گفتگوی ویژه با سرهنگ محمد گروسی و خانم دکتر زهره عزیزی روانشناس
فیلم / خوابیدن کارآگاه ایرانی داخل طویله در ماموریت غیرممکن افغانستان / باید زهرا 12 ساله را نجات می دادم / قسمت آخر
رکنا حادثه: سرهنگ محمد گروسی، کارآگاه پیشین پلیس آگاهی، از دشواریهای نجات دختری ۱۲ ساله که به افغانستان منتقل شده بود، تجربههای تلخ مأموریتهای خود و خلأ همکاری میان پلیس و متخصصان روانشناسی پرده برداشت؛ او معتقد است پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و کشف جرم، بدون همکاری نهادهای تخصصی به نتیجه مطلوب نمیرسد.
سختترین مأموریت؛ وقتی نجات جان یک کودک از هر چیزی مهمتر بود
به گزارش اختصاصی رکنا، سرهنگ محمد گروسی در پاسخ به پرسشی درباره سختترین شبها و دشواریهای مأموریت خود برای پیدا کردن و بازگرداندن زهرا، دختر ۱۲ سالهای که به افغانستان منتقل شده بود، به شرایط سختی اشاره کرد که در طول این مأموریت تجربه کرده است.
او با تأکید بر اینکه برای سفر تفریحی یا مأموریتی دیپلماتیک به افغانستان نرفته بود، توضیح داد که هدفش نجات جان کودکی بوده که او را مانند دختر خودش میدانسته است.
گروسی در توصیف شرایط دشوار این مأموریت گفت در مکانهایی شب را به صبح رسانده که حتی محل مناسبی برای استراحت انسان نبوده است. او تأکید کرد که برای نجات جان یک کودک، سختیهای مسیر را به جان خریده و در آن شرایط، تنها چیزی که برایش اهمیت داشته، پیدا کردن زهرا و بازگرداندن او به خانوادهاش بوده است.
چرا کارآگاهان درباره پروندهها با احتیاط صحبت میکنند؟
این کارآگاه پیشین پلیس آگاهی در ادامه به موضوع مهمی درباره نحوه انتشار اخبار جنایی و قضاوت افکار عمومی اشاره کرد.
او گفت هنگام صحبت درباره افراد مرتبط با یک پرونده باید احتیاط کرد؛ زیرا پشت هر فرد، خانوادهای قرار دارد و گاهی انتشار مطالب و قضاوتهای عجولانه میتواند علاوه بر خانوادهها، روند فعالیت پلیس آگاهی، پلیس اقتصادی و پلیس امنیت را نیز دشوارتر کند.
از نگاه گروسی، جامعه نباید پیش از روشن شدن ابعاد یک پرونده و مشخص شدن نتایج تحقیقات، درباره افراد حکم صادر کند. او معتقد است اطلاعرسانی درباره پروندههای حساس باید با در نظر گرفتن آثار اجتماعی آن و بدون پیشداوری انجام شود.
چرا پلیس برای آموزش کودکان وارد مدارس شد؟
گروسی با اشاره به تجربههای خود پس از بازگشت از مأموریت افغانستان گفت موضوع آموزش و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی را با فرمانده وقت نیروی انتظامی مطرح کرده است.
به گفته او، پس از کسب موافقت فرمانده، پیشنهاد داده است که نیروهای پلیس با لباس رسمی در مدارس مناطق آسیبپذیر حضور پیدا کنند و درباره خطرات اجتماعی با دانشآموزان و خانوادههایشان گفتوگو کنند.
او توضیح داد که شخصاً در تعدادی از مدارس تهران، از جمله مدارس دخترانه و پسرانه، حاضر شده و با دانشآموزان و خانوادههای آنان صحبت کرده است. هدف این اقدام، آگاهسازی نوجوانان و کمک به پیشگیری از گرفتار شدن آنها در موقعیتهای پرخطر بوده است.
گروسی با اشاره به صحبتهای دکتر زهره عزیزی، روانشناس اجتماعی، درباره ضرورت آموزش مهارتهای زندگی و پیشگیری، تأکید کرد که این آموزشها باید جدی گرفته شوند و به یک برنامه مستمر تبدیل شوند.
انتقاد از شیوه تحلیل پروندههای جنایی در رسانهها
این کارآگاه پیشین پلیس آگاهی همچنین از شیوه معمول بررسی پروندههای جنایی در رسانهها انتقاد کرد.
به گفته او، معمولاً پس از وقوع جرم، ابتدا پلیس برای توضیح روند کشف پرونده وارد گفتوگو میشود و پس از مشخص شدن نتیجه تحقیقات، از روانشناس دعوت میکنند تا درباره ابعاد روانشناختی حادثه اظهارنظر کند.
گروسی معتقد است حضور همزمان کارآگاه، خبرنگار و روانشناس میتواند به بررسی جامعتر پروندهها کمک کند؛ زیرا در چنین شرایطی، هم ابعاد عملیاتی و پلیسی ماجرا بررسی میشود و هم زمینههای روانشناختی و اجتماعی آن مورد توجه قرار میگیرد.
او با اشاره به اینکه علوم مختلف در دنیای امروز به یکدیگر وابستهاند، این وضعیت را با انجام یک عمل جراحی مقایسه کرد؛ جایی که پزشک برای تصمیمگیری، به نظر متخصصان مرتبط و بررسیهای لازم نیاز دارد.
از نگاه او، بررسی جرائم نیز نباید تنها بر دوش پلیس باشد و حضور بهموقع متخصصان روانشناسی میتواند در شناخت بهتر شرایط، پیشگیری از آسیبها و مدیریت موقعیتهای بحرانی مؤثر باشد.
جای خالی روانشناسی جنایی در کنار پلیس
گروسی با انتقاد از آنچه کمبود همکاری تخصصی در زمان وقوع جرم میداند، گفت در طول چند دهه فعالیت پلیسی خود، کمتر شاهد حضور روانشناسان در کنار کارآگاهان هنگام وقوع جرم بوده است.
او تأکید کرد که منظورش نادیده گرفتن تلاش روانشناسان فعال در مجموعه پلیس نیست؛ بلکه به باور او، ظرفیت گسترده متخصصان خارج از مجموعه پلیس نیز باید در کنار نیروهای عملیاتی قرار بگیرد.
این کارآگاه پیشین با اشاره به آمارهایی که خودش در گفتوگو مطرح کرد، مدعی شد شمار دانشجویان روانشناسی و مشاوره در کشور به حدود ۴۸۰ هزار نفر میرسد و حدود ۸۰ هزار نفر نیز عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره هستند. این ارقام در این گفتوگو از سوی او بیان شدهاند و برای تأیید مستقل آنها به بررسی آمارهای رسمی نیاز است.
گروسی با طرح این پرسش که چرا از ظرفیت چنین جمعیتی در کنار پلیس استفاده نمیشود، به یک مورد گروگانگیری در محدوده مقابل پارک ساعی تهران اشاره کرد و پرسید متخصصان روانشناسی خارج از مجموعه پلیس در چنین موقعیتهایی چه نقشی داشتهاند.
او در عین حال تأکید کرد که روانشناسان پلیس در میدان حضور دارند، اما از نظر او، برای مدیریت بهتر بحرانها به همکاری گستردهتر و سازمانیافتهتر نیاز است.
درخواست برای ایجاد رشته روانشناسی جنایی و جرمشناسی
یکی از محورهای اصلی صحبتهای گروسی، ضرورت تقویت آموزش دانشگاهی در حوزه روانشناسی جنایی و جرمشناسی بود.
او با اشاره به فعالیتهای دانشگاه علوم انتظامی در زمینه آموزش و بررسی پروندههای جرائم، گفت در حوزههای مرتبط با جرمشناسی باید زمینههای علمی و تخصصی بیشتری ایجاد شود.
گروسی از وزارت علوم پرسید چه زمانی قرار است برای ایجاد و توسعه رشتههای تخصصی مرتبط با روانشناسی جنایی و جرم اقدام شود. او همچنین با اشاره به تجربه برخی کشورهای منطقه، خواستار توجه بیشتر به این حوزه شد.
از دیدگاه او، آموزش تخصصی و همکاری میان دانشگاهها، روانشناسان و پلیس میتواند به بهبود شیوههای پیشگیری، شناخت رفتار مجرمانه و مواجهه با موقعیتهای حساس کمک کند.
روانشناسان کلانتریها چه کمکی به مردم میکنند؟
گروسی در بخش دیگری از صحبتهای خود به فعالیت مشاوران و روانشناسان در کلانتریها اشاره کرد و گفت در کلانتریها نیروهای متخصصی حضور دارند که به ارائه خدمات مشاورهای و روانشناختی میپردازند.
به گفته او، این خدمات در برخی اختلافات و پروندهها میتواند به حلوفصل مسائل پیش از طی شدن مراحل قضایی کمک کند؛ موضوعی که از نگاه او هم برای مردم و هم برای دستگاه قضایی اهمیت دارد، زیرا پیگیری قضایی پروندهها هزینهبر است.
او با اشاره به تجربه نیروهای مسلح در ارائه مشاوره به مردم در شرایط بحرانی، از جمله روزهای جنگ و نگرانیهای ناشی از موشکباران و بیثباتی، گفت روانشناسان مجموعههای نظامی در میدان حاضر شدهاند و خدمات مشاورهای رایگان ارائه دادهاند.
گروسی این تجربه را نمونهای از امکان استفاده از ظرفیت متخصصان روانشناسی در شرایط دشوار دانست و تأکید کرد که چنین همکاریهایی نباید تنها به دورههای بحرانی محدود بماند.
«پلیس از ورود به همه حوزهها خسته شده است»
سرهنگ محمد گروسی در پایان صحبتهای خود با انتقاد از نبود همکاری کافی میان نهادهای مسئول، گفت پلیس در بسیاری از موارد ناچار است علاوه بر وظایف اصلی خود، به حوزههایی ورود کند که به همکاری سایر سازمانها نیز نیاز دارند.
او معتقد است یکی از دلایلی که ممکن است باعث نارضایتی بخشی از مردم از پلیس شود، همین مسئله است؛ زیرا از نگاه او، پلیس در برخی موقعیتها ناچار میشود پیامد کمکاری یا نبود هماهنگی سایر بخشها را نیز مدیریت کند.
گروسی خواستار تشکیل حلقهای مشترک میان پلیس، روانشناسان، دانشگاهها، نهادهای آموزشی و دیگر سازمانهای مرتبط شد؛ حلقهای که در آن هر مجموعه وظیفه خود را انجام دهد و مسئولیت پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و مقابله با جرم، تنها بر دوش یک نهاد قرار نگیرد.
این گفتوگو با تأکید بر اهمیت بررسی پروندههای اجتماعی، پلیسی و جنایی از زاویههای مختلف به پایان رسید. مجری برنامه نیز اعلام کرد در برنامههای آینده، پروندههای دیگری با حضور سرهنگ محمد گروسی و دکتر زهره عزیزی بررسی خواهد شد تا مخاطبان با ابعاد مختلف این مسائل آشنا شوند.
ارسال نظر