عکس ها و توصیف تلخ صحنه به صحنه قتل عام خانوادگی برج 4 هرمزان شهرک غرب به قلم بازپرس حمید محمدی / ای کاش یکی پیدا می شد ماجرا را به آرش می گفت !
حوادث رکنا: بازپرس پرونده صحنه قتلعام خانوادگی برج شماره 4 هرمز، جزئیات این حادثه را اینگونه تشریح کرد.
به گزارش رکنا، 27 مهرماه امسال، گزارش وقوع قتل هولناک 4 نفر در برج 4 هرمز شهرک غرب تهران از سوی مأموران کلانتری 134 شهرک قدس به حمید محمدی بازپرس ویژه قتل شعبه 4 دادسرای جنایی، گزارش داده شد و بدین ترتیب تحقیقات آغاز شد.
![]()
بازپرس پرونده ضمن انتشار عکسهای صحنه قتل جزئیات این جنایت خانوادگی را در پیج شخصی خود، تشریح کرد که در ادامه آن را از نظر میگذرانید:
بازپرس پرونده جنایت برج هرمزان: دکتر حمید محمدی
ساعت ۱۰ صبح امروز، وقوع چند فقره قتل در یکی از برجهای منطقه شهرک غرب تهران به دادسرای جنایی گزارش گردید. پس از اطلاع از جنایت و حسب دستور جناب آقای دکتر شهریاری (سرپرست محترم دادسرای جنایی) بلافاصله به همراه اکیپ تخصصی، به محل آپارتمان واقع در طبقه هفدهم برج مراجعه نموده و در بدو ورود، با صحنه هولناکی مواجه شدیم !
در راهروی آپارتمان ۳۰۰ متری، جسد مسعود (سرایدار برج) مشاهده شد که در اثر اصابت دو گلوله به پشت کمر، چشمهایش به سقف خیره و در دم جان باخته بود. دستمال نظافت و لوازم شستشو در کنار جسد مسعود بوده و همین موضوع نشان میداد که در حین تمیزکاری، به قتل رسیده است.
پذیرایی آپارتمان مملو از پوکه و مرمی بوده و وسایل صبحانه مثل پنیر، نیمرو و نان سنگک تازه به همراه لیوانهای چای، بر روی میز غذاخوری چیده شده بودند. همین جزئیات، حکایت از این داشت که خانواده حتی فرصت نکردهاند صبحانه خود را بخورند و جنایت در ساعات اولیه صبح رخ داده است...
آپارتمان محل قتل دارای چهار اتاق خواب است که هر کدام روایت خاص خود را داشتند. کمی آن طرفتر و در اتاق خواب اول؛ پدربزرگ ۷۰ ساله خانواده با یک گلوله در سینه، به سکوتی ابدی فرو رفته بود. وجود داروهای فراوان و دستگاه سنجش فشار و قندخون در کنار مقتول، نشان میداد که نامبرده دچار بیماریهای مختلف است.
![]()
اتاق دوم؛ اتاق آرش، فرزند ۱۵ ساله خانواده بود که خوشبختانه در زمان قتل در خانه حضور نداشته و به مدرسه رفته بود. تختخواب آرش به شکل اتومبیل و اسباببازیهای متعدد و رنگارنگ، جریان زندگی در آن مکان را به تصویر میکشید. اتاق خواب سوم با دیوار تماماً شیشهای، مشرف به کل منطقه و مجهز به وسایل بدنسازی ولی خاک خورده بود. انگار اعضای خانواده دیگر حوصله ورزش و لذت بردن از منظره شهرک را نداشتند !
و اما در اتاق بعدی؛ جسد مردی ۴۵ ساله و غرق در خون افتاده بود و ...
و اما در اتاق بعدی؛ جسد مردی ۴۵ ساله و غرق در خون افتاده بود و یک قبضه کلت کمری با مدل (Revolver) در دست راستش قرار داشته و با شلیک یک گلوله به سمت راست سر، خودکشی نموده بود. بر روی میز کار وی، یک قبضه کلت اسپانیایی با مارک (Lama) و صدا خفه کن کشف گردید و نشان میداد که او همهی تلاش خود را برای کشتن تمامی اعضای خانواده به کار گرفته است!
حسب بررسیهای بیشتر، مادربزرگ ۶۵ ساله خانواده و همچنین مادر آرش، هر دو به دلیل اصابت گلوله و در همان ساعات اولیه، بوسیله اورژانس به بیمارستان منتقل شده بودند. در اثنای بررسی صحنه قتل، مأمور اعزامی به بیمارستان تماس گرفت و گفت که اقدامات درمانی فایده نداشت و مادربزرگ هم فوت شد...
هماکنون مادر آرش در اتاق عمل است و وضعیت مناسبی ندارد. به سامان (عموی آرش و برادر قاتل که به محض اطلاع، در محل حاضر شده بود) گفتم که سریعاً به مدرسه آرش رفته و او را به خانه خود ببرد.
صحنه دلخراش و اوضاع به هم ریخته بود. دل و چشم، توان تحمل و دیدن نداشت. ترس، وجود تمامی ساکنین برج را فرا گرفته و همگی، مبهوت جنازههایی بودند که با صدای ممتد و ناخوشایند آمبولانسها، به پزشکی قانونی منتقل میشدند. فردی با خودخواهی تمام، زندگی همه اعضای خانواده و نوجوان ۱۵ سالهی بیگناه را تباه کرده بود. کاش کسی پیدا شود و ماجرا را به آرش بگوید.
-
طرز تهیه کباب ترش گیلانی
ارسال نظر