رکنا گزارش می دهد
آقای وزیر؛ خیالمان دقیقا چگونه و از چه چیزی راحت باشد؟ / وقتی وعدههای دولت با واقعیت سفرهها نمیخواند + فیلم
سیاسی رکنا: قیمتها از گوشت و مرغ گرفته تا دارو و مسکن، هر روز یک قدم جلوتر از جیب مردم میدوند. در میان این همه گرانی، وقتی مسئول ارشد اقتصاد میگوید همه چیز تحت کنترل است، مردم نمیدانند باید به این وعده اعتماد کنند یا به قیمتهای جدیدی که هر صبح در بازار میبینند. آیا واقعاً چیزی تحت کنترل است یا فقط صحبتها کنترل شدهاند؟
به گزارش خبرنگار سیاسی رکنا، نبض بازار با تپشهای نامنظم تورم، هر لحظه به شماره میافتد و قیمتها در ویترین فروشگاهها به جای ثبات، مسابقه سرعت گذاشتهاند، یک جمله کلیشهای از سوی سکاندار اقتصاد کشور، دوباره بحثبرانگیز شده است. وزیر اقتصاد رو به دوربین ایستاده و با اطمینان از آرامش بازار سخن میگوید، در حالی که در کوچه و خیابان، مردم با برچسبهای قیمتی مواجه میشوند که گویی هر روز صبح با واقعیت اقتصادی جدیدی متولد میشوند.
وقتی مسئولی از تریبون رسمی اعلام میکند «نگران نباشید، همه چیز تحت کنترل است»، این جمله در علم اقتصاد و در تجربه زیسته مردم، نه یک آرامبخش، بلکه نشانهای از فاصله عمیق میان اتاقهای دربسته تصمیمگیری و کف میدانِ تورم است. بیایید این عبارت را به زبان واقعیت ترجمه کنیم.
پارادوکس کنترل؛ اقتصاد روی ریل یا در سراشیبی؟
در ادبیات اقتصادی دولت، «کنترل» به معنای توقف گرانی نیست. بلکه احتمالاً به معنای جلوگیری از فروپاشی کامل نظام عرضه و تقاضاست. وقتی وزیر میگوید همه چیز تحت کنترل است، منظور این نیست که قیمت گوشت، لبنیات یا مسکن به نرخهای سال گذشته باز میگردد. در واقع، این عبارت به معنای آن است که «ما اجازه نمیدهیم نظام توزیع از هم بپاشد»، اما درباره قدرت خرید مردم، سکوت حاکم است.
مشکل اصلی اینجاست که دولتها اغلب تورم را با «ثبات نسبی در تأمین کالا» اشتباه میگیرند. موجود بودن کالا در بازار به معنی در دسترس بودن آن برای دهکهای پایین نیست. وقتی قیمت مرغ و دارو و قطعات خودرو به طور روزانه تغییر میکند، یعنی دولت تنها توانسته است مانع از قحطی شود، اما در نبرد با تورم، شکست خورده است. پس وقتی مسئول میگوید نگران نباشید، یعنی فقط نگران خالی شدن قفسهها نباشید، وگرنه خالی شدن جیبها، بخشی از برنامه یا شاید اجتنابناپذیرِ مسیر است.
شکاف ادراک؛ وقتی آمار با سفره حرف نمیزند
اصلیترین چالش این اظهارات، تفاوت در تعریف «نگرانی» است. برای یک سیاستگذار، نگرانی زمانی است که شاخصهای کلان اقتصاد به نقطه بحرانی و غیرقابل بازگشت برسند. اما برای مردم، نگرانی زمانی است که سبد خرید کوچک میشود. این شکاف ادراک، همانجایی است که اعتماد عمومی آسیب میبیند.
وقتی وزیر اقتصاد با اعتماد به نفس از کنترل اوضاع سخن میگوید، مردم این جمله را به مثابه ندیدن رنجهای روزمره تفسیر میکنند. این نگاه از بالا به پایین، نه تنها گرهای از کار نمیگشاید، بلکه فضای ناامیدی را تشدید میکند. اگر قرار است اوضاع تحت کنترل باشد، باید خروجی این کنترل در قیمت تمامشده کالاها در پایان ماه دیده شود. چرا که آرامش در بازار، نه با بیانیه و سخنرانی، بلکه با کاهش نرخ تورم و ثبات قیمتهای پایه محقق میشود.
راهکارهای واقعی؛ عبور از مسکنهای کلامی
برای اینکه دیگر نیازی به ترجمه وعدههای مسئولان نباشد و مردم بتوانند واقعاً به آرامش برسند، لازم است سیاستگذاریها از حوزه حرف به مرحله عمل برسد یعنی۱شفافیت در تخصیص ارز و نهادههای دامی شکل بگیرد.بخش بزرگی از گرانی کالاهای اساسی ریشه در نظام تخصیص ارزی دارد که گاهی به رانت ختم میشود و گاهی تولیدکننده را فلج میکند. دولت باید این زنجیره را اصلاح کند نه اینکه فقط نظارهگر باشد.
کنترل نقدینگی و اصلاح نظام بانکی رقم بخورد ، زیرا تا زمانی که موتور تولید نقدینگی در بانکها روشن باشد، تورم مانند آتشی زیر خاکستر باقی میماند. وعده نگران نباشید، بدون کنترل حجم پول، تنها یک مسکن موقت است.
حمایت مستقیم از قدرت خرید نیاز است چون اگر تورم به دلیل تصمیمات ساختاری اجتنابناپذیر است، دولت موظف است تورمِ تحمیلشده به مردم را با طرحهای جبرانی هدفمند و نه پرداخت یارانههای نقدیِ بیاثر، مدیریت کند.
صادقانه سخن گفتن مهم است. شاید مهمترین گام، دست کشیدن از توصیف فضای گلوبلبل است. مردم با واقعیتهای تلخ کنار میآیند اگر ببینند برنامه مدونی برای تغییر مسیر وجود دارد، نه اینکه فقط با جملات تزئینی، سعی در عادیسازی شرایط غیرعادی شود.
در نهایت، نگران نباشید و خیالتان راحت باشد وزیر اقتصاد، زمانی به حقیقت میپیوندد که مردم در هنگام خرید نان، دارو یا اجاره مسکن، نیازی به حسابوکتابِ نگرانکننده نداشته باشند. تا آن زمان، این عبارت نه یک خبر خوش، که یادآور روزهای سخت پیشرو است.
ارسال نظر