رکنا گزارش می دهد
نسل میلیادرهای فقیر/ میلیاردها در حساب دارایی، فقر در سفره؛ چهره تازه بحران اقتصادی / تورم فعلی موتور تولید فقر است
اجتماعی رکنا، در اقتصادی که قیمتها با سرعتی بیسابقه میلیاردی شدهاند، مفهوم ثروت نیز تغییر کرده است. امروز ممکن است فردی صاحب خانه یا خودرویی چند میلیاردی باشد، اما برای تأمین هزینههای روزمره زندگی، درمان، آموزش و معیشت با فشار جدی مواجه شود. «میلیاردرهای فقیر» عنوان پدیدهای است که در سایه تورم مزمن شکل گرفته؛ افرادی که ارزش اسمی داراییهایشان افزایش یافته، اما قدرت خرید، رفاه و امکان پیشرفت اقتصادیشان کاهش پیدا کرده است.هر انسانی که ابتدایی ترین اصول علم اقتصاد را بداند، متوجه می شود که تورم ۸۷.۹ درصدی؛ موتور تولید فقر و حذف طبقه متوسط است.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، در ذهن بسیاری از ایرانیان، تا همین یک دهه پیش «میلیاردر» مترادف ثروتمند بودن بود. داشتن یک میلیارد تومان به معنای امکان خرید خانه، خودرو، سرمایهگذاری و برخورداری از سطحی از امنیت اقتصادی تلقی میشد. اما در اقتصاد ایرانِ سال ۱۴۰۵، میلیاردی شدن بیش از آنکه نشانه ثروت باشد، به نشانه سقوط ارزش پول ملی و تورم مزمن تبدیل شده است.
امروز بسیاری از خانوارها در ظاهر صاحب داراییهای میلیاردی هستند؛ خانهای که ارزش آن به چند میلیارد تومان رسیده یا خودرویی که قیمتش از مرز یک میلیارد تومان عبور کرده است. اما همین خانوارها در پرداخت اجاره، هزینه درمان، آموزش فرزندان، خرید مواد غذایی و حتی تأمین هزینههای ضروری زندگی با دشواری روبهرو هستند.
این تناقض، یکی از مهمترین ویژگیهای اقتصاد ایران در سالهای اخیر است؛ شکلگیری نسلی از «انسانهای میلیاردیِ فقیر» که ارزش داراییهایشان افزایش یافته اما قدرت خرید و رفاه واقعی آنان کاهش پیدا کرده است.

خودرو اقتصادی؛ کالایی که از سبد طبقه کارگر حذف شد
خودرو در اقتصادهای در حال توسعه تنها یک وسیله حملونقل نیست. خودرو شاخصی برای سنجش توان اقتصادی خانوارها و میزان دسترسی آنها به کالاهای بادوام محسوب میشود.
در ایران، خودروهایی مانند ساینا و کوئیک به عنوان ارزانترین خودروهای صفر کیلومتر تولید داخل شناخته میشوند. این خودروها اساساً برای اقشار کمدرآمد و طبقه متوسط طراحی شدهاند؛ اما اکنون قیمت آنها به بیش از یک میلیارد تومان رسیده است. این تغییر صرفاً افزایش قیمت یک کالا نیست؛ بلکه نشانه جابهجایی مرزهای طبقاتی در جامعه است.
در گذشته یک کارگر یا کارمند میتوانست با چند سال پسانداز و دریافت وام، به خرید یک خودروی اقتصادی امیدوار باشد. اما امروز همان خودرو به کالایی تبدیل شده که فاصله آن با درآمد نیروی کار به شکل بیسابقهای افزایش یافته است.
آسیبشناسی های اجتماعی ماجرا
وقتی کالای اقتصادی از دسترس گروههای کمدرآمد خارج میشود، جامعه وارد مرحلهای از «محرومیت نسبی» میشود.محرومیت نسبی زمانی رخ میدهد که افراد نه به دلیل نداشتن مطلق، بلکه به دلیل ناتوانی در دستیابی به کالاهایی که زمانی در دسترس بودهاند، احساس عقبماندگی و نابرابری کنند.
در چنین شرایطی، خودرو دیگر فقط یک وسیله نیست؛ بلکه به نمادی از شکاف طبقاتی تبدیل میشود.
دستمزد؛ مسابقهای که همیشه بازنده است
حداقل حقوق کارگران در سال ۱۴۰۵ برای یک کارگر مجرد بدون سابقه حدود ۲۱.۸ میلیون تومان و برای یک کارگر متأهل بدون فرزند حدود ۲۲.۳ میلیون تومان تعیین شده است.
این ارقام در ظاهر نسبت به سالهای گذشته افزایش یافتهاند؛ اما مسئله اصلی، سرعت رشد هزینههاست.
اگر قیمت یک خودروی اقتصادی را یک میلیارد تومان در نظر بگیریم، یک کارگر باید حدود ۴۶ ماه کل درآمد خود را بدون خرج کردن حتی یک ریال پسانداز کند تا بتواند آن را خریداری کند. اما زندگی واقعی چنین نیست.
کارگر باید هزینه مسکن، خوراک، پوشاک، درمان، آموزش، حملونقل و دهها هزینه دیگر را بپردازد. بنابراین امکان پسانداز مؤثر برای بخش بزرگی از نیروی کار تقریباً از بین رفته است.
یکی از مهمترین شاخصهای سلامت اقتصادی، نسبت دستمزد به قیمت داراییهاست. در اقتصاد ایران این نسبت طی سالهای اخیر به شدت تضعیف شده است.در نتیجه، درآمد حاصل از کار ارزش خود را از دست داده و درآمد ناشی از مالکیت دارایی اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
این وضعیت به تدریج جامعه را به دو بخش تقسیم میکند، کسانی که دارایی دارند. کسانی که فقط نیروی کار دارند. در چنین ساختاری، شکاف طبقاتی به صورت مستمر بازتولید میشود.
تورم ۸۷.۹ درصدی؛ موتور تولید فقر
بر اساس آمار رسمی، تورم نقطه به نقطه در تیرماه ۱۴۰۵ به ۸۷.۹ درصد رسیده است.این عدد به زبان ساده یعنی خانوارها برای خرید همان کالاها و خدمات سال گذشته، تقریباً دو برابر هزینه پرداخت میکنند.تورم در اقتصاد صرفاً افزایش قیمت نیست.تورم نوعی مالیات پنهان است که بیشترین فشار را بر اقشار حقوقبگیر وارد میکند.
افرادی که درآمد ثابت دارند، هر ماه بخشی از قدرت خرید خود را از دست میدهند؛ در حالی که صاحبان دارایی معمولاً میتوانند خود را با تورم تطبیق دهند.
تورمهای بسیار بالا آثار اجتماعی عمیقی برجای میگذارند که شامل ،کاهش امید به آینده، افزایش اضطراب اقتصادی، گسترش ناامنی روانی، کاهش میل به ازدواج، کاهش فرزندآوری، افزایش مهاجرت نیروی انسانی، رشد احساس بیعدالتی می شود.جامعهای که هر روز شاهد افزایش قیمتهاست، به تدریج توان برنامهریزی بلندمدت خود را از دست میدهد.
دهکهای پایین؛ قربانیان اصلی تورم
آمارها نشان میدهد تورم سالانه برای دهک دوم درآمدی به ۷۳.۵ درصد رسیده، در حالی که برای دهک دهم ۶۳.۹ درصد بوده است.این اختلاف تصادفی نیست.
خانوارهای کمدرآمد بخش بزرگی از درآمد خود را صرف خوراک، مسکن و نیازهای اولیه میکنند؛ همان بخشهایی که معمولاً بیشترین تورم را تجربه میکنند.
در مقابل، خانوارهای پردرآمد سهم بیشتری از درآمد خود را صرف سرمایهگذاری و داراییها میکنند.
وقتی تورم برای فقرا بیشتر از ثروتمندان باشد، فقر تنها افزایش نمییابد؛ بلکه بازتولید میشود.در این وضعیت، امکان خروج از فقر کاهش مییابد و تحرک اجتماعی محدود میشود.به عبارت دیگر، فرزندان خانوادههای کمدرآمد نیز با احتمال بیشتری در همان طبقه باقی میمانند.
فروپاشی رویای طبقه متوسط
طبقه متوسط ستون اصلی ثبات اجتماعی در هر کشوری است. این طبقه معمولاً از طریق آموزش، اشتغال و پسانداز میتواند کیفیت زندگی خود را بهبود دهد.اما تورم مزمن، جهش قیمت داراییها و کاهش قدرت خرید باعث شده بسیاری از خانوادههای طبقه متوسط در سالهای اخیر به سمت طبقات پایینتر حرکت کنند. خانهدار شدن دشوارتر شده است. خرید خودرو دشوارتر شده است. پسانداز دشوارتر شده است. حتی حفظ سطح زندگی گذشته نیز دشوارتر شده است.
کوچک شدن طبقه متوسط پیامدهای گستردهای دارد که شامل، کاهش سرمایه اجتماعی، افزایش نارضایتی عمومی، کاهش مشارکت اقتصادی، گسترش بیاعتمادی، کاهش امید اجتماعی است .این وضعیت در بلندمدت میتواند بر ثبات و انسجام اجتماعی اثر بگذارد.
ظهور انسانهای میلیاردیِ فقیر
امروز ممکن است ارزش یک آپارتمان معمولی در تهران یا بسیاری از شهرهای کشور به چندین میلیارد تومان برسد.ممکن است یک خودروی معمولی بیش از یک میلیارد تومان ارزش داشته باشد.اما این اعداد الزاماً به معنای ثروتمند شدن مردم نیست.بخش مهمی از این افزایش ارزش، حاصل تورم و کاهش ارزش پول ملی است.
در نتیجه فردی که روی کاغذ چند میلیارد تومان دارایی دارد، ممکن است در تأمین هزینههای روزمره زندگی با مشکل مواجه باشد.این همان پارادوکسی است که اقتصاددانان از آن با عنوان «فقر در میان داراییهای گرانقیمت» یاد میکنند.
جامعهای میان اعداد بزرگ و سفرههای کوچک
اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۵ با یک تناقض بزرگ روبهرو است؛ قیمتها میلیاردی شدهاند اما درآمدها همچنان میلیونیاند.ارزانترین خودروی داخلی از مرز یک میلیارد تومان عبور کرده، تورم نقطهای به حدود ۸۸ درصد رسیده و فاصله میان درآمد و هزینه زندگی هر روز بیشتر میشود.در چنین شرایطی، مسئله اصلی دیگر فقط گرانی نیست؛ بلکه کاهش دسترسی است.
جامعهای که در آن نیروی کار با سالها کار کردن قادر به خرید یک خودروی اقتصادی نیست، با بحرانی عمیقتر از افزایش قیمتها روبهروست؛ بحران کاهش تحرک اجتماعی، فرسایش امید و شکلگیری نسلی از انسانهای میلیاردیِ فقیر که داراییهایشان هر روز گرانتر میشود، اما زندگیشان نه.
-
فیلم/ لحظه ای که اشک عموپورنگ را درآورد؛ دعای کودک بیمار برای مادرش