فیلم لحظه زورگیری با چاقو از زن جوان در نارمک / دزد دستبند 11 گرمی را در چند ثانیه قاپید و فرار کرد
حوادث رکنا: زن جوانی که در نارمک با تهدید چاقو هدف زورگیری قرار گرفته، میگوید سارقان دستبند 11 گرمی یادگار مادرش را سرقت کردند و حالا با گذشت دو هفته، شنیدن صدای موتور برایش یادآور لحظه وحشتناک سرقت است.
به گزارش اختصاصی رکنا، یک زن جوان در حالی که از داروخانه به خانه بازمیگشت، در محدوده میدان 50 و سرجویبار نارمک هدف زورگیری دو مرد موتورسوار قرار گرفت؛ یکی از سارقان با قرار دادن چاقو در پهلوی او، وی را تهدید کرد و در کمتر از سه دقیقه دستبند طلای 11 گرمیاش را از دستش کشید و گریخت. بررسی فیلم دوربینهای مداربسته بعداً نشان داد که سارق پیش از اجرای نقشه، مدتی قربانی را زیر نظر داشته است. این زن میگوید با گذشت دو هفته از حادثه، هنوز با شنیدن صدای موتور دچار ترس و اضطراب میشود.
این زن در گفتوگو با خبرنگار رکنا درباره حادثه گفت: 23 شهریور بود که در محدوده میدان 50 و سرجویبار در حال رفتن به سمت خانه بودم. یک آقا از پشت سر به من نزدیک شد، چاقو را روی پهلویم گذاشت و گفت صدایت درنیاید.
تقریباً چند ثانیه طول کشید. دستبندم را از دستم کشید و فرار کرد. یک موتورسیکلت دیگر هم همراهش بود. در واقع دو نفر بودند؛ یکی راننده بود و روی موتور نشسته بود و نفر دیگر بعد از سرقت سریع سوار موتور شد و هر دو با هم فرار کردند.
این زن درباره ارزش دستبند سرقتشده گفت: وزن طلایی که از من به سرقت رفت حدد 11 گرمی می شد.
بعد از دیدن فیلم فهمیدم سارق مرا تعقیب میکرد!
وی درباره اینکه آیا پیش از سرقت متوجه تعقیب شدن از سوی سارقان شده بود یا خیر، گفت: آن لحظه اصلاً متوجه نشدم که کسی دنبالم میکند، اما بعداً که فیلم دوربین را دیدم، خودم متوجه شدم که انگار این فرد از قبل دنبال من بوده است.
ظاهراً او سر کوچه منتظر میشده، میرفته و دوباره برمیگشته تا من برسم. یعنی به نظر میرسد مدتی کشیک من را میداده است.
آن روز مریض بودم و برای گرفتن دارو به داروخانه رفته بودم. بعد از داروخانه پیاده راه افتادم و ذهنم درگیر بیماری و داروهایم بود. اصلاً حواسم نبود که کسی ممکن است من را تعقیب کند.
چاقو در پهلویم بود اما کسی واکنش نشان نداد!
روبروی محل سرقت یک میوهفروشی و یک سوپرمارکت بود و چند آقا هم آنجا ایستاده بودند، اما هیچکس واکنشی نشان نداد.
من جیغ و فریاد کردم، اما هیچکس عکسالعملی نشان نداد. بعد از اینکه سارق رفت، فقط یک خانم چادری به سمت من آمد و برایم آب آورد.
دو هفته است با صدای موتور قلبم میریزد!
این زن درباره حال روحی خود پس از حادثه گفت: هم خشم دارم و هم خیلی ناراحتم. دستبندم یادگار مادرم بود و 11 گرم طلا هم ارزش زیادی داشت. اما بیشتر از همه ترسیدهام.
وی افزود: دو هفته است که درست و حسابی نخوابیدهام. هر جا صدای موتور میشنوم، میترسم. شبها در خواب ناگهان از جا بلند میشدم و احساس میکردم کسی به من چسبیده یا میخواهد خفهام کند.با اینکه در این حادثه جراحتی ندیدم و چون مقاومت نکردم، سارق با چاقو به من ضربه نزد، اما اتفاقی که افتاد تأثیر خیلی بدی روی من گذاشته است. هنوز هم وقتی صدای موتور میشنوم قلبم میریزد.
بعد از حادثه شکایت کردم.این زن درباره آخرین پیگیری پلیس نیز گفت: فعلاً خبر خاصی به من ندادهاند و فقط گفتهاند انشاءالله پیدا میشود.
امیدوارم هرچه زودتر سارق پیدا شود. من هنوز از اتفاقی که افتاده ترس دارم و امیدوارم کسی دیگر قربانی چنین اتفاقی نشود.
ارسال نظر