در گفت و گوی رکنا با برنده نوبل آب استکهلم و دانشمند در حوزه محیط زیست مطرح شد
کاوه مدنی : پیامدهای آسیبپذیری هورالعظیم در برابر فعالیتهای نفتی فراتر از آب است / تشکیل «قوه چهارم»؛ می تواند راهی برای جلوگیری از فروپاشی منابع طبیعی باشد + صوت
اجتماعی رکنا: توسعه فعالیتهای نفتی در میدان سهراب واقع در بستر شکننده تالاب هورالعظیم، بار دیگر تعارض ساختاری میان الزامات کوتاهمدت اقتصادی دولتها و پایداری اکولوژیک را به کانون مباحث کارشناسی کشانده است. کاوه مدنی، دانشمند حوزه مدیریت منابع آب و مقام ارشد سازمان ملل متحد، در گفتگو با رکنا با تحلیل گرایش دولتهای تحت فشار اقتصادی به دستاندازی به گنجینههای زیستمحیطی، موقعیت آسیبپذیر سازمان حفاظت محیط زیست درون بدنه اجرایی و فقدان ابزارهای الزامآور نظارتی را عامل ناتوانی در اجرای تعهدات پیمانکاران دانست. وی با طرح ضرورت بازنگری بنیادین در ساختار حکمرانی و ایده ایجاد یک «قوه چهارم» مستقل برای حفاظت بدون اغماض از منابع طبیعی و ممانعت از تاراج سرمایههای زیستی، نسبت به تبعات فرابخشی و جبرانناپذیر بهرهبرداری از هورالعظیم در غفلت جامعه هشدار داد.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، کاوه مدنی، برنده جایزه «نوبل آب» استکهلم، دانشمند، فعال محیط زیست و مقام ارشد ایرانی در سازمان ملل متحد و همچنین معاون پیشین سازمان حفاظت محیط زیست ایران که در جوامع علمی بینالمللی به سبب کمک بنیادی در تلفیق نظریه بازیها و تحلیل تصمیمگیری با مدلهای مدیریت منابع آب و توسعه مفهوم ورشکستگی آبی شناخته میشود، در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی رکنا در خصوص فعالیت میدان نفتی سهراب در بستر هورالعظیم، شرایط پیشرو و جایگاه سازمان حفاظت محیط زیست در ساختار دولت و همین جایگاه در مسیر حفاظت از محیط زیست ایران ، دیدگاههای خود را اینگونه تشریح کرد که در ادامه می توانید بخوانید.
تمایل دولتها به استفاده از منابع در شرایط فشار اقتصادی
کاوه مدنی در ابتدای این گفتگو اظهار داشت: "با توجه به اینکه به جزئیات طرح، شرایط تعیینشده از سوی سازمان حفاظت محیط زیست و مصوبات دولت اشراف ندارم، نمیتوانم درباره جزئیات اظهار نظر تخصصی کنم؛ اما در خصوص کلیات و روندها میتوان نکاتی را بیان کرد. رویدادی که در حال وقوع است، پیشتر در ایران و سایر نقاط جهان نیز رخ داده و قابل درک است که چرا از یک سو دغدغهمندان محیط زیست به شدت نگرانند و حق دارند نگران باشند، و از سوی دیگر دولت به عنوان متولی بخش اقتصاد تلاش میکند از هر فرصتی برای استخراج منابع بهره ببرد. "
وی افزود: "این یک پویایی و روندی است که در حال حاضر در سایر نقاط جهان نیز مشاهده میشود. برای نمونه، در کانادا دولت طرحهای مربوط به استخراج نفت و گاز را که در دولتهای پیشین کنار گذاشته شده بود، مجددا پیگیری میکند. در اروپا نیز اتحادیه اروپا تلاش دارد قوانین حفاظت از آب را تسهیل کند تا مانع استخراج منابع معدنی حیاتی نشود. این رویکرد تکاپویی است که در شرایط تورمی، جنگ اقتصادی جهانی و رقابت برای توسعه در حوزههای مختلف، از سوی بسیاری از دولتها تکرار میشود. در ایران شرایط برای دولت دشوارتر است؛ از لحاظ اقتصادی به شدت تحت فشار است، فشارهای تحریمی را تحمل میکند، با چالشهای متعدد مواجه است و تصور میکند برای مقاومت و حفظ اقتصاد خود، توجیه کافی برای استفاده از منابع دارد."
سابقه تخریب محیط زیست در پی استخراج نفت
این دانشمند حوزه محیط زیست با اشاره به پیشینه این اقدامات تصریح کرد: "موضوع استخراج نفت در هورالعظیم به تحولات اخیر محدود نمیشود و سالهای متمادی است که رویدادهای مشابهی در آنجا رخ داده و تجربیات تلخی را به همراه داشته است. ما آگاهیم که استخراج نفت چگونه منجر به تخریب محیط زیست شده است. مهمتر از آن، سازمان حفاظت محیط زیست نتوانسته است در عملیاتی کردن تعهدات پیمانکاران و متولیان پروژهها موفق عمل کند. این مسئله از یک سو ناشی از تجربیات گذشته و از سوی دیگر ناشی از فقدان سازوکارهای نظارتی مستحکم و قدرتمند برای اجرای این تعهدات است."
وی ادامه داد: "به همین دلیل، دغدغهمندان محیط زیست، سازمان حفاظت محیط زیست را آخرین سنگر برای حفاظت از منابع حیاتی میدانند و هرگونه صدور مجوزی از این دست را یک باخت بزرگ تلقی میکنند. آنها اطمینان دارند که با فتح این سنگر، شرایط وخیمتر خواهد شد و حتی تعهدات مکتوب روی کاغذ نیز اجرایی نمیشود. این مسئله لزوما به این معنا نیست که سازمان محیط زیست تمایلی به اجرای آن ندارد، بلکه وقتی سازمان در مرحله نظری و حقوقی موفق به استفاده از ابزارهای قانونی خود نشود، در مراحل اجرایی بعدی کار بسیار دشوارتری در پیش خواهد داشت. "
چالش ساختاری سازمان محیط زیست در بدنه اجرایی
معاون پیشین سازمان حفاظت محیط زیست خاطرنشان کرد: " این تجربه بارها در کشور ما تکرار شده و مختص به یک دولت خاص نیست. در دولتهای پیشین نیز صدور مجوزهای زیستمحیطی همواره به یکی از مسائل چالشی، مهم و پرتنش تبدیل شده و مخالفت فعالان محیط زیست با سازمان را در پی داشته است. از منظر نظری شاید این مخالفت یک راهبرد اشتباه به نظر برسد؛ چرا که فعالان باید حامی و تقویتکننده سازمان باشند تا این نهاد بتواند با ابزارهای خود از منابع کشور حفاظت کند. با این حال، به دلیل ساختاری که نه تنها در ایران بلکه در سایر نقاط جهان نیز وجود دارد، سازمان محیط زیست در افکار عمومی به عنوان همسو با دولت، پیمانکاران یا بهرهبرداران تلقی میشود."
وی در ادامه تاکید کرد: " این نگرش با توجه به ساختار موجود شاید کاملا نادرست هم نباشد؛ حتی اگر مسئولانی در درون سازمان به شدت با این روندها مخالف باشند، در جلسات ابراز نگرانی کنند و دغدغه داشته باشند، در نهایت از یک سو از سوی ارکان دولت تحت فشار قرار میگیرند و از سوی دیگر از جانب دغدغهمندان محیط زیست مورد انتقاد واقع میشوند. در نتیجه، این نهاد عملا نمیتواند نقش واقعی خود را ایفا کند."
پیامدهای شکنندگی تالاب هورالعظیم فراتر از ابعاد آبی است
مدنی با تاکید بر ضرورت توجه به ابعاد آسیبها تصریح کرد: "آیا پیش از این شاهد اجرا نشدن تعهدات بودهایم؟ بله. آیا این دغدغه درست است؟ بله. آیا این دغدغه فقط منحصر به فعالان و کارشناسان است؟ خیر؛ درون ساختار سازمان محیط زیست نیز بسیاری از بدنه کارشناسی به این موضوع باور دارند و میدانند این دست اتفاقات در سراسر کشور رخ داده است."
وی افزود: "اکنون ما درباره تالابی صحبت میکنیم که وضعیت بسیار شکنندهای دارد و پیش از این نیز آسیبهای گستردهای دیده است. این آسیبها صرفا محدود به ابعاد محیط زیستی یا منابع آبی نیست، بلکه جوامع محلی، پدیده گردوغبار، گونههای جانوری و گیاهی و معیشت ساکنان حاشیه تالاب را تحت تاثیر قرار میدهد و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی عمیقی بر جای خواهد گذاشت. بهرهبرداریهای نفتی در گذشته نیز به تخریب انجامیده است؛ موضوعی که نه فقط در ایران، بلکه در عراق و سایر نقاط جهان نیز دیده شده است. بنابراین باید نسبت به این موضوع دغدغهمند بود و تا جای ممکن تلاش کرد و حساسیت نشان داد."
نظریه نیاز به قوه چهارم برای حفاظت از منابع طبیعی
این مقام ارشد سازمان ملل متحد درباره نقش رسانهها و کارشناسان گفت: "هر دولتی در جهان به هنگام مواجهه با فشارهای مختلف، علیرغم شعارهای زیستمحیطی، مقررات را تسهیل یا نادیده میگیرد تا بهرهبرداری را افزایش داده و منافع کوتاهمدت را تامین کند. وظیفه کارشناسان، رسانهها و فعالان این است که این آثار را گوشزد کرده و در برابر آن ایستادگی کنند؛ ضمن اینکه باید توجه داشت تضعیف سازمان محیط زیست در نهایت به ضرر همگان است، زیرا با اعمال فشار مضاعف از هر دو طرف، توان اجرایی این نهاد بیش از پیش کاسته میشود."
وی با اشاره به الگوهای نوین حکمرانی محیط زیست مطرح کرد: "در برخی محافل بینالمللی این نظریه مطرح شده است که در کنار قوای سهگانه، آیا به یک قوه چهارم نیاز است تا مدیریت و حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست به طور مستقل به آن واگذار شود؟ اگر چنین ساختاری نباشد، دولتها هر زمان با کمبود منابع مالی مواجه شوند، به سراغ گنجینه و خزانه زیستمحیطی میروند تا نیازهای کوتاهمدت خود را برطرف سازند. این پدیده مختص ایران نبوده و در سطح بینالمللی نیز تجربه شده است."
خطر فراموشی مسائل محیط زیستی در هیاهوی رخدادها
کاوه مدنی در بخش پایانی سخنان خود یادآور شد: "موضوع هورالعظیم و میدان نفتی سهراب رخدادی بیسابقه نیست؛ نمونههای مشابه آن را در همان منطقه و استان خوزستان در گذشته دیدهایم. موقعیت جغرافیایی این میدان و پیامدهای پاییندستی آن، شدت نگرانیها را چندبرابر میکند. "
وی افزود: "متاسفانه در حال حاضر جامعه به میزان کافی به این موضوع نمیپردازد. اگر دغدغههای امنیتی و منطقهای نبود، شرایط اقتصادی وضعیت دیگری داشت و اتفاقات ماههای اخیر رخ نداده بود، بیتردید این مسئله به موضوع نخست افکار عمومی، فضای مجازی و رسانههای دو سوی مرز تبدیل میشد؛ اما شاهد هستیم که این رویداد توجه لازم را دریافت نکرده و تحولاتی در حال رخ دادن است که ممکن است نسلهای آینده درباره تبعات آن گفتگو کرده و افسوس بخورند."
ارسال نظر