فیلم / مادر شایان کوچولو : ای کاش آن روز این ساعت از خانه بیرون نمی رفتیم / ​وقتی پرونده جنایی و کودک ربایی تمام می شود، زخم قربانی تازه شروع می شود؟ + گفتگوی ویژه

به گزارش رکنا، در این گفتگو، فقط درباره لحظه عملیات و دستگیری آدم ربایان صحبت نکردیم. دکتر مریم سامانی از ترس، از بین رفتن احساس امنیت و فشاری گفت که یک کودک در چنین شرایطی تجربه می کند. سرهنگ گروسی هم از لحظاتی گفت که بعد از آزادی شایان، تازه متوجه شد این کودک تا چه اندازه از نظر جسمی و روانی تحت فشار بوده است.

اما یک سوال مهم همچنان باقی می ماند:

وقتی پلیس کودک ربوده شده را پیدا می کند و او را به خانواده اش برمی گرداند، آیا پرونده واقعا تمام شده است؟

برای پلیس، ممکن است مرحله اصلی عملیات با پیدا شدن قربانی و دستگیری متهمان به پایان برسد؛ اما برای قربانی و خانواده او، ماجرا می تواند تازه وارد مرحله دیگری شود.

کودکی که یکباره از خانواده جدا شده، در محیطی ناشناخته زندگی کرده، ترس از مرگ را تجربه کرده و ۱۳ روز در انتظار نجات بوده، ممکن است بعد از بازگشت هم با ترس ها و خاطرات آن روزها زندگی کند.

همین جاست که نقش روانشناس در پرونده های جنایی مطرح می شود؛ از آدم ربایی و گروگانگیری گرفته تا قتل، کودک آزاری و دیگر پرونده هایی که قربانی یا خانواده او با یک شوک شدید مواجه شده اند.

مسعود ابراهیمی در ابتدای این بخش از دکتر مریم سامانی، روانشناس بالینی و استاد دانشگاه، پرسید:

«حضور یک روانشناس در کنار خانواده قربانیان چنین پرونده هایی چقدر می تواند موثر باشد؟»

دکتر سامانی در پاسخ توضیح داد که حضور روانشناس می تواند در کاهش فشار روانی خانواده بسیار موثر باشد؛ به ویژه از این جهت که فرد بتواند بارها درباره نگرانی ها، ترس ها و جزئیات اتفاقی که برایش افتاده صحبت کند و فرصت برون ریزی داشته باشد.

او تاکید کرد که یکی از نتایج مهم این همراهی می تواند کاهش خودسرزنشگری و احساس گناه باشد.

اینکه مادر بعد از یک آدم ربایی مدام با خودش تکرار کند:

«ای کاش آن روز این ساعت از خانه بیرون نمی رفتیم.»

یا:

«ای کاش بیشتر مراقبش بودم.»

می تواند فشار روانی خانواده را بیشتر کند.

از نگاه دکتر سامانی، روانشناس می تواند کمک کند فرد اتفاق رخ داده را بهتر پردازش کند و همه مسئولیت حادثه را متوجه خودش نداند.

اما سوال بعدی این بود:

آیا چنین روانشناسی در ساختار پرونده های پلیسی ایران حضور دارد؟

مسعود ابراهیمی این سوال را از سرهنگ محمد گروسی پرسید و درباره حضور روانشناسان در کنار پرونده های جنایی سوال کرد.

سرهنگ گروسی در پاسخ، به تغییرات نیروی انتظامی از سال ۱۳۷۸ اشاره کرد و گفت در آن دوره، نیروی انتظامی به این نتیجه رسید که در ساختار پلیس نیاز به حضور زنان و نیروهای تخصصی بیشتری وجود دارد.

به گفته سرهنگ گروسی، پس از این تغییرات، تعداد قابل توجهی از زنان در نیروی انتظامی استخدام شدند و بخشی از آنها نیز در حوزه روانشناسی و مشاوره فعالیت کردند.

او معتقد است که امروز در بسیاری از کلانتری ها، نیروهایی با تحصیلات روانشناسی یا مشاوره حضور دارند و در حوزه های مربوط به خود فعالیت می کنند.

اما سرهنگ گروسی در ادامه، یک انتقاد را نیز مطرح کرد؛ اینکه ارتباط میان پلیس و جامعه روانشناسی برای استفاده تخصصی از این ظرفیت، آن طور که باید شکل نگرفته است.

مسعود ابراهیمی در ادامه پرسید:

«آیا پلیس از جامعه روانشناسان درخواست کرده که در چنین پرونده هایی کمک کنند؟»

و سوال مهم تر را اینگونه مطرح کرد:

«وقتی در یک پرونده آدم ربایی، قتل یا یک حادثه جنایی به روانشناس نیاز است، چه نهادی باید تشخیص بدهد که یک روانشناس بالینی یا متخصص حوزه جنایی باید در کنار خانواده قرار بگیرد؟»

سرهنگ گروسی در این بخش با بخشی از نگاه مسعود ابراهیمی مخالفت کرد و تجربه یکی از پرونده های مهم گذشته را مثال زد؛ پرونده دختری ۱۲ ساله که از ایران ربوده و به افغانستان منتقل شده بود و پس از حدود سه ماه به کشور بازگردانده شد.

او گفت در جریان رسیدگی به آن پرونده، بعد از بازگشت کودک، مشخص شد که آسیب ها و مشکلاتی وجود دارد که فقط با پایان عملیات و بازگشت کودک به خانواده برطرف نمی شود.

سرهنگ گروسی سپس به مسئله ای اشاره کرد که به گفته او بارها بعد از کشف پرونده های آدم ربایی با آن مواجه شده است:

کودک پیدا می شود.

به خانواده تحویل داده می شود.

پرونده از نگاه عملیات پلیسی وارد مرحله دیگری می شود.

اما مدتی بعد خانواده دوباره مراجعه می کند و می گوید:

«بچه من آسیب دیده؛ شب ها جیغ می زند. با ترس از خواب می پرد. نمی دانیم باید او را پیش چه کسی ببریم.»

اینجاست که به گفته سرهنگ گروسی، یک سوال جدی مطرح می شود:

چه متخصصی باید مسئول درمان روانی قربانی یک جرم سنگین باشد؟

او در ادامه بحث، به نبود رشته ای با عنوان مشخص «روانشناسی جنایی» در ساختار دانشگاهی کشور اشاره کرد و معتقد بود این موضوع نیازمند توجه جدی است.

این بخش از گفتگو، بحث را از یک پرونده خاص فراتر می برد؛ از شایان و ۱۳ روز اسارت او، به یک سوال عمومی درباره تمام قربانیان جرایم سنگین:

آیا در کنار پلیسی که مسئول پیدا کردن قربانی است، متخصصی هم باید مسئول کمک به بازگشت روانی او به زندگی باشد؟

آدم ربایی، قتل، کودک آزاری و دیگر جرایم سنگین فقط یک صحنه جرم و یک پرونده قضایی نیستند؛ گاهی بعد از پایان عملیات، آسیب روانی قربانی و خانواده تازه خودش را نشان می دهد.

در قسمت بعدی این گفتگوی متفاوت، بحث درباره همین نقطه ادامه پیدا می کند؛ جایی که تجربه یک کارآگاه با نگاه یک روانشناس بالینی روبه رو می شود و این سوال مطرح می شود که بعد از کشف جرم، چه کسی باید مراقب زخمی باشد که در ذهن قربانی باقی مانده است؟

قسمت بعدی این گفتگوی متفاوت را فردا شب ساعت ۲۱:۳۰ در رکنا دنبال کنید

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1254723