فیلم گفتگو و عکس ها / آخرین تماس قاتل دختر دانشجوی  دندانپزشکی قزوین : من و سمیرا نباید زنده بمانیم / مادر سمیرا : با سه گلوله دخترم را و با یک گلوله خودش را کشت
تبلیغات

به گزارش اختصاصی رکنا، 11 خردادماه خبر قتل دردناک یک دانشجوی دندانپزشکی در یکی از دانشگاه‌های قزوین بازتاب گسترده‌ای در فضای رسانه‌ای و افکار عمومی داشت. در اطلاعات اولیه منتشر شده عنوان شده بود مردی جوان پس از ورود به محیط دانشگاه، همسرش را با شلیک گلوله به قتل رسانده و سپس به زندگی خود پایان داده است. همچنین گفته می‌شد این زوج به دلیل اختلافات خانوادگی در آستانه جدایی قرار داشتند.

اکنون در ادامه پیگیری‌های رکنا، مادر سمیرا، دانشجوی جوانی که قربانی این جنایت شد، در گفت‌وگویی اختصاصی از ناگفته‌های زندگی دخترش و تهدیدهایی سخن گفته که به گفته او ماه‌ها پیش از وقوع حادثه آغاز شده بود.

گفتگو با مادر سمیرا ساکی دختر خوزستانی تبار دانشجوی دندانپزشکی دانشگاه قزوین

مادر سمیرا با صدایی بغض آلود می‌گوید: دخترم متولد سال ۱۳۷۵ بود. از همان سال‌های جوانی درس‌خوان، پرتلاش و سرشار از آرزو بود. در رشته میکروبیولوژی تحصیل می‌کرد و بعدها مسیر زندگی‌اش تغییر کرد. خواستگارش پسرعمویش بود. ما تصور می‌کردیم چون از خانواده خودمان است، زندگی آرام و مطمئنی خواهند داشت. بزرگ‌ترهای فامیل پیشنهاد دادند برای ادامه تحصیل به خارج از کشور بروند و قرار بود هزینه‌های هر کدام را خانواده خودشان تأمین کنند.

او ادامه می‌دهد: اما بعد از رفتن به روسیه، شرایط تغییر کرد. دخترم در مسکو زندگی می‌کرد و به مرور رفتارهای همسرش خشن‌تر شد. بارها مورد ضرب و شتم قرار گرفت. با مشت به صورتش می‌زد. تحمل این شرایط برای سمیرا سخت بود و در نهایت به ایران بازگشت و مدتی نزد ما زندگی کرد. بعد از آن تصمیم گرفت از همسرش جدا شود و درخواست طلاق داد.

به گفته مادر مقتول، پس از مطرح شدن موضوع طلاق، تهدیدها شدت گرفت: مدام می‌گفت اسلحه جنگی تهیه کرده و سمیرا، من و خواهرش را خواهد کشت. حتی چند بار به دانشگاه رفت و دخترم را تهدید کرد. سمیرا به شدت ترسیده بود. یک بار دوستانش او را از دانشگاه خارج کردند تا از دسترس او دور بماند.

مادر سمیرا درباره ساعات منتهی به وقوع حادثه نیز می‌گوید: شب قبل از قتل تا ساعت 2:30 صبح (11خرداد)با دخترم صحبت می‌کردم. نگرانش بودم و مدام از او می‌خواستم مراقب خودش باشد. اما او حاضر نبود درس و دانشگاهش را رها کند. همان شب، همسرش با اعضای خانواده خود تماس گرفته و از آن‌ها حلالیت طلبیده بود. حتی به برادرانش گفته بود کلیدها و وسایلش را تحویل بگیرند چون قصد دارد نقشه‌ای را که قبلاً گفته بود، عملی کند.

او با انتقاد از بی‌توجهی اطرافیان ضارب می‌گوید: اگر همان موقع کسی این تهدیدها را جدی می‌گرفت و به ما اطلاع می‌داد، شاید امروز دخترم زنده بود.

مادر سمیرا در ادامه، لحظات وقوع جنایت را چنین روایت می‌کند: سمیرا در بخش تشخیص دهان مشغول رسیدگی به بیمار بود که ناگهان همسرش وارد دانشگاه شد. به او گفته بود از اتاق بیرون بیاید. احتمالاً می‌خواست او را به محوطه دانشگاه ببرد تا کسی مانعش نشود. اما دخترم مقاومت کرد و از او خواست آرامش خود را حفظ کند و در محیط دانشگاه جنجال به پا نکند. چند قدم عقب رفت و خواهش کرد رهایش کند. اما ناگهان شلیک‌ها آغاز شد.

او با گریه ادامه میدهد: گلوله اول به پهلوی دخترم اصابت کرد. بعد شلیک دوم، سوم و چهارم. سمیرا همان‌جا روی زمین افتاد. هنوز نمی‌توانم باور کنم دخترم که تمام زندگی‌اش درس، تلاش و آرزو بود، این‌گونه از ما گرفته شد.بعد از اینکه دخترم را به گلوله بست، اسلحه را به سمت سر خودش گرفت و شلیک کرد و به زندگی خودش پایان داد.

مادر این دانشجوی جوان در پایان می‌گوید: تنها خواسته من این است که مظلومیت دخترم فراموش نشود. سمیرا هیچ جرمی نداشت. او فقط می‌خواست زندگی کند، درس بخواند و به آرزوهایش برسد. امیدوارم همه بدانند که دخترم به ناحق کشته شد.

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات