چرا مراجعه به فالگیر و رمال در جامعه افزایش یافته است؟ فالگیرها با ترس‌ مردم تجارت می‌کنند/ فیلم

رضا کردبچه، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی رکنا با بررسی رواج رمالی، فالگیری و دیگر اشکال خرافات در جامعه، این پدیده را موضوعی تاریخی و فراتر از مرزهای ایران دانست و گفت: خرافات از بدو پیدایش انسان وجود داشته، اما با ورود به عصر مدرنیته و گسترش فناوری نه‌تنها از بین نرفته، بلکه شکل‌های جدیدتر و به‌اصطلاح «اینستاگرامی» و آنلاین پیدا کرده است. 

خرافات از انسان بدوی تا رمالی آنلاین

کردبچه درباره ریشه‌های تاریخی خرافات می‌گوید: اگر بخواهیم علل اصلی رواج خرافات در جامعه را بررسی کنیم، باید به ریشه‌ها و خاستگاه شکل‌گیری آن برگردیم. انسان از بدو پیدایش خود با خرافات همراه بوده است. وقتی در جوامع اولیه از خدایان باران، آتش، رعد و برق و نیروهای مشابه صحبت می‌شد، انسان بدوی این پدیده‌ها را به ارواح یا خدایان نسبت می‌داد. بنابراین می‌توان گفت خرافات از ابتدا در ذهن انسان وجود داشته و به صورت سینه‌به‌سینه تا امروز منتقل شده است.

او ادامه می‌دهد: اگر در گذشته سیل اتفاق می‌افتاد، ممکن بود آن را ناشی از نفرت یا خشم خداوند بدانند، اما امروز با ایجاد کانال‌های انتقال آب‌های سطحی، سدسازی و استفاده از فناوری‌های مختلف می‌توانیم آب را کنترل کنیم. با وجود این، اصل گرایش انسان به خرافات از بین نرفته است، بلکه در طول زمان شکل آن تغییر کرده است.

این جامعه‌شناس با اشاره به تأثیر مدرنیته بر شکل خرافات می‌گوید: با ورود به عصر روشنگری، مدرنیته، شهرنشینی و انقلاب صنعتی، شکل خرافات تغییر کرد. تکنولوژی خرافات را از بین نبرد، بلکه آن را شیک‌تر، مدرن‌تر و به‌قول معروف «اینستاگرامی‌تر» کرد.  امروز دیگر فقط با رمالی در پارک یا خیابان مواجه نیستیم، بلکه در فضای مجازی افراد به‌صورت آنلاین «کوچینگ انرژی» انجام می‌دهند، طالع‌بینی می‌کنند، بدون اینکه فرد را دیده باشند برای او فال می‌گیرند و فال تاروت ارائه می‌دهند. بنابراین همان انسان با همان ذهنیت انسان بدوی وجود دارد، اما ابزارها و شکل ارائه خرافات تغییر کرده است.

کردبچه تأکید می‌کند: این موضوع فقط مختص ایران نیست و در جوامع اروپایی، غیراروپایی و آسیایی نمونه‌های مختلفی از خرافات وجود دارد. یک تحقیق در سال ۲۰۰۳ درباره خرافات در میان شهروندان انگلیسی نشان داده است که باورهایی مانند سه بار زدن به تخته یا اعتقاد به عدد ۱۳ در میان آنها وجود دارد. بنابراین خرافات یک پدیده جهان‌شمول است، هرچند در جامعه ایران نیز به دلایل مختلف می‌تواند شکل گسترده‌تری پیدا کند.

چرا مردم به رمالی و فالگیری روی می‌آورند؟

این جامعه‌شناس درباره دلایل افزایش گرایش به رمالی و فالگیری در جامعه می‌گوید: یکی از مهم‌ترین دلایل، نیاز انسان به کنترل آینده است. وقتی افراد احساس کنند آینده خود را نمی‌توانند کنترل کنند و از فردای زندگی‌شان مطمئن نیستند، احتمال اینکه به خرافات روی بیاورند افزایش پیدا می‌کند.

کردبچه ادامه می‌دهد: وقتی کنترل فردای خودمان و زندگی آینده‌مان را نداریم، در واقع احساس می‌کنیم بر باورها و تصمیم‌های خود کنترل کافی نداریم. به همین دلیل موقع شارهای اقتصادی و اجتماعی که با شرایط نامطمئن مواجه می‌شویم، ممکن است به سمت راه‌های میانبر و غیرعقلانی برویم تا بتوانیم مشکلات خود را حل کنیم.

او می‌گوید: در جامعه‌ای که فرد از صبح بیدار می‌شود، سر کار می‌رود، اما در پایان ماه می‌بیند حقوقش حتی برای تأمین مایحتاج اولیه زندگی کافی نیست، طبیعی است که ممکن است به دنبال راه‌های دیگری برای حل مشکلات خود باشد. یکی از این راه‌ها می‌تواند گرایش به خرافات، سحر و جادو و رمالی باشد؛ زیرا فرد در شرایط ناامن به دنبال راهی برای به دست آوردن احساس کنترل است تا بتواند احساس کنند کنترلی بر زندگی خود دارند

 

به گفته کردبچه، شرایط اقتصادی و اجتماعی نامطمئن می‌تواند این مسئله را تشدید کند. او می‌گوید: وقتی هر روز با شرایط نامطمئن اقتصادی و اجتماعی مواجه هستیم، افراد ، ممکن است به سمت خرافات و سحر و جادو بروند.

نیاز به معنا؛ وقتی فالگیر برای مشکلات زندگی «توضیح» می‌سازد

کردبچه دومین عامل را نیاز انسان به معنا می‌داند و می‌گوید: انسان‌ها نیاز دارند جهان‌های معنا داشته باشند تا بتوانند زندگی خود را معناسازی کنند و به اتفاقاتی که برایشان رخ می‌دهد، معنا بدهند. شکل مثبت این نیاز می‌تواند در شعر، هنر، ادبیات و سینما بروز پیدا کند؛ یعنی انسان‌های هنرمند جهان‌های معنایی خود را از طریق این ابزارها ایجاد می‌کنند.

او ادامه می‌دهد: اما برخی افراد با تفکرات ساده‌تر ممکن است برای معنا دادن به اتفاقات زندگی خود به سمت خرافات و فالگیری بروند. برای مثال، دختری که در سن ازدواج است اما خواستگاری ندارد، ممکن است از خود بپرسد چرا برای من خواستگار نمی‌آید و چرا نمی‌توانم ازدواج کنم. یا یک کاسب که مدام با شکست اقتصادی مواجه می‌شود، ممکن است از خود بپرسد چرا همیشه بد می‌آورم و چرا در مسائل معیشتی شکست می‌خورم.

این جامعه‌شناس می‌گوید: چنین فردی به دنبال معنا می‌رود و ممکن است ابتدا سراغ فالگیری برود، بعد به رمال مراجعه کند و در مرحله بعد حتی به دنبال سحر و جادو باشد. بنابراین انسان نیاز به معنا دارد و وقتی دچار اضطراب و سردرگمی می‌شود، ممکن است برای یافتن این معنا به خرافات پناه ببرد.

اثر «بارنوم»؛ چگونه جملات کلی، فرد را به فالگیر باورمند می‌کند؟

کردبچه سومین عامل را «ساده‌سازی مسائل پیچیده» عنوان می‌کند و توضیح می‌دهد: در روان‌شناسی اثری به نام «اثر بارنوم» وجود دارد. بارنوم نام یک مدیر سیرک و شومن در قرن نوزدهم بود که ایده‌اش این بود برای هر کسی که وارد سیرک می‌شود، می‌توان چیزی گفت که برای او خوشایند باشد. بعدها این موضوع در روان‌شناسی با عنوان اثر بارنوم یا بارنوم افکت شناخته شد.

او می‌گوید: روان‌شناسان، رمال‌ها، جادوگران و فالگیرها از همین اثر استفاده می‌کنند. آنها جملات کلی، گزاره‌های عمومی و مطالبی را مطرح می‌کنند که می‌تواند درباره بسیاری از افراد صدق کند. برای مثال، وقتی از کسی می‌پرسند «آیا در زندگی‌تان دچار مشکل هستید؟» یا «آیا در ازدواج مشکل دارید؟»، در واقع گزاره‌ای کلی مطرح کرده‌اند که می‌تواند درباره افراد زیادی صادق باشد.

کردبچه ادامه می‌دهد: همین ردوبدل شدن جملات باعث می‌شود رمال یا فالگیر در فرد ترس و ناامنی ایجاد کند و بعد برای این ترس و ناامنی یک علت بسازد و در نهایت برای آن علت نیز راه‌حل ارائه دهد.

او توضیح می‌دهد: در اینجا رمال خیلی سریع یک مثلث ایجاد می‌کند؛ فرد با مجموعه‌ای از مسائل پیچیده مواجه است و می‌پرسد حالا چه باید بکنم؟ پاسخ هم ظاهراً ساده است؛ مثلاً می‌گوید یک تار مو به من بده، عکس همسرت را به من بده یا فلان وسیله را بیاور. بعد این موارد را با دارو، ورد و کارهای دیگر ترکیب می‌کند و برای مشکل فرد راه‌حلی ظاهری می‌سازد.

از ترس تا جنایت؛ وقتی خرافات وارد زندگی واقعی می‌شود

این استاد دانشگاه با اشاره به پیامدهای خطرناک برخی باورهای خرافی می‌گوید: ما حتی در حوادثی که در مجلات و روزنامه‌های حوادث منتشر می‌شود، نمونه‌هایی دیده‌ایم که مثلاً زنی بر اساس خوراندن یک ماده یا ترکیب دارویی، همسر خود را به قتل رسانده است. بنابراین این مسائل گاهی فقط در حد باور باقی نمی‌ماند و می‌تواند وارد رفتارهای خطرناک و حتی جنایت شود.

او تأکید می‌کند: اگر بخواهیم سه عامل اصلی را که باعث گرایش افراد به خرافات می‌شود جمع‌بندی کنیم، باید به نیاز به کنترل زندگی در شرایط نامطمئن، نیاز به معنا و ساده‌سازی پیچیدگی‌های زندگی اشاره کنیم. این سه عامل بسیار مهم هستند و می‌توانند افراد را به سمت خرافات سوق دهند.

چرا بعضی‌ها می‌گویند پیش‌بینی فالگیرها درست از آب درآمده است؟

در پاسخ به این پرسش که چرا برخی افرادی که به انواع فال اعتقاد دارند، می‌گویند پیش‌بینی‌های فالگیران واقعاً اتفاق افتاده است، کردبچه می‌گوید: خرافات فرزند ترس و ناامنی است. وقتی ترس و ناامنی در وجود انسان باشد، برای آن پاسخ‌های زیادی پیدا می‌شود. ممکن است فردی بگوید ۲۰ سال پیش یک فالگیر به من چیزی گفته و امروز همان اتفاق افتاده است. اما باید توجه داشت که بسیاری از این پیش‌بینی‌ها کلی هستند و اتفاقاتی که گفته می‌شود، برای بخش زیادی از انسان‌ها امکان وقوع دارد.

کردبچه توضیح می‌دهد: بر اساس همان نظریه اثر بارنوم، گزاره‌هایی که فالگیرها مطرح می‌کنند کلی و جهان‌شمول است. برای مثال، من ممکن است به عنوان یک کاسب دو سال دیگر موفق شوم، یا یک سال دیگر اتفاقی بیفتد که باعث شکست اقتصادی من شود. ممکن است فردی بعد از دو سال از شریک زندگی خود جدا شود یا یک سال دیگر این اتفاق رخ دهد. اگر در یک رابطه اختلاف وجود داشته باشد، احتمال جدایی همیشه وجود دارد. بنابراین فالگیر گزاره‌ای را مطرح می‌کند که امکان وقوع آن برای بسیاری از افراد وجود دارد و وقتی اتفاق می‌افتد، فرد تصور می‌کند پیش‌بینی او درست بوده است.

فالگیران؛ «تاجران هراس‌های بشری»

این جامعه‌شناس با اشاره به شرایط اقتصادی و اجتماعی امروز جامعه می‌گوید: در جامعه ما که شرایط اقتصادی و اجتماعی دشواری وجود دارد، زمینه برای افزایش ترس و اضطراب نیز بیشتر می‌شود. ما بسیاری از اصناف و شغل‌ها را به دلیل کرونا، تورم اقتصادی، جنگ و پیامدهای ناشی از آن از دست داده‌ایم و طبیعی است که افراد در چنین شرایطی با شکست، اضطراب و ناامنی مواجه شوند.

کردبچه می‌گوید: اگر فردی سرمایه‌ای داشته باشد و به دلیل تورم بخشی از سرمایه خود را از دست بدهد، این اتفاق به خودی خود موضوع عجیبی نیست و می‌توان آن را در چارچوب شرایط اقتصادی توضیح داد و لزوماً نیازی نیست فرد برای یافتن علت به سراغ رمال برود.

او تأکید می‌کند: فالگیرها و رمال‌ها از گزاره‌های کلی و جهان‌شمول استفاده می‌کنند؛ گزاره‌هایی که امکان دارد برای بسیاری از افراد اتفاق بیفتد. بنابراین فردی که از قبل اضطراب و نگرانی دارد، وقتی یک پیش‌بینی کلی می‌شنود و بعد بخشی از آن اتفاق می‌افتد، تصور می‌کند فالگیر واقعاً آینده او را دیده است.

این جامعه‌شناس در توصیف نقش رمالان و فالگیران می‌گوید: به نظر من، فالگیران و رمالان «تاجران هراس‌های بشری» هستند؛ یعنی از ترس‌ها و اضطراب‌های انسان‌ها تجارت می‌کنند.

«کالایی‌سازی امید»؛ تجارت با اضطراب مردم

کردبچه ادامه می‌دهد: آنچه در اینجا اتفاق می‌افتد، نوعی کالایی‌سازی امید است. فالگیر از هراس‌های انسان و اضطراب او استفاده می‌کند و آنها را به کالا تبدیل می‌کند و در مقابل، به فرد امید می‌فروشد.

او می‌گوید: برای مثال، به دختری که نگران ازدواج است گفته می‌شود «دخترم خوشبخت می‌شوی» یا به مادری که درباره زندگی فرزندش نگران است گفته می‌شود «پسرت بالاخره سر عقل می‌آید و به خانه و زندگی‌اش برمی‌گردد». سپس برای تحقق این وعده، مجموعه‌ای از کارها، دعاها، فال‌ها یا اقدامات دیگر پیشنهاد می‌شود.

این جامعه‌شناس تأکید می‌کند: در واقع، رمال و فالگیر از اضطراب و ترس فرد استفاده می‌کند، برای ترس او معنا می‌سازد، سپس راه‌حلی ارائه می‌دهد و در نهایت امید را به یک کالا تبدیل می‌کند. به همین دلیل، هرچه جامعه با ناامنی، اضطراب و شرایط نامطمئن بیشتری مواجه باشد، زمینه برای رشد چنین فعالیت‌هایی نیز بیشتر فراهم می‌شود.

 

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1250591