فیلم تکاندهنده / ایرانی بی گناه زندانی امریکایی ها در ابوغریب + عکس هایی از شکنجه و سلفی یادگاری نظامی های زن و مرد امریکایی با محمد بلندیان رنگرز ساده ایرانی / خودش با گریه از روزهای وحشت می گوید
حوادث رکنا: محمد بلندیان، شهروند ایرانی که خودش را فردی معرفی می کند ۱۹ سال پس از بازداشت و شکنجه توسط نیروهای امریکایی در زندان ابوغریب، سکوت را شکسته و با بیان جزئیات تلخ آن روزها، از قصد خود برای شکایت از آمریکا خبر داد.
به گزارش رکنا، این شهروند ۴۲ ساله در حالی که آثار رنج و سال ها درد بر چهره داشت، در گفت و گویی تفصیلی به خبرنگار ما گفت: سلام علیکم. حال من الان خوب نیست. من ۴۲ سال دارم و همین الان هم در حال خدمت سربازی ام. شما یکی از کسانی هستید که در جریان پرونده زندان ابوغریب معروف بودید.
او در توضیحات خود چگونگی بازداشتش را اینگونه تشریح کرد: من سال ۱۳۸۲ برای زیارت به عتبات مقدس در کربلا و نجف رفتم. پس از ۲۰ روز در کربلا و ۱۶ روز در نجف بودم، به سمت کاظمین رفتم. آنجا حکومت نظامی بود و نمی گذاشتند کسی بیاید و برود. من برای خوردن شام بیرون از هتلی رفتم که در آنجا بودم. شنیدم صدای تیراندازی خورد. گفتم چه اتفاقی افتاده است؟ صاحب رستوران گفت که صدام حمله کرده و الان هم حکومت نظامی اینجاست. گفتم من عربی بلد نیستم، بگذارید بیرون بروم و شام بخورم. غذایم را خوردم و روی برخلاف دیوار هتل نشستم. ناگهان صدای انفجار و تیراندازی نزدیک ما خورد.
![]()
بلندیان ادامه داد: مردم شروع کردند به فرار. من هم ترسیدم و یک دفعه به سمت هتل دویدم. ماموران عراقی که آنجا بودند و تیر می زدند، مرا دیدند و گفتند کجایی هستی؟ گفتم ایرانی هستم. مرا بردند بالا و بعد از بازرسی به زندان ابوغریب منتقل کردند. آنجا ۶ یا ۷ ماه سکوت بود و ما را نگه داشتند. بعد ما را بردند توی کمپ و شکنجه ها شروع شد. آنجا فهمیدم که ما فقط با یک شماره شناخته می شدیم. اسمی نداشتیم.
وی با رد اتهام حمله به نیروهای امریکا گفت: آنها اتهامی به من وارد کردند که من به نیروهای نظامی امریکا در بغداد حمله کرده ام. من گفتم من فقط یک زائر هستم و از قم آمده ام. هیچ ارتباطی با ارگان وصل ندارم. من هیچ سلاحی ندارم. من از اونجا فرار کردم ولی آنها گفتند تو که جاسوس هستی. آنها دنبال بهانه بودند.
این شهروند ایرانی با تایید هویتش در تصاویر معروف شکنجه در ابوغریب گفت: عکس معروفی که در فضای مجازی هست، عکس من است. آن شب ما را بردند توی کمپ و لباسمان را درآوردند. سگ های وحشی را آوردند و در برابر ما گذاشتند. عکس اولی که می بینید، من هستم. سگ سیاه اولی بود که گاز گرفت و گوشت پایم را کند. سگ زرد بعدی را نگه داشتند. یک زن امریکایی آمد، لباسش را درآورده بود، با نیش باز زخم هایم را می خورد و می خندید. می گفتند درد دارد و می خندیدند. وحشی بود. سگ ها مرا گرفتن و بوسیدند. بعد از آن عکس دیگری هست که سرباز امریکایی با پوتین روی کمرم ایستاده است. آنقدر روی کمرم پوتین را گذاشت که من نایب ماندم و ابرویم خاک شد. ساق پام خیلی درد می گرفت. آن عکس در اینترنت هست. آن عکس نشان می دهد که سرباز امریکایی با پوتین روی پهلوی من ایستاده و فشار می آورد.
وی در خصوص روش های دیگر شکنجه افزود: آنها همچنین آب را روی سر ما می ریختند تا نایاب شویم. آب را می ریختند و سپس پوتین را روی سینه مان می گذاشتند تا نفس نکشیم و آن موقع زخم هایم را با چیزهای دیگر می بستند. عکس پوتین روی کمر من همانجا است. این شکنجه ها بود. خدا شهادت می دهد که من فقط یک زائر بودم و هیچ کاری با آن ها نداشتم.
بلندیان در خاطرات دلخراش خود از زندان ابوغریب اظهار داشت: وقتی ما را بردند داخل زندان ابوغریب، صدای فریاد می آمد. همه در سلول انفرادی بودند. صدای فریاد پدرها و برادرها و خواهران را می شنیدم که می گفتند یا اباعبدالله یا حسین. صدای شکنجه پدر و برادرم را می شنیدم که از پدر و مادرم می خواستند بیایند بسازند. در کمپ که می چرخیدیم، جمعیتش زیاد شده بود. می دیدند که کسی را می شکنجه می کنند. صدای فریاد می شنیدیم و کمپ را ترک می کردیم.
او با اشاره به وضعیت فعلی خود گفت: من الان ۴۲ ساله دارم و ۳۷ ساله ازدواج کردم. بچه دارم. از زمانی که از آنجا آمدم، سینه ام مشکل دارد. دکتر می گوید ریه ام درست کار نمی کند و ریه ام سوخته است. الان در حال سربازی هستم. هنوز کابوس می بینم. شب ها می بینم که آنجا هستم و می ترسم. فکر می کنم باز دستم را می بندند. من از حقم می گذرم. از همه می خواهم که این عکس ها را ببینند. این عکس ها بیانگر حقوق بشر امریکایی است. این ها دم از حقوق بشر می زنند اما خودشان را آدم نمی دانند و فکر می کنند فقط خودشان آدم هستند. من از امریکا شکایت می کنم. من ۲۰ سال است که از دست آن ها رنج می برم. خدا می داند چه خبری است.
وی در پایان صحبت هایش خواستار رساندن پیامی به جهانیان شد و گفت: بگذارید این عکس ها را ببینند و بگوید حقوق بشر امریکایی همین است. آن ها که مدعی حقوق بشر هستند، همین کارها را در افغانستان کرده اند، در عراق کرده اند و در گوانتانامو کرده اند. این ها هستند که روی کار با خدا بسته شده اند. من می خواهم حق خودم را بگیرم. من به خدا تکیه دارم و امیدوارم که روزی دادگاهی بین المللی شود و این ها را محاکمه کند.
ارسال نظر