فیلم/ ژیلا صادقی خطاب به ترانه علیدوستی: کجا بودی تو 12 روز جنگ؟زمانی که میرفتم موی سفید گرو بذارم برای دخترهای ناآگاه، پشیمان بودند و ناراحت ولی ترانه خیلی خوشحال و سرخوش از زندان خارج شد!
تبلیغات

انتقادات ژیلا صادقی به ترانه علیدوستی

بحث های مطرح شده در قالب مستند ترانه علیدوستی، توجهات زیادی را به خود جلب کرده است. اما در میان مهم ترین ایرادات وارده، تناقض های موجود در روایت شخصی سوژه به چشم می خورد. یکی از این مثال ها، ویدئویی است که پیش از انتشار پست مشهور «زن، زندگی، آزادی» ضبط شده و در مستند به نمایش درآمده است. آنچه قابل توجه است، کیفیت بالا و میزانسن دقیق این تصاویر است که نشان از تولید حرفه ای دارد. این پرسش مطرح می شود: آیا سوژه از پیش می دانسته این تصاویر برای یک روایت «تاریخی» استفاده خواهد شد؟

نقطه ای که مستند سکوت می کند

در بخشی از مستند، علیدوستی اظهار می دارد که هنگام بازداشت، اطلاعات تلفن همراه خود را حذف کرده است؛ پرسشی که به ذهن مخاطب خطور می کند این است که این ویدئو چگونه به مستند وارد شده است؟ آیا نسخه ای پشتیبان در محلی نگهداری شده بود؟ چگونه صحت این محتوا تأیید شده و چرا پاسخ به این سوالات از مستند حذف شده است؟ این سکوت مستند نه هنر است و نه ترفندی فنی؛ بلکه به نظر فرار از پاسخ گویی است.

رویکرد مستندساز؛ پنهان کردن تناقض ها

پگاه آهنگرانی به جای پرداختن به تناقض های علیدوستی، از نماهای احساسی و موسیقی برای پوشاندن ضعف های روایت استفاده می کند. او هیچ تلاشی برای فاصله گذاری انتقادی ندارد و به جای پرسش گری، همدلی و تأیید را به نمایش می گذارد. این شیوه نه برای مخاطب جدی قابل قبول است و نه استانداردهای لازم مستندسازی را برآورده می کند.

آیا فمینیسم علیدوستی تحلیلی است؟

یکی از پرسش های مهم این است که چرا علیدوستی نسبت به موضوعاتی چون کشتار زنان و کودکان در 12 روز جنگ با اسرائیل و جنایت های علیه مردم فلسطین سکوت کرده است؟ آیا این فمینیسم تنها در چارچوب های تصویری مطلوب رسانه های غربی معنا پیدا می کند؟ از سوی دیگر، مسئله ارتباط علیدوستی با تولیداتی که بخش عمده بودجه شان از بیت المال و از جیب فرهنگیان تأمین شده، نیز مورد توجه است.

قهرمان سازی رسانه ای؛ از کلیشه تا واقعیت

رویکردی که در مستند مشاهده می شود، به نوعی قهرمان سازی با کم ترین هزینه است. این الگو تلاش می کند کنش های سطحی مانند نوشتن یک جمله و انتشار یک تصویر را به عنوان کنشی «آوانگارد» بزرگ جلوه دهد. رسانه های حامی این پروژه با برجسته سازی چنین کنش هایی، بحران های اجتماعی را به مونولوگ های شخصی تقلیل داده اند.

نقش بی بی سی در روایت ترانه

نمایش مستند از سوی شبکه هایی همچون بی بی سی به عنوان پایگاهی برای چهره سازی از سلبریتی های معترض، نشان از برنامه ریزی ای برای اثرگذاری بر افکار عمومی دارد. مستند ترانه علیدوستی نیز در تلاش است تصویری ساده از قهرمان خلق کند؛ اما این روایت دارای لایه هایی ناصادقانه و غیرواقعی است.

نقد به سینمای ایران از سوی علیدوستی

علیدوستی در یکی از بخش های مستند به سینمای ایران حمله کرده و از تعطیلی سینما به نفع دیدگاه خود سخن می گوید. او مدعی است که در سه سال اخیر هیچ فیلمی به سینمای ایران ارزش افزوده ای نداده است؛ اما این ادعا، توجهی به آثاری چون «برادران لیلا»، «زیبا صدایم کن» و بسیاری دیگر ندارد که از سوی کارگردانانی ساخته شده اند که خود علیدوستی نیز با آن ها همکاری داشته است.

پایان بندی مستند؛ نمایشی سطحی

مستند نه در تلاش برای روایت واقعیت، بلکه در مسیر تبدیل قهرمان به چهره ای قدسی حرکت می کند. این اثر، به جای بررسی پیچیدگی های زندگی علیدوستی، به بهره برداری از نماهای اغراق آمیز و نزدیک چهره او بسنده کرده است. در نهایت، مستند پگاه آهنگرانی به سطح نمایشی ناکارآمدی تقلیل یافته است که شاید بتواند برای گروهی خاص جذاب باشد، اما حقیقت را بازگو نمی کند.

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات