با بنزین 10 هزار تومانی بحران انرژی حل نمی‌ شود / با «بیل» نمی‌ توان کوه را جابه جا کرد!

به گزارش خبرنگار اقتصادی رکنا، موضوع انرژی در کشور دیگر تنها به بنزین محدود نمی شود و همزمان مشکلات مربوط به گاز، برق و حتی آب نیز به یکی از دغدغه های جدی کشور تبدیل شده است. از سوی دیگر، افزایش قیمت بنزین، مسئله واردات و ناترازی در بخش های مختلف انرژی، بر پیچیدگی شرایط افزوده است. در این میان، این پرسش مطرح است که ریشه مشکلات انرژی در کشور کجاست و آیا افزایش قیمت حامل های انرژی می تواند به تنهایی راه حلی برای عبور از این بحران باشد؟

سید هاشم اورعی، استاد دانشگاه صنعتی شریف، در گفتگو با خبرنگار رکنا، با تاکید بر اینکه مشکل اصلی انرژی در ایران به «حکمرانی انرژی» باز می گردد، معتقد است اصلاح قیمت ها بدون اصلاح ساختار دولتی بازار انرژی نمی تواند بحران موجود را حل کند. وی همچنین تاکید دارد که حل بحران انرژی نیازمند یک سیاستگذاری حداقل 10 ساله، تصمیم های شجاعانه و مهم تر از همه، بازسازی اعتماد عمومی است.

ریشه بحران انرژی در «حکمرانی» است

اورعی در پاسخ به سوال خبرنگار رکنا درباره وضعیت فعلی حامل های انرژی در کشور و ریشه مشکلات موجود گفت: حامل های انرژی، از گاز و برق گرفته تا سایر حامل ها، همگی گرفتار یک معضل مشترک هستند و این مسئله به حکمرانی انرژی باز می گردد.

وی افزود: ما در هر کدام از این بخش ها با دخالت گسترده دولت مواجه هستیم؛ البته حتی واژه «دخالت» هم شاید دقیق نباشد، چرا که اساسا بخش انرژی در دست دولت بوده و هست و دولت اجازه شکل گیری یک بازار واقعی را نداده است.

استاد دانشگاه صنعتی شریف ادامه داد: به اعتقاد من، این مسیر از مجلس هفتم به شکل جدی نمایان شد؛ زمانی که مجلس هفتم، قانون مجلس ششم در دولت آقای خاتمی درباره افزایش قیمت حامل های انرژی متناسب با تورم را کنار گذاشت و طرح تثبیت قیمت حامل های انرژی را در پیش گرفت. از آن زمان به بعد کاملا مشخص بود که مسیر را اشتباه رفته ایم.

اورعی با بیان اینکه تثبیت قیمت ها در شرایط تورمی نمی تواند پایدار باشد، گفت: وقتی در کشوری تورم مزمن و فزاینده وجود دارد، نمی توانید قیمت فروش یک کالا یا خدمت را ثابت نگه دارید، در حالی که قیمت تمام شده آن، که در اختیار شما نیست، همراه با تورم افزایش پیدا می کند. اگر ناکارآمدی های گسترده ناشی از دولتی بودن اقتصاد را نیز به این مسئله اضافه کنیم، نتیجه مشخص است.

وی تاکید کرد: دولت های مختلف یکی پس از دیگری آمدند و همگی گفتند فاصله میان قیمت تمام شده و قیمت فروش انرژی دائما در حال افزایش است، اما هیچ دولتی به اندازه ای که لازم بود شهامت ورود به این مسئله و آغاز حل آن را نداشت.

انرژی در بخش خانگی و کشاورزی عملا مجانی است

اورعی در پاسخ به سوال خبرنگار درباره وضعیت قیمت حامل های انرژی و فاصله آن با قیمت تمام شده اظهار کرد: امروز به جایی رسیده ایم که تقریبا تمام حامل های انرژی، از بنزین و گازوئیل گرفته تا برق و گاز، با این مشکل مواجه هستند.

وی افزود: به خصوص در بخش خانگی و کشاورزی، قیمتی که مردم برای انرژی پرداخت می کنند، در بهترین حالت حدود 5 درصد قیمت تمام شده است؛ یعنی عملا انرژی مجانی شده است.

استاد دانشگاه صنعتی شریف با اشاره به نقش دولت در قیمت گذاری انرژی گفت: مسئله فقط دخالت دولت نیست؛ مسئله تعیین قیمت توسط دولت است. امروز نرخ بنزین، برق، گاز و گازوئیل اساسا در اختیار دولت است و هیچ مکانیزم واقعی بازار در این بخش وجود ندارد.

قبض گاز ناچیز است؛ گازوئیل تقریباً مجانی عرضه می شود

اورعی در پاسخ به سوال خبرنگار رکنا درباره وضعیت گاز در کشور گفت: در بخش گاز، در زمستان حدود 46 درصد مصرف گاز کشور مربوط به بخش خانگی است. وقتی بررسی می کنید که یک خانوار به طور متوسط چه سهمی از هزینه هایش را برای قبض گاز پرداخت می کند، این رقم بسیار ناچیز است.

وی ادامه داد: اگر متوسط قبض گاز یک خانوار 100 یا 200 هزار تومان باشد، امروز با این مبلغ حتی یک ساندویچ هم نمی توان خرید.

اورعی درباره قیمت گازوئیل نیز گفت: دولت قیمت گازوئیل را 300 تومان تعیین کرده، در حالی که به گفته وی، قیمت آن در آن سوی مرز می تواند به حدود 200 هزار تومان برسد. وقتی 300 تومان را در کنار 200 هزار تومان قرار می دهید، عملا با کالایی مواجه هستید که تقریبا مجانی عرضه می شود.

برق 121 تومانی برای یک بخش و چند هزار تومانی برای بخش دیگر

اورعی درخصوص قیمت برق نیز اظهار کرد: برق شرایط مشابهی دارد. دولت در بخش خانگی و کشاورزی به طور متوسط حدود 121 تومان برای هر کیلووات ساعت دریافت می کند، در حالی که قیمت تمام شده برق را بالاتر از 5 هزار تومان و در محدوده 5 تا 10 هزار تومان برآورد می کنند.

وی گفت: در نتیجه، برق و گاز در بخش های غیر صنعتی تقریبا مجانی هستند، اما دولت در بخش صنعتی می گوید قیمت باید آزاد و مبتنی بر بازار باشد.

اورعی ادامه داد: در بازار خرید برق صنایع نیز در تابستان امسال، یعنی حدود 3 هفته پیش، قیمت به بیش از 2 هزار تومان رسید؛ بازاری که در آن نقش دولت کمتر است.

گوجه فرنگی ارزان تولید می شود، اما برق کارخانه رب گران است

استاد دانشگاه صنعتی شریف درباره پیامدهای این دوگانگی در قیمت گذاری انرژی، به یک مثال از بخش کشاورزی و صنعت اشاره کرد و گفت: فرض کنید فردی گوجه فرنگی تولید می کند. برای چاه آب خود پمپ گذاشته و برای آبیاری گوجه فرنگی برق مصرف می کند و هر کیلووات ساعت برق را با قیمت 121 تومان دریافت می کند.

وی افزود: همین گوجه فرنگی وقتی به کارخانه رب می رسد، کارخانه باید برق مورد نیاز خود را با قیمت بسیار بالاتری خریداری کند؛ به گفته وی، حتی بیش از 20 هزار تومان برای هر کیلووات ساعت.

اورعی تاکید کرد: عقل و منطق این وضعیت کجاست؟ من درباره ایرادهای ذاتی بازار انرژی صحبت می کنم. اینها اشکالات زیربنایی است که تاکنون کسی به اندازه کافی به آنها نپرداخته است.

وی در ادامه مثال دیگری از بخش کشاورزی مطرح کرد و گفت: فردی در منطقه ای در آذربایجان، در نزدیکی مرز، گلخانه ای به مساحت حدود 30 هکتار ایجاد کرده و در آن فلفل، گوجه فرنگی، خیار و محصولات دیگر تولید می کند. تا سال گذشته نرخ گاز برای او حدود 75 تومان به ازای هر متر مکعب بوده است.

اورعی ادامه داد: این فرد گاز را با قیمت بسیار پایین دریافت می کند و محصول خود را به روسیه و دیگر کشورها صادر می کند و ارز به دست می آورد. معنای این وضعیت آن است که من و شما هزینه گاز را پرداخت می کنیم و او درآمد حاصل از فروش گوجه و خیار را دریافت می کند.

وی تصریح کرد: وقتی دولت از ابتدا تا انتهای بازار انرژی، از عرضه و تولید گرفته تا انتقال، توزیع و قیمت گذاری را در اختیار داشته باشد، نتیجه چیزی غیر از این نخواهد بود.

افزایش قیمت بنزین از 5 هزار به 10 هزار تومان بحران انرژی را حل نمی کند

اورعی در پاسخ به سوال خبرنگار رکنا درباره اینکه آیا افزایش قیمت بنزین از 5 هزار تومان به 10 هزار تومان می تواند مسئله انرژی را حل کند، گفت: قطعا خیر. ابعاد فاجعه و مشکل بسیار بزرگ تر از ابزاری است که برای حل آن استفاده می کنیم.

وی برای توضیح این موضوع گفت: این کار مانند آن است که یک کوه بزرگ مقابل شما باشد و یک بیل به دست فردی بدهید و از او بخواهید کوه را جابه جا کند.

استاد دانشگاه صنعتی شریف افزود: نحوه اجرای اصلاح قیمت بنزین نشان دهنده میزان درک ابعاد مشکل و همچنین میزان شهامت دولت برای اتخاذ تصمیمات اساسی است.

فقط 15 درصد بنزین با نرخ سهمیه سوم گران شده است

اورعی درباره سهمیه سوم بنزین اظهار کرد: سهمیه سوم که قیمت آن از 5 هزار تومان به 10 هزار تومان رسیده، تنها حدود 15 درصد بنزین را شامل می شود. یعنی فقط قیمت 15 درصد بنزین از 5 هزار تومان به 10 هزار تومان افزایش پیدا کرده است.

وی ادامه داد: حتی برای همین میزان افزایش قیمت نیز تصمیم گیری به شکلی انجام می شود که دولت تلاش می کند همه را راضی نگه دارد و در نهایت مسائل اقتصادی تحت تاثیر ملاحظات سیاسی قرار می گیرند.

اورعی با اشاره به تغییرات و اظهارات متناقض درباره قیمت بنزین در برخی مناطق گفت: وقتی یک روز عددی مانند 87 هزار تومان مطرح می شود و صبح روز بعد اعلام می شود که اشتباه شده و دوباره قیمت به 5 هزار تومان بازمی گردد، نشان می دهد در تصمیم گیری ها تا چه اندازه ملاحظات مختلف دخالت دارد.

کاش رئیس جمهور می گفت پول اضافه بنزین کجا هزینه می شود

اورعی درباره راهکار ایجاد همراهی اجتماعی با افزایش قیمت انرژی گفت: ای کاش رئیس جمهور می آمد و به مردم صریح می گفت اگر قیمت بنزین را از 5 هزار تومان به 10 هزار تومان افزایش می دهم، روزانه یا ماهانه چه مقدار پول بیشتری از شما دریافت می کنم و این پول دقیقا کجا هزینه خواهد شد.

وی افزود: برای مثال اعلام می کرد که با این درآمد، 4 دستگاه اتوبوس برای تهران خریداری می کنم یا در حوزه حمل و نقل عمومی، مترو و زیرساخت های شهری هزینه می کنم و بعد نیز مردم نتیجه این هزینه کرد را به صورت شفاف می دیدند.

قبل از اصلاح قیمت، باید دولتی بودن انرژی اصلاح شود

اورعی تاکید کرد: قبل از اینکه بخواهیم قیمت ها را اصلاح کنیم، باید مسئله دولتی بودن انرژی را اصلاح کنیم.

وی گفت: مسئله این است که اصلا نگاه تصمیم گیران به کاهش مصرف نیست. اگر اجازه ندهیم بازار شکل بگیرد و دولت به تدریج از این بازار کنار برود، تمام پولی که مردم پرداخت می کنند در واقع صرف هزینه ناکارآمدی دولت خواهد شد.

چرا فردی که 600 هزار تومان انعام می دهد باید بنزین ارزان بزند؟

اورعی درباره یکسان بودن نرخ بنزین برای اقشار مختلف جامعه گفت: اگر قیمت بنزین در سهمیه سوم را 10 هزار تومان در نظر بگیریم، من با خودروی خودم حدود 600 هزار تومان برای یک باک بنزین پرداخت می کنم. در انگلستان برای همین خودرو باید حدود 120 پوند پرداخت کنم و با اطمینان می گویم 600 هزار تومان در ایران ارزشش کمتر از 120 پوند در انگلستان است.

وی ادامه داد: در عین حال، اگر به 3 دهک بالای جامعه نگاه کنید، افرادی هستند که هنگام رفتن به رستوران 600 هزار تومان انعام می دهند؛ یعنی مبلغی معادل هزینه 50 لیتر بنزین.

اورعی پرسید: کسی که 600 هزار تومان انعام می دهد، چرا باید بنزین را با یک نرخ واحد دریافت کند؟ چرا نباید برای این فرد بنزین با قیمت بالاتری عرضه شود و در مقابل، از اقشار آسیب پذیر حمایت شود؟

وی تصریح کرد: قانون اقتصاد همین را می گوید؛ کالا را با قیمت واقعی مبادله کنید، در بازار دخالت نکنید و بعد از اقشار آسیب پذیر حمایت کنید.

اورعی تاکید کرد: من نمی گویم فقیر نداریم یا کسی نباید حمایت شود؛ اتفاقا باید از افراد نیازمند حمایت کرد. اما چرا دهک های 9 و 10 باید بنزین، گاز و برق را تقریبا مجانی دریافت کنند؟

حل بحران انرژی حداقل یک برنامه 10 ساله می خواهد

اورعی درباره زمان مورد نیاز برای اصلاح وضعیت انرژی کشور گفت: انرژی چیزی نیست که امشب درباره آن تصمیم بگیرید و فردا مشکلش حل شود. انرژی یک فرآیند طولانی است و کشور حداقل به یک سیاست انرژی 10 ساله نیاز دارد.

وی افزود: اگر امروز کسی بخواهد به معنای واقعی و بدون سیاسی کاری مسئله انرژی را حل کند، در بهترین حالت 10 سال دیگر می توان انتظار داشت که سیستم به تعادل برسد.

استاد دانشگاه صنعتی شریف ادامه داد: تاکنون هیچ دولتی را ندیده ام که حداقل شرایط لازم از جمله کفایت، درایت، صداقت و شجاعت را داشته باشد و بتواند یک برنامه سیاست انرژی ارائه کند که تضمین کند 10 سال دیگر شرایط اصلاح خواهد شد.

اورعی با این حال تاکید کرد که این مسئله به معنای غیر قابل حل بودن بحران انرژی نیست.

برای روزانه 20 تا 30 میلیون لیتر، دیگر به سختی می توان گفت قاچاق

اورعی در پاسخ به سوال خبرنگار رکنا درباره خروج سوخت از کشور گفت: دیگر برای روزانه 20 تا 30 میلیون لیتر، به سختی می توان از واژه «قاچاق» استفاده کرد.

وی در ادامه از تعبیر «صادرات حکومتی» استفاده کرد و گفت: بخشی از این سوخت توسط دولت صادر می شود و سهم آن به خزانه می رود. من این واژه «صادرات حکومتی» را به کار می برم، چون از نظر من می تواند تعبیر مناسبی باشد.

اورعی توضیح داد: این صادرات، صادرات مردمی نیست، چون مردم نقشی در این ماجرا ندارند. از سوی دیگر، آن را به معنای دقیق کلمه صادرات دولتی هم نمی دانم، چون پول آن لزوما در قالب بودجه دولت وارد نمی شود. بنابراین من آن را «صادرات حکومتی» می نامم.

مشکل مردم با افزایش قیمت انرژی، «بی اعتمادی» است

اورعی درباره علت همراهی نکردن جامعه با افزایش قیمت بنزین و سایر حامل های انرژی گفت: اولا توضیح کافی به مردم داده نمی شود و دوم اینکه اعتماد وجود ندارد.

وی افزود: وقتی با مردم صحبت می کنم، بسیاری از آنها می گویند پولی که از افزایش قیمت بنزین دریافت می شود در جای دیگری هزینه خواهد شد. ممکن است این تصور درست یا غلط باشد، اما مسئله مهم این است که مردم چنین تصوری دارند.

اورعی تاکید کرد: اگر دولت اعلام کند که این هفته نسبت به هفته گذشته، به عنوان مثال 100 تومان بیشتر از هر فرد دریافت می کند و دقیقا مشخص کند این 100 تومان صرف چه کاری می شود و هفته بعد نتیجه را به مردم نشان دهد، شرایط متفاوت خواهد بود.

وی افزود: برای مثال، دولت می تواند اعلام کند با این منابع اتوبوس خریداری شده، خط مترو توسعه یافته یا منابع مشخصی برای یک نیاز اجتماعی هزینه شده است. مردم باید نتیجه هزینه کرد را ببینند.

مردم به مالیات هم اعتماد ندارند

اورعی در پاسخ به سوال خبرنگار درباره رابطه اعتماد عمومی با سیاست های اقتصادی گفت: چرا بسیاری از مردم در ایران تلاش می کنند مالیات ندهند؟ چون به درست یا غلط اعتماد ندارند که مالیات پرداختی آنها صرف ارتقای مدرسه فرزندشان، اصلاح جاده، آسفالت و خدمات عمومی شود.

وی ادامه داد: باید از یک نقطه شروع کنیم و سرمایه اجتماعی از دست رفته را به تدریج بازسازی کنیم. خود موضوع بنزین نیز اگر به روش درست اجرا شود، می تواند فرصتی برای بازسازی این سرمایه اجتماعی باشد؛ اما متاسفانه تاکنون چنین روشی را ندیده ایم.

«مردم ایران حاضرند بیشتر برای بنزین پول بدهند، اگر بدانند پول کجا هزینه می شود»

اورعی درباره اینکه چگونه می توان اعتماد عمومی را برای اجرای اصلاحات قیمتی جلب کرد، گفت: وقتی گفته می شود پولی که از بنزین دریافت می کنیم صرف «معیشت مردم» می شود، این عبارت بیش از حد کلی است و برای مردم قابل لمس نیست.

وی تاکید کرد: اگر قرار است اعتماد اجتماعی بازسازی شود، باید عدد و رقم مشخص ارائه شود. مثلا گفته شود این هفته قرار است 100 تومان بیشتر از مردم دریافت شود، با این پول چه میزان برنج وارد می کنیم، چه میزان خریداری می کنیم و چه مقدار از آن را برای دهک های 1، 2 و 3 در استان هایی مانند سیستان و بلوچستان اختصاص می دهیم.

اورعی افزود: حتی می توان نتایج این اقدامات را به مردم نشان داد تا جامعه ببیند منابع افزایش قیمت انرژی دقیقا کجا هزینه شده است.

وی گفت: اگر سیاست های اقتصادی درست، همزمان با سیاست های اجتماعی و فرهنگی درست اجرا شود، مردم ایران مردم بدی نیستند و بخش بزرگی از آنها حاضرند پول بیشتری برای بنزین پرداخت کنند؛ به شرط آنکه باور داشته باشند این پول واقعا صرف بهبود زندگی مردم و کمک به اقشار محروم می شود.

استاد دانشگاه صنعتی شریف در پایان گفت: اگر به مردم گفته شود افزایش پرداخت آنها باعث می شود بخشی از محرومان، برای مثال در سیستان و بلوچستان، یک وعده غذای مناسب داشته باشند و مردم نتیجه آن را ببینند، همراهی اجتماعی شکل می گیرد. مسئله این است که امروز چنین اعتمادی وجود ندارد و مردم باور نمی کنند که پول پرداختی آنها دقیقا در همان مسیری که اعلام می شود هزینه خواهد شد.

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1246749
  • فیلم تماس تلفنی گلایه آمیز قاتل امیرحسین عجم از داخل زندان با همسرش / چرا پشت سر من با رکنا مصاحبه کردی ؟!