گفتگو با 2 برادر تهرانی که با خوراندن سیانور پدرشان را کشتند / بالای سر پدرم نشستم تا بمیرد + عکس ها و انگیزه

مرگ مشکوک یک مرد میانسال در بیمارستان، پرده از نقشه هولناک دو برادر برای کشتن پدرشان برداشت؛ مردی که ابتدا تصور می‌شد به دلیل بیماری جان باخته، اما آزمایش‌های پزشکی قانونی نشان داد قربانی سیانور شده است.

تحقیقات پلیس آگاهی سرانجام 2 پسر مقتول را به‌عنوان متهمان این پرونده شناسایی و بازداشت کرد!

دو برادری که پس از بازجویی‌های تخصصی، روایت متفاوتی از مرگ پدرشان ارائه کردند. جزئیات این جنایت خانوادگی و گفت‌وگوی اختصاصی با 2 برادر متهم را در ادامه بخوانید.

گفت‌وگو با حسین، برادر بزرگ‌تر متهم به قتل پدر را در ادامه می‌خوانیم.

مردی که به گفته خودش از همان روزهای نخست می‌دانست برادر کوچکترش در مرگ پدرشان نقش داشته، اما به خاطر حمایت از او سکوت کرد تا اینکه نتیجه پزشکی قانونی راز مرگ مرد میانسال را فاش کرد.

اسمت چیست و چند سال داری؟

حسین هستم، 36 ساله.

به چه جرمی بازداشت شده‌ای؟

به اتهام مشارکت در قتل پدرم.

نقش تو در این ماجرا چه بوده است؟

برادر کوچکترم که الان کنارم نشسته، سال‌هاست اعتیاد دارد. شب حادثه هم ظاهراً مواد مصرف کرده بود. تا جایی که من فهمیدم، پدرم می‌خواست او را به کمپ ترک اعتیاد ببرد و بر سر همین موضوع با هم مشکل داشتند. برادرم مدعی است که آن شب سیانور را داخل آب هویج ریخته و به پدرم داده و پدرم هم آن را خورده است. چند ساعت بعد حال پدرم بد شد و فوت کرد.

آن زمان تو کجا بودی؟

من رفته بودم پارک.

وقتی برگشتی چه دیدی؟

وقتی برگشتم، دیدم پدرم خوابیده و حرکت نمی‌کند. با برادرم او را به بیمارستان رساندیم، اما با وجود تلاش پزشکان، چند ساعت بعد فوت کرد.

پدرت سابقه بیماری یا مشکل جسمی خاصی داشت؟

چند سال قبل چشمش را عمل کرده بود و به خاطر همان عمل دارو مصرف می‌کرد، اما بیماری خاص دیگری که باعث مرگش شود نداشت.

چه زمانی فهمیدی برادرت در مرگ پدرت نقش داشته است؟

بعد از فوت پدرم، برادرم به من گفت چه کار کرده است. اما آن زمان تصور کردیم شاید به خاطر مصرف مواد توهم زده و حرف‌هایی می‌زند که واقعیت ندارد؛ برای همین حرفش را جدی نگرفتیم.

یعنی با وجود اینکه برادرت چنین حرفی زده بود، موضوع را به پلیس اطلاع ندادی؟

نه. دلم برای برادرم سوخت و به خاطر حمایت از او سکوت کردم.

پس چه چیزی باعث شد مطمئن شوی مرگ پدرت طبیعی نبوده است؟

وقتی جواب پزشکی قانونی آمد. آنجا مشخص شد پدرم بر اثر مسمومیت با سیانور جان باخته است و علت مرگ همین مسمومیت بوده. بعد از اعلام نتیجه پزشکی قانونی، موضوع برای ما جدی شد.

اما اگر برادرت را عامل مرگ پدرت می‌دانستی، چرا چند ماه سکوت کردی؟

چون برادرم بود. نمی‌توانستم به راحتی او را معرفی کنم. از طرفی هنوز خودمان هم مطمئن نبودیم حرف‌هایی که آن شب زده واقعیت دارد یا به خاطر مصرف مواد بوده است. تا اینکه نتیجه پزشکی قانونی همه چیز را روشن کرد.

در برخی خبرها گفته شده برادرت به خاطر اینکه پدرت قصد ازدواج مجدد داشته، او را به قتل رسانده است. ماجرا چه بود؟

پدرم سال‌ها مادرم را اذیت می‌کرد و چند بار می‌خواست از او طلاق بگیرد و با زن دیگری ازدواج کند. مادرم با این موضوع مشکلی نداشت، اما در جریان طلاق، دادگاه گفته بود اگر پدرم قصد طلاق دارد، باید 2 دانگ از خانه را به نام مادرم بزند. پدرم هم به همین دلیل از طلاق منصرف شد.

اختلافات خانوادگی بعد از آن تمام نشد؟

نه، آزار و اذیت‌های پدرم ادامه داشت. تا جایی که آن شب برادرم شیشه مصرف کرد و بعد از آن، طبق ادعای خودش، سیانور را داخل آب هویج ریخت و به پدرم داد. پدرم هم آن را خورد و چند ساعت بعد جان باخت.

یعنی معتقدی اختلافات قدیمی خانوادگی و درگیری بر سر اعتیاد برادرت، در نهایت به مرگ پدرت منجر شد؟

بله. برادرم هم به خاطر اعتیادش با پدرم مشکل داشت و هم از طرف دیگر اختلافات قدیمی خانوادگی وجود داشت. آن شب همه این مسائل کنار هم قرار گرفت و اتفاقی افتاد که حالا هیچ‌کداممان نمی‌توانیم آن را جبران کنیم.

photo_2026-09-09_15-59-51

سیانوری که برای مرگ خودش خریده بود، جان پدرش را گرفت

چند سال داری؟

27 ساله‌ام.

چرا پدرت را به قتل رساندی؟

شیشه مصرف کرده بودم و اصلاً نمی‌فهمیدم دارم چه کار می‌کنم. آن لحظه تحت تأثیر مواد بودم و تصمیمی گرفتم که حالا بابتش خیلی پشیمانم.

سابقه داری؟

بله.

به چه جرمی؟

به خاطر درگیری و خرید و فروش مواد مخدر سابقه دارم.

از چه سنی مواد مصرف می‌کنی؟

از 17 سالگی.

چند بار برای ترک اقدام کردی؟

آن‌قدر زیاد ترک کردم و دوباره شروع کردم که دیگر تعدادش از دستم در رفته است.

از گذشته‌ات بگو؛ چه شد که زندگی‌ات به اعتیاد و درگیری کشیده شد؟

واقعیت این است که من از سن کم درگیر مواد بودم. از همان روزهایی که خودم را شناختم، مواد مصرف می‌کردم و دنبال دعوا و درگیری بودم.خانواده‌ام بارها من را به کمپ بردند. ترک می‌کردم، اما وقتی بیرون می‌آمدم دوباره مصرف را شروع می‌کردم.واقعیت این است که بارها می‌خواستم به زندگی خودم پایان بدهم. چند بار سعی کردم خودم را خلاص کنم، اما نشد.

چرا به فکر خودکشی افتاده بودی؟

چون زندگی برایم معنی نداشت. با خودم می‌گفتم تا کی باید مواد مصرف کنم، بروم کمپ، ترک کنم و دوباره از اول شروع کنم؟ برای همین چند بار اقدام به خودکشی کردم.اما یک بار برادرم نجاتم داد، یک بار مادرم و یک بار هم دوباره برادرم.

سیانور را از کجا آورده بودی؟

همان سیانوری بود که قبلاً برای خودکشی تهیه کرده بودم.

چه شد که فکر کشتن پدرت به ذهنت رسید؟

آن شب شیشه مصرف کرده بودم. به این فکر کردم که پدرم ما را خیلی اذیت می‌کند و حاضر نیست خانه را به نام مادرم بزند. در همان حالت تصمیم گرفتم او را بکشم.رفتم سیانوری را که قبلاً برای خودکشی تهیه کرده بودم آوردم، داخل آب هویج ریختم و به پدرم دادم.

پدرت متوجه نشد داخل آب هویج چیزی ریخته ای مزه اش فرق نکرده بود بفهمد؟

نه. آب هویج را خورد و خیلی عادی رفت سر جایش خوابید.

بعد از آن چه کار کردی؟

من هم نشستم و دوباره مواد مصرف کردم و منتظر مردنش شدم.

یعنی نشسته بودی و منتظر مرگ پدرت بودی؟

بله. آن‌قدر مواد زده بودم که اصلاً نمی‌فهمیدم دارم چه کار می‌کنم.

آن زمان خانواده‌ات کجا بودند؟

برادرم و بقیه خانواده رفته بودند پارک. وقتی برگشتند، دیدند پدرم خوابیده است و شک نکردند که اتفاقی برایش افتاده باشد.

تو چه زمانی فهمیدی پدرت در حال مرگ است؟

من متوجه شدم حالش خوب نیست و دارد می‌میرد، اما خودم هم تحت تأثیر مواد بودم و درست نمی‌فهمیدم چه اتفاقی افتاده است.چند روز بعد که اثر مواد از سرم رفت، تازه فهمیدم چه کار کرده‌ام. به برادرم گفتم، اما آنها حرفم را باور نکردند و گفتند شاید به خاطر مصرف مواد توهم زده‌ام.

پس نتیجه پزشکی قانونی بود که همه چیز را مشخص کرد؟

بله. خانواده ام منتظر ماندند تا جواب پزشکی قانونی بیاید. وقتی نتیجه اعلام شد و مشخص شد پدرم بر اثر مسمومیت با سیانور فوت کرده، فهمیدند حرف من واقعیت داشته است. بعد از آن پلیس به ما مشکوک شد و من و برادرم را بازداشت کردند.

از کاری که کردی پشیمانی؟

خیلی زیاد. شاید اگر آن شب مواد مصرف نکرده بودم، نه پدرم امروز مرده بود و نه خودم و خانواده‌ام گرفتار این دردسر شده بودیم.

الان وضعیت خانواده‌ات چطور است؟

بقیه خانواده مشکلی ندارند، اما عمویم خیلی شاکی است. او با برادرم مشکل دارد و نمی‌خواهد اجازه بدهد خانواده رضایت بدهند.

فکر می‌کنی خانواده رضایت بدهند؟

نمی‌دانم؛ شاید.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1247381
  • چرا بارسلونا روی لباسش ستاره نداره؟ + فیلم