کاهش ۲۰۰ میلیون مترمکعبی مصرف آب و هدررفت در لوله‌های فرسوده؛ سرپوش آماری بر عقب‌نشینی اجباری جامعه از سفره‌های خالی

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا،  آمارها از کاهش ۳.۲ درصدی مصرف آب کشور در سال ۱۴۰۴ حکایت دارند؛ کاهشی که نزدیک به ۲۰۰ میلیون مترمکعب از تقاضای آب را کمتر کرده است. در نگاه نخست، این رقم می‌تواند بازتابی از همراهی شهروندان با بحران فراگیر بی‌آبی باشد، اما در ساختار بحران‌زده منابع آبی ایران، این عدد بیش از آنکه نشانه‌ای از بهبود باشد، سوالی بنیادین را پیش روی سیاست‌گذار می‌گذارد و آن اینکه آیا جامعه کمتر مصرف کرده است یا زیر پوست شهرهای ما، دسترسی به آب روزبه‌روز محدودتر و زندگی روزمره دشوارتر می‌شود؟

بررسی داده‌های شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور نشان می‌دهد حجم مصرف از حدود ۶ میلیارد و ۲۲۳ میلیون مترمکعب در سال ۱۴۰۳ به ۶ میلیارد و ۲۴ میلیون مترمکعب در سال ۱۴۰۴ رسیده است. در این میان، تهران با افت نزدیک به ۱۳۴ میلیون مترمکعبی، معادل بیش از ۱۱ درصد، سهم اصلی را در این کاهش بر عهده داشته است. در استان‌هایی مانند آذربایجان شرقی و شیراز نیز روندی مشابه گزارش شده است؛ اما پشت این ارقام ملی، واقعیت نگران‌کننده‌ای پنهان است که تحلیلگران اجتماعی و اقتصادی بر آن انگشت می‌گذارند.

کاهش مصرف؛ آدرس غلط در بحران آب

اشتباه راهبردی در تحلیل این آمارها، یکسان دانستن کاهش مصرف با بهبود وضعیت منابع آبی است. مصرف کمتر، فشار مقطعی بر شبکه توزیع را کاهش می‌دهد، اما معنای آن پر شدن مخزن سدها، احیای سفره‌های زیرزمینی یا جبران کسری مهلک آبخوان‌ها نیست. 

وقتی نرخ برداشت از منابع زیرزمینی همچنان فراتر از حد تجدیدپذیری است، کاهش مصرف خانوارها تنها به معنای خریدن زمان اندکی برای سیستمی است که در مسیر فروپاشی قرار دارد. از منظر جامعه‌شناختی، آب کالایی حیاتی است و کاهش مصرف زمانی به معنای موفقیت است که از کانال ارتقای فناوری، بهینه‌سازی تجهیزات و آگاهی عمومی بگذرد؛ نه اینکه نتیجه تحمیل فشار اقتصادی، قطعی‌های مکرر یا تنگنای دسترسی خانوارها باشد.

مسئولیت گمشده در لوله‌های فرسوده

فرهنگ‌سازی و دعوت شهروندان به صرفه‌جویی، اگرچه در شرایط تنش آبی ضرورت دارد، اما نباید به ابزاری برای فرافکنی مسئولیت نهادهای متولی تبدیل شود. بار اصلی بحران آب نمی‌تواند صرفاً روی دوش جامعه‌ای قرار گیرد که خود قربانی سوءمدیریت کلان است. 

تا زمانی که شبکه‌ توزیع آب شهری با فرسودگی بالا درصد قابل توجهی از منابع را هدر می‌دهد، الگوی کشت در مناطق خشک اصلاح نمی‌شود و شفافیت لازم در حکمرانی آب وجود ندارد، تقلیل دادن بحران به بستن شیرهای آب در خانه‌ها نشانی اشتباه دادن به افکار عمومی است. کاهش ۲۰۰ میلیون مترمکعبی مصرف آب، پیش از آنکه دستاوردی دولتی باشد، پیامی از سوی جامعه‌ای است که در برابر بی‌تدبیری‌ها ناچار به عقب‌نشینی شده است.

سنجه واقعی پایداری آب در ایران، حجم آب مصرف‌نشده نیست، بلکه میزان توقف روند تخلیه سفره‌های زیرزمینی و تضمین حق بنیادین شهروندان به دسترسی پایدار و عادلانه به آب است. تا زمانی که صرفه‌جویی از یک اجبار معیشتی یا توصیه فردی به سیاست فراگیر در کشاورزی، صنعت و توسعه شهری تبدیل نشود، زنگ خطر بحران آب همچنان با صدای بلندتری به صدا درخواهد آمد.

 

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1262847
  • فیلم/ این نوزاد واگذار می‌شود چون پول ترخیص نیست!