معصومه عطایی زن اسید سوخته از نوید محمدزاده تقاضای کمک کرد+ جزییات
حجم ویدیو: 100.07M | مدت زمان ویدیو: 00:09:59

نام معصومه عطایی که یک قربانی اسیدپاشی است،به عنوان یک بانوی موفق شناخته شده است و آوازه نامش به عنوان فردی که حتی یک فاجعه هم نتوانست او را از پا در آورد و از زندگی ناامید کند،آوازه بلندی است.

به گزارش خبرنگار رکنا،نابینایی برای کسی که قریب به سی سال بینایی داشته است،چیزی فراتر از یک فاجعه است.حادثه ای است که حتی اگر زندگی فرد را فلج و او را خانه نشین کند،کسی به آن فرد خرده نمی گیرد.اما معصومه عطایی،قهرمان زندگی خودش شد و حالا به نابینایان دیگر هم آموزش های مختلف می دهد و کمک می کند.

پدرشوهرم به من اسید کادو داد

12 شهریور ماه سال 89 آخرین روزی بود که معصومه دنیا را دید و به چهره پسرکش زل زد.غروب آفتاب آن روز آخرین غروبی بود که معصومه در یاد دارد و از آن روز به بعد دنیا برای او تیره و تار شد.

معصومه که حالا 37 سال دارد،هنوز هم با گذشت ده سال با یادآوری آن روز وحشتناک اشک می ریزد.

او می گوید:«یک سال و نیم بود که از همسرم جدا شده بودم.حضانت پسرم با من بود و پدرش اجازه داشت که هر دو هفته یک بار او را ببیند.اما برای دیدن پسرمان اشتیاقی نشان نمی داد.پدرهمسرم بر خلاف خود او،می گفت که دوست دارد پسرم را ببیند.برای همین هر چند وقت یک بار به دیدن او می آمد، برایش هدیه می خرید و با هم به گردش می رفتیم.»

پدرشوهر سابق معصومه بارها از او خواسته بود به سر خانه و زندگی اش برگردد:«بعد از جدا شدن من از همسرم،او گرفتار اعتیاد شده بود.پدرش عقیده داشت که طلاقمان باعث شده این اتفاق بیفتد و از من می خواست به زندگی برگردم تا به همسرم کمک کنم.اما من دلم نمی خواست بار دیگر به آن زندگی بازگردم.دیپلم هنرهای تجسمی داشتم و کارهای هنری می کردم.آرایشگری یاد گرفته بودم و زندگی ام را می گذراندم و نمی خواستم آرامشم خراب شود.»

وقتی پدر همسر معصومه از بازگرداندن او به زندگی مشترک با پسرش ناامید شد،نقشه هولناکی کشید:«روز حادثه پدرهمسرم به من گفت که می خواهد من و پسرم را به گردش ببرد.آن روز با هم پارک رفتیم و چند ساعتی بیرون از خانه با هم بودیم.آخر شب که به خانه برگشتیم،پسرم در ماشین خوابش برده بود.پدرشوهرم گفت که برای او کادو خریده است.گفتم اجازه بده او را سرجایش بخوابانم و بعد دوباره می آیم هدیه را می گیرم.وقتی دوباره مقابل خانه آمدم،پدرشوهرم کنار ماشینش ایستاده بود.یک جعبه کادوپیچ از صندوق عقب در آورده بود که در دستش بود.داشت کادو را باز می کرد.به من گفت چشم هایت را ببند،می خواهم به تو نشان بدهم که چه چیزی برای او خریده ام.من هم چشمانم را بستم.»

و آخرین تصویری که معصومه در ذهنش دارد،کادویی است که پدرشوهرش در دست داشت.زن جوان فکرش را هم نمی کرد،پدرشوهر سابقش برای او اسید،تحفه آورده باشد:«همانطور که چشمانم بسته بود سوزش شدیدی در صورتم حس کردم و جیغ کشیدم.صدای گاز دادن ماشین پدرشوهرم را شنیدم که رفت.خانواده ام از شنیدن صدای جیغ و فریاد من از خواب بیدار شدند و به حیاط آمدند.روی صورتم آب ریختند.حس می کردم که لباس هایم داشتند تکه تکه می شدند.سریع من را به بیمارستان منتقل کردند.فکرش را هم نمی کردم چنین بلایی سرم آمده باشد.تصور می کردم که پدرشوهرم من را با آب جوش سوزانده باشد.در بیمارستان متوجه شدم که با اسید من را سوزانده است.»

معصومه عطایی از قصاص چشم اسیدپاش گذشت

متهم همان شب در اطراف شهر دستگیر شد و در اعترافات اولیه خود به اسیدپاشی روی عروس سابقش اعتراف کرد.او انگیزه خود را از این جنایت،انتقام از زن جوان مطرح کرد چون او را مقصر نابود شدن زندگی پسرش می دانست.

اما در اظهارات بعدی و در دادگاه،متهم در حرف های ضد و نقیض ادعا کرد که قصد اسیدپاشی نداشته است.با این حال دادگاه با استناد شهادت شهود و ادله موجود وی را محکوم به قصاص دو چشم و پرداخت دیه و تحمل حبس کرد.

در حالی که متهم در یک قدمی اجرای حکم قرار داشت،معصومه از قصاص چشم های متهم اعلام گذشت کرد.

او درباره این تصمیم خود اینطور توضیح داد:«من هرگز نام این اقدام خودم را بخشش نمی گذارم.بعد از صدور حکم باز هم از سوی خانواده همسر سابقم مورد تهدید قرار می گرفتم.به من می گفتند بلایی که سر تو آمده چیزی نیست،منتظر باش که بدتر از این بر سر پسرت بیاید.بعد با اینکه تا آن زمان تقاضای دیدار پسرم را نکرده بودند اما همسر سابقم اقدام قانونی برای گرفتن حضانت پسرم را کرد.من یک بار به تهدیدهای این خانواده بی تفاوتی کرده بودم و چنین بلایی سرم آمده بود.برای همین حضانت بی قید و شرط پسرم را گرفتم و از قصاص چشم های متهم پرونده ام گذشت کردم.»

متهم بعد از تحمل مدتی حبس،از زندان آزاد شد.اما طعم آزادی هنوز به خوبی زیر زبانش مزه نکرده بود که سکته قلبی،سبب مرگ او شد.حالا معصومه مانده بود و زندگی ای که باید با آن کنار می آمد.

معصومه عطایی : دو میلیارد تومان تا بینایی دوباره

معصومه در گیر و دار درمان،هنوز هم به برگشت بینایی اش امید دارد.پزشکان به او این نوید را داده اند که با عزیمت به بیمارستانی در خارج از کشور، می تواند با جراحی روی چشم چپش،بینایی این چشم را به دست بیاورد.

چون عصب این چشم هنوز بینایی دارد.اما هزینه عمل جراحی به حدی بالاست که معصومه تا به حال اقدامی برای این جراحی انجام نداده است.

معصومه از اعداد و ارقامی برای بازگشت سلامتی اش حرف می زند که ما با یک حساب سرانگشتی به رقم دو میلیارد تومان می رسیم.

معصومه از دنیای تاریکی تا به دست آوردن بینایی چشمانش تنها دو میلیارد تومان فاصله دارد.گمان می کنم این رقم به دیدن نور و رنگ و روشنی می ارزد.

معصومه عطایی از نوید محمدزاده کمک خواست

معصومه عطایی روز گذشته در یک پست اینستاگرام بار دیگر از نوید محمد و رضا درمیشیان برای تامین این هزینه طلب کمک کرد.

او با دعوت نیکوکاران برای تامین هزینه جراحی اش در پست خود نوشت:«اگر در یک کمپین 100 هزار نفری،هر کس 20 هزار تومان به من کمک کند هزنه این جراحی تامین می شود.»در صورت تمایل برای کمک به معصومه عطایی کمک های نقدی خود را به شماره حساب های زیر واریز نمایید.

شماره کارت : 6221061220374591

شماره حساب : 470976531609

آخرین قیمت های بازار ایران را اینجا کلیک کنید.

 

آیا این خبر مفید بود؟