رکنا گزارش می دهد،
داستان تنها معلم یک روستا؛ از ایجاد کلاس هوشمند برای ۳۸ دانش آموز ابتدایی تا قرض گرفتن میکروسکوپ برای مدرسه / بنیاد مسکن پای کار نیامد!
رکنا: میلاد لطیفی، تنها معلم روستای آشنا در استان فارس، با وجود کمبود شدید امکانات، مدرسهای مهارتمحور و آیندهنگر ساخته و برای تحقق آرزوهای ساده دانشآموزانش، از جان و زندگیاش مایه گذاشته است.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، میلاد لطیفی معلمی است که به تازگی وارد ۲۹ سالگی شده و میگوید بهترین لحظات زندگیاش را در کنار دانشآموزانش میگذراند. او متولد همین روستا است و حالا تنها معلم روستای «آشنا» از توابع شهرستان خنج در استان فارس شده است.
لطیفی در این مدرسه، هم مدیر است، هم معاون، هم آموزگار و حتی گاهی خدمتکار. بخش بزرگی از زندگیاش را وقف مدرسه کرده و این وضعیت را یک پارادوکس میداند؛ از یک سو خوشحال است که ارتباطی عمیق و نزدیک با دانشآموزان دارد؛ اما از سوی دیگر، مسئولیت سنگینی که بر دوشش است، اضطراب زیادی برایش ایجاد کرده.
در مدرسه یک «درخت آرزو» دارد؛ جایی که بچهها خواستههای کوچک و بزرگشان را به شاخههایش آویزان میکنند؛ از آرزوی دیدن ماه با تلسکوپ گرفته تا داشتن یک میکروسکوپ ساده.
![]()
این معلم جوان که به تازگی در رویداد «جایزه معلم» به دلیل اقداماتش در مدرسه روستایی آشنا شایسته تقدیر شده، در گفتوگو با رکنا میگوید: شش سال است که تدریس میکنم و الان ۳۸ دانشآموز در یک دبستان چندپایه به نام «رهنمود» دارم.
![]()
او ادامه میدهد: یکی از کارهایی که انجام دادم، بهبود وضعیت مدرسه بود. این مدرسه چهار سال پیش حتی آب آشامیدنی درست نداشت؛ اما امروز به یک مدرسه هوشمند، مهارتمحور و آیندهنگر تبدیل شده است. در کنار آموزشهای روتین کتابهای درسی، مهارتهای متعددی هم به بچهها آموزش میدهیم. حیاط مدرسه سیمانی است و برای بالا بردن ایمنی زنگ ورزش، مجبور شدیم خلاقیت به خرج دهیم. یک اتاق بازی راهاندازی کردیم تا روزهای بارانی بچهها محروم نمانند. یک سایهبان ساختیم تا بتوانند بازیهای رومیزی مثل پینگپنگ انجام دهند. حتی با حداقل امکانات، یک پارک کوچک در فضای محدود مدرسه ایجاد کردیم.
لطیفی با اشاره به مطالبهگریهایش میگوید: روبهروی مدرسه هنوز آسفالت نشده. با وجود همه سختیها، در یک روستای محروم ۸۲ میلیون تومان جمع کردیم و جلوی مدرسه را زیرسازی کردیم؛ اما بنیاد مسکن با وجود نامه فرماندار و پیگیریهای مکرر، هنوز همکاری نکرده و این فضا میتواند برای دانشآموزان خطرآفرین باشد.
او اضافه میکند: امسال با معاونت بهسازی و تربیتبدنی آموزش و پرورش فارس مذاکره کردم که هزینهها را پنجاه-پنجاه تقبل کنیم تا کف حیاط چمن یا کفپوش ورزشی شود؛ اما گفتند جمعیت دانشآموزی کم است و نمیتوانند کمک کنند. در حالی که هدف من این بود مدرسه فقط برای دانشآموزان نباشد و به یک فضای ورزشی-فرهنگی برای کل روستا تبدیل شود تا شعار «مدرسه، کانون محله» محقق شود؛ ولی هیچ کمکی نشد.
این معلم میگوید: فضای مدرسه محدود است و فقط دو کلاس داریم. مثلا دوست دارم اتاق فناوری یا آزمایشگاه مستقل داشته باشم؛ اما مجبورم یک اتاق را همزمان به بازی، مهارت، فناوری و حتی انباری اختصاص بدهم. دانشآموزان امروز، نسل اسکرین هستند و با فناوری زندگی میکنند. امکانات آموزشی هم باید متناسب با زمانه تغییر کند تا جذابیت کلاسها حفظ شود.
![]()
لطیفی درباره دانشآموزان مقاطع بالاتر میگوید: دانشآموز دبیرستانی داریم؛ اما هر روز باید ۲۳ کیلومتر تا شهرستان رفتوآمد کنند. سرویس مشخصی ندارند و مجبورند با ماشینهای شخصی رفتوآمد کنند که هزینهاش برای خانوادهها سنگین است؛ اما چارهای ندارند.
او درباره وضعیت معیشتی خانوادهها توضیح میدهد: بیشتر مردم کشاورز و دامدار هستند و چند سال خشکسالی پیدرپی باعث شده درآمدشان کاهش پیدا کند. حدود ۳۰ درصد خانوادهها وضعیت مالی مناسبی ندارند و این شرایط روی زندگی و تحصیل بچهها تاثیر گذاشته است.
این معلم جوان میگوید: دوست دارم مدرسهام در عین سنتی بودن، پیشرفته باشد. دانشآموزان با میراث فرهنگی و سبک زندگی اجدادیشان وارد کلاس شوند؛ اما از جدیدترین فناوریها هم استفاده کنند.
![]()
لطیفی از روشهای نوین تدریسش هم میگوید: با اپلیکیشنهای آموزشی، مفاهیم سرمایهگذاری و سواد مالی را به بچهها یاد میدهم. حتی در حد توان، آموزش هوش مصنوعی هم داریم. با هماهنگی خانوادهها، در زمانهای مشخصی اجازه استفاده از گوشی والدین را میدهیم تا بچهها بتوانند تمرینهایشان را انجام دهند.
وقتی صحبت از آرزوهای دانشآموزان میشود، صدایش میلرزد. میگوید: ما درخت آرزوها داریم. بچهها آرزوهایشان را به آن آویزان میکنند. بعضی وقتها که باغچه را آب میدهیم و به گلها رسیدگی میکنیم، این آرزوها را میخوانم. آرزوهایی ساده؛ یک سفر علمی، دیدن پارک فناوری، کار با میکروسکوپ یا تماشای آسمان شب با تلسکوپ. همین آرزوهای کوچک، آدم را بغضآلود میکند.
او در پایان میگوید: امکاناتی مثل ویدئوپروژکتور، لپتاپ و سیستم هوشمند را با هزینه شخصی تهیه کردهام؛ اما هنوز میکروسکوپ نداریم و مجبورم از دوستانم قرض بگیرم تا دانشآموزانم بتوانند تجربهای ساده از علم داشته باشند.
![]()
ارسال نظر