مرد تاجر با مراجعه به پلیس از ماجرای دستبرد میلیونی دزدان به خانه اش پرده برداشت.

این مرد به ماموران گفت: برای برگزاری نمایشگاه کوچک طلا و جواهرات به اروپا رفته بودم تا اینکه روز گذشته وقتی به خانه برگشتم، متوجه دزدیده شدن طلاها و تعدادی فرش ابریشم از داخل خانه ام شدم.

وی افزود: بارها به خاطر تفریح و کار به سفر رفته ام و در این مدت نیز چون تنها زندگی میکنم، یک نظافتچی زن هفته ای یک بار به خانه ام می آید و کارهای خانه را انجام می دهد، اما فکر نمیکنم سرقت از سوی وی صورت گرفته باشد.

با این ادعاها، پلیس در نخستین قدم به خانه مرد تاجر رفته و در بررسی ها مشخص شد که دزدان با تخریب قفل درهای ورودی وارد خانه شده و دست به دزدی زده اند.

ماموران احتمال دادند سرقت از سوی زن نظافتچی صورت گرفته باشد و وی با تخریب و نقشه پردازی قصد گمراه کردن پلیس را دارد و در این مرحله اقدام به دستگیری «اکرم» 42 ساله کردند.

اکرم وقتی پلیس را پیش روی خود دید، شوکه شد و در حالی که اشک می ریخت، گفت: 32 ساله بودم که همسرم به خاطر بیماری اش به کام مرگ فرورفت و مسوولیت زندگی به دوش من افتاد.

چون نمی خواستم دست گدایی به سمت کسی دراز کنم، تصمیم به کار در خانه های مردم گرفتم و بدون خلاف و دزدی توانستم 2 دختر جوانم را به دانشگاه بفرستم و هزینه های زندگیمان را تامین کنم.

وی افزود: دزدی از خانه مرد تاجر کار من نیست، چون هم از سرقت میترسم هم اینکه نمیخواهم از راه خلاف پولدار شوم و زندگی بچه هایم را از پشت میله های زندان تماشا کنم.

ماموران وقتی در بازجویی های ویژه از زن نظافتچی به بن بست رسیدند، در شاخه دیگری به محله ای که خانه مرد تاجر هدف دزدان قرار گرفته بود، برگشته و شروع به شناسایی دوربین های مداربسته در این منطقه کردند.

پلیس با مشاهده فیلم های ضبط شده چند مغازه در نزدیکی خانه مرد تاجر، به تصویر دو مرد مرموز برخورد.

ماموران تصویر این 2 مرد را در سیستم اطلاعاتی پلیس بررسی کردند، اما هیچ ردی از آنها به دست نیامد و پلیس در گام بعدی تصویر آنها را در اختیار نیروهای گشتی خود قرار داد.تحقیقات پلیسی با گره کوری مواجه شده بود تا اینکه زن نظافتچی در تماس با پلیس سرنخ جدیدی در اختیار ماموران قرار داد.

«اکرم» به پلیس گفت: روز گذشته یکی از آشنایان سراغم آمد و با دادن یک میلیون تومان ادعا کرد که این پول حق من است.وی افزود: وقتی حرفهای «مجید» را شنیدم، به وی مشکوک شده و یادم آمد که چند بار درباره مرد تاجری که در خانه اش کار میکنم، سوال پرسید و احساس میکنم دزدی از سوی مجید صورت گرفته است.

ماموران با توجه به اطلاعات به دست آمده در این شاخه از تحقیقات، تصویر 2 مرد مرموز را پیش روی اکرم گذاشته و زن نظافتچی مجید را در این عکس ها شناسایی کرد.

همین سرنخ کافی بود تا تیم تجسس با راهنمایی اکرم مخفیگاه دزد آشنا را ردزنی کرده و یک ماه بعد در اقدامی غافلگیرانه مجید را دستگیر کند.مجید در بازجویی ها، ابتدا سعی کرد خود را بیگناه معرفی کند، اما وقتی مدارک و شواهد پلیسی را پیش روی خود دید، لب به اعتراف گشود.

دزد آشنا گفت: وقتی شنیدم اکرم در خانه یک مرد ثروتمند کار میکند، وسوسه شدم و هر بار که نزد اکرم میرفتم، درباره مرد تاجر صحبت میکردم و وی نیز که از ماجرا بی خبر بود، همه اطلاعات را در اختیارم می گذاشت تا اینکه متوجه سفر یک هفته ای مرد تاجر شدم.وی افزود: با اطلاع از خالی بودن خانه و به کمک یکی از دوستانم به خانه مرد ثروتمند رفتیم و پس از تخریب درها به راحتی دست به سرقت فرش های ابریشم و طلاهای داخل خانه اش زدیم.با فروش طلاها و فرش ها پول زیادی به دست آوردیم و برای کمک به زندگی اکرم تصمیم گرفتم یک میلیون تومان به وی بدهم، اما فکر نمیکردم این کارم باعث لو رفتن من شود، اما اکرم زن نجیب و مومنی بود و اصلا از اینکه من را لو داده است، ناراحت نیستم.ماموران خیلی زود سراغ همدست مجید در جنوب پایتخت رفته و «امیر» در حالی که مشغول کشیدن موادمخدر بود، دستگیر شد.

امیر وقتی دید مجید نیز دستگیر شده است، به ماموران گفت: پیش از سرقت چند بار اکرم را تعقیب کرده و آدرس خانه مرد ثروتمند را شناسایی کردم و با اطلاع از خالی بودن خانه، نقشه سرقت میلیونی مان را عملی کردیم.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

آیا این خبر مفید بود؟