شیلات درباره سرنوشت تعهدات زیست‌محیطی تیلاپیا پاسخ دهد / تکثیر تیلاپیا تنوع زیستی تالاب ها را تهدید می کند

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، گسترش تیلاپیا در برخی تالاب‌ها و منابع آبی ایران، بار دیگر ضرورت بررسی پیامدهای زیست‌محیطی این گونه و بازنگری در سیاست‌های پرورش آن را مطرح کرده است. اگرچه تیلاپیا در بسیاری از کشورها به‌عنوان یکی از گونه‌های مهم آبزی‌پروری شناخته می‌شود، توانایی برخی گونه‌های آن در سازگاری با شرایط محیطی مختلف، تولیدمثل و رقابت با ماهیان بومی می‌تواند در صورت ورود به زیستگاه‌های طبیعی، پیامدهای اکولوژیک به همراه داشته باشد.

مسئله اصلی، تفکیک میان پرورش کنترل‌شده و رهاسازی یا استقرار ناخواسته این ماهی در محیط‌های طبیعی است. تصمیم‌گیری درباره توسعه پرورش تیلاپیا باید بر پایه ارزیابی خطرات زیست‌محیطی، ویژگی‌های زیستی گونه، شرایط منابع آبی و میزان کارآمدی سازوکارهای امنیت زیستی انجام شود. در این چارچوب، بررسی نحوه ورود تیلاپیا به ایران، تعهدات مرتبط با پرورش آن، وضعیت پراکنش در تالاب‌ها و پیامدهای احتمالی برای تنوع زیستی و معیشت جوامع محلی اهمیت ویژه‌ای دارد.

اصغر عبدلی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی، در  گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی رکنا به ابعاد اکولوژیک گسترش تیلاپیا، سابقه ورود و پرورش آن در ایران، مسئولیت دستگاه‌های مرتبط و الزامات مدیریت علمی این گونه پرداخته است.

تیلاپیا چه ویژگی‌های زیستی دارد که در صورت ورود به منابع آبی طبیعی می‌تواند به گونه‌ای مهاجم تبدیل شود؟

مهاجم بودن یک گونه صرفاً به غیربومی بودن آن محدود نمی‌شود. برخی گونه‌های غیربومی ممکن است بدون ایجاد اثرات قابل‌توجه در محیط جدید مستقر شوند؛ اما برخی دیگر، در صورت برخورداری از شرایط مناسب، می‌توانند جمعیت‌های پایداری تشکیل دهند و بر ساختار اکوسیستم اثر بگذارند.

در مورد تیلاپیا، ویژگی‌هایی مانند تحمل نسبتاً بالای برخی گونه‌ها به تغییرات شرایط محیطی، توانایی تولیدمثل در محیط‌های مناسب و استفاده از منابع غذایی متنوع می‌تواند به استقرار و افزایش جمعیت آنها کمک کند. البته میزان تحمل و قدرت گسترش، بسته به گونه و جمعیت تیلاپیا متفاوت است و نمی‌توان همه گونه‌های این گروه را از نظر خطر زیست‌محیطی یکسان ارزیابی کرد.

در صورت استقرار در زیستگاه طبیعی، تیلاپیا ممکن است با ماهیان بومی بر سر غذا، فضای زیستی و محل تولیدمثل رقابت کند. همچنین، بسته به شرایط محیطی، می‌تواند ساختار جوامع آبزی و روابط غذایی را تغییر دهد. شدت این اثرات به تراکم جمعیت، ویژگی‌های زیستگاه، وضعیت گونه‌های بومی و عوامل محیطی وابسته است.

بنابراین، ارزیابی خطر تیلاپیا باید بر اساس شواهد علمی و متناسب با شرایط هر منطقه انجام شود. صرف امکان پرورش اقتصادی یک گونه، برای اثبات ایمن بودن رهاسازی یا ورود ناخواسته آن به طبیعت کافی نیست.

تیلاپیا چگونه وارد ایران شد و چه ضوابطی برای ورود و پرورش آن در نظر گرفته شده بود؟

بر اساس اطلاعات موجود در سوابق این موضوع، مؤسسه تحقیقات شیلات ایران در سال ۱۳۸۷ تیلاپیا را وارد کشور کرد. ورود این گونه با تعهداتی در برابر سازمان حفاظت محیط زیست همراه بود که هدف اصلی آنها محدود کردن خطرات احتمالی برای محیط زیست بود.

از جمله این تعهدات می‌توان به نگهداری ماهی در شرایط بسته و کنترل‌شده، بررسی اثرات زیست‌محیطی، ارائه گزارش‌های دوره‌ای، محدود کردن جابه‌جایی به خارج از محدوده قرنطینه، جلوگیری از انتقال به سایر استان‌ها بدون طی مراحل قانونی و تدوین برنامه مدیریت ریسک اشاره کرد.

همچنین قرار بود توسعه پرورش این گونه در سایر منابع آبی کشور، پس از بررسی نتایج مطالعات و ارزیابی اثرات زیست‌محیطی و با موافقت سازمان حفاظت محیط زیست انجام شود.

اهمیت این الزامات در آن است که ورود یک گونه غیربومی باید از ابتدا با نظام مشخصی برای پایش و کنترل همراه باشد. این نظام باید تمام مراحل نگهداری، تکثیر، حمل‌ونقل، فروش و دفع آب خروجی مراکز پرورشی را پوشش دهد تا احتمال فرار ماهی و استقرار آن در منابع آبی طبیعی کاهش یابد.

آیا اجرای تعهدات زیست‌محیطی در مراکز پرورش تیلاپیا به‌طور کامل انجام شده است؟

برای پاسخ قطعی به این پرسش، باید گزارش‌های نظارتی، نتایج بازرسی‌ها، سوابق جابه‌جایی و اسناد مربوط به اجرای تعهدات بررسی شوند. در اظهارات و مکاتبات مرتبط با این موضوع، سازمان حفاظت محیط زیست درباره اجرای تعهدات اولیه نگرانی‌هایی مطرح کرده است. ارزیابی نهایی باید بر پایه مستندات قابل بررسی و پاسخ دستگاه‌های مسئول انجام شود.

از منظر علمی، رعایت اصول امنیت زیستی در پرورش گونه‌های غیربومی اهمیت اساسی دارد. حتی اگر یک مرکز پرورشی در محدوده مشخصی فعالیت کند، وجود کانال‌های خروجی، سرریز آب، سیلاب، آسیب به تجهیزات یا جابه‌جایی غیرکنترل‌شده ماهیان می‌تواند احتمال ورود آنها به محیط طبیعی را افزایش دهد.

برای کاهش این خطرات، مراکز پرورشی باید از موانع فیزیکی مناسب، سامانه‌های کنترل خروج ماهی، مدیریت ایمن پساب و برنامه واکنش در شرایط اضطراری برخوردار باشند. بازرسی‌های منظم و ثبت اطلاعات مربوط به تولید و انتقال ماهیان نیز ضروری است.

در صورت مشاهده تخلف، باید منشأ آن مشخص شود، مسئولیت‌ها به‌طور مستند تعیین شوند و اقدامات اصلاحی متناسب با میزان خطر به اجرا درآیند. هدف از این فرایند، پیشگیری از تکرار تخلفات و کاهش احتمال پراکنش گونه در منابع طبیعی است.

پرورش تیلاپیا در استخرهای خاکی چه مخاطراتی دارد؟

استخر خاکی به‌خودی‌خود به معنای ناایمن بودن یک واحد پرورشی نیست؛ اما میزان ایمنی آن به طراحی تأسیسات، موقعیت جغرافیایی، ارتباط آبی با محیط بیرون و کیفیت مدیریت مجموعه بستگی دارد.

اگر استخر از طریق کانال خروجی، زهکش یا مسیرهای سرریز با رودخانه، تالاب یا دیگر منابع آبی ارتباط داشته باشد، احتمال خروج تخم، لارو یا بچه‌ماهی باید جدی گرفته شود. این احتمال در مناطق مستعد سیلاب یا در شرایطی که کنترل جریان آب به‌درستی انجام نمی‌شود، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

در مراکز پرورش گونه‌های غیربومی، باید احتمال فرار ماهی در شرایط عادی و اضطراری بررسی شود. نصب توری و موانع مناسب در خروجی‌ها، کنترل دوره‌ای تجهیزات، مدیریت آب ورودی و خروجی و جلوگیری از انتقال غیرمجاز ماهی از جمله اقدامات ضروری هستند.

همچنین، استفاده از جمعیت‌های اصلاح‌شده یا تمام‌نر می‌تواند در برخی شرایط بخشی از خطر تولیدمثل ناخواسته را کاهش دهد؛ اما این روش‌ها به‌تنهایی جایگزین موانع فیزیکی و نظام نظارتی نیستند. حتی جمعیت‌های اصلاح‌شده نیز باید با رعایت ضوابط امنیت زیستی نگهداری شوند.

آیا تولید تیلاپیای تمام‌نر یا استفاده از فناوری‌های ژنتیکی می‌تواند خطر پراکنش این ماهی را برطرف کند؟

تولید جمعیت‌های تمام‌نر یکی از فناوری‌هایی است که در آبزی‌پروری تیلاپیا مورد استفاده قرار می‌گیرد. هدف از این روش، کنترل تولیدمثل در واحدهای پرورشی و در برخی شرایط، بهبود عملکرد تولید است. با این حال، جمعیت تمام‌نر را نباید معادل جمعیتی دانست که مطلقاً توانایی تولیدمثل ندارد.

کارایی این روش به فناوری مورد استفاده، کیفیت کنترل جنسیت و پایداری ویژگی‌های جمعیت بستگی دارد. در صورت اختلاط با ماهیان دیگر یا بروز خطا در فرایند تولید، ممکن است ماهیان ماده نیز در جمعیت پرورشی حضور داشته باشند.

فناوری‌های ژنتیکی و اصلاح نژاد می‌توانند در مدیریت برخی مخاطرات نقش داشته باشند، اما هیچ‌یک نباید تنها سد دفاعی در برابر فرار گونه به محیط طبیعی تلقی شوند. راهبرد مطمئن‌تر، استفاده هم‌زمان از روش‌های تکثیر کنترل‌شده، موانع فیزیکی، نظارت بر حمل‌ونقل و پایش محیطی است.

پیش از توسعه گسترده پرورش تیلاپیا، لازم است میزان موفقیت فناوری مورد استفاده، احتمال تولیدمثل ناخواسته و توانایی مراکز پرورشی در کنترل خروج ماهیان به‌صورت مستقل ارزیابی شود.

گسترش تیلاپیا در تالاب‌ها و سدهای کشور چه پیامدهایی برای تنوع زیستی دارد؟

پیامدهای احتمالی به ویژگی‌های اکولوژیک هر زیستگاه بستگی دارد. در برخی مناطق، افزایش جمعیت یک گونه غیربومی می‌تواند از طریق رقابت غذایی، اشغال زیستگاه یا تغییر در روابط شکار و شکارچی، بر جمعیت گونه‌های بومی اثر بگذارد.

در تالاب‌هایی که تنوع زیستی بالایی دارند یا با فشارهای دیگری مانند کاهش کیفیت آب، تغییر رژیم هیدرولوژیک و تخریب زیستگاه مواجه‌اند، ورود گونه مهاجم ممکن است فشار مضاعفی ایجاد کند.

با این حال، برای تعیین میزان خسارت در هر تالاب، باید داده‌های مربوط به ترکیب گونه‌ها، فراوانی جمعیت‌ها، رژیم غذایی، کیفیت آب و تغییرات زمانی اکوسیستم بررسی شوند. وجود تیلاپیا به‌تنهایی برای نتیجه‌گیری درباره حذف گونه‌های بومی یا تعیین میزان خسارت کافی نیست.

در منابع آبی کشور، پایش منظم جمعیت تیلاپیا و مقایسه وضعیت مناطق آلوده با مناطق مشابه فاقد این گونه می‌تواند به شناسایی اثرات واقعی کمک کند. چنین مطالعاتی باید در بازه زمانی کافی انجام شوند؛ زیرا تغییرات اکولوژیک ممکن است تدریجی باشند و در بررسی‌های کوتاه‌مدت به‌درستی آشکار نشوند.

آیا می‌توان میان گسترش تیلاپیا و کاهش ذخایر ماهیان بومی رابطه مستقیم برقرار کرد؟

برقراری چنین رابطه‌ای نیازمند شواهد علمی است. هم‌زمانی افزایش جمعیت تیلاپیا با کاهش فراوانی یک گونه بومی، به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که عامل اصلی کاهش، رقابت با تیلاپیاست.

ذخایر ماهیان ممکن است تحت تأثیر عوامل متعددی قرار گیرند؛ از جمله فشار صید، تخریب زیستگاه، تغییرات دما و کیفیت آب، کاهش جریان‌های طبیعی، تغییرات غذایی و ورود گونه‌های غیربومی.

برای مشخص شدن نقش تیلاپیا، باید تغییرات جمعیت ماهیان بومی در طول زمان بررسی و اثر عوامل دیگر نیز ارزیابی شود. مطالعه رژیم غذایی، هم‌پوشانی زیستگاهی، رقابت بر سر منابع غذایی و بررسی تغییرات جمعیتی می‌تواند در این زمینه اطلاعات مهمی فراهم کند.

در مورد دریای خزر نیز کاهش صید گونه‌هایی مانند کیلکا و ماهی سفید باید با توجه به مجموعه عوامل اکولوژیک و مدیریتی تحلیل شود. آمار صید یکی از شاخص‌های بررسی وضعیت ذخایر است، اما به‌تنهایی معادل اندازه واقعی جمعیت ماهیان در محیط طبیعی نیست.

گسترش تیلاپیا چه تأثیری بر معیشت صیادان محلی دارد؟

تأثیر اقتصادی حضور تیلاپیا به ترکیب صید، ارزش بازار گونه‌های مختلف، هزینه‌های صیادی و شرایط اقتصادی منطقه بستگی دارد. اگر سهم یک گونه کم‌ارزش‌تر در صید افزایش یابد و هم‌زمان سهم گونه‌های بومی با ارزش تجاری بیشتر کاهش پیدا کند، درآمد صیادان ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد.

در برخی مناطق، صیادان ممکن است تیلاپیا را به دلیل قیمت پایین یا محدودیت تقاضای بازار، به‌عنوان محصولی کم‌صرفه تلقی کنند. با این حال، برای تعیین میزان خسارت اقتصادی باید اطلاعات مربوط به ترکیب صید، قیمت فروش، میزان درآمد خانوارهای صیادی و تغییرات اشتغال بررسی شود.

در تالاب‌هایی مانند شادگان و هورالعظیم، انجام مطالعات اقتصادی و اجتماعی در کنار بررسی‌های اکولوژیک ضروری است. این مطالعات می‌توانند مشخص کنند که تغییرات ترکیب گونه‌های صیدشده تا چه اندازه بر درآمد و امنیت معیشتی جوامع محلی اثر گذاشته است.

اگر ارتباط میان افزایش جمعیت تیلاپیا و کاهش درآمد صیادان تأیید شود، برنامه‌های مدیریتی باید علاوه بر کنترل جمعیت گونه مهاجم، حمایت از جوامع محلی و کاهش هزینه‌های اقتصادی را نیز در نظر بگیرند.

آیا صید گسترده تیلاپیا می‌تواند راهکاری برای کنترل جمعیت آن در تالاب‌ها باشد؟

صید هدفمند ممکن است در برخی شرایط به کاهش جمعیت یک گونه مهاجم کمک کند؛ اما میزان موفقیت آن به زیست‌شناسی گونه، نرخ تولیدمثل، ساختار جمعیت، روش صید و شرایط محیطی وابسته است.

در مورد تیلاپیا، پیش از اجرای برنامه‌های گسترده صید باید مشخص شود که کدام گونه یا جمعیت در منطقه حضور دارد، پراکنش آن تا چه اندازه است و چه میزان برداشت می‌تواند به کاهش پایدار جمعیت منجر شود.

همچنین، باید از صید ناخواسته گونه‌های بومی و آسیب به سایر اجزای اکوسیستم جلوگیری شود. در صورت امکان، استفاده اقتصادی از صید انجام‌شده می‌تواند انگیزه مشارکت جوامع محلی را افزایش دهد؛ اما ارزش بازار محصول باید به‌صورت واقعی بررسی شود و نباید تنها مبنای برنامه کنترل قرار گیرد.

در بسیاری از موارد، مدیریت گونه‌های مهاجم به ترکیبی از اقدامات نیاز دارد؛ از جمله پیشگیری از ورود به زیستگاه‌های جدید، جلوگیری از انتقال میان منابع آبی، پایش جمعیت و اجرای برنامه‌های کنترل متناسب با شرایط هر منطقه.

مسئولیت دستگاه‌های مختلف در کنترل پراکنش تیلاپیا چگونه باید مشخص شود؟

مدیریت گونه‌های مهاجم نیازمند تقسیم مسئولیت روشن میان دستگاه‌های مرتبط است. سازمان حفاظت محیط زیست باید در ارزیابی خطرات اکولوژیک، حفاظت از زیستگاه‌ها و پایش اثرات محیطی نقش داشته باشد. سازمان شیلات ایران و مؤسسه تحقیقات شیلات نیز باید ضوابط فنی پرورش، تکثیر و انتقال گونه‌ها را رعایت کنند و اطلاعات مربوط به فعالیت مراکز پرورشی را در اختیار نهادهای نظارتی قرار دهند.

در حوزه حمل‌ونقل و جابه‌جایی آبزیان نیز باید سازوکارهای کنترلی مشخصی وجود داشته باشد تا انتقال گونه‌های غیربومی بدون ارزیابی خطر و مجوزهای لازم انجام نشود.

برای تعیین مسئولیت در موارد پراکنش، صرف مشاهده تیلاپیا در یک تالاب کافی نیست. باید مسیرهای احتمالی ورود بررسی شوند و سوابق تکثیر، فروش و انتقال ماهیان با داده‌های زیستی و ژنتیکی جمعیت مستقر در محیط مقایسه شوند. این فرایند می‌تواند به شناسایی منشأ احتمالی جمعیت‌ها و تعیین دقیق‌تر مسئولیت‌ها کمک کند.

شفافیت در انتشار گزارش‌های نظارتی و نتایج ارزیابی‌ها نیز اهمیت دارد؛ زیرا تصمیم‌گیری درباره توسعه یا محدودیت پرورش باید بر اساس اطلاعات قابل ارزیابی انجام شود.

آیا پرورش تیلاپیا در سراسر کشور باید ممنوع شود یا امکان توسعه کنترل‌شده آن وجود دارد؟

پاسخ به این پرسش باید بر پایه ارزیابی خطر و شرایط هر منطقه تعیین شود. ممنوعیت یا صدور مجوز گسترده، بدون بررسی ویژگی‌های اکولوژیک، وضعیت منابع آبی و توان نظارتی، نمی‌تواند جایگزین یک نظام تصمیم‌گیری علمی باشد.

در مناطقی که احتمال فرار و استقرار تیلاپیا در محیط طبیعی بالاست، محدودیت‌های سخت‌گیرانه‌تر یا حتی ممنوعیت پرورش ممکن است ضروری باشد. در مقابل، در واحدهایی که امکان کنترل مؤثر آب خروجی، جلوگیری از فرار ماهیان و نظارت مستمر وجود دارد، می‌توان خطرات را به‌صورت موردی ارزیابی کرد.

با این حال، امکان پرورش کنترل‌شده باید بر اساس شواهد و ارزیابی مستقل تأیید شود. وجود فناوری‌های پرورشی یا منافع اقتصادی احتمالی، به‌تنهایی برای صدور مجوز کافی نیست.

همچنین، مجوزها باید متناسب با ظرفیت اجرایی دستگاه‌های نظارتی صادر شوند. اگر امکان پایش مستمر، کنترل جابه‌جایی و واکنش سریع به فرار ماهیان وجود نداشته باشد، خطرات زیست‌محیطی افزایش پیدا می‌کند.

چه برنامه‌ای برای مدیریت علمی تیلاپیا در ایران ضروری است؟

در گام نخست، باید نقشه‌ای دقیق از پراکنش گونه‌ها و جمعیت‌های تیلاپیا در منابع آبی کشور تهیه شود. در این نقشه لازم است گونه‌های شناسایی‌شده، محدوده پراکنش، تراکم نسبی جمعیت و مسیرهای احتمالی انتقال مشخص شوند.

گام دوم، ارزیابی خطر در هر منطقه است. این ارزیابی باید حساسیت زیستگاه، حضور گونه‌های بومی ارزشمند، ویژگی‌های هیدرولوژیک، احتمال انتشار به منابع آبی مجاور و امکان کنترل جمعیت را در نظر بگیرد.

در مرحله بعد، لازم است تمام مراکز تکثیر و پرورش از نظر رعایت الزامات امنیت زیستی بررسی شوند. کنترل خروجی آب، ثبت جابه‌جایی‌ها، جلوگیری از انتقال غیرمجاز و تدوین برنامه واکنش اضطراری باید از الزامات اصلی فعالیت این مراکز باشد.

همچنین، تدوین برنامه ملی با مشارکت سازمان حفاظت محیط زیست، سازمان شیلات ایران، مؤسسه تحقیقات شیلات، دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی ضروری است. این برنامه باید کنترل پراکنش گونه‌های مهاجم، حفاظت از تنوع زیستی، ارزیابی اقتصادی و اجتماعی پیامدها و تعیین ضوابط پرورش کنترل‌شده را به‌صورت هم‌زمان دنبال کند.

در نهایت، تصمیم‌گیری درباره تیلاپیا باید از تقابل مطلق میان توسعه آبزی‌پروری و حفاظت از محیط زیست فاصله بگیرد. توسعه پایدار زمانی امکان‌پذیر است که منافع اقتصادی، ظرفیت اکولوژیک زیستگاه‌ها و هزینه‌های احتمالی ورود گونه‌های غیربومی در یک چارچوب علمی و شفاف ارزیابی شوند.

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1261004
  • طرز تهیه فرنچ تست رژیمی