به گزارش رکنا، زن 38 ساله که برای رهایی از زندگی بی سر و سامانش راهی کلانتری شده بود درباره سرگذشت خود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری شهرک ناجای مشهد گفت: وقتی تحصیلاتم در مقطع راهنمایی به پایان رسید دیگر ادامه تحصیل ندادم چرا که علاقه ای به درس نداشتم. بعد از آن در کنار مادرم به امور خانه داری پرداختم تا این که 15 سال قبل یکی از بستگان دور پدرم به خواستگاری ام آمد.

آن زمان شرایط ازدواج برایم مهیا بود و من هم با توصیه خانواده ام با «شهروز» ازدواج کردم. از همان روزهای آغازین زندگی مشترک به پرستاری از مادرشوهر بیمارم پرداختم تا احساس تنهایی نکند حتی زمانی که پسرم را باردار بودم نیز به مراقبت از مادرشوهرم ادامه دادم اما بعد از فوت مادرشوهرم زندگی من نیز تغییر کرد چرا که شوهرم نسبت به من بی تفاوت شده بود و هیچ احساس مسئولیتی نمی کرد .من هم به دلیل مشکلات مالی مجبور شدم در بیرون از منزل کار کنم.

برای آن که درآمدی داشته باشم از هیچ فعالیتی کوتاهی نمی کردم. ابتدا به پرستاری از دو کودکی پرداختم که مادرشان را از دست داده بودند و بعد از آن هم به عنوان خدمتکار در یک شرکت خصوصی مشغول کار شدم. شهروز با کار کردن من در بیرون از منزل مشکلی نداشت اما همواره با خانواده ام درگیر می شد و به من ناسزا می گفت .

کار به جایی رسید که دیگر نه تنها مدام کتکم می زد بلکه تهمت های زشت و ناروایی را به من نسبت می داد که از شنیدن آن زجرکش می شدم. وقتی دخترم به دنیا آمد همسرم با این بهانه که «دختر دوست ندارد!» مرا به باد کتک می گرفت که چرا جنینم را سقط نکردم. من هم همواره برای حفظ زندگی ام همه این رفتارهای زشت را تحمل می کردم تا جایی که روزی چند بار کتک می خوردم. هر بار مرا از خانه بیرون می کرد و من بعد از چند روز دوباره به خاطر فرزندانم به خانه ام باز می گشتم و به خانواده ام چیزی نمی گفتم. اکنون نیز با سوءظن و تهمت هایش مدعی ارتباط من با افراد غریبه است به همین دلیل از 3 ماه قبل دیگر هیچ ارتباط عاطفی با هم نداریم و او هر روز با گذاشتن 10 هزار تومان هزینه زندگی روی اپن آشپزخانه بیرون می رود .

شایان ذکر است به دستور سرهنگ محمد فیاضی (رئیس کلانتری شهرک ناجا) رسیدگی به این پرونده توسط کارشناسان دایره مددکاری اجتماعی ادامه یافت.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

آیا این خبر مفید بود؟