصادی حتی از دوران کودکی بر مسیر زندگی افراد اثر میگذارد.
به گفته او، برخی کودکان به دلیل شرایط اقتصادی خانواده، در میانه مسیر تحصیل از ادامه آموزش بازمیمانند و وارد بازار کار میشوند. از سوی دیگر، فرد پس از فارغالتحصیلی، اگر شغلی پیدا کند، باید تا حدود ۶۰ سالگی به کار ادامه دهد و اگر اشتغال مناسبی وجود نداشته باشد یا درآمد شغل پاسخگوی هزینههای زندگی نباشد، مشکلات معیشتی ادامه پیدا میکند.
دبیر اجرایی خانه کارگر کرمان میافزاید حتی بازنشستگان در مواردی مجبور به ادامه کار هستند. او میگوید: ممکن است یک معلم یا کارمند سابق با وجود سالها اشتغال رسمی و دریافت حقوق بازنشستگی، درآمدی در حدود ۱۵ یا ۲۰ میلیون تومان داشته باشد، اما همین درآمد برای تأمین زندگی کافی نباشد و فرد ناچار شود در دوران سالمندی به کشاورزی، دامپروری یا دیگر مشاغل روی بیاورد. به اعتقاد او، به این ترتیب چرخه اشتغال از کودکی تا سالمندی ادامه پیدا کرده و حتی بازنشستگی برای بخشی از جامعه به معنای پایان کار نیست.
امیدی که با تعطیلی و تهدید اشتغالها کمرنگ شد
کاربخش در بخش دیگری از سخنانش به وضعیت اشتغال صنعتی در کرمان اشاره میکند و میگوید طی حدود چهار سال گذشته، ایجاد برخی فرصتهای شغلی جدید در استان امیدهایی را برای کارگران ایجاد کرده بود. به گفته او، در این مدت برخی کارخانهها و واحدهای صنعتی که پیشتر با مشکلاتی مواجه بودند، فعال شدند و ایجاد اشتغال در آنها میتوانست چشمانداز بهتری برای بخشی از نیروی کار استان ایجاد کند.
او اما معتقد است جنگ ۱۲ روزه، تحریمهای اقتصادی، بمبارانها و پیامدهای ناشی از آنها بار دیگر بخشهایی از این اشتغال را تهدید کرده است. کاربخش میگوید برخی کارخانهها در نتیجه مشکلات اقتصادی، تغییر یا دشواری تأمین مواد اولیه و دیگر پیامدهای ناشی از شرایط جدید، با تهدید کاهش نیرو مواجه شدهاند.
به گفته او، در مجموعههایی که پیش از این وضعیت اشتغال مناسبی داشتند، اکنون مواردی از کاهش یا تهدید به کاهش نیرو مشاهده میشود و برخی واحدها ممکن است ۲۰، ۳۰ یا حتی ۵۰ درصد نیروهای خود را تعدیل کنند. او درباره یکی از مجموعههای بزرگ استان نیز میگوید مجموعههایی که در مقطعی وضعیت بسیار خوبی داشتند، اکنون با تهدیدهای متعدد و کوچک و بزرگ در زمینه اشتغال مواجه هستند.
کاربخش با بیان اینکه اگر فرض کنیم هزاران نفر بیمهشده اصلی در استان از اشتغال مناسب برخوردار بودهاند، کاهش نیرو در این واحدها میتواند تعداد زیادی از افراد را راهی بیمه بیکاری کند، میگوید این وضعیت فشار بیشتری بر سازمان تأمین اجتماعی وارد خواهد کرد. او در توصیف این شرایط میگوید در نهایت ممکن است «فقر از جیب یک فقیر دیگر تغذیه شود»؛ یعنی منابع محدود حمایتی میان گروههایی که خودشان نیز با مشکلات اقتصادی مواجهاند، جابهجا شود.
ترک تحصیل در روستاها؛ «بسیاری حتی به دیپلم نمیرسند»
دبیر اجرایی خانه کارگر کرمان در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت ترک تحصیل کودکان و نوجوانان در مناطق روستایی میگوید آمار رسمی دقیقی که بتواند تمام ابعاد این مسئله را نشان دهد در اختیار ندارد، اما بر اساس مشاهدات میدانی و گفتوگوهایی که در مناطق مختلف داشته، بسیاری از خانوادهها دیگر توان رساندن فرزندان خود تا مقطع دیپلم را ندارند.
او میگوید در مناطقی که شخصاً حضور داشته، با خانوادههایی مواجه شده که به دلیل هزینههای تحصیل، رفتوآمد و دیگر مخارج مرتبط با آموزش، فرزندانشان مجبور به ترک تحصیل شدهاند تا وارد بازار کار شوند و درآمدی هرچند اندک برای خانواده به دست آورند. کاربخش تجربهای را نقل میکند که در یکی از روستاها برای یافتن چند نیروی دیپلم یا لیسانس برای یک شرکت مراجعه کرده بود، اما در میان تعدادی از جوانان حاضر در روستا، هیچکدام مدرک دیپلم نداشتند.
به گفته او، وقتی علت را از آنها پرسیده، پاسخ دادهاند که به دلیل هزینههای تحصیل و ناتوانی مالی خانواده، تحصیل را رها کردهاند. برخی از این جوانان معتقد بودند بهتر است به جای ادامه تحصیل، وارد مشاغلی مانند جوشکاری و یا نگهبانی باغ شوند و درآمدی هرچند محدود داشته باشند.
کاربخش با اشاره به برآوردهای شخصی و مشاهدات خود میگوید در یک روستای فرضی با حدود ۲۰۰ کودک، ممکن است حدود ۴۰ نفر از ادامه مسیر تحصیل بازبمانند. او برای نمونه از چند روستای اطراف کرمان از جمله «زرند»، «فیروزآباد»، «عزیزآباد»، «ابراهیمآباد» و «احمدآباد» نام میبرد و میگوید این مناطق در فاصله حدود شش کیلومتری شهر قرار دارند و محل تولد خودش نیز در همین محدوده بوده است.
او میگوید: میتوان با مراجعه میدانی، وضعیت بیکاری و ترک تحصیل جوانان را از نزدیک بررسی کرد. زمانی که خانوادهای برای تأمین نیازهای اولیه زندگی با مشکل مواجه است، هزینه تحصیل به عامل تعیینکننده تبدیل میشود و ممکن است کودک یا نوجوان به جای ادامه تحصیل، برای کمک به اقتصاد خانواده وارد بازار کار شود.
کاربخش در پایان تأکید میکند مجموعه این مسائل را باید در کنار یکدیگر دید. به اعتقاد او، وضعیت اقتصادی کارگران و اقشار کمبرخوردار را نمیتوان تنها با بررسی میزان دستمزد سنجید، زیرا پیامدهای این شرایط از دوران کودکی آغاز میشود و تا اشتغال، بازنشستگی و حتی دوران سالمندی ادامه پیدا میکند.
-
فیلم تنها تجربه خوانندگی استاد شهریار با حضور شجریان؛ «اگر صدا داشتم دکانت را تخته میکردم»
ارسال نظر