آخرین حرف های قاتل کنگانی قبل از مرگ / فقط خط و نشان!+ ترجمه صوت عربی قاتل
حجم ویدیو: 57.94M | مدت زمان ویدیو: 00:08:59

به گزارش رکنا،عامل قتل عام کنگان که با قتل های پی در پی در این شهرستان چند روزی رعب و وحشت به این شهر آورد بالاخره به ضرب گلوله ماموران پلیس کشته شد.

او  قبل از این که به دام مامورن بیفتد در صوت هایی که منتشر کرد انگیزه های خود را از جنایت هایی که مرتکب می شد عنوان کرد.در این گزارش آخرین حرف های این قاتل بی رحم را از زبان خودش بخوانید.

عامل قتل عام کنگان یک زندگی ساده دوست داشت

اسم من عبدالودود است و این اسم هایی است که من دوست ندارم و فقط برای معرفی آدم هاست.که همدیگر را بشناسند.
من یک زندگی عادی و ساده را دوست داشتم ولی ظلم هایی به من شد.من نه ظالمم و نه دزد و ترسو هستم اما مردمذ به من ظلم کردند.27 سال از بهترین سال های زندگی ام در زندان گذشت و بعد از این سال ها به خاطر مادر و خانواداه و دوستان و فامیل ها دودست داشتم یک زندگی ساده داشته باشم.
ما در خانه ای 300 متری زندگی می کنیم و ما خانواده معروفی هستیم.من آدم پولداری هستم و هر جای دنیا دلم بخواهد می توانم زندگی کنم و هر جایی می توانم زندگی کنم.صدها خانه دارم و به جز چین و کره هر جای دیگری می روم.
من کوچکترین اهانتی به کسی نکرده ام چون در خانواده باادبی بزرگ شدم و سعی کردم مشکلی ایجاد نکنم.ولی نشد.چون وقتی چیزی ببینی و ساکت بمانی یعنی آدم ترسویی هستی.برای همین قرار گذاشت ساکت ننشینم.
هر تعدی و تجاوز ی به من و خانواده ام بشود تحمل نمی کنم و این روش زندگی من است.هر که دوست دارد،دوست داشته باشد و هر که دوست نداشته باشد سرش را به دیوار بزند!
اگر هم کسی می خواهد مقل باشد این گوی و این میدان.من در دیر هستم.کوچک ترین خیانت را نمی توانم تحمل کنم جتی اگر برادرن انجام دهد،او را می کشم.اگر کسی پشت سرم حرفی بزند ساکت نمی نشینم.

کینه 35 ساله قاتل کنگانی


مردم به من ظلم کردند.15 یا 16 ساله بودم که آن موقع پدرم هنوز حاجی نشده بود.ما با برادرانم که روی چشم من جا دارند و یک خانواده که دوست پدرم بود در حسن آباد زندگی می کردیم.یکی دیگر از دوستان پدرم از ما 200 هزار تومان قرض کرد و به کنگان آمد.می گفت شنیده کنگان خوب است و دلش می خواست بیاید اما پول نداشت.وقتی امد ما با آنه مشکلی نداشتیم.تا اینکه یک روز بچه هایش با پسررادرم جر و بحث کردندو یکی چاقو کشید و یکی خون دماغ شد.بعد با هم درگیر شدند و بزرگترها آمدند و گفتند چرا این کارها را کردید؟آن روز من با پسربرادرم دعوا کردم و حتی به او سیلی زدم.اما آنها به من احترام نگذاشتند و شب سی نفری با چوب و چماق به خانه ما ریختند.من می گفتم بگذارید گفتگو کنیم اما آنها با چوب و چماق به من حمله کردند.بعد من را داخل ماشین کردند و به پاسگاه بردند.در پاسگاه دستم را شکستند.باز هم دست بردار نبودند و چند بار دیگر به خانه مان حمله می کردند.با اینکه خانه حرمت دارد.زن برادرم از این حمله ها می ترسید و آخر سر به خاطر ترس فوت کرد.

برای انتقام  خون زن برادرم آدم می کشم


آن سی نفر خانه فساد درست کردند.اختلافات ما با آنها همین اختلافات طایفه ای است.حالا هم در دیر هستم و فرار نمی کنم.کسی به من تعدی کند جوابش را می دهم.الان در بازارها و لنج هستم.اول ماسک می زدم اما الاان باموتور و چهره باز تردد می کنم.بعضی مردم فهمیدند که چه کارهایی می خواهم انجام دهم و همه این کارها مربوط به همان خانه فساد است.اگر این خانه فساد نبودم من می گذشتم.اما باید با آنها تسویه حساب کنم.خانه آن 30 نفر را بلدم و از آنها نمی گذرم چون باعث مرگ زن داداشم شدند.
من آنها را در خانه هایشان نمی شم چون خانه حرمت دارد و من مثل آنها حرمت خانه را نمی شکنم.اما هر جایی بشود آنها را می کشم.من مجهز به تمام اسلحه ها هستم.
احساس می کنم دیگر زمان مرگ من رسیده است و به پسران برادرانم و پسران خواهرانم سفارش می کنم که برایم قبری حفاری کنند.
من دیگر به کسانی که به من تعدی کنند رحم نمی کنم.

عامل قتل عام کنگان که دخترعموها و دیگر اعضای فامیلش را کشته بود در ترفند پلیسی به مقر پلیس منطقه سنگان کنگان کشانده شد و با شلیک یک گلوله پلیس تک تیرانداز به هلاکت رسید.
آخرین قیمت های بازار ایران را اینجا کلیک کنید.

آیا این خبر مفید بود؟